لالا، دختر جوان مراکشی، چهره اصلی دومین داستان بیابان، رمان مشهور لوکلزیو ست. این شخصیت، مانند بیشتر قهرمانان لوکلزیو در دل طبیعت زندگی می کند، جایی که هیچ نشانی از تمدن نیست. لالا همواره ترجیح می دهد زندگی اش در حاشیه اجتماع و بیرون از قواعد اجتماعی باشد و بالاخره از هرآنچه که آزادی او را تهدید می کند می گریزد.علت رد مدرنیته و علاقه به طبیعت نزد لو کلزیو چیست؟ هدف از مقاله حاضر القای پاکی و بی گناهی شخصیت اصلی داستان است که در تضاد با نگرانی حاصل از خشونت دنیای مدرن انسان امروزی است. نویسنده خوشبختی واقعی را نزد انسان اولیه و دور از تمدن می یابد و نه انسان متمدن ودر مقاله حاضر نشان می دهیم چرا لو کلزیو زندگی در بیابان را به شهرهای بزرگ ترجیح می دهد.
غالباً متون برجسته ادبی علاوه بر زیبایی و خیال انگیزی، اثرگذار هستند. یکی از عوامل اثرگذاری و بلاغت کلام در این متون، چندبُعدی بودن معنای متن و تأویل پذیری آن است. در غزلیات حافظ، ابیات بسیاری دیده می شود که چندوجهی هستند و ظرفیت تأویل پذیری به دو یا چند معنای متمایز را دارند. در این مقاله، به روش توصیفی تحلیلی به این مسئله پرداخته می شود که حافظ با چه ابزارها، شگردها و تمهیداتی، سخنش را ذووجوه، چندمعنا و سرانجام، اثرگذار کرده است و آیا استفاده حافظ از این تمهیدات، آگاهانه و تعمدی بوده است! نتیجه بررسی ها نشان داد که برخی از شگردهای حافظ در ایجاد ظرفیت های معنایی و زایندگی متن، عبارتند از: استفاده از کلمات چندمعنایی، استفاده از کنایه ها در بسترهای تازه معنایی، شناور بودن معناهای مختلف در بافت کلّی کلام به سبب ساختارهای خاص نحوی، تعلیق معنا به دلیل دو یا چندوجهی بودن مرجع ضمیرها، امکان تبدیل ترکیب های اضافی و استفاده همزمان از ظرفیت های مختلف یاهای وحدت، نکره و مصدری. دیگر اینکه استفاده مکرر حافظ از این شگردها در ابیات متعدد، بیانگر تعمّد او در این کار و آگاهانه و هدفمند بودن حضور این تمهیدات در شعر وی است.
کارنامه اردشیر بابکان از متون پهلوی متأخر و شامل زندگی و چگونگی به شاهی رسیدن اردشیر بابکان است. از این کتاب دو نسخه پهلوی موجود است که از روی آن ها برگردان هایی به فارسی انجام گرفته است. نخستین ترجمه فارسی که در حال حاضر موجود است، توسط احمد کسروی انجام گرفته که در مجله ارغوان سال 1306 به چاپ رسیده و پس از آن ترجمه های دیگری را بهرام فره وشی، صادق هدایت، محمد جواد مشکور، قاسم هاشمی نژاد و مهری باقری انجام داده اند که هر یک ویژگی های خاص خود را دارد. در این مقاله، شش ترجمه مذکور ضمن مقابله با اصل متن پهلوی مورد نقد قرارگرفته و برخی تفاوت های آن ها با متن اصلی و با یکدیگر بررسی شده است. نتیجه بررسی این است که به علت شباهت حروف پهلوی به یکدیگر در مواردی، واژه ها قابل تشخیص نبوده و مترجم بنا به برداشت خود، یکی از دو صورت را برگزیده است. در مواردی نیز مترجم با کاهش و افزایش واژه یا جملاتی، در متن دخل و تصرف نموده است که موجب اختلاف با متن پهلوی و با ترجمه های دیگر است. از سویی ترجمه های اولیه این متن، به ویژه ترجمه فره وشی، به علت وفاداری بیش از حد به متن پهلوی، قابل استفاده نیست و از ترجمه های متأخر، مهری باقری و هاشمی نژاد با کاربرد واژه های فارسی امروزی و حذف شماره گذاری های داخل متن اصلی، کار روان تر و قابل پذیرشی ارائه کرده اند.
اسطوره شناسان، رویکردهای گوناگونی به اسطوره داشته اند. رویکرد باستان شناختی به اسطوره بی سابقه است. اگر در گذشته کسانی مانند اوهمریست ها تلاش می کرده اند تا از راه قداست زدایی، خدایان اسطوره ای را تا حد شخصیت هایی زمینی فرو بکاهند، این کار آنها هیچ میانه ای با دانش باستان شناسی که دانش جدیدی است نداشته و با آنچه در این پژوهش دنبال شده نیز اختلاف ژرف دارد. این تحقیق در پی آن بوده تا اسطوره کیومرث را بر مبنای مباحث دانش باستان شناسی گزارش کند. نتیجه شگفت انگیزی که به دست آمده، این است: دوره کیومرث مطابق است با دوره پارینه سنگی میانی و انسان کیومرثی مطابق است با انسان نئاندرتال (هوموساپین نخستین)؛ فرهنگ او، فرهنگ موسترین و مختصات آب و هوایی زمان او، مختصات آب و هوایی آخرین عصر یخبندان است. روش هایی که در این تحقیق به کار گرفته شده مأخوذ از باستان شناسی است (لایه نگاری و گونه شناسی). این تحقیق می تواند سرآغازی بر شناخت اسطوره ها از دریچه دانش باستان شناسی باشد.