فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۵۲۱ تا ۹٬۵۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
معرفی کتاب: با خیال تو
پژوهشی درباره آیین سوگند خوردن (وَر) در قوم بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال هفتم بهمن و اسفند ۱۳۹۸ شماره ۳۰
151-173
حوزههای تخصصی:
آیین سوگند خوردن از دیرباز تاکنون در فرهنگ و ادب به طریق گوناگون نمود یافته است. در این پژوهش به تحلیل نمود های آیین سوگند خوردن در قوم بختیاری می پردازیم. سوگند به آتش، اجاق آتش، تیغه آفتاب، آب روان، نان ونمک، زمان، جان عزیزان و اموات از مهم ترین جلوه های سوگند خوردن در نزد قوم بختیاری است. اهمیت سوگند خوردن در نزد این قوم، آخرین راهکار برای اثبات درستی کلام و تشخیص درستکار از نادرستکار است. در این پژوهش، ضمن بررسی انواع سوگند در قوم بختیاری، برآنیم تا نمود های ادبی و جنبه های اساطیری آن ها را تحلیل و بررسی کنیم. این پژوهش به شکل بنیادی، بر پایه مطالعات کتابخانه ای میدانی و به روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. پس از بررسی منابع گوناگون و تحلیل نمود های ادبی و اساطیری سوگند خوردن در قوم بختیاری می توان گفت که بسیاری از نمودهای آیین سوگند خوردن در قوم بختیاری بازمانده آیین های سوگند خوردن در ایران باستان است. همچنین، سوگند به آتش، نان ونمک، زمان، آب روان، آفتاب و جان عزیزان از مهم ترین و رایج ترین نمود های سوگند در نزد این قوم است که جنبه های ادبی و اساطیری بسیاری دارند. سوگند خوردن در نزد این قوم برای اثبات درستی کلام و تشخیص حق از باطل است.
بررسی مؤلفه های «خودشکوفایی» و «کمال طلبی» در تذکره عرفانی کلام الملوک باباجان قزوینی و نظریات آبراهام مَزلو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۴۳
188 - 206
حوزههای تخصصی:
تذکره کلام الملوک از باباجان قزوینی در سال 1043 به فارسی تالیف شده است. موضوع کلام الملوک باباجان قزوینی درمقامات عرفانی، احوالات و سخنان عرفا و اولیاء است.توجه به کمال آدمی و شکوفایی فرد در آرای عرفانی باباجان بسیار مورد توجه بوده است. به علاوه انسان کامل محور اصلی عرفان نظری است. آبراهام مزلو (1908- 1970م.) بنیان گذار روان شناسی انسان گرا است. استفاده از دستاوردهای دانش روان شناسی در ادبیّات، ابزاری سودمند در تحلیل شخصیّت ها در متون عرفانی است. موضوع انسان و الزامات حیاتی او سیر کمال درآرای مزلو و باباجان نقشی محوری دارد. این مقاله به شیوه توصیفی تحلیلی با تلفیق الگو و تفکرکمال طلبی و خودشکوفایی شخصیت آبراهام مزلو و باباجان قزوینی تلاش دارد به این مهم دست یابد. از نتایج تحقیق برمی آید که تحلیل نگرش باباجان قزوینی بر پایه دیدگاه مزلو و در ارتباط با حسّ همدردی نشان می دهد که رفتار او همچون مزلو، در مناسبات بینافردی توأم با خشم و مهربانی بوده است. نگرش باباجان قزوینی نسبت به مخاطبان خود، کل نگر و فراگیر بوده و دغدغه های او شامل همه افراد جامعه انسانی می شده است.
تجربه عرفانی در «موقعیت های مرزی» و بازتاب آن در مثنوی (مطالعه موردی حکایت های پیر چنگی و موسی و شبان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مطالعات اخیر، عرفان را به سه حوزه تجربه عرفانی، سلوک عرفانی و نظریه عرفانی تقسیم می کنند و درباره تقدم و تأخر آن ها نسبت به یکدیگر، آرا و عقاید مختلفی وجود دارد. گاهی مبانی نظری را مقدم بر سلوک و تجربه می دانند و می گویند تا فرد از حیث معرفتی صاحب اطلاع نباشد، به سلوک عرفانی دست نمی زند تا از این طریق تجربه عرفانی را حاصل کند و گاه تجربه را بر هر دو حوزه دیگر مقدم می دارند. صرف نظر از این بحث، این مسئله که «تجربه عرفانی» در چه موقعیت و تحت چه شرایطی به سراغ شخص سالک می آید، موضوع مهمی به شمار می رود. یکی از پاسخ های احتمالی به مسئله مذکور این است که سالک هنگامی که در «موقعیت های مرزی» قرار می گیرد - یعنی در لحظات بحرانی اعم از عجز و ناتوانی وجودی، حیرانی حاصل از آگاهی نامعهود، احساس خلأ معرفتی و بی معنایی و... - با تمام وجود به سوی نیرویی مافوق بشری و طبیعی مایل می شود و در آن احوال، چیزی را درمی یابد که از آن به تجربه عرفانی تعبیر می شود. این تجربه غیر از شور و شعف و حیرانی، موجب صیرورت شخصیت سالک و تعالی معنوی او می شود. در این جستار، دو داستان تمثیلی- نمادین «پیر چنگی» و «موسی و شبان» را با محوریت تجربه عرفانی که شخصیت های اصلی آن ها در موقعیت های مرزی از سر می گذرانند، بررسی خواهیم کرد. در هر دو حکایت، شخصیت های اصلی (پیر چنگی و شبان) در موقعیتی مرزی و به واسطه شخصی دیگر، به ترتیب، عمر بن خطاب و موسی (ع)، وارد تجربه ای نامعهود می شوند و سلوک معنوی را تا عالی ترین مدارج طی می کنند. مولانا در هر دو حکایت، بر این امر تأکید می کند که شرط وصول به مقامات معنوی، چنانکه در تصوف رسمی بر آن پای می فشارند، آگاهی پیشینی (علم تصوف) و ازسرگذراندن سیروسلوک رسمی (ریاضت) نیست، بلکه خود را در معرض (موقعیت) معنا قراردادن و اغتنام فرصت های تکرارناشونده، مایه نجات معنوی انسان است.
صفت های شاعرانه، هنر پنهان در تاریخ بیهقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۲۸)
83 - 96
حوزههای تخصصی:
تاریخ بیهقی ، روایت کننده اوضاع و احوال خاندان غزنوی در زمان حکومت مسعود است. بیهقی در جای جای این تاریخ داستان وار کوشیده است گزارشی مستند و دقیق از رخدادها را به خواننده بدهد؛ اما گرایش او به شاعرانگی و تمایل به استفاده از شگردهای بلاغی در سراسر کتاب به وضوح دیده می شود که این به استفاده بیهقی از عناصر شعری منجر شده است. یکی از شگردهای بیهقی در به کارگیری عناصر شاعرانه، استفاده از صفت های شاعرانه است. صفت های شاعرانه آن دسته از صفات اند که علاوه بر صفت بودن، حاوی شگردی شاعرانه نیز هستند؛ یعنی علاوه بر داشتن نقش دستوری صفت، یکی از شگردهای بلاغی، اعم از کنایه، اغراق، استعاره، مجاز، حس آمیزی و... را در خود داشته باشد و به این صورت موجب آفرینش هنری در کلام شوند. در این مقاله که به روش تحلیلی توصیفی و برپایه منابع کتابخانه ای است، تلاش شده تا با مطالعه کامل کتاب تاریخ بیهقی ، صفت های شاعرانه آن بررسی شود. دلیل اصلی استفاده بیهقی از صفات شاعرانه، به رسالت او در فنّ تاریخ نگاری بازمی گردد؛ با این شرح که بیهقی می کوشد رسالت خود را در قالب مورّخی صادق حفظ کند و به علاوه با بهره گیری از عناصر شاعرانه، تاریخ خود را زیبا و دلچسب بنگارد که این خود یکی از رموز ماندگاری تاریخ بیهقی در گذر از زمان بوده است.
تحلیل نمادهای شعر پایداری در اشعار احمد شاملو بر پایه نقد اسطوره شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال یازدهم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲۰
125-154
حوزههای تخصصی:
احمد شاملو با بهره گیری از درون مایه های اساطیری نمادین و رمزآلود در آفرینش و ترسیم فضای اسطوره ای در اشعارش همواره کامیاب بوده است. شاملو از شاعرانی است که هر چند میزان پرداختن وی به اسطوره و جنبه های حماسی نسبت به بعضی شاعران معاصر کمتر است؛ ولی توانسته است نمودهای زیبایی از اسطوره سازی را هر چند اندک در شعر خود عرضه کند و به ویژه در عرصه شعر پایداری، به بازآفرینی اسطوره های کهن و آفرینش اسطوره های تازه بپردازد. وی با خارج نمودن قالب اصلی اسطوره از فضای کهن اسطوره ای خود، از آن به عنوان نمادی تأثیرگذار در صحنه سیاسی و اجتماعی بهره برده است تا شرایط نابسامان فرهنگی، سیاسی و اجتماعی جامعه مورد ستم خود را اصلاح کند. این جستارکه با روش تحلیلی- توصیفی انجام گرفته است، نشان می دهد که وی همواره با بهره گیری از نمادها در بازآفرینی اسطوره ها توانمند بوده و با توجه به نیازهای جامعه اش به اسطوره آفرینی پرداخته است ؛ همچنین بسیاری از اشعار شاملو بر پایه بن مایه های اسطوره ای بنا شده است. پژوهش هایی درباره شعر شاملو از دیدگاه نقد اسطوره شناختی صورت گرفته است؛ اما این مقاله، نخستین پژوهشی است که به گونه ای ویژه، نمادهای اساطیری مرتبط با ادبیات پایداری در شعر شاملو را مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد.
استعاره مفهومی «غم» در دو نوع شعر مرثیّه و حبسیّه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترس، شادی و عشق از نظر بررسی استعاره مفهومی در حوزه عواطف از واژه های بنیادی در زبان هستند. در این پژوهش استعاره های مفهومی «غم» در اشعار مرثیه ملاعلی فاخر و حبسیه های مسعود سعد سلمان از منظر معنی شناسی شناختی و به روش توصیفی - تحلیلی بررسی شده است. داده ها شامل 4300 بیت از کتاب اشعار گزیده مرثیه ملاعلی فاخر و حدود 18000 بیت از دیوان اشعار مسعود سعد سلمان است. این پژوهش قصد دارد به این پرسش پاسخ دهد که چه نام نگاشت هایی از استعاره مفهومی غم در این دو اثر وجود دارد؟ و این نام نگاشت ها چه شباهت و تفاوت هایی در این دو نوع شعر با هم دارند؟ بررسی ها نشان می دهد در مرثیه 16 نوع نام نگاشت و دیوان مسعود سعد سلمان 12 نوع نام نگاشت یافت شده است. در این میان 8 نام نگاشت مانند «انسان»، «شی»، «آتش» و ... در دو اثر، حوزه مبدا مشترک داشتند. در برخی از حوزه های مبدا در دو اثر تفاوت هایی نیز وجود دارد. البته در نام نگاشت های مشترک هم تفاوت هایی در دو اثر دیده می شود. برای مثال «غم» در گزیده مرثیه، انسانی سر به گریبان است ولی در حبسیه، مونس و غم خوار انسان است.
معرفی کهن الگوی «موبد» و بررسی نقش آن در رفتار و آثار برخی علمای ایرانی دوره میانه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کهن الگوها به عنوان شاخص هاییاز روان شناسی تحلیلیمی تواننددرتحلیل هایژرفانگر تاریخی مؤثر باشند. در پژوهش حاضر ضمن تعریف کهن الگوها و معرفی کهن الگوهای بومی و مشخصاً کهن الگوی "موبد" نقش این استعدادهای روانی در واکنش های علما نسبت به رویدادهای جاری (اعم از سیاسی، اجتماعی و فرهنگی) در دوره میانه اسلامی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. پرسش اصلی این است که به چه مصداقیعلمای اسلام در جغرافیای فرهنگی ایران از پدیده نامبرده متأثر بوده اند؟ پاسخ به این پرسش در تعلیل و تحلیل برخی از رفتارهای علما در عرصه اجتماعی، فرهنگی و حتی فردی مثمر ثمر است.یافته های تحقیق حاکی از وجه تمایزی است که حول رجعت به اندیشه های کهن دینیمی گرددو به طور ملموسی در سیره علمای اسلام از قوه به فعل می رسیده است.بنا بر ماهیت موضوع،روش تحقیق در پژوهش حاضر، تحلیلی است.
بررسی امکانات و محدودیت های روایی انواع کانونی سازی در ایجاد تعلیق و غافل گیری در رمان بامداد خمار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۴۶
7-47
حوزههای تخصصی:
کانونی سازی ها با امکانات و محدودیت های روایی خود از مهم ترین عناصر در ایجاد تعلیق و غافل گیری به شمار می روند. نویسندگان مقاله با رویکردی مبتنی بر سنت های صوری و محتوایی در تحلیل گفتمان روایی، به دنبال بررسی و یافتن امکانات و محدودیت های روایی انواع کانونی سازی در ایجاد تعلیق و غافل گیری و بیان دلیل زیبایی شناسی استفاده از یک کانونی سازی غالب در رمان بامداد خمار هستند. نتایج پژوهش نشان می دهد کانونی سازی های بیرونی و درونی به صورت متناوب از امکانات و محدودیت های روایی خاص و مشترکی در توزیع اطلاعات روایی استفاده می کنند که تعلیق و غافل گیری را در این رمان به وجود می آورد. بر این اساس، امکانات روایی آغاز از میانه، تعلیق اشیا، روایت درونه ای و پی رنگ باز مختص کانونی سازی بیرونی، و امکانات و محدودیت های روایی روایت رمان به شیوه داستان های موازی، نقض نهی، کشمکش درونی، کانونی سازی درونی چندگانه، تک گویی نمایشی، محدودیت مکانی کانونی ساز و تعلیق پس از غافل گیری مختص کانونی سازی درونی هستند. همچنین طرح پرسش های تلویحی در صحنه آغازین رمان و بخش های دیگر آن، هم سازه اندیشی، پیشواز زمانی، بازگشت به گذشته، کشمکش بیرونی و کشمکش در مکالمه امکانات روایی مشترک کانونی سازی های بیرونی و درونی در ایجاد تعلیق شمرده می شوند. در این رمان، غافل گیری فقط در حوزه کانونی سازی درونی صورت می گیرد؛ زیرا فقط این کانونی ساز با تغییر ناگهانی فرایند توزیع اطلاعات روایی به خواننده یا هریک از کنشگرهای رمان اطلاعات اضافی می دهد. همچنین کمک به تسریع غلبه جهت گیری ایدئولوژیکی کانونی ساز درونی با همکاری شگردهایی مانند فرایند همدلی یکی از مهم ترین دلایل زیبایی شناسی استفاده بیشتر از کانونی سازی درونی در رمان بامداد خمار است.
مقایسه تحلیلی دو ترجمه عوارف المعارف با توجه به تفاوت دیدگاه مترجمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
می توان گفت نوع مخاطبانِ یک اثر و بستری که نوشته در آن نشو و نما می یابد، تعیین کننده و پردازشگرِ محتوایی نو و دگرگونه از مفهومی واحد است و در متنی که به اقتضای حال خوانندگان پدید می آید، تأثیر خود را نشان می دهد. این مقاله با چنین رویکردی به عوارف المعارف و دو ترجمه آن از ابومنصور اسماعیل اصفهانی و عبدالرحمن بزغش شیرازی پرداخته است. پژوهشگران در این مقاله می کوشند چهار منظر جهان بینی مترجمان، ظهور خلاقیّت های آنان، تأثیر پسند و ذوق شخصی در پردازش ترجمه و تأثیر زیست بوم این دو مترجم را در جایگاه معیار سنجش برگزینند. از تطبیق رویکرد کلی دو مترجم چنین نتیجه گرفته می شود که در ترجمه عوارف از ابومنصور توجه داشتن به خوانندگان، موجب گرایش او به اختصار و نیز هنرنمایی های لفظی و آراستگی کلام شده است؛ اما عبدالرحمن در معارف العوارف نسبت به دخل و تصرّف در متن، کاملاً خوددارانه رفتار می کند و ترجمه ای دقیق و لفظ به لفظ ارائه می دهد. به نظر می رسد دخل و تصرّف های ابومنصور در شماری از جمله ها به دگردیسی اندیشه های سهروردی انجامیده است؛ به گونه ای که او گاهی محوریّت کلام را در دست می گیرد و نظریه های خود را جانشین متن و اندیشه های سهروردی قرار می دهد. این در حالی است که عبدالرحمن می کوشد تاحد ممکن تحریفی در اندیشه های سهروردی پدید نیاید. به نظر می رسد فضای غمبار اصفهان در زمان استیلای مغول، چندان اجازه ظهور ترجمه ای دقیق و تخصّصی را به ابومنصور نمی داده است؛ به طوری که مطالب عوارف را در حدّ یک سوم تقلیل می دهد. ازسوی دیگر محیط به نسبت امن و آرامِ فارس پذیرای مفاهیمِ سهروردی در لایه هایی دقیق تر بوده و به عبدالرحمن مجال می داده است که تک تک عبارات عوارف را به شکلی عالمانه ترجمه کند.
چالش های معنایی-ترجمه شناختی ترجمه صنایع ادبی. رویکرد کوچک ساختارگرا در ترجمه پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه اهمیت تحقیقات در حوزه ترجمه پژوهی بر زبانشناسان و نیز متخصصان ادبیات تطبیقی پوشیده نیست. اهمیت ترجمه پژوهی، حتی در نگاه کوچک ساختار نگر که مبتنی بر تحلیل مسائل زبانی در ترجمه است، از آنجاست که دیگر متن ترجمه ادبی از نظر نقشی که در زبان و فرهنگ مقصد بازی میکند چیزی کم از بار و نقش ادبی و فرهنگی متن اصلی در بستر زبانی-فرهنگی خودش ندارد، بویژه هنگامی که به ترجمه پژوهی شاهکارهای ادبیات جهان میپردازیم. مقاله حاضر به بررسی ترجمه آرایه های استعاره و مجاز در نسخه فرانسوی «دیوان حافظ» به ترجمه شارل-هانری دو فوشه کور [1] می پردازد. این ترجمه به زبان فرانسه بر اساس نسخه گردآوری شده توسط پرویز ناتل خانلری انجام شده است. این مقاله ابعاد معناشناختی ترجمه آرایه های ادبی را مورد مطالعه قرار داده است. پس از بررسی آرایه های استعاره و مجاز موجود در نیمی از اشعار دیوان حافظ، در مجموع 50 مورد آرایه غیر مشابه برای ارائه در این مقاله انتخاب شدند و با اخذ رویکرد معناشناختی-واژگانی از یکسو و بکارگیری نظریه های ترجمه شناختی آنتوان برمن [2] از سوی دیگر، آرایه های منتخب مورد تحلیل و نقد قرار گرفته اند. یافته های به دست آمده نشان میدهد که مترجم تنها در مواردی محدود موفق به ارائه برگردان جامعی از آرایه ها شده است؛ در برخی موارد تنها توانسته معنای صریح آرایه ها را انتقال دهد، در مواردی بدون انتقال دادن معنای صریح آرایه ها معنای ضمنی آنها را در ترجمه منتقل نموده و در برخی دیگر از آرایه ها متوسل به تفسیر آنها گردیده است. [1] Charles-Henri de Fouchécour [2] Antoine Berman
بررسی تطبیقی مؤلّفه ها و جلوه هایی از بیم و امید اگزیستانسیالیستی در آثار مارک تواین و هوشنگ مرادی کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش با هدفِ درک معنا و تحلیل متن ادبی، تلاش می شود با تکیه بر نظریات اگزیستانسیالیستی، جلوه های بیم و امید و برخی مؤلفه های مرتبط با آن را در آثار هوشنگ مرادی کرمانی و مارک تواین به عنوان دو نویسنده مطرح ادبیّات کودکان، دریافت و به این پرسش های اساسی پاسخ داد که عملگرایی شخصیت های داستانی در آثار این دو نویسنده، از منظر ادبیّات تطبیقی چه جلوه هایی از بیم و امید را نشان می دهد و چگونه می توان آن ها را با نظریه های اگزیستانسیالیستی تحلیل و تبیین نمود؟ اگزیستانسیالیسم، اندیشه ای فلسفی است که بر نقد ادبی تاثیر گذاشته و زمینه ساز ظهور نظریه های متعددی شده است. ژان پل سارتر با نگارش کتاب ادبیّات چیست؟ منشوری برای ادبیّات متعهد می نویسد و هایدگر، هرمنوتیک ِفلسفیِ مدرن را بنیان می گذارد و نگاه سنتی را در آن بی فروغ می نماید و به این ترتیب بر اساس اندیشه دکارتیِ سارتر و ضد دکارتیِ هایدگر، دو نوع اگزیستانسیالیسم ادبی هایدگری و سارتری شکل می گیرد. این تحقیق با رویکردی تطبیقی، درون مایه های بیم و امیدِ اگزیستانسیالیستی را واکاوی نموده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد اگر چه محقّقان آثار هوشنگ مرادی کرمانی و مارک تواین را بیشتر از منظر مکتب رئالیسم مورد بررسی قرار داده اند امّا می توان بیم و امید مبتنی بر عملگرایی و نگرش اگزیستانسیالیستی را در این آثار یافت.
نگاشت های استعاره ای «حیوانات» در ضرب المثل های برآمده از متون ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال هفتم خرداد و تیر ۱۳۹۸ شماره ۲۶
207-240
حوزههای تخصصی:
به کارگیری استعاره های متفاوت در متن توسط کاربران زبان، بازتابِ نگرش و تلقی آن هاست. ایدئولوژی ها و بینش ها، به منظور تحقق باورها و آموزه های خود، استعاره را خلق می کنند. به این ترتیب، نقش استعاره در اجتماع و زندگی، انکارناپذیر است. ضرب المثل به مثابه بازتابنده اندیشه های گویشوران یک زبان، بخشی از ادبیات بومی و مردمی است که می توان آن را جزو بهترین راه های بیان اندیشه های رایج در میان آنان دانست. نام حیوانات از پرکاربردترین واژه هایی هستند که در ضرب المثل های فارسی، در دیوان شاعران پیشین و معاصر برای نمایاندن ساحت های مادی و معنوی استفاده شده است. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی می کوشد به واکاوی استعاره های مفهومی صور حیوانی در ضرب المثل های برآمده از متون ادبی، بر اساس نظریه زبان شناسی شناختی، بپردازد. داده های این پژوهش برگرفته از فرهنگ بزرگ ضرب المثل های فارسی اثر ذوالفقاری است؛ به این ترتیب که قریب صدهزار ضرب المثل بررسی و موارد موردنظر یادداشت و تحلیل شدند. نتیجه این پژوهش حاکی از آن است که در کل ضرب المثل های بررسی شده درخصوص کاربرد حیوانات، 184 نگاشت دیده شد که در این میان، استعاره مفهومی «ضعف و ناتوانی» با 26 ضرب المثل و 15 نگاشت، بیشترین بسامد و پس از آن، به ترتیب استعاره مفهومی «دشمنی» 21 ضرب المثل و 8 نگاشت، استعاره مفهومی «نیرومندی» 15 ضرب المثل و 6 نگاشت و سرانجام استعاره مفهومی «نادانی و بی خردی» 12ضرب المثل و 5 نگاشت را به خود اختصاص داده اند.
طبیعت گرایی چوبک در چراغ آخر (بررسی داستان های کوتاه «اسب چوبی» و «آتما، سگ من» از دیدگاه مکتب ناتورالیسم)
منبع:
علوم ادبی سال نهم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۵
71 - 95
حوزههای تخصصی:
صادق چوبک از نویسندگان نسل اول پس از انقلاب مشروطه به عنوان شاخص ترین نویسنده ایرانی در ارائه آثاری در مکتب ناتورالیسم و پرچمدار این مکتب توانسته جایگاهی ویژه برای خود در ادبیات ایران بