فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۱٬۲۶۱ تا ۳۱٬۲۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
مقایسه داستان پیر چنگی مولانا و سه تار آل احمد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ ۱۳۸۴ شماره ۵۵
حوزههای تخصصی:
در ادبیات تطبیقی هرچند اغلب، آثار ادبی دو فرهنگ مختلف مقایسه میشوند، در پرتو این نقد میتوان آثار ادبی آفریده شده در فرهنگ واحد را نیز با هم مقایسه کرد و به نتایج ارزشمندی رسید. اگر این آثار به دوره های متفاوت فرهنگی متعلق باشند، نتایج به دست آمده از جهات متعدد حائز اهمیت خواهد بود. می دانیم که یکی از مشخصه های اصلی دوران پیشامدرن، حضور ملموس دین و امر قدسی در عرصة حیات سیاسی و اجتماعی انسان آن دوره بود که در پرتو چنین نوری تمامی ابعاد زندگی وی روشن و گرم میشد, ولی در دورة مدرنیسم و پس از آن، اعتقاد به امر قدسی بسیار کمرنگ شده است. بنابراین، آثار ادبی اصیل دو دورة کاملاً متفاوت، به عنوان تجلیگاه ذهنیت دو انسان مختلف نیز الزاماً باید از هم متمایز باشند. در مقالة حاضر، با مقایسة شکلی و به ویژه محتوایی داستان پیر چنگی مولانا، به عنوان اثری کلاسیک و داستان سه تار آل احمد، به عنوان اثری مدرن، تفاوت های ماهوی دو جهان کلاسیک و مدرن و به تبع آن، اختلاف ذهنیت انسان سنتی و مدرن تبیین خواهد شد. از آنجا که داستان های مذکور شباهت های حداقلی ساختاری و مضمونی دارند، امکان چنین مقایسه ای را تسهیل میبخشند. به نظر میرسد که داستان پیر چنگی با توجه به پارادایم های حاکم بر جامعة عصر مولانا و نیز ذهنیت عارفانة او، اثری دینی است و داستان سه تار آل احمد به علت تثبیت انگاره های فلسفی دوران جدید، علیرغم خواست و ارادة نویسنده اش، اثری غیردینی است. جلال آل احمد درمیان نویسندگان دوران جدید به علت پیشینة خانوادگی و نیز تحولات فکری خود او ،گرایش مذهبی قویتری داشت. اما روح زمان، آشکارا ارادة او را در خلاقیت های ادبی درهم میشکند و تلاش وی را در آفرینش اثری دینی عقیم میسازد. ازنظر ارزش های هنری نیز آثار فوق قابل مقایسه هستند و در این مقاله طرح و ساختار، شخصیت پردازی، توصیف و فضاسازی آنها با یکدیگر مقایسه شده است.
جان من عزم بخارا می کند
یک انگلیسی در میان ایرانیان
حوزههای تخصصی:
داستان شاهنامه
حوزههای تخصصی:
چکیده و روش علمی تدوین آن
حوزههای تخصصی:
پیش زمینه : تدوین چکیده برای مقالات علمی در مجلات معتبر در دهه اخیر در کشور ما نیز رواج یافته است و ترجمه آن به زبان انگلیسی در انتهای مجلات به چاپ می رسد . هدف این مقاله معرفی انواع چکیده ، روشهای مختلف چکیده نویسی و آشنایی با اشکال جدید چکیده نویسی علمی است . برای تدوین این مقاله از نقطه نظرات صاحب نظران بنام و سازمانهای دست اندرکار مقولات نوشتاری استفاده شده است . قبل از تدوین چکیده ، باید نوع آن را انتخاب کرد ، سپس روش کار خود را برگزید و بر اساس الگوهای نظام یافته ، چکیده را تدوین نمود ...
معمای فرش زندگی
حوزههای تخصصی:
محمدبن عبدالوهاب قزوینی، آغازگر شیوه نوین در تصحیح متون
حوزههای تخصصی:
بیدل در آیینه تاریخ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
آیا پاسخ حضرت موسی کلام بلاغی است؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم معجزه پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است. دلیل اعجاز این سخن آسمانی به باور اکثر دانشیان و فرزانگان اسلامی فصاحت و بلاغت آن است؛ و اما فصاحت و بلاغت قرآن در چیست؟ از همان آغاز، دانشمندان کوشیدند که اسرار فصاحت و بلاغت قرآن را کشف کنند، و رفته رفته بر بسیاری از دقایق و نکات زیبایی آفرینی آن پی بردند و کتاب هایی در زمینه دلایل الاعجاز و اسرار البلاغت قرآن نوشتند. در نتیجه، بر اساس قرآن و بعدها شعر عرب، کتاب هایی در صناعات ادبی تدوین گردید، در عین آنکه اهتمام برای کشف اسرار بلاغت قرآن ادامه یافت. علمای بلاغت به مرور به اسراری از فصاحت و بلاغت کلام خدا پی بردند، اما بعضی نکات، از جمله نام آوایی در قرآن، از نگاه تیزبین آنان دور ماند. در قرآن کریم کلامی هست که علمای بلاغت را دچار شگفتی کرده، زیرا آن را هم بسیار زیبا می بینند هم به ظاهر مغایر اصول بلاغت. به عبارت دیگر، هم در نظر اول دور از بلاغت می نماید و هم در نهایت بلاغت است. اما قرآن کریم معجزه رسول اکرم (ص) است و، چنان که گفتیم، دلیل اعجاز آن به باور اکثر دانشمندان فصاحت و بلاغت بی نظیر و رقیب آن است؛ پس چگونه ممکن است سخنی غیر بلاغی در آن راه یابد. بعضی از دانشمندان در باره آن سخن نگفته و مصلحت را در سکوت دانسته اند. بعضی دیگر، چون آن را زیبا دیدند، اصول بلاغت را در ارزیابی آن نادیده گرفتند. گروهی نیز، برای حل تناقض، دست به توجیهات گوناگون زدند. مع الوصف، در باره آن سخن تمام نیست و هنوز جای نظرپردازی باقی است. اما این کلام کدام است؟ در قرآن کریم (طه 20: 17 و 18) می خوانیم: و ما تلک بیمینک یا موسی. قال هی عصای اتو کو علیها واهش بها علی غنمی ولی فیها ماب اخری. در ترجمه تفسیر طبری، فارسی این دو آیه چنین است: «و چیست آن که به دست راست توست ای موسی؟ گفت: این عصای من است تا ورخسبم بر آن و برگ ریزانم بدان از درخت بر گوسفندان خویش و مرا در آن حاجت های دیگر است». (طبری، ص 987)...
گزارشی از مجموعه اصطلاحات مصوب فرهنگستان مصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چندی پیش نزدیک به چهل جلد کتاب از مصوبات فرهنگستان مصر، در حوزه های متعدد علوم، به دست گروه واژه گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی رسید. در هر یک از این کتاب ها مصوبات گروه های واژه گزینی در فاصله سال های 1957 تا 2001 میلادی آمده است. در جلد 21 این مجموعه، مقاله کوتاهی از دکتر محمود مختار، عضو فرهنگستان مصر، دیده می شود که به صورت خطابه در جلسات مجمع قرائت شده است. در این مقاله پنج صفحه ای، توصیه های ایشان در باره چگونگی کار واژه گزینی و ارائه راهکارهایی برای گروه های آن آمده، که در پایان این گفتار به صورت فشرده نقل شده است. آنچه در این مجموعه مصوبات حایز اهمیت است پایبندی به این اصول و پرداختن به واژه های بنیادین علوم است. حدود چهل هزار واژه در این مجموعه دیده می شود. ذیلا عناوین مهم فهرست هر کتاب و، در پایان، فهرست موضوعی مطالب، به تفکیک کتاب ها، عرضه می شود...
واژه های ارمنی و فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی، تالیف محمد حسن دوست، زیر نظر بهمن سرکاراتی، جلد اول (آ - ت)، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، تهران 1383، (452+80) 532 صفحه. همانندی های واژگانی زبان های ایرانی و ارمنی بسیار است، تا آنجا که روزگاری زبان شناسان زبان ارمنی را شاخه ای از زبان ایرانی محسوب می کردند. این قرابت زبانی معلول چند واقعیت است: خاستگاه مشترک هند و اروپایی، وام گیری های این زبان ها از یکدیگر (واژه ها و تکواژ ها) و ورود عناصری از زبان های دیگر به این زبان ها. شناخت بهتر هر یک از زبان های مرتبط با یکدیگر به شناخت بهتر زبان دیگر می انجامد و تالیف فرهنگ های ریشه شناختی گامی است در جهت رسیدن به این هدف ...
رابطه فرهنگ نگاری و دستور نویسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آقای دکتر علی خزاعی فر، در مقاله ای خواندنی با عنوان «نگاهی به فعل مرکب از دیدگاه فرهنگ نویسی»، با دقت نظر و باریک بینی بسیار، به بحث درباره رابطه فرهنگ نگاری و دستورنویسی پرداخته اند و نکات ارزنده ای را مطرح کرده اند. کار ایشان خاصه از آن رو اهمیت دارد که فقط به ذکر کلیات و مسایل انتزاعی در زمینه رابطه فرهنگ نگاری و دستور نویسی اکتفا نکرده اند بلکه، ضمن عرضه تذکار جالبی در زمینه رابطه این دو حوزه، کوشیده اند، بر اساس موضوع مشخص و بحث انگیز چون فعل مرکب فارسی، از تتبعات خود به نتایج خاصی نیز برسند. ایشان ابتدا و به اختصار تفاوت دستورنویسی و فرهنگ نگاری را به حیث تفاوت دو امر اساسا نظری و عملی مطرح ساخته اند؛ سپس، با مقایسه دو دیدگاه مهم درباره فعل مرکب فارسی یعنی دیدگاه های خانلری (1355) و دبیر مقدم (1376)، تصریح کرده اند که دیدگاه دوم در تمیز واحدهای واژگانی از زنجیره های غیرواژگانی موفق نبوده است و از این دو استناد بدان برای مدخل کردن یا نکردن افعال مرکب فارسی در فرهنگ های دو زبانه چندان سودمند نیست ...
خاقانی و خلقانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ زدایی در ترجمه انگلیسی مرگ یزدگرد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ایران شناسی زبان خاقانی
حوزههای تخصصی:
آی آدم بزرگ ها
حوزههای تخصصی: