فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۸۰۱ تا ۱۷٬۸۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
تحلیل الگویی نمودهای رمانتیسم در شعر سپهری (با تمرکز بر شعر "صدای آب")
منبع:
پژوهش های ادبی و بلاغی سال اول زمستان ۱۳۹۱ شماره ۱
75 - 92
حوزههای تخصصی:
زبان، نوع نگرش، جهان بینی و سبک شعری سپهری، شعر او را به اصول و مبانی مکتب رمانتیسم نزدیک کرده است. همانندی و مناسبات گسترده میان دید، اندیشه و احساس سهراب با مبانی اندیشه مکتب رمانتیسم قابل بررسی است. بر این مبنا و با توجّه به روح عرفانی حاکم بر درونمایه های شعر سهراب، ساختار الگویی شعر او را از همان زاویه ای تحلیل کرده ایم که منتقدان بر اساس آن به تحلیل الگویی زیباشناسی و نگرش رمانتیک دست زده اند. در این جستار، شعر سهراب با محوریّت الگوی سفر در دو محور عرضی (با تمرکز بر شعر شاخص «صدای پای آب») و طولی «شعر- زندگی» او، ضمن تحلیل مناسبات و نظام تکرار این الگو در مجموعه اشعارش، تبیین و تحلیل شده است. نتایج به دست آمده نشان داد که بخشی از مؤلّفه های جهان اندیشه رمانتیست ها مانند بازگشت به طبیعت و بدوی گرایی، غلیان احساسات، غلبه تخیّل، خردستیزی، من مداری و انزواطلبی، ستایش کودکی، گریز از حال و سفر به سوی جامعه آرمانی، فردیّت و رسیدن به آزادی که در اصول هنری این مکتب، خاصیّت الگویی یافته اند و در نظام بصری، فکری، زبانی و ساختار آثار رمانتیک با نظم معنی داری تکرار شده اند، از نمودهای اصلی تبلور غلبه ناخودآگاه بر خاستگاه های روانی خلاقیّت در این مکتب و وجه اشتراک زیباشناسی این مرام هنری- فلسفی و غایت گرایی ناخودآگاه مؤلف در مسیر تکرار الگوهای ازلی بنیادین چون فردیت و تشرّف است.
تطبیق ترانه های فایز دشتستانی و امیر پازواری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال ششم بهار ۱۳۹۱ شماره ۲۱
33 - 63
حوزههای تخصصی:
ترانه های عامیانه، نشان داده که هنر و زیبایی در انحصار طبقات عالی و تربیت شده، نیست؛ بلکه نابغه های ساده ای نیز وجود دارند که در محیط های ابتدایی تولد یافته، احساسات خود را بی تکلف با تشبیهات ساده و به شکل آهنگ ها و ترانه های عامیانه بیان می کنند؛ گاهی به قدری زیبا و با مهارت بیان می شود که اثر آن ها جاودانی می شود؛ این نابغه های گمنام، سرایندگان ترانه های عامیانه می باشند. در میان ترانه سرایان معروف، و از خوش نامان عرصه فرهنگ ملی و محلی؛ می توان به فایز دشتستانی و امیر پازواری اشاره نمود. این دو شاعر ترانه سرا، در ادبیات شفاهی جنوب و شمال کشور معروفند؛ براستی آیا ادبیات فولکوریک مناطق را می توان با هم مقایسه نمود؟ و چرا ترانه های عامیانه در قرون متمادی، که با خشم و نفرت محافل رسمی ادب مواجه بوده؛ و جرأت نداشته است که پای در هیچ دیوان و تذکره ادبی بگذارد؟ بدیهی است که آداب و رسوم و فرهنگ مناطق، اگر چه مختلف است، اما وجوه اشتراک فراوانی را می توان در ادبیات آنها جستجو کرد. ترانه های این دو شاعر، از جهات سبک و نوع بیان و مضامین و محتوا و درون مایه اشعار از جمله؛ بیان درد و رنج های مردم و گله از معشوق و فراق یار قابل مقایسه است؛ این مقاله علاوه بر معرفی دو شاعر طبری و دشتستانی، به بررسی و تطبیق ترانه های این دو شاعر می پردازد.
بررسی تطبیقی مناظره ی دو قطره خون شعر پروین با مناظره ی رمان سه قطره خون تریللو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال ششم زمستان ۱۳۹۱ شماره ۲۴
164 - 176
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار برآنیم تا به تحلیل مناظرهای که میان دو قطره خون در شعر پروین اعتصامی رخ می دهد بپردازیم و سپس سنجشی کوتداه میدان مناظره دو قطره خون پروین با سه قطره تریللو، که گفته میشود الهام بخدش ایدن مناظره بوده است، انجام دهیم و بدینسان خوشده ای از اندیشده هدای پروین بچیندیم. پروین در فضای عاطفی و عرفانی مشرق زمین زیسته است؛ فضایی که آدمی را رنج به گنج می رساند. سلوک شرقی در دامنه رنج قرار دارد و شرح همین رند سبب اطناب در شار پروین شده است ولی در شار تریللو ایجاز سلوک غربی را می بینیم. در این شعر، تریللو با بیان احساس خویش، تنها به سلوکی درونی راه می برد؛ ولی، پروین در مناظره خویش معنا را به خدمت سلوک دروندی و مضمونی اجتماعی درآورده و از عرفان به دادگری رسیده اسدت. در حق یقدت، شعر او در حکم حلقه ای از زنجیر مبارزه با ظلم قرار گرفته اسدت. پس شعر پروین پرورده تر و از عمق بیشتری برخوردار است
تمدن اسلامی و ساز ههای شهری در آثار سعدی
حوزههای تخصصی:
بررسی آغاز بندی 10 منظومه ی حماسی
حوزههای تخصصی:
شرح احوال و اصول فکرى ابوعلی دقاق
حوزههای تخصصی:
در فایل اصلی مقاله موجود است
تأملی در علل رواج داستان های پیامبران در قصاید پارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با تعمّق در آثار ادبی می توان تأثیر دین را در اندیشه و اعتقاد مردم ریشهیابی کرد و آن را آینه ای از باورهای جامعه دانست که آنها را در رسیدن به اهداف عالی، پیروزی بر ظلم و یافتن راه حقیقت راهبری می کند. هنگامی که شعر فارسی رونق گرفت، شاعران از طریق قرآن و دیگر کتابهای دینی با داستانهای پیامبران آشنا شده بودند. در این زمان، فرهنگ اسلامی و داستان پیامبران نیز رفته رفته در اذهان بسیاری از مردم رسوخ کرده و بخشی از ذهنیات آنان را تشکیل می داد. اشارههای بسیاری در اشعار پارسی؛ بخصوص در قصیدهها مشاهده می گرددکه به طور مستقیم یا غیرمستقیم ما را متوجه اساطیر مختلف ملّی و داستانهای دینی می کنند. شاعران با دستمایه قرار دادن اساطیر و داستانهای مختلف در پی غنی کردن کلام خود بوده اند که همین امر باعث زنده نگهداشتن تاریخ، آداب و رسوم، دین، آیین ها و... شده است. در بررسی قصاید دیده شدکه در برخی قرنها نفوذ این داستانها بیشتر شده که به طور مفصّل به سیر تحوّل داستانها و علل آن می پردازیم. در این مقاله که با هدف بررسی داستانهای پیامبران در قصاید شاعران انجام گرفته، برخی از اساطیر ایرانی و سیر تحول آنها، داستانهای پیامبران و علل نفوذ و آمیخته شدن آنها با اساطیر ایرانی مورد بررسی قرار می گیرد.
