فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۱۲۱ تا ۱۴٬۱۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
سبک شناسی لایه ای اشعار انقلابی و مذهبی طاهره صفارزاده (لایه آوایی و واژگانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
К вопросу о сопоставительном изучении темы жизни и смерти в «Маснави» Мевланы и «Смерти Ивана Ильича» Л.Н. Толстого (بررسی تطبیقی موضوع مرگ و زندگی در «مثنوی» مولوی و «مرگ ایوان ایلیچ» لف تالستوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ بسیاری از ادیبان در مورد پرسش های اساسی بشر، به ویژه مسئله مرگ و زندگی مطالبی نگاشته اند. در میان آنان می توان از شاعر صوفی و عارف پارسی، مولانا جلال الدّین محمد بلخی و نیز نویسنده و متفکر نامدار روسی، لف نیکالایویچ تالستوی نام برد. مولانا معتقد بود که این جهان گذرگاهی است به سوی جهان ابدیت. به عقیده وی انسانی که به دنبال خلق نیکی هاست و به درستی زندگی می کند، از مرگ نمی هراسد. تمام آنچه را که او در این اثر خود بیان می کند، می توان در این جمله خلاصه کرد: «تا نمیری، نرهی». تالستوی نیز مرگ را سرآغازی برای حیاتی تازه می پنداشت و معتقد بود که باید ساده و زیبا زیست و به انسان ها عشق ورزید، در آن صورت ترس ما از مرگ کاهش می یابد.
نقدی بر تصحیح اشعار تاریخ ذوالقرنین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصحیح نسخه های خطّی، از کارهای ارزشمند علمی، در یک قرن اخیر است که زمینه ی احیای بسیاری از آثار منظوم و منثور گذشته را فراهم کرده است. این کار، باعث شده تا متون علمی، ادبی، تاریخی و دینی بسیاری، در دسترس علاقه مندان به تاریخ، ادبیات و فرهنگ ایران قرار گیرد. تاریخ ذو القرنین، اثر خاوری شیرازی، یکی از این متون تاریخی و از منابع دست اوّل دوره ی فتحعلی شاه قاجار است که مؤلّف در آن، بسیاری از وقایع تاریخی و اجتماعی آن دوره را به رشته ی تحریر در آورده است. این کتاب، در دو جلد با مقدمه و تصحیح ناصر افشار فر، به چاپ رسیده و در آن نزدیک به دو هزار بیت از خاوری، در موضوعات مختلف آمده، که به آن اهمیت خاصی بخشیده است.
در این مقاله، ابتدا اشکالات مقدمه ی مصحّح و حواشی متن را بررسی می کنیم و سپس به نقد تصحیح اشعار دو هزار بیتی کتاب، به لحاظ محتوا، خوانش متن، فنون تصحیح و نگارش، می پردازیم.
ساختِ رابطه ی تعلیلی استنتاجیِ جملات در ابیاتِ شعر حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در شعر حافظ یکی از برجسته ترین رابطه هایی که دو جمله یا دو مصراعِ یک بیت را از نظر معنایی به هم پیوند می-دهد، رابطه تعلیلی استنتاجی است. این نوع رابطه، الگوی ساخت بسیاری از ابیاتِ شعر اوست. به طوری که از نظر ساخت جمله های بیت، مشخصه سبکِ شخصیِ او محسوب می شود. در این الگوی ساختی که گاه از دو جمله مستقل تشکیل شده و گاهی از یک جمله مرکّب، یکی از جملات از نظر معنایی برای جمله دیگر، جمله نتیجه، حکم علّت را دارد.
در این نوشتار سعی بر این است تا نشان داده شود که در این الگو هر یک از جملاتِ تعلیل و استنتاج به چه صورت هایی (امری، خبری، استفهامی و ...) آمده اند و ترتیب آنها از نظر تقدّم و تأخّر به چه صورتی است و تغییراتی که با جابجاییِ جملاتِ این ساخت به وجود می آید، چگونه است.
