در حادثه عظیم دفاع مقدس، همچنان که در همه شئون زندگی مردم ایران تأثیر گذاشته است، با ورود به عرصه آث ار هنری و ادبی، نظام ارزشی خاص ی را نیز تبیین کرده است و هنرمندان دفاع مقدس، اصیل ترین وظیفه خود را حراست از این نظام ارزشی می دانند. از این رو هرگونه تغییر و تبدیل در این ارزش ها، واکنش هنرمندان را سبب شده و رفته رفته جریانی به نام «اعتراض» را پدید آورده است. در ای ن میان شعر و سینمای دفاع مقدس در یک همگرایی آشکار، مضمون اعتراض را جان مایه آثار خ ود قرار داده است. در ای ن جستار میان رشته ای، ای ن همگرایی در دو ق سم اعتراض های اج تماعی و اع تراض های سیاسی نشان داده شده است. برای بررسی عنصر اعتراض در هنر دفاع مقدس، در این مقاله علاوه بر یادکرد چهره های مختلف شعر و سینما، بر آث ار نامورترین سینماگر دف اع مقدس، «ابراهیم حاتمی کیا» و مش هورترین شاعر مضمون اعتراض در شعر دفاع مقدس، یعنی «علی رضا قزوه» تأکید شده است.
این مقاله به تبیین وجوه هرمنوتیک «مقدمه» سخنرانی «حسین وارث آدم» در مجموعه آثار شماره 19 علی شریعتی می پردازد. در اینجا، «مقدمه» یک اثر ادبی مستقل و نزدیک به یک متن نمایشی فرض شده که بر اساس پیرنگ و مؤلفه های آن، حامل آثار کارکردی در خواننده و عامل برانگیختن او به کنش اجتماعی است. از سوی دیگر وجه هرمنوتیک آن دلالت بر دغدغه های وجودی نویسنده در باب انسان و سرنوشت و درک نقش تاریخی نویسنده، فارغ از جنبة اثربخشی دارد. عاشورا، محور مرکزی در «مقدمه» است که در مقام یک نمایش تراژیک حامل هر دو جنبة اثربخشی و تأویلی است. نوشتار با تبیین مدعای خود بر اساس یک چارچوب نظری تلفیقی به این نتیجه دست می یابد که «مقدمه» از لحاظ روش و محتوا هم در ذیل کویریات و هم در شمار اسلامیات و اجتماعیات قرار می گیرد و از این منظر واجد کارکردهای یک متن ادبی است.
کانت أسطوره سیزیف، ولا تزال من المصادر الموحیه لدی الشعراء المعاصرین العرب والإیرانیین. لقد ورد فی إحدی الأساطیر الیونانیه القدیمه أنّ «سیزیف» حُکم علیه، بسبب تمرّده علی الآلهه أن یرفعَ صخرهً عظیمهً مِن أسفل الجبل إلی أعلاه إلاّ أنَّه لم یتَمَکن من أداء مهمّته رغم محاولاته الجادّه وجهده البلیغ، إذ إنَّ الصخره أفلتت من یدیه حین وصولها إلی القمّه. وهکذا أراد له القدر أن یعیدَ عملیه نقل الصخره ولکنَّه لم یجن فی کل مرّه سوی الفشل والخیبه، ویظلُّ هکذا إلی الأبد وبذلک أصبح رمز العذاب الأبدی. لقد استوحی الشعراء من هذه الأسطوره مفاهیم متنوعه ومختلفه بحسب اختلاف وجهات نظرهم وقراءاتهم لها؛ اجتماعیاً، وفلسفیاً، وثقافیاً و... وما هذا البحث إلّا (رؤیه سیاسیه) لأسطوره سیزیف، قدّمها الشاعران المعاصران؛ مهدی أخوان ثالث و عبد الوهّاب البیاتی، و وصلت إلی نتاج عده منها: أنّ الأوضاع الإجتماعیه المتدهوره قد ترکت فی أشعار البیاتی وأخوان ثالث صدیً حزیناً متشائماً، حیث أخذ کلٌّ من البیاتی وأخوان ثالث بنظم قصیده یصوّر فیها أفکاره ویعبّر عن آرائه فی تلک القصیده باستخدام أسطوره سیزیف، والرساله الموجّهه إلی القارئ هی الدعوه إلی العمل الجماعی ومقاومه المشاکل وعدم الخضوع للیأس والاستسلام.
یتناول البحث الأسطوره ووظائفها فی دیوان عبد الوهاب البیّاتی، ویبیّن مفهومها لغه واصطلاحاً، ویتعرَّض إلى دوافع الأسطوره لدى الشاعر: الدوافع الذاتیَّه وهی ذات صله باهتمامات الشاعر والدوافع الفنِّیَّه، وهی ذات صله بطبیعه الشعر.
ویتناول أیضا توظیف الأسطوره فی شعره، فقد وظَّفها البیَّاتی توظیفا فکریا لخدمه أغراض سیاسیَّه واجتماعیَّه،وللتعبیر عن قلق الإنسان وخوفه ومعاناته،وتوظیفا جمالیا لإغناء النص الشعری فنِّیا ، ولإبراز أبعاد جمالیَّه فیه ذات صله بالتکثیف و الإیحاء، و بأسطره الواقع، وذات صله بإعاده الأسطوره إلى أرضها ثانیه.
از دیرباز شعرا و نویسندگان به شیوه های مختلف اشعار خود را با آیات و احادیث زینت داده اند؛ به گونه ای که این شیوه ها در دواوین مختلف وجوه اشتراک و افتراق زیادی دارد. غرض از مقاله حاضر تبیین شیوه های تأثیرپذیری خاقانی از قرآن و حدیث است و یافتن این نکته که اصالت سبک خاقانی در تأثیرپذیری چیست؟ حاصل تحقیق نشان می دهد که خاقانی از شیوه های الهامی– بنیادی، گزاره ا، گزارشی از نوع ترجمه بسیار استفاده می کند ولیکن شیوه الهامی– بنیادی با رویکرد تلمیح و ایجاز قصر از اصالتهای تأثیرپذیری در شعر خاقانی است.
سخن وقتی می تواند مفهوم خویش را به بهترین وجه منتقل نماید و در روح شنونده موثر باشد که به زیور فصاحت و بلاغت و سایر محسنات لفظی و معنوی، آراسته باشد؛ زیباترین سخن، یعنی قرآن کریم از این لحاظ در اوج فصاحت و ستیغ بلاغت می باشد. قرآن کریم، سرشار از صنایع ادبی است و این ویژگی های بی بدیل قرآن، به همراه سبک و اسلوب ویژه ای که نه نثر است و نه نظم؛ مخاطبین را به حیرت و شگفتی واداشته است.
در حقیقت موسیقی و نظم آهنگ قرآن کریم، جدای از معنای آن نیست بلکه، هماهنگ با مقصود و غرض آیه و هم جهت با معنای آن است. نظم و آهنگی که بر مجموعه حاکم است، خود به چند دسته تقسیم می شود؛ که هر کدام جنبه ای از اعجاز قرآن را برای همگان روشن می کند. این پژوهش در صدد آن است که به بررسی و شناسایی جنبه موسیقیایی و نظم آهنگ الفاظ و عبارات قرآن کریم با روشی تحلیلی – توصیفی و با استناد به منابع کتاب خانه ای بپردازد.
درهم تنیدگ ی متون، حاص لِ رویکردِ زبان شناختی به ادبیات و نقدِ متن محور است. قیصر امین پور شاعر متعهد و نام آشنای ایران به اشک ال گوناگون، تحت تأثیرِ قرآن کریم قرار گرفته است. این تأثیرپذیری گاه از مض مون و مح توا، و گاه در الفاظ و فنونِ بیانی قرآن، صورت پذیرفته است. در شعر امین پور انواعِ گوناگونِ اقتباس از جمله: تلمیح، تحلیل، اثرپذیری واژگانی، اثرپذیری گزاره ای و... ملاحظه می شود. علاوه برگونه های مختلف اقتباس، آرایه ی ایهام تناسب با تأثیر پذیری از آموزه های قرآنی، در شعر این شاعر حضوری چشمگیر دارد. قیصر از این آرایه ها بیشتر به منظور بیانِ رساترِ دردها و رنج های انسان معاصر که از معنویات دور گشته، استفاده نموده است. اثرپذیری امین پور از قرآن کریم با چنان ظرافت ی هم راه است که پی بردن به اص ل و ریش ه ی سروده ه ایش اغلب کاری دش وار بوده، و نیازمند دقت و تأمّل فراوان می باشد. پژوهش حاضر، تلاشی است در جهت واکاوی شیوه های اثرپذیری قیصر امین پور که در مباحث زبان شناسی نوین از آن به عنوان ((بینامتنی)) یا ((تناص)) یاد می شود
زنان به عنوان نیمی از جامعه انسانی، در دوران معاصر نقش مهمی در تحولات اجتماعی و فرهنگی دارند و حضور پررنگ آنها در اجتماع نیز در بسیاری از داستان ها انعکاس یافته است. در این مقاله، با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی تلاش بر این است که به بررسی چهار گروه از زنان یعنی زنان سنت گرا، طرفدار فرهنگ ایرانی، غرب گرا و زنان سرگردان در پنج رمان معاصر پرداخته شود. در این داستان ها معمولاً زنان سنتی، زنانی هستند که به کارهای درون خانه می پردازند و دغدغه های آنها همان مسائل درون خانه است. زنان طرفدار فرهنگ ایرانی، زنانی اند که از حیطه خانه بیرون آمده اند، به فعالیت های اجتماعی و سیاسی می پردازند و دفاع از آرمان ها و آموزه های فرهنگ ایرانی را وظیفه خود می دانند. گروهی دیگر، زنان غرب گرا هستند که به اظهار نظر درباره مسائل کشور می پردازند، از فرهنگ غرب حمایت می کنند، خواهان اصلاحات اساسی در وضعیت زن ایرانی هستند و به وضع موجود معترض اند. زنان سرگردان، نه مانند زنان غرب گرا شیفته فرهنگ غرب هستند و نه مانند زنان سنتی و طرفدار فرهنگ ایرانی، فرهنگ بومی را پذیرفته اند؛ بلکه در بین این دو فرهنگ سرگردان هستند.
نوشتن رمان یا ساختن فیلم بر اساس مطالعات علمی در عرصه جهانی، سابقه طولانی دارد؛ اما این امر اغلب در ادبیات داستانی ما مغفول مانده است. اختلال تجزیه هویت[1] با نام اختصاری DID یک بیماری کمیاب هویتی و شخصیتی است. این بیماری، دست مایه ساخته شدن رمان و فیلم هایی در جهان شده است(1). «رمان سرخی تو از من»، یکی از نادر رمان های ایرانی است که با تکیه بر ویژگی ها و دلایل ایجاد این بیماری نوشته شده است. مقاله حاضر به شیوه مطالعاتی میان رشته ای روان شناختی، علاوه بر معرفی مختصر این بیماری، به ارزیابی چگونگی توصیف این بیماری در رمان، نمادپردازی های موجود در متن داستان، نحوه شخصیت پردازی و تطابق یا عدم تطابق شخصیت بیمار داستان با ویژگی های بیماران مبتلا به این اختلال می پردازد. بخش دیگری از مقاله به کاوش در تکنیک های توأمان داستان پردازی و روان کاوی که در لایه های مختلف داستان از آنها استفاده شده است (تداعی، برون ریز خاطرات واپس زده و...) اختصاص دارد. نتیجه حاصل از این تحقیق، گویای آن است که نویسنده علی رغم چند لغزش کوچک علمی، از حیث داستان پردازی در بهره مندی از تکنیک های تعلیق و تداعی و انتخاب راوی و زبان خاص برای روایت مناسب این داستان و توصیف بیماری یادشده، بسیار موفق و تأثیرگذار عمل کرده است.
ترجمه شعر، یکی از مهم ترین مباحث در مطالعات ترجمه محسوب می شود، و همواره مورد توجه و اهتمام صاحب نظران بوده و هست. آمیختگی زبان شعر با احساس شاعر، و بهره مندی آن از ابهام و پیچیدگی و وجود عناصری نظیر موسیقی، عاطفه و خیال، شعر را در مرتبه بالاتری از نثر قرار می دهد. و به همان میزان بر اهمیت ترجمه آن می افزاید. مترجمِ شعر باید نسبت به مترجمان دیگر متون از آزادی بیشتری برخوردار باشد. ترجمه موفق و زیبای شعر در واقع نوعی باز آفرینی است که در ترجمه های منظوم بیشتر خود را نشان می دهد. مترجم شعر علاوه بر بهره مندی از سایر ویژگی های یک مترجمِ ادبی باید با زبان شعر معاصر و ویژگی های آن ازجمله بافتار و فضای حاکم برمتن، کاربرد زبان نماد، توجه به عنصر تکرار، موسیقی درونی شعر، کاربرد های اسم خاص آشنا باشد. هدف از این مقاله تبیین دشواری ها و پیچیدگی های ترجمه شعر به ویژه شعر معاصرِ عربی از دو منظر نظری و کاربردی است. در مبحث نظری از عناصر ترجمه پذیر و ترجمه ناپذیر شعر سخن به میان می آید و به اهمیتِ لفظ، معنا، موسیقی ، عاطفه و خیال پرداخته می شود. و دشواری های ترجمه آن مورد بررسی قرار می گیرد. درمبحث کاربردی با ذکر نمونه هایی از اشعار شاعران عرب نظیر نزار قبانی، بدر شاکر السیاب ونازک الملائکه مهم ترین چالش های پیش روی مترجم شعر معاصر بررسی می گردد. روشِ پژوهش توصیفی - تحلیلی و روش جمع آوری داده ها کتابخانه ای است.
این مقاله ضمن اشاره به برخی از توانایی ها و روحیات لازم برای حرفه مترجمی، به نقد ترجمه کتاب ""العبرات"" منفلوطی با عنوان ""سیل سرشک""و خطاهای شایع در این کتاب پرداخته است که به دنبال عدم تسلط به زبان مبدأ و مقصد پیش می آیند. ترجمه این کتاب را قاسم مختاری، محمود دهنوی و نوذر عباسی برعهده داشته اند. به طور کلی این نوشته دربر گیرنده دو بخش می باشد. بخش اول شامل تسلط به زبان مقصد و خطاهای ناشی از عدم تسلط بر آن (ترجمه ای نامتناسب با سبک متن مبدأ، انتقال ساختار زبان مبدأ به زبان مقصد و کاربرد نامناسب عبارت ها و واژگان و اشتباه در جمله بندی) وبخش دوم شامل تسلط بر زبان مبدأ وخطاهای ناشی از عدم تسلط به آن (ترجمه اشتباه، حذف ترجمه، جعل ترجمه، ترجمه تحت اللفظی و انتقال نامأنوس) می باشد.
ادبیات هر ملت، منعکس کننده اوضاع سیاسی و اجتماعی آن ملت است. با توجه به اینکه اوضاع سیاسی- اجتماعی ایران و عراق در دوره معاصر تحت تأثیر حوادث یکسانی بوده است، به همین دلیل افکار و مضامین ادبی این دو ادبیات تا حدود زیادی به هم شباهت دارد. دو شخصیت ادبی معاصر ""نیما یوشیج"" و ""بدر شاکر السیاب"" از جمله شاعرانی هستند که مشکلات جامعه خود را با بیانی تصویری در معرض دید همگان می گذارند و در اشعار خود با بهره گیری از نمادگرایی و اسطوره پردازی به بیان این مشکلات می پردازند. در این مقاله، نمادها و مضامین و تکنیک های مشترک آنان در دو شعر ""کار شب پا"" از نیما یوشیج و ""المومس العمیاء"" از بدر شاکر السیاب بررسی شده و نشان داده می شود که این دو شاعر پیشگام چگونه ویژگی های صنفی بخش های ستمدیده جامعه را به اسطوره های فقر و شوربختی در ادبیات بدل می سازند.
جمشید شخصیتی اسطوره ای است که به دلیل ارتکاب به گناهی که ماهیت آن دقیقاًًً مشخص نیست در بیشتر روایات ایرانی، قدرت، پادشاهی، فرّه و جاودانگی خویش را از دست می دهد، در جهان سرگردان و سرانجام بوسیله ضحاک دیو کشته می شود. در منابع آمده است که فرمانروایی جم عموماً دورانی به شمار می رفته که درآن سعادتی مطلق عاری از آمیختگی حکمفرما بوده است، اما این شکوه و قدرت جاوید بر اثر ارتکاب به گناه ناگهان از بین می رود و چهره درخشان جمشید که به عنوان یکی از بهترین پادشاهان اساطیری قلمداد شده بود، تاریک می گردد و دوران طلایی فرمانروایی اش به پایان می رسد. روایات به جا مانده از سرانجام او و علّت هبوطش تصویرهای بسیار متفاوتی از او ارائه می دهد. در یک روایت او و خاندانش یزدان پرست معرفی می شوند و در روایتهای دیگر پادشاهی کامجو و نافرمان؛ که گناه او دو گونه است: یکی خوردن و خوراندن گوشت و دیگری ادعای خدایی و سرکشی از بندگی اورمزد. در این مقاله سعی شده است تا گوشه های تاریک سرانجام این پادشاه آرمانی کهن بازسازی شود و روایتها در منابع گوناگون با یکدیگر مقایسه و بررسی شود و ریشه این تفاوتها به دست بیاید. همچنین این مسأله که آیا حقیقتاً جمشید مرتکب گناه شده است نیز به چالش کشیده شود و با کنار هم گذاشتن روایات منابع و نظرات گوناگون به بررسی آن پرداخته می شود
آفرینش نخستین نمونة انسانی- انسان مثالی نخستین- از مهم ترین مراحل کهن الگوی آفرینش در فرهنگ های مختلف بشری است. نمونة بنیادین انسان نخستین، الگویی کهن است که در شکل انسان غول آسا یا خداگونه یا جفت اولیه پدیدار می شود. هدف این جستار، تشریح نمودها و کیفیت های اسطوره شناختی کهن الگوی انسان نخستین در فرهنگ های اساطیری و اساطیر ایران باستان، به ویژه در بخش پیشدادی شاهنامة فردوسی است. روش تحقیق کیفی و رویکرد تحلیل ها، اسطوره شناسی تحلیلی است. از این دیدگاه سه شاخصة اصلی کهن الگوی انسان نخستین، ابتدا خاستگاه لاهوتی، سپس داشتن نمونة همزاد و بالاخره خویشکاری تمدن سازی و ایفای نقش قهرمان فرهنگی در تاریخ نمادین یک قوم است. در شاهنامه، این خویشکاری های سه گانه بین مجموعه ای از شاهان پیشدادی که هر کدام می توانند نمونه ای از نخستین انسان به شمار آیند، توزیع شده است که در این جستار، با رویکردی تحلیلی و تطبیقی، نمودهای هر یک از این خویشکاری ها در مورد کیومرث، هوشنگ، تهمورث، جمشید، فریدون و منوچهر بررسی شده است.
رنگ ها از دیرباز در شکل گیری تصاویر شعری شاعران نقش مهمی را ایفا کرده اند و تصاویر رنگین یکی از بارزترین مظاهر واقعی و حسی نزد شاعران به شمار می روند و شاعران از واژگان رنگین برای کشف و توضیح روابط میان اجزای تصاویر شعری و گاه برای تبیین و تعبیر افکار خود از آنها بهره برده اند. و در این میان شاعر نوپردازی چون ""نازک الملائکه"" که با در هم شکستن قالب های سنتی شعر قدیم، تحولی شگرف در شعر معاصر عربی ایجاد کرد، به نوبه ی خود، مثل سایر شعرای معاصر عرب، به رنگ ها توجه خاصی نشان داد.
رنگ ها در اشعار نازک الملائکه به شکل های مختلفی ظاهر می شوند که تحوّل رنگی و نابودی رنگ ها و تطابق دو رنگ و تعدّد رنگ ها و توصیف خود رنگ از جمله ی آنهاست. توجه زیاد شاعر به رنگ ها و معانی متنوع و دلالات های نمادین و زیبای آنها نشانگر نگاه هوشمندانه شاعر به دقائق هستی و طبیعت اطراف خود و تأثیرپذیری او از حوداث و تحولات سیاسی و اجتماعی اوست.
این مقاله به بررسی ارزش های شکل گرفته برای رنگ ها در اشعار نازک الملائکه می پردازد.
روش کار در این مقاله توصیفی – تحلیلی است.
نظر به اهمیت شناخت پیشینه پژوهش در هر رشته ای و نیز ضرورت آسیب شناسی تحقیقات قبلی جهت بالا بردن سطح علمی آن رشته، مقاله حاضر پایان نامه های گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه اصفهان را در نیم قرن اخیر بررسی کرده است. روش بررسی، توصیفی، نقدی و آماری است. جامعه آماری این پژوهش 289 پایان نامه است که 23 عدد از آن ها مربوط به کارشناسی ارشد مترجمی زبان عربی بوده و نیز 31 پایان نامه در مقطع دکتری را شامل می شود. این پژوهش به ارائه آمار پژوهشگران در مراحل مختلف تحصیلی (کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری) از لحاظ جنسیت، زبان پایان نامه ها، نوع و موضوع آن اقدام کرده است.
بدون شک انجام چنین پژوهش هایی به آگاهی پژوهشگران در زمینه زبان و ادبیات عربی می انجامد که خود عاملی برای جلوگیری از انجام تحقیقات تکراری است.
داده های آماری پژوهش حاضر حاکی از وجود تعداد فراوان پایان نامه ها در این گروه است که این امر خود بیانگر توجه وافر استادان و دانشجویان گروه زبان و ادبیات عربی در دانشگاه اصفهان به پژوهش های علمی و ادبی است، این در حالیست که پایان نامه های مذکور دارای معایب و اشکالاتی از جمله: خطا در عناوین، عدم تناسب بین عنوان و محتوای پایان نامه، عدم توجه به نگارش چکیده برای پایان نامه و غیره می باشد.