خط فارسی از دشواری هایی دارد که آسان کردن آن دشواری ها بر عهده همه اهل نظر؛ بویژه دوستداران حقیقی آن است. نویسنده در گفتار حاضر، به یکی از این موارد، یعنی مشکل پیوسته نویسی در املای ترکیبات فارسی پرداخته است. در ابتدا، با اشاره به تاریخچه و نظریات مشهور درباره جدانویسی و پیوسته نویسی ترکیبات و با نقل و تلخیص آخرین آرای نظریه پردازان خط و ویرایش، به طور ویژه به نقد و بررسی دستور خط فرهنگستان درباره املای ترکیبات نیز پرداخته ایم. ضمن اشاره به فواید و امتیازات جدانویسی در قیاس با پیوسته نویسی و چندگونه نویسی، آن شیوه را ضروری و کارگشا می انگاریم، و پیش نهاد می کنیم که کلمات مرکب و برخی پسوندها و پیشوندهای مشهور غیر از ترکیبات بسیط گونه که برای تشخیص آن ها نیز ملاک و معیاری دارد، جدانویسی و نزدیک نویسی گردد. در انتهای گفتار نیز مواردی از ترکیبات مشهور، به شیوه پیشنهادی، عرضه شده است.
محمد(ص) مهم ترین جزء نظام فکری عین القضات است و به جرات می توان گفت تمام مفاهیم و مصطلحات مندرج در آثار او، در سایه محمد(ص) معنا می یابند. سالک برای رسیدن به معرفت و مشاهده جلوه حُسن حق، باید مقام وی را درک کند و معانی را در آینه وجود او بیابد. این مقاله تلاشی است برای به تصویر کشیدن نمای کلیِ سیمای محمد(ص) در آثار عین القضات همدانی، با تکیه بر دو اثر مهم و مفصل او، تمهیدات و نامه ها. دستاورد نگارنده آن است که اگرچه محمد(ص) مایه کمال، رونق و اعتبار تمامی ارکان جهان بینی عین القضات است، از نظر وی، گاهی به منزله حجابی است که مشاهده بی واسطه و استحاله در وجود معشوق، با گذر کردن از آن ممکن می شود.
حدیقه سنایی یکی از متن های پرابهام ادبیات ایران است. ابهام های این کتاب -که اولین منظومه عرفانی در زبان فارسی است- بیشتر از نظر زبان ادبی است که در آن، از امکانات زبان گفتاری و گویشی آن سال ها استفاده شده است. همچنین دامنه تغییر و جا به جایی ها، حذف ها و ایجازها در ساختمان جمله های حدیقه بسیار گسترده است و اصطلاحات، کنایات و تعبیرهای رایج در فرهنگ شفاهی نیز بر آن افزوده شده است. به همین دلیل، بیشتر مخاطبان امروزی (حتی پس از خوانش های مکرر) در برقراری ارتباط بین جمله ها و اجزای آن ها دشواری های بسیار پیدا می کنند. شاید یکی دیگر از دلایل ابهام این اثر، شتاب زدگی در هنگام نگارش و نداشتن فرصت برای ویرایش بوده؛ مطلبی که در کتاب های تاریخی و تذکره ها به آن اشاره شده است.
رویاهای عارفان آینه اندیشه ها، آراء و عقاید و به ویژه آرزوهای متعالی این گروه است. رویت خداوند یکی از این آرزوهاست که نمود فراوانی در تجارب روحانی نقل شده از عارفان دارد. در این دسته از رویاها، رویابین مدعی است که خداوند را دیده یا صدای او را شنیده است. از نظر روان شناسان، صورت موردمشاهده در رویا، یکی از جنبه های خیالی و نمادین ناخودآگاه رویابین است که از طریق رویا به بخش خودآگاه رسیده است. اما نظرگاه عارفان در تاویل این صورت فراواقعی چیز دیگری است. در این مقاله حکایت های مندرج در دو کتاب تذکرهالاولیای عطار (قرن ششم هجری) و نفحات الانس جامی (قرن نهم هجری) بررسی شده است. این صورت های نمادین که عارف به عنوان «خدا» از آن ها یاد کرده، منِ روحانی یا رب شخصی او است که هویتی یکسان با حق دارد و این تصویر رب شخصی در رویای هر کسی متفاوت با رب شخصی دیگری است.
ساختارهای نحوی به نوعی منعکس کننده ادراک و دریافت ما از واقعیت های بیرونی و درونی و بیان کننده مجموعه روابطی هستند که ذهن در قالب زبان، میان پدیده ها ایجاد می کند. شکل گیری ساختارهای نحوی بر اساس نظام اندیشه و تفکر ما و کاملاً غریزی و ناآگاه است؛ اما شاعر تا حدودی آگاهانه با استفاده از الگوهای نحوی، اندیشه و عاطفه خود را زیباتر و رساتر بیان می کند. یکی از این الگوها آن است که فعل بر برخی ارکان جمله پیشی می گیرد. موضوع مقاله حاضر بررسی کارکردهای این نوع ساخت نحوی در غزل سعدی است. نقد و تحلیل متن شاهکارها از این بُعد، می تواند زمینه ساز خلاقیت های ادبی شود.
کارکردهای این گونه از آشنایی زدایی نحوی عبارت است از: کارکردهای ساختاری چون خلق موسیقی قوی تر، حفظ حس کوتاهی جمله، گسترش پذیری، استقلال رکن در عین داشتن پیوند های نحوی و تکمیل معنا و انسجام ساختاری و کارکردهای معنایی چون افزایش معنا؛ تاکید، بزرگ نمایی و کوچک نمایی، بیان کلیت و تعمیم معنا، بیان کلی زمان و مکان، خلق ایجاز، توان تفسیرپذیری، تعلیق و انتظار، برجستگی توصیفات، حرکت و پویایی، انگیزش عاطفی، خیال انگیزی، ایجاد لذت و انسجام معنایی. بنابراین پیش آیی فعل، یکی از اسرار زیبایی غزل سعدی است که در کنار دیگر شگردهای زبانی به شیوه ای حیرت انگیز، خواننده را در اندیشه و عاطفه شاعر سهیم می گرداند.