در این نوشتار سعی بر این است تا نشان داده شود که در این الگو هر یک از جملاتِ تعلیل و استنتاج به چه صورت هایی (امری، خبری، استفهامی و ...) آمده اند و ترتیب آنها از نظر تقدّم و تأخّر به چه صورتی است و تغییراتی که با جابجاییِ جملاتِ این ساخت به وجود می آید، چگونه است.
بررسی تطبیقی سبک ادبی میرزا علی اکبر صابر طاهرزاده و اشعار سید اشرف الدین گیلانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، تأثیر اشعار فکاهی انتقادی میرزا علی اکبر صابر طاهرزاده بر سبک ادبی اشعار سید اشرف الدین گیلانی در روزنامة نسیم شمال بررسی شده است. علی اکبر صابر طاهرزاده یک مکتب ادبی را در ادبیات آذربایجان پایه ریزی کرد. این شاعر در زمان انقلاب مشروطه، در آثار خود مفاهیمی همچون مبارزه با جهل، خرافات، بی سوادی، پاسداشت حقوق زنان و ... را با اندیشه رئالیستی تبیین و با قلمی ساده و عامیانه سروده و در روزنامة ملا نصرالدین منتشر کرده است. او اشعار زیادی را در بحبوحة انقلاب مشروطة ایران سرود. علاوه بر این که از سبک ادبی او در آذربایجان تقلید شد، هم زمان در ایران، سید اشرف الدین گیلانی تحت تأثیر او در روزنامة نسیم شمال، اشعاری فکاهی با زبانی ساده و فرم و محتوایی جدید سرود. این اشعار به صورت اقتباس، نظیره و ترجمه می باشند. همچنین در برخی آثار او، ردپای اندیشه های صابر را نیز می توان یافت. ویژگی های رفتاری موجود در شخصیت های اشعار صابر در شعر سید اشرف الدین منعکس شده اند؛ از این رو می توان گفت که او فقط تقلیدو یا اقتباس نکرده، بلکه بر حسب ذوق شاعری خود، لحن، زبان، آهنگ شعر را تغییر داده است. او در بعضی از اشعار، مضمون اصلی را از صابر گرفته و بنا بر سلیقة خود و البته ضرورت، ابیات دیگری را به آن اضافه کرده است. این جنبه از شعر سید اشرف الدین از نظر محققان پنهان مانده است. از این رو در این پژوهش، ابعاد این گونه از تأثیرپذیری سید اشرف الدین از صابر بررسی و آشکار شده است.
خویشکاری های موجود در داستان های قرآن برمبنای دیدگاه پراپ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قصه پردازی را می توان نخستین هنر آدمی در عرصه ی کلام دانست. قرآن کریم نیز برای پند و راهنمایی بشر از بیان قصه استفاده نموده و زندگی بسیاری از پیامبران را در قالب قصه آورده است. پژوهش حاضر، ضمن بررسی خویشکاری ها در متن داستان های قرآن برمبنای دیدگاه پراپ (1982) تلاش دارد به این سؤالات پاسخ دهد که: آیا هر سی و یک خویشکاری پراپ را می توان در داستان های قرآن یافت؟ آیا با توجه به خویشکاری های یافته شده می توان اولویت های قرآن را ترسیم کرد؟ آیا پس از تحلیل داستان های قرآن با دیدگاه پراپ می توان گفت چه شباهت ها و تفاوت هایی بین متن داستان های قرآن با سایر داستان ها وجود دارد؟ به طور کلی، خویش کاری یعنی، عمل شخصیتی از اشخاص قصه که در پیشبرد قصه حائز اهمیت و از نظر پراپ کوچک ترین جزء سازنده ی قصه های پریان است. تحلیل داستان های قرآن که از ترجمه ی محمدرضا صفوی اقتباس شده، نشان می دهد که: به طور کلی، می توان کلیه ی خویشکاری های پراپ را در داستان های قرآن یافت، اما ماهیتاً متفاوت است و بعضی از این خویشکاری ها در قرآن دارای انواعی است که در دیدگاه پراپ اشاره نشده است. در قرآن ترسیم هنجارها (بایدها و نبایدها)، خبرگیری و خبردهی از عقاید و تلاش برای اصلاح عقاید ناصواب، احساس کمبود افراد و التیام این کمبودها، شرارت گمراهان و در نهایت مجازات آنان و ارائه ی نشانه هایی ماورایی بر نبوّت پیامبران از اولویت های اساسی هستند. علی رغم شباهت هایی همچون به کارگیری خویشکاری های کلی پراپ در سیر پیشبرد داستان ها و نیز وجود جفت هایی همچون خبرگیری-خبریابی، شرارت-مجازات و کمبود- التیام کمبود، اختلافاتی نیز مشهود است. تفاوت در ماهیت خبرگیری و خبریابی، عوامل ماورایی و پاداش های بیشتر معنوی از جمله تفاوت های داستان های قرآن با یافته های پراپ هستند.
تحلیل انتقادی روایت زندگی و مرگ حلاج در گفتمان انقلابی/ چپ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت زندگی، اندیشه و مرگ حلاج دربیشتر متون عرفانی همواره از ظرفیت و توانمایگی برای معرفی زمینه ها ونشانه های گفتمان صوفیانه برخورداربوده است. برخی گفتمان ها بتدریج این نشانه ها رابعنوان «دال های شناور» درخود جذب و باماهیتی متفاوت مفصل بندی کردند وازین طریق زمینه تغییرگفتمان عرفانی رافراهم ساختند.دردوره مشروطه، برخلاف دوران گذشته که رنگ گفتمان عرفانی در متون مرتبط باحلاج رنگ غالب بودو بیشتر قرائت ها ازحلاج بازتاب مستقیمی ازمقام عرفانی وی محسوب می شد،جنبش های چپ گرا باتقلیلگرایی وکلیشه سازی وبازنمایی عرفان بدو نوع متفاوت و تفکیک عرفان منفعل وناکارآمد ازعرفان انقلابی، عناصری ازگفتمان عرفانی حلاج رابرجسته ساختند وبادرون مایه ودال مرکزی گفتمان چپ مفصل بندی کردند. بارزترین نمونه این چرخش گفتمانی دردو قرائت متمایز ماسینیون و میرفطروس دیده می شود که یکی روایت خود را در چهارچوب گفتمان عرفانی و بر پایه حقایق تاریخی مستند بنا کرد و دیگری در قالب گفتمان ایدئولوژیک و چپ گرایانه؛ چنانکه می توان میرفطروس را نقطه اوج تغییر گفتمان عرفانی به انقلابی شمرد.این مقاله بامروری بردونوع مواجهه فاصله مندباعرفان و تحلیل نشانه های درمتون عرفانی وادبی وسیاسی ببررسی و تحلیل تفاوت قرائت ها وروایات موجود ازسرگذشت و اندیشه حلاج ومهم تر ازآن تغییر وجذب برخی عناصر گفتمان عرفانی در گفتمان انقلابی می پردازد. نتیجه این تحول وجذب، جایگزینی عشق واتحاد عرفانی بعنوان مبنای اصلی حیات ومرگ حلاج باماتریالیسم و اومانسیم ازیکسو وکرامات معنوی ومواعظ عرفانی باجادوگری و تبلیغ بیدینی وخداستیزی درجهت انقلاب مردمی ازسوی دیگراست.
بررسی جایگاه خواننده در داستان های پست مدرن بیژن نجدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اُلّاه خوانی: تجلی عشق و حماسه در جشن های کویرنشینان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سروده های محلی یکی از دلنشین ترین گونه های ادبیات شفاهی اقوام ایرانی است. این سروده ها در درازنای تاریخ، همپای همیشگی و جدانشدنی محافل و نَقل رایج مراسم و گردهمایی های اقوام بوده است. برخی از این نواها، با وجود جذابیت لفظی، معنایی و فرهنگی فراوان، بنا به دلایل گوناگون ازجمله بی توجهی پژوهشگران حوزه ادبیات عامه و نیز عدم ارتباط گسترده گویشوران آن با مراکز فرهنگی-تحقیقاتی، تاکنون دورازدسترس و ناشناخته مانده است.
«اُلّاه» یکی از بوم نواهای عامه خیال انگیز منطقه کویر است که ساکنان روستاهای جنوبی شهرستان های شاهرود و دامغان (منطقه طُرود و سرکویر) از گذشته های بسیار دور آن ها را در مراسم عروسی خود به کار می بردند و تا کنون نیز پایایی و پویایی خود را حفظ کرده است. در این نوشتار کوشیده ایم تا علاوهبر معرفی اُلّاه، برای نخستین بار به بررسی ویژگی ها، نکته های ادبی و مشخصات اختصاصی آن بپردازیم و از این رهگذر، پیوندهای این آیین سُرور با ریشه های کهن فرهنگ ایرانی را بشناسانیم و نیز برخی ویژگی های حاکم بر فرهنگ عامه گویشوران را واکاوی کنیم.
ترانه های کار در شهرستان کهگیلویه (دهدشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترانه هایی که هنگام کار خوانده می شوند، بسیار گسترده اند. نمونه های فراوانی از آن ها را می توان در میان کشاورزان، دامداران و بافندگان مشاهده کرد. این گونه آواها، فضای کار را از یکنواختی و خشکی رها می سازند، خستگی و رنج توان فرسای کار را تسکین می دهند و نیروی تلاش، حرکت، شوق و امید را در درون زنان و مردان خسته از کار تقویت می کنند. مردان و زنان شهرستان کهگیلویه برای انجام هر کاری، شعری هم نوا با کننده کار و با مضمون و موسیقی و انگیزه مناسب داشتند. این ترانه ها در انتقال فرهنگ ها، باورها، ارزش ها و هنجارها، از نسلی به نسل دیگر، نقش مهمی دارند. سرایندگان گمنام این ترانه ها را برای بیان شادی ها، غم ها، دل تنگی ها و دردهای خود سروده اند. در جامعه عشایری و روستایی این منطقه، کارهایی ازقبیل برزگری، برنج کوبی، شیردوشی و رنگرزی، همراه با اشعاری خوانده می شود که متناسب با وضعیت و شرایط آن کار و با هدف تسریع، سرگرمی و رهایی از خستگی است. در این مقاله به بررسی و واکاوی ترانه های کشاورزی (برزگری، خرمن کوبی و برنج کوبی)، دامداری (چوپانی، دوغ زنی، شیردوشی و کوچ روی)، بافندگی (پره گردانی، رنگرزی و تمداربافی) پرداخته می شود.
تاثیرات ایدئولوژی چپ در عرصه انتخاب آثار ادبی جهت ترجمه (مورد پژوهی: آثار ادبی ترجمه شده در دوران فعالیت رسمی حزب توده (1332-1320))(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمه آثار ادبی در ایران، همواره تابعی از شرایط سیاسی-اجتماعی، گرایش های روشنفکری و ایدئولوژی مسلط در هر یک از دوره های تاریخی بوده است. یکی از مهم ترین دوره ها که رویدادهای سیاسی-اجتماعی آن در تحولات فرهنگی و ادبی و روشنفکری مؤثر بوده است، دوره بین سال های 1320 تا 1332 است. در این دوره، حزب توده نسبت به دیگر جریان های فکری و سیاسی در اوج توفّق بوده و در واقع نیروی پیشروی جریان های روشنفکری به حساب می آمده است. تقریباً تمام نویسندگان و مترجمان آن دوران یا مدتی عضو این حزب بوده اند و یا دست کم به لحاظ فکری به آن گرایش داشتند. در پژوهش حاضر سعی شده است تا تأثیرات حزب توده و ایدئولوژی چپ در عرصه انتخاب آثار ادبی جهت ترجمه مورد بررسی قرار گیرد. بدین منظور، آثار ادبی ترجمه شده در طول سال های 1320 تا 1332 مورد ارزیابی قرار گرفته اند تا تأثیر و بازتاب این ایدئولوژی در سطح انتخاب مشخص شود. ازاین رو ابتدا با بررسی مقدمه های مترجمان و نظریات محققین ادبی که به معرفی پیشینه نویسندگان و موضوع و محتوای آثار ادبی آن ها پرداخته اند، آثار ادبی همسو با مؤلفه های معنایی آشکار و پنهان تفکر چپ دسته بندی شده است و سپس با انتخاب مهم ترین اثر از هر دسته و به کارگیری نظریه جامعه شناسی ادبیات لئو لوونتال در آن، شاهدی دیگر بر همسو بودن آثار با این تفکر خواهیم یافت. نتایج نشان می دهد که این مؤلفه های معنایی در آثار آموزه رئالیسم سوسیالیستی، ادبیات نویسندگان چپ گرا و تا حدودی آثار ادبی رئالیستی نمود می یابند و بیش از نیمی از آثار ادبی انتخاب شده جهت ترجمه در آن دوران در این سه دسته قرار می گیرند.
تحلیل فرایند فردیت از نظرگاه یونگ در «اسکندرنامه» نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دو
منظومه شرفنامه و اقبالنامه حکیم نظامی گنجوی که به اسکندرنامه شهرت یافته، سرگذشت
سفرها و جنگ های اسکندر مقدونی است. نظامی در آفرینش این دو منظومه علاوه بر
استفاده از وقایع تاریخی از داستان های اسطوره ای و افسانه ها نیز استفاده کرده و
طرحی نو درانداخته است. اسکندر در این دو منظومه، آن سردار فاتح تاریخ نیست، بلکه
شخصیتی اسطوره ای و پیامبرگونه دارد که تمامی نیروهای زمینی و فرازمینی، او را در
راه پر فراز و نشیب سفرها و طی فرایند فردیت و مسیر شناخت خویشتن یاری می دهند.
اسکندر در شرفنامه، حکیمی است که در پی کسب حکمت، راهی آفاق شده و در اقبالنامه در
قالب یک پیامبر، سفری انفسی را تجربه می کند. نقد روان شناسانه این دو منظومه نشان
می دهد که این شاه جوان در سفرها با هر یک از عناصر ناخودآگاهی از جمله: سایه،
آنیما و پیر خرد دیدار می کند و سرانجام به خود و حقیقت والای وجود دست می یابد.
هدف این مقاله، تحلیل این کهن الگوها با تکیه بر دیدگاه های یونگ است.
مبانی رابطه انسان با طبیعت از دیدگاه مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعامل
انسان با طبیعت، بخش عمدة زیست انسانی است که به دلیل آسیب های
جدی در این حوزه، نیازمند تجدیدنظر و ارائه رویکردهای مؤثری است که این تعامل را
به شکلی پایدارتر و معنادار ترمیم کند. یکی از این رویکرد های مؤثر، نگرش عرفانی
مولاناست که بر جایگاه ویژة انسان در عالم و پیوند با آن تأکید دارد. این مقاله با
بررسی مبانی پیوند انسان با طبیعت در جهان بینی مولانا، به ترسیم الگویی پرداخته
است که بر اساس آن، انسان باید طبیعت را در باطن، همانند خود تجلی اسما و صفات
گوناگون الهی دانسته و در مقام خلیفه الهی، نگهبان آن باشد. علاوه بر آن،
عملکردهای انسانی در عالم، بازخوردهای اجتناب ناپذیری را بر وی تحمیل خواهد نمود و
انسان باید تلاش کند تا در حوزه عکس العمل، بازخوردهای منفی را از بین ببرد. در
نتیجه با درک درست جایگاه ویژه انسان و شناخت ویژگی های انسان و طبیعت، چگونگی
ارتباط همدلانه وی با طبیعت از دیدگاه مولانا آشکار می گردد.
تأثیر طبقه اجتماعی بر شعر شاعران دوره مشروطه با تمرکز بر اشعار «ایرج میرزا» و «فرخی یزدی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نزد جامعه شناسان
ادبیات، آفرینش های ادبی امری فردی نیست، بلکه بیشتر اجتماعی است. از
آنجا که اجتماع، نقشی اساسی در شکل گیری ویژگی های فردی دارد و سبک آفریننده نیز
جدای از ویژگی های شخصی او نیست، می توان گفت در آفرینش هر اثر، مهم ترین نقش را اجتماع دارد. بینش اجتماعی نویسنده و موضع گیری
او در برابر وقایع مختلف تا حدی زیاد تحت تأثیر پایگاه اجتماعی و خاستگاه طبقاتی
او شکل می گیرد. بنابراین می توان سبک هر شاعر یا نویسنده را با توجه به طبقه
اجتماعی او تجزیه و تحلیل کرد. این مقاله، ضمن بیان مقدمه ای درباره چگونگی
ارتباط طبقات اجتماعی شاعران با جهان بینی آنان بر اساس نظریه طبقات اجتماعی «گلدمن»،
نگاهی گذرا به پایگاه طبقاتی «ایرج میرزا» و «فرّخی
یزدی» دارد و سپس عمده ترین تفاوت های سبکی آن دو را با یکدیگر
مقایسه می کند. نتیجه پژوهش حکایت از آن دارد که دیدگاه های آن دو در حوزه های نقد
سنت های دینی و نقد اجتماعی، آزادی، وطن پرستی، استعمارستیزی، استبدادستیزی، دعوت
به مبارزه و تجمل گرایی با یکدیگر متفاوت است.
یادداشتی بر اسطوره ضحاک (مطالعه تطبیقی میان شاهنامه-کوش نامه و گزیده ای از متون اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسطوره اژی دهاک یکی از قدیمی ترین و شناخته شده ترین اسطوره ها در ادب فارسی از دوران کهنسال تا به دوران اسلامی است. اسطوره اژی دهاک از راه متون اوستایی شناخته شده است؛ در ادبیات زرتشتی به زبان پهلوی نیز، اسطوره ای شناخته شده بشمار می آید. بس پیداست که این اسطوره، یادگار نوشته های پسا-ساسانی را نیز به شدت تحت تاثیر قرار داده است.
مطالعه تطبیقی این اسطوره در منابع اسلامی از بن مایه همانند و نزدیک آن در منابع عربی-فارسی حکایت دارد. با وجود این، در کوش نامه، سروده حکیم ایرانشان ابی الخیر، داستان درمان بیماری ضحاک با پیدایی پزشکی هندی گره خورده است که این نکته در سایر متون عربی-فارسی شناخته شده، دیده نمی شود. این مقاله تلاش دارد تا به یاری رخدادهای نخستین سده های اسلامی، چرایی حضور این پزشک هندی در درمان بیماری ضحاک را توضیح دهد؛ آنجا که نگارنده ضحاک را با هارون و پزشک هندی را با پزشک نامدار هندی یعنی منکه، پزشک معالج آن خلیفه ستمگر، سنجیده است.
بررسی تطبیقی خرد در ""شاهنامه"" و ""الأدب الصغیر و الأدب الکبیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکیمان ایران باستان به اندرزهای اخلاقی و مضامینی چون خوش اخلاقی، سیاست، زهد، دوستی و بخصوص خرد و خردورزی گرایش شدیدی داشتهاند. این اندرزها و مضامین از راه ترجمه متونِ پهلوی به عربی به ادبیات عرب راه یافت و استقبال مردمان عرب از فرهنگ ایران زمین را درپی داشت که اعتراف محققان و اندیشمندان عرب به تأثیر فرهنگِ ایرانیان، گواه بر این مطلب می باشد. عنصر خرد بعنوان یک اندیشة ایرانی و بعنوان یکی از عناصر پیشبرد حیات بشریت به اوج قلة تعالی و انسانیت، در آثار ادیبان مختلف سرتاسر جهان نمودی بس آشکار دارد. از نمونه این آثار کتابِ «الأدب الصغیر و الأدب الکبیرِ» ابن مقفع و کتابِ «شاهنامه» حکیم ابوالقاسم فردوسی است که مضامینِ خردی همچون عناصری پویا در هر دو اثر به چشم می خورد. مشابهتِ مضمون » خرد و خردورزی» در این دو اثر بیانگرِ مشترک بودنِ منابعِ مورد استفادة نویسندگان و سیراب شدن از سرچشمه هایِ خرد ناب حکیمان ایران باستان است. نگارندگانِ این مقاله برآنند تا با بررسی تطبیقی عناصر مشترکِ خردی در آثار مذکور و بیان شباهت هایِ مضمونی واژة خرد، اثبات نمایند که ابن مقفع و فردوسی در تألیف اثرشان از منبعی واحد بهره جسته اند.