دراین مقاله درصدد هستیم که تنوع در ترتیب واژگانی در زبانهای فارسی‘عربی‘و انگلیسی را در چهار چوب نظریه ((حاکمیت و مرجع گزینی )) تبیین نماییم و نشان دهیم که برخی از تنوعات زبانی حاصل فرآیندهای کلامی مانند ((مبتداسازی)) در انگلیسی و ((قلب نحوی)) در زبان فارسی و عربی است .ما به ویژه به تفاوت این دوفرآیند که اولی مربوط به زبان های منطبق مانند انگلیسی است ودومی مربوط به زبان های مسطح مانند عربی و فارسی است‘تأکید نهاده ایم و براساس نظریه ((سایتو1982))زبان های فارسی و عربی را در پیمانه آوایی مسطح و در ر- ساخت منطبق فرض نموده ایم . آنگاه براساس نظریه ((زیر مجموعه برویک 1982))چنین فرض کرده ایم که ژ- ساخت در زبان های مذکور به صورت svo است ودر ر- ساخت می تواند به صورت svo یا sov ظاهر گردد . در نتیجه تنوع در ترتیب واژگانی حاصل دو گونه فرآیند است که یکی حرکت گروه اسمی است که میان ر- ساخت و پیمانه آوایی عمل میکند و عملکرد این گشتار اختیاری است و دیگری حرکت هسته است که میان ژ- ساخت و ر- ساخت عمل می کند و عملکرد آن اجباری است .
حسان العجم افضل الدین بدیل بن علی خاقانی، ملقب به حقایقی شروانی (م: 595 ق) یکی از بزرگترین سخنوران شعر فارسی است؛ شاعری که دتر سرودن انواع شعر به ویژه در قصیده سرایی، در طول تاریخ ادبیات فارسی، برجستگی و بلندمرتبگی خاصی دارد. مضامین نو، ترکیبات ناب و تازه، گستره معلومات علمی در زمینه های گوناگون همراه با باریکی اندیشه و وسعت دامنه تخیل و ظرافت های شاعرانه دیگر، به ویژه توصیفهای استادانه و دقیقه، شعر او را نسبت به اکثر شاعران فارس گوی، تشخیص و برتری داده است. علو اندیشه، وسعت تخیل و تصویر آفرینی های اعجاب انگیزش نه تنها شهرت و محبوبیت او را در ایران و کشورهای همجوار به ویژه آذربایجان موجب شده است، بلکه دامنه نفوذش مرزهاش جغرافیایی را در نوردیده و آوازه اش تا دوردست ترین آفاق شرق و غرب طنین انداخته و زندگانی، آثار و افکار او مورد نقد و بررسی پژوهشگران و خاورشناسان بزرگی چون یان ریپکا قرار گرفته است.
نویسنده این مقاله عقیده دارد که سعدی از سرچشمههای مختلف سیراب شده است تا بعدها توانسته اندیشه خود را به صورت گلستان و بوستان عرضه کند. در آثار سعدی، نشانههای فرهنگ زرتشتی، فرهنگ مسیحی و تصوف و به ویژه فرهنگ اسلامی به دفعات و به صورت استفاده از قرآن و احادیث مشاهده میشود. هدف این مقاله این است که منابعی که سعدی از آنها استفاده نموده را معرفی نماید و در نتیجهگیری نیز نویسنده بیان میکند که آنچه فرهنگ را بارور میکند، این است که فرهنگ بتواند از فرهنگهای دیگر هم متاثر بشود و فرهنگ یک بعدی و یکسویی نباشد و سعدی نمونه کاملی از این فرهنگ است.