با وجود آن که بخش عظیمی از گنجینه ی ادبی و فرهنگی هندوستان و به ویژه میراث مکتوب فارسی نویسان هندی در سال های اخیر، شناسایی و معرفی گردیده؛ ولیکن کم نیست آثار ادبی که در قالب نظم و نثر در شبه قاره پدید آمده و تا کنون ناشناخته باقی مانده است. یکی از آثار مجهول القدر و ارزنده، داستان عاشقانه ی شعله ی آه از غیوری دهلوی، نویسنده، دبیر و شاعر فارسی گوی شبه قاره ی در قرن دوازدهم هجری است. او از دبیران برجسته ی دوره ی شاه عالم دوم گورگانی بود که به دستور وی، داستان عشقی ملک محمد و شمسه بانو را از اردو به نثر مسجع آمیخته به نظم فارسی، در آورد و آن را شعله ی آه نامید و از آنجا که بخششی از ممدوح بدو نرسید، منظومه ای در دنباله ی آن به نام دود آه سرود. این پژوهش بر آن است تا برای نخستین بار به معرفی این نویسنده و شاعر شیعی شبه قاره و اثر ارزشمند او به نام شعله ی آه بپردازد. تنها نسخه ی باقی مانده از این اثر در ایران، نسخه ای عکسی است که در دانشگاه تهران موجود است و اصل آن نسخه در کتابخانه ی بادلیان انگلستان محفوظ است.
هر متنی با متون پیش از خود رابطه دارد و با آنها گفتگو می کند، و معنا در بافتی بینامتنی با ارجاع از متنی به متن دیگر شکل می گیرد. غزلیات شمس که حاصل مکاشفات و تجربه های معنوی مولوی است به شخصیت های قرآنی نیز می پردازد. مولوی ماجراهای پیامبران در قرآن را تنها رویدادی از آنِ گذشته نمی داند و معتقد است آن وقایع در سطحی دیگر برای کسانی که تشبه به احوال آنان دارند، روی می دهد. مولوی در غزلی که در این مقاله بررسی می شود، وقایع پیش آمده بر حضرت آدم را به گونه ای بیان می کند که می توان آن را زبان حال آدم دانست، یا گزارش تجربه راوی از آن ماجرا.
بر اساس نتایج این تحقیق، نسبت دو متن (قرآن و غزل مورد نظر) با یکدیگر نسبت میان مستعارله و مستعارمنه در استعاره فرض شده است، مستعارمنه یا بر مبنای اصطلاحات بینامتنی (زَبَرمتن)، متن غزل است و آیات قرآن با توجه به قراین، مستعارله یا بر مبنای اصطلاحات بینامتنی «زبر متن» در نظر گرفته شده است و آنگاه متن غزل با توجه به آیات، تفسیر و تحلیل شده است. از آنجا که زاویه دید این غزل اول شخص است راوی به احساسات و عواطف خود یا آدم نیز در شعر پرداخته است. سیر روایت این غزل بر مبنای محور عمودی با آیات مربوط به آدم در سوره بقره انطباق دارد، به گونه ای که علاوه بر موضوع اصلی، موضوع فرعی آن دو نیز به هم شباهت دارد.
برش های درون مصراعی یکی از تجلیات کمتر شناخته شده ی موسیقی شعر است که در صورت استفاده بجا از طریق ایجاد وقفه ها و درنگ های موسیقایی در لابه لای مصراع های شعری علاوه بر برجسته سازی زبان و نیز دیداری کردن شعر، طنین و آهنگ موسیقایی آن را نیز افزایش می دهد.شفیعی کدکنی به خصوص در آخرین دفترهای شعری اش از این شیوه به شکل گسترد ه ای استفاده کرده است.در این پژوهش که باهدف بررسی برش های درون مصراعی در شعر شفیعی کدکنی صورت گرفت مشخص شد در مجموعه ""هزاره ی دوم آهوی کوهی"" درمجموع 390 بار از برش های درون مصراعی استفاده شده است. البته پراکندگی این مقوله در دفترهای مختلف شعری یکسان نیست. از این میان« در ستایش کبوترها» 96 مورد(61/24%) بیشترین رقم را به خود اختصاص داده است و دفترهای ""مرثیه های سرو کاشمر"" با 85مورد (79/21%)""غزل برای گل آفتابگردان"" با 82 مورد( 02/ 21%) ""ستاره ی دنباله دار ""با66 مورد ( 93/16%) و خطی ز دل تنگی با 61 مورد( 64/15%) پس ازآن قرار می گیرند.طی این بررسی همچنین مشخص شد که برش های درون مصراعی در شعر شفیعی عمد تا با سه هدف ، تشدید طنین و ضرباهنگ موسیقیایی شعر، دیداری کردن شعر ونیز برجسته سازی سازه های نحوی صورت گرفته است.
استاد همایی را هر کس که با فرهنگ این مرز و بوم سروکار داشته و یا دارد می شناسد. استادان و فرهیختگانی همچون دکتر مهدی محقق، استاد ایرج افشار، آقایان هوشنگ اتحاد و دکتر نصری پژوهش هایی انجام داده و آثاری پدید آورده اند که نسل جوان امروز و نسل های آینده را با شخصیت والای استاد فقید آشنا می کند. اما اهدای مجموعه کتاب های چاپی به زبان فارسی و زبان های دیگر همچنین کتب چاپ سنگی استاد همایی از جانب خانواده فرهنگ دوست و دانش پرور ایشان به کتابخانه فرهنگستان زبان و ادب فارسی بهانه ای شد تا در ابعاد شخصیتی و اخلاقی آن دانشمند برجسته پژوهشی برای مطالعه پژوهشگران و دانشجویانی انجام گیرد که به احوال و آثار ایشان آشنایی کافی ندارند و شایسته است آگاه شوند که چه مقدمات و سوابقی آفریننده این گونه شخصیت هایی در فرهنگ ما بوده است.