بررسی و تحلیل عناصر و مؤلفه های اسطوره ای در اشعار قیصر امین پور بر مبنای دیدگاه «لارنس کوپ»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله به زبان فرانسه: بررسی درون مایه ی « زمان» و « مکان» در « جمعه یا کرانه های اقیانوس آرام» از میشل تورنیه و « جوینده ی طلا » اثر ژان ماری گوستاو لوکلزیو (La thématique spatio-temporelle dans Vendredi ou les limbes du Pacifique de Michel Tournier et Le chercheur d'or de Jean-Marie Gustave Le Clézio)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
« جمعه یا کرانههای اقیانوس آرام» و « جویندة طلا » آخرین حلقه از زنجیرة طولانی داستانهای رابینسون هستند که آغازگر آن اثر دانیل دفو بوده است. بیشتر پیروان این نویسندة انگلیسی در آثار خود کشتیشکستگانی را به تصویر کشیدند که در جزیره ای متروک به دام افتادهاند. اما تورنیه و لوکلزیو کوشیدهاند در داستان سنتی رابینسون دست به نوآوری زنند. البته چنین دغدغهای از زمان «سوزان و اقیانوس آرام» نوشته ی ژان ژیرودو وجود داشته است. اما میشل تورنیه آن را برای نخستین بار به صورت کامل در رمان خود به تصویر کشید. هیجده سال پس از نگارش این رمان٬ لوکلزیو رابینسوناد جدیدی میآفریند که با آثار پیشین خود تفاوت های قابل ملاحظهای دارد.
همین تفاوت هاست که بر بستری مشترک با رابینسونهای پیشین، تولید معنایی جدید میکند. تحقیق حاضر نیز کوششی است تا با مطالعة درون مایة زمان-مکان که سنگ بنای دو اثر است، قدمی در راه درک این برداشت جدید بردارد. ( نگارنده پرسش یا فرضیهای را مطرح نمی کند که در مقاله بخواهد پاسخی برای آن بیابد. همه چیز از آغاز روشن است و فقط نقل قول ها تأییدی بر این گفته خواهد بود
بررسی تطبیقی معانی و جایگاه خیال در مثنوی و آراء افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از دغدغه های فلاسفه و حکما تشریح و تبیین چیستی خیال، جایگاه و کارکرد آن در ارتباط با انسان و هستی شناسی، بوده است. افلاطون اولین فیلسوفی است که برای خیال مرتبه معرفت شناسی قائل شد و با تقسیم جهان به دو عالم معقول و محسوس، مرتبه شناخت خیال را مختص عالم محسوس دانست. مولوی هم در جای جای مثنوی به خیال، اقسام آن، جایگاهش در شناخت و معرفت انسان اعم از امور عینی و ماورائی و تأثیرات متعددی که بر جسم، روان و کمالات روحی فرد می گذارد، پرداخته است؛ بنابراین این جستار درصدد است تا به مقایسه خیال از دیدگاه این دو بپردازد. برای نیل به این هدف ضمن استفاده از روش توصیفی- تطبیقی، نخست، تعاریف خیال از نظر مولوی در مثنوی و نظریات افلاطون بررسی، سپس شباهت ها و تفاوت های دیدگاه های این دو نشان داده شده است. نتیجه این که دیدگاه های آنان از جهت غیر واقعی بودن و سایه بودن جهان و پدیده ها، ارتباط تقلید و خیال، محدود و ناقص بودن ابزار خیال برای درک واقعیت و این که این نحو ادراک متعلّق به عموم مردم است، به هم شبیه و در مواردی مانند قدرت خیال، جایگاه معرفتی خیال، معنی و تأثیر خیال متفاوت است.
نقد و بررسى کتاب شرح شکن زلف حافظ
حوزههای تخصصی:
تحلیل ابعاد معناشناختی رنگها در مثنوی معنوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مثنوی معنوی یکی از شاهکارهای ادبیات فارسی است که مولانا جلال الدین بلخی آن را به نظم کشیده است. یکی از عناصری که باعث افزایش زیبایی و جذّابیت اشعار این اثر نفیس گشته؛ استفاده از عنصر رنگ است که آمدن آن در لابلای ابیات مثنوی دارای دلالات معین و اغراض خاصی است. مولانا 2275 بار از رنگها در مثنوی به صورت مستقیم و غیر مستقیم استفاده کرده است که آن رنگ ها عبارتند از: سیاه، سفید، سبز، قرمز، زرد و مشتقات اینها. پرکاربرد ترین رنگ در اشعار مولوی، رنگ زرد و کم کاربرد ترین آن رنگ سفید است. مولوی مرادش علاوه بر وصف طبیعت رنگها، تعبیر از حالات مختلف انسان و طبیعت پیرامون در موقعیت های مختلف است. و در این راه، گاه از تشبیه، استعاره، کنایه، و یا رمز بهره برده است.
بررسی کارکرد عناصِر موسیقایی شعر «انتظار» (در دوره معاصر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات «انتظار» از بنمایههایی است که بویژه از اوایل دهه شصت، توسط شاعران ونیز منتقدان ادبی مورد توجّه قرارگرفت؛ امّا رویکرداهل نقد به آن بیشتر شکل مطبوعاتی و ژورنالیستی داشته تا آکادمیک و از این رو، جای پژوهشهای جدّی و علمی از این دست، بسیارخالی است. برای دستیابی به پژوهشی پیرامون این گونه ادبی، شایسته است آن را از دریچههای گوناگون، بازشناخت و بررسی کرد. پرسش بنیادی این مقاله، چگونگی کارکرد موسیقایی شعر انتظار و ارتباط آن با درونمایه اثر است؛ ازاین رو، نگارندگان با بررسی آماری نود قطعه شعر انتظار از بیست شاعر برجسته معاصر، در پی دستیابی به پاسخ به این پرسش هستند. در بررسی موسیقی بیرونی شعر انتظار، به کارکردهای وزن در شعر انتظار، هماهنگی وزن با درونمایه، اوزان خیزابی و جویباری و اوزان شفّاف و کدر در این نوع شعر پرداخته شده است. سپس با جستاری در موسیقی کناری شعر انتظار، کارکرد قافیه و پیوند آن با موضوع انتظار، واژه قافیه و ارتباط موسیقایی آن با سایر واژگان بیت، قافیه بدیعی و قافیه معنوی در شعر انتظار و ردیف پویا و ایستا و پیوند آن با موضوع، موردتوجّه قرار گرفته ونهایتاً موسیقی درونی شعر انتظار و تکرار و موسیقی در عنوانهای شعر انتظار بررسی شده است. از جمله دستاوردها و یافتههای این جستار این است که شاعر شعر انتظار به شکلی ناخودآگاه در لحظههای سرایش، پیوندی ژرف بینِ مفهوم اندوهناکِ انتظار و فرم شعر انتظار برقرار میکند.
بررسی «ساختار زمانی» در رمان ""چشمهایش"" علوی
حوزههای تخصصی:
«ساختار زمانی» نظریهای است که به چگونگی شکلگیری ساختار داستان به تأثیرپذیری از زمان می پردازد. در رمان چشمهایش، ارتباط علی و معلولی بین وقایع، با استفاده از عامل زمان برقرار می شود. بر هم خوردن توالی قراردادی زمان، باعث شده است این رمان شروعی از میانه داشته باشد. بازگشت های مکرر به گذشته در خاطرات فرنگیس، زمانی غیرخطی و مدور در رمان ایجاد کرده است. هر حادثة این رمان، مانند حلقه ای است که از یک نقطه شروع می شود (زمان حال و محیط مادی؛ اتاق فرنگیس) و پس از شرح ماجرا (بازگشت به گذشته) به همان نقطة آغاز (زمان حال) باز میگردد. به این ترتیب، نویسنده به نوعی در زمان داستانی، سنتشکنی میکند. هدف این پژوهش، بررسی «ساختار زمانی (زمان غیرخطی)»، در رمان چشمهایش است و هدف از انتخاب این موضوع، انطباق این نظریه بر گونة ادبی رمان است.
سیر ادبیات زنان در ایران از ابتدای مشروطه تا پایان دهه هشتاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با مولوی در گذار از جلوه هزارنقش آفرینش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عرفان به ما می آموزد که هدف آدمی عبارت است از درک حقیقی عالم معنی. آفرینش جلوه ای است هزاررنگ و هزارنقش از نوری بی رنگ و درخشان؛ یعنی حضرت احدیت و خلقت چیزی جز رنگارنگی این بی رنگی ازلی نیست که «صور» را پدید آورده است و هرچه تفرّد و تشخص، تفرقه و تعیّن و تمایز و تخالف وجود دارد، از همین جا است. کل پیام مولوی، با استفاده از رمزی که خود او در تمایز میان صورت و معنی بیان کرده، قابل تشریح و تفسیر است. در این جستار به تبیین مفهوم «صورت» و «معنی» در اندیشه مولوی بر پایه کتاب فیه مافیه پرداخته شده است؛ دو مفهومی که مولانا دامنة آن را در تمامی عالم هستی، ساری و جاری می داند و از این رهگذر، رفیع ترین آموزه های عرفانی و هستی شناسی خویش را تبیین می کند.
تحلیل مدح و ستایش در دو حکایت مثنوی معنوی از منظر باورهای غیر منطقی آلبرت الیس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مولانا جلال الدین بلخی شاعر و عارف بزرگ ایران، در قرن هایی پیش از پیدایش علم روانشناسی در آثار خود بویژه در مثنوی الگویی دقیق از منش و رفتار اصیل انسانی در برخورد با باورهای غیرمنطقی و منطقی ارائه داده است. او به عنوان انسان شناس مسلمان، آرا و نظراتش پیش از روانشناسان انسان گرای غرب، پرده از رفتارها و واکنش های آدمی در مسیر زندگی و در برخورد با مشکلات و نابسامانی ها برداشته است. مقاله حاضر برآن است که دو باور از دوازده باور غیر منطقی آلبرت الیس را با دو حکایت مثنوی مورد واکاوی قرار دهد که در این بررسی نقاط مشترک فراوانی در زمینه غیر منطقی بودن دغدغه تأیید از جانب دیگران به دست آمده و هردو، این خصلت آدمی را ناشی از عدم خودشناسی صحیح انسان می دانند.
بازسازی هویت در «ادبیات مهاجرت» ایتالیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۱۷ بهار ۱۳۹۱ شماره ۱
55 - 72
حوزههای تخصصی:
«ادبیات مهاجرت» ایتالیا، نو پا و از بسیاری جهات هنوز ناپخته است که نسبت به دیگر کشورهای اروپایی، با تأخیر بسیار در دهه نود قرن گذشته شکل گرفت. این ادبیات به از میان برداشتن مرزها و روایت ناگفته ها می پردازد، از تولدی دوباره، واقعیت نیافتن یک رؤیا و از امیدی پایدار به تحقق آن سخن می گوید. نویسندگان این ادبیات، با بهره گیری از واقعیت، زندگینامه شخصی و تخیل، آثاری را میآفرینند که پیوند میان ایتالیای حال حاضر و گذشته مهاجر را به تصویر می کشد، تصویری رنگارنگ که در بسیاری از موارد، از چشم نویسندگان ایتالیایی پنهان مانده است. در این جستار، پس از بررسی چگونگی پیدایش «ادبیات مهاجرت»، می کوشیم دریابیم چگونه سرزمین میزبان می تواند به مکانی آبستن نبوغ بدل شود. چگونه تجربه ترک وطن می تواند سبک جدیدی از ادبیات را پایه گذارد. و در نهایت، چگونه روایت از دنیاهای دور، ناهمسانی ها وناسازگاری های ناشی از هجرت، خلایی را که در وجود مهاجر موج می زند و حسب یگانگی ای که با آن وجود پیوند خورده است، همراه با سایر موضوعاتی که «ادبیات مهاجرت» به آن ها می پردازد همه و همه به یک موضوع واحد یعنی همان هویت دو پاره و گم گشته مهاجر میانجامند.