فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۰۰۱ تا ۱۷٬۰۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
برخی نکات و بن مایه های داستانی منظومه پهلوانی- نقالی زرین قبا نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زرین قبانامهمنظومه بلندی در 23,133 بیت است که احتمالاً در عصر صفویه سروده شده است. سرایندة اثر گمنام است و موضوع آن با آمدن فرستاده حضرت سلیمان(ع) به نام زرین قبا به دربار کیخسرو و رویارویی او با ایرانیان آغاز می شود. پس از آن، حوادث متعددی به شیوه داستان در داستان پیش می آید و نقش ورزان اصلی آن ها نیز پهلوانان سیستان (رستم و فرزندان و فرزندزادگان او) هستند. ساختار، محتوا و زبان این منظومه به طور کلی نقالی- عامیانه است و از این نظر، بررسی نکات و مضامین داستانی مهم آن در بازشناسی و تکمیل بن مایه های ادب عامیانه- نقالی ایران در موضوع پهلوانی مفید خواهد بود. در این مقاله، شماری از این گونه موضوعات را ذیل چهار عنوانِ عناصر سامی و اسلامی، اشارات نادر و یگانه، موضوعات و مضامین دیگر، والگوگیری از داستان های دیگر بررسی کرده ایم.
بررسی تطبیقی مفهوم «تلاش» در «النجمتان» انسی الحاج و «نشانی» سهراب سپهری (براساس معناسازی تنش در نقد فرمالیستی آمریکایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نقد فرمالیستی آمریکایی، شعر دارای وجودی عینی و قائم به ذات است و تنها خود شعر را می توان به نحوی عینی ارزیابی کرد: یعنی در این دیدگاه نه احساسات و نگرش های مؤلّف یا خواننده مورد بررسی قرار می گیرند و نه زمینة تاریخی یا فرهنگی اثر. فرمالیست ها اثر ادبی را به عنوان پدیده ای مستقل مورد تحلیل قرار می دهند تا به ذات و معنای آن دست یابند. به اعتقاد آنان با دریافت تنش ها، ابهامات، گزاره های آیرونی دار درون متن و شناخت پیوند موجود میان آن ها با دیگر اجزاء شعر، می توان به آن صبغه ای منطقی و وحدتی اندام وار بخشید.
جستار حاضر تلاش دارد تا با رویکردی تحلیلی - توصیفی و در پرتو نقد فرمالیستی آمریکایی، به واکاوی دو چکامة «النّجمتان» انسی الحاج و «نشانی» سهراب سپهری بپردازد. نگارندگان در این پژوهش می کوشند تا با تمرکز بر تنش های موجود میان دو اثر، نشان دهند که تنها با تکیه بر خود متن و تحلیل عناصر تنش زای آن است که می توان به معنا آفرینی و انسجام معنایی متن پیرامون مفهوم «تلاش» دست یافت. برآیند نهایی این پژوهش، نمایانگر تجلّی ارزش شعری در برخی معانی برجسته سازی شدة آن نظیر سکوت و خروش، رکود و دگرگونی و تاریکی و نور در هر دو چکامة «النّجمتان» انسی الحاج و «نشانی» سهراب سپهری است که در تضادّی دائمی و حل ناشدنی قرار دارند و آنچه اهمّیّت دارد نیز همین تباین و تنش معنایی در جایگاه عاملی است که به اجزاء شعر، وحدتی اندام وار بخشیده است.
تفاوتها و تشابهات در خاطره نگاری مستشارالدوله صادق و احتشام السلطنه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خاطره نگاری در تاریخ ایران آن چنانکه در سایر کشورها مرسوم و معمول بوده عمدتاً از دوره قاجاریه شکل گرفته است.یکی از ویژگی های جامعه ایران دوره قاجاریه خصوصاً پس از انقلاب مشروطه توزیع بخشی از قدرت پادشاه و مشارکت بخش هایی از نخبگان در سرنوشت سیاسی کشور بود.طبیعی بود که نخبگان مذکور پس از بازنشستگی سیاسی به جمع آوری و تدوین خاطرات خود بپردازند.مستشارالدوله صادق و احتشام السلطنه که هر دو از رجال سیاسی عصر مشروطیت بشمار می روند با همین رویکرد خاطرات خود را به نگارش در آورده اند.هر دو نفر مناصب متعددی در طول دوران حیات سیاسی خود داشته اند.بارها به وزارت، وکالت و سفارت رسیده و فراز و نشیب های سیاسی مختلفی را از سر گذرانده اند.خاطرات آنها می تواند پرده از بسیاری از حوادث مبهم و جریانات پیچیده سیاسیز بردارد.تفاوت ها و تشابهات محتوای خاطرات، سبک، شیوه و انگیزه خاطره نگاری از سوی آنها نیز می تواند کمک شایانی به سیر تاریخ نگاری و خاطره نویسی در ایران بنماید.در مقاله حاضر تلاش شده است خاطرات آنها با اتکا بر سبک، شیوه و انگیزه و دیدگاه های تاریخی بررسی و تفاوتها وتشابهات آنها مورد مطالعه قرار گیرد
تأثیرپذیری سهراب سپهری از عرفان شرق در حوزه اخلاق زیست محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سهراب سپهری، شاعر و نقاش مسلمان و طبیعت گرا، در گذر از کشورهای شرق دور، با عقاید و باورهای آنان آشنا و این آشنایی موجب شد که شعر او رنگی از عرفان و اخلاق آیین های شرقی به خود بگیرد. «هندوییسم»، «بودیسم»، «تائوییسم» و «ذنیسم»، اصلی ترین ادیان و آیین های کشورهای شرق دور (چین، هند، و ژاپن) هستند که سهراب تحت تأثیر آموزه های آنها به ویژه در حوزه اخلاق قرار گرفت؛ اخلاقی که هر سه حوزه فرد، اجتماع، و زیست کره را دربر می گیرد.
در این مقاله، پس از معرفی دیدگاه های ارزشی درباره اخلاق زیست محیطی، مباحث مربوط به اخلاق زمین در شعر سهراب و مطابقت آن با آیین های شرقی بررسی شده است. این بررسی نشان می دهد که کانون ارزشی زیست محور در دیدگاه سپهری و آیین های شرق مشترک است.
بررسی آراء تاریخ یعقوبی در باب مانی و مانویت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ یعقوبی از جمله کتب تألیف شده در سده های نخست اسلامی است که در بخشهایی از آن به ذکر قسمتی از حوادث تاریخی و اجتماعی زمان مانی می پردازد. مانویت که به عنوان گرایشی فکری و در عین حال نهضتی اجتماعی در سد ه سوم میلادی توسط مانی بنیان نهاده شد، عصاره ای از باورهای رایج زمان خود و پیش از خود بود. این آیین، تلفیقی از تفکرات گوناگون از جمله: مسیحیت، آراء گنوسی، عقاید قدیمی بابلی، فلسفه بودایی و عقاید ایرانی زردشتی و غیر زردشتی بود که به دوران اسلامی نیز رسید و بازتاب آن در آثار باقی مانده از مورخان، محققان و ... به عربی و فارسی بعد از اسلام دیده می شود. این آیین که بنیانگذارش داعیه جهانی بودن آن را در سر می پرورانید، با حوادث و اتفاقاتی روبه رو شد که مسیری متفاوت از یک دین جهانی یافت. این رویدادها و حوادث تحت تأثیر نیروهای دینی و مذهبی زمان مانی و در رأس آن زرتشتی گری به وجود آمد. در این گفتار با بررسی آراء تاریخ یعقوبی در خصوص مانی و حوادث و اتفاقات زمان وی، به بررسی این حوادث و نیز به گزارشی از وضعیت دین در زمان مانی پرداخته می شود.
طنز تعلیمی بایزید و فضای کارناوال
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۵ بهار ۱۳۹۲ شماره ۱۵
137 - 154
حوزههای تخصصی:
نگرشی کوتاه به متون تعلیمی بیان می کند که حکایت های عرفانی بایزید مانند فضای کارناوال پر از تصاویری است که بیانگر براندازی و محو مرزبندی هاست. از ویژگی های کارناوالی، برهم زدن ارزش ها و هنجارهای پذیرفته شده از سوی نهادهای برتری جو است. بدیهی است این هنجارشکنی، شامل نهادهای دینی، فرهنگی، اجتماعی می شود. نگارندگان برآنند تا با استفاده از این نظریه، چند حکایت بایزید را بررسی کنند و روش حکایت پردازی او را که برمبناهای کارناوالی و مبتنی بر میزان مرزبندی میان «خود» و« دیگری» است، بازخوانی نمایند. در این روش، میزان مرزبندی، به کم ترین حد می رسد. بایزید با استفاده از ظرافت های زبانی، تک صدایی حاصل از هنجارهای پذیرفته شده را ریشخند می کند و با تداخل صداها و استفاده از تمام توان واژه ها، هرگونه تک روی را به سخره می گیرد که نتیجه آن محو تمایز ایدئولوژی ها و آفرینش طنز عرفانی است.
تأملی تعلیمی-روان شناختی بر داستان پادشاه و کنیزک مثنوی در بستر قواعد ساختارگرایی
حوزههای تخصصی:
داستان، بازنمایی از زندگی انسانی است که خواننده تلاش می کند؛ خود را در آن بیابد، خود را به آن برساند و یا خود را از آن دور سازد. در درون خود رمزها و رازهایی دارد که اگر خوب بازگشایی شود ترجمه هر کدام از آن ها، زندگی بشریت را خوب معنی می کند، و تعلیم هر یک، برگی بر باروری آن می افزاید. این نوشته می خواهد؛ داستان پادشاه و کنیزک مثنوی معنوی را رمزگشایی کند. با استفاده از قواعد ساختار گرایی آن را بشکافد و با اراده تعلیمی و آموزشی، شکل و محتوای آن را تبیین و توضیح دهد. ایضاح صحنه های مختلف داستان، آشنایی با مزه تلخ و شیرین روان شناختی آن بر زاویه دید مخاطب قدرت و دقت خواهد بخشید. در مجموع نوشته هایی که در مورد این داستان ملاحظه شد، به نظر می رسد با این شیوه و فرایند، تحقیقی درباره آن صورت نگرفته باشد، امید است مقبول نظر استادان و مورد استفاده پژوهندگان قرار گیرد.
بررسی شکواییات در ادبیات منظوم معاصر (1350-1300)
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۵ زمستان ۱۳۹۲ شماره ۱۸
143 - 160
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات و مضامینی که از آغاز حیات شعر فارسی تاکنون، محتوای بخشی از سروده های هر شاعر را به خود اختصاص داده، شکواییه است. شکواییات بر اشعاری اطلاق می شود که شاعر در قبال ناملایمات و محرومیت های وارده می سراید و از رنج و اندوه و ناکامی خود سخن می گوید. به نظر می رسد رسالت این مضمون که از فروع ادب غنایی به شمار می رود، فقط ادای ذهنیات و انتقال احساسات شخصی شاعر باشد، در حالی که کاوش در متن شکواییات، آگاهی های شخصی، اجتماعی و سیاسی فراوانی در پی دارد. بدین ترتیب با بررسی کلی شکواییات در دو بافت مختلف شعر معاصر (1350-1300)- به جهت رویکرد واقع گرایانه ای که در فضای این نوع اشعار جاری است- هر چند مایه ی درک بهتر و عمیق تر آن آثار فراهم می شود، امّا شاید نتوان این موضوع را از موضوعات مهم شعر معاصر به شمار آورد. در این میان وقوف برمعانی، تنوع و طبقه بندی و در نهایت شناخت ابعاد و انواع مختلف شکواییات در آثار نخستین شاعران معاصر از نظر نگارنده دور نمانده است.
رویکرد پدیدارشناختی در شعر سهراب سپهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اشعار سهراب سپهری از رازناکترین و پیچیدهترین آثار ادبیات نوین فارسی است. این پژوهش نشان میدهد که سپهری در چند دفتر آخر عمیقاً تحت تأثیر دیدگاههای پدیدارشناختی قرار داشته شخصیت فکری، محتوا، زبان و سبک شعر او نیز دچار دگرگونی فراگیر شده بود. بسیاری از توصیههای نظری او همخوان با آموزهها و آرای پدیدارشناسان بویژه ادموند هوسرل(1859- 1938) است. حضور قاطع «من» متفکر شاعر در تعریف پدیدهها و ارائه ی گزارهها، ابراز تردید در آموزههای عرفی، سنتی و علمی، به تعلیق درآوردن پیشفرض ها و رجوع به عین اشیاء، تأکید بر فهم وادراک پدیدهها، بازتعریف پدیدههای مادی و انتزاعی، عادتگریزی، داشتن نگاه چند بعدی و توصیه به کشف و بعد پنهان پدیدهها،تعلیق دلالت واژگان، ارائه ی صورتگرایی متفاوت و تحولات بنیادگرایانه در محور همنشینی و جانشینی زبان و نیز ماهیت متفاوت «تنهایی» در پنج دفتر اخیر شعر سهراب سپهری از نشانههای رویکرد پدیدارشناختی اوست. پژوهش نشان میدهد وجود پربسامد و گاه هنجارشکنانهی کلماتی مانند سفر، عبور، معنی، یعنی، آگاهی، تجربه، فهم، ادراک، بُعد، جهت، سمت، ضلع، پشت و مواردی از این دست در اشعار اخیر سپهری در شبکه ی نشانهشناختی پدیدارشناسی قرار میگیرد.
غم و شادی عرفانی و کیفیت آن در دیوان سنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جایگاه غم و شادی به عنوان مهمترین حالات روحی انسان در زندگی او آشکار است. شاعران عارف ایرانی درآثارشان مفصلاً به غم و شادی و انواع و جلوههای آن پرداختهاند که با بررسی آن علاوه بر شناخت تفکرآنان درمورد غم و شادی انسان، میتوان به ارائه ی راهکارهایی برای رساندن انسان به شادی های حقیقی و غیرزودگذر پرداخت. سنایی غزنوی به عنوان اولین شاعر عارف ایران، در کلیاتش به تفصیل به انواع غم و شادی پرداخته و غم های محمود (غم هایی که انسان را به شادی میرساند) و شادی های محمود (حقیقی و بادوام) را از غم های مذموم (غم هایی که در ظاهر با اهمیت هستند اما انسان را دچار شدیدترین اندوهها میکنند) و شادی های مذموم (زودگذر و فریبنده) جدا کرده و مصادیق و موارد هریک را مفصلاً بیان کرده است. در این مقاله با روش تحلیل محتوایی دیوان سنایی به بررسی انواع غم و شادی محمود و مذموم در شعر سنایی میپردازیم و اندیشه ی وی را درباره ی غم و شادی بیان میکنیم.
بررسی پیوند میان جنبههای انسانی و فراطبیعی اژدهای «گندرو» بر مبنای ارتباط این اژدها با اسطوره آب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«گندرو» اژدهایی است که گرشاسب، پهلوان معروف ایرانی، او را در جنب دریای فراخکرت میکشد. این اژدها علاوه بر ایفای نقش در اوستا و کتب پهلوی، در کتب دورة اسلامی جنبة انسانی مییابد. گندرو در سنت اساطیری هند جنبة اهورایی دارد و به عنوان یک نیمه خدا مطرح میگردد. تا کنون کاری شایسته در زمینة ایجاد ارتباط بین دو جنبة فراطبیعی و انسانی او، و نیز ارتباط بین گندرو و گندهروای هندی صورت نگرفته است. این جستار کوشش کرده است تا گندرو را به عنوان حیوانی آبی که دارای ما به ازای خارجی است، مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد و همچنین ضمن ایجاد ارتباط بین دو رویه وجودی گندرو، ارتباط رویه انسانی این اژدها را با آب و نقش آن را به عنوان توتم گروهی از اقوام باستانی، در تمدن هند و ایرانی، بررسی کند.
مضامین قلندرانه در غزلیات عطّار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گاهی در متون عرفانی تضادهایی مشاهده می شود. به این معنا که این متون از سویی تجربه ها و پیام های اخلاقی دارند و از سوی دیگر به تظاهر به آن ها طعنه می زنند. منشأ این پارادوکس را باید در کاربرد مضامین قلندرانه جستجو کرد نه نفی دین و اخلاق و مانند آن ها. این پژوهش در صدد یافتن مضامین قلندرانه در غزلیات فریدالدین عطار نیشابوری از عارفان قرن هفتم است. پژوهش حاضر به دسته بندی غزلیات عطار بر اساس کاربرد مضامین و اندیشه های قلندرانه در آن ها، بررسی مضامین قلندرانه، هیأت ظاهر و آداب و رسوم قلندران در غزل عطار می پردازد. مضامین قلندرانه در غزلیات عطار عبارتند از: تظاهر به فسق و فساد، حضور دراماکن بدنام، باده نوشی، بی اعتنایی به نام و ننگ، تظاهر به آیین های غیر اسلامی، تعریض به زاهدان و صوفیان، بی اعتنایی به دین، رد مظاهر شریعت و تصوف و فراتر از کفر و ایمان بودن.عطار در غزل خود به آداب و آیین های ظاهری قلندران کمتر اشاره می کند و بیشتر، زیربنای فکری قلندران مانند ترک شریعت مبتنی بر عادت را مطرح می سازد. قلندر در غزل عطار، شخصیتی آرمانی است که بالاترین مراحل سلوک را طی کرده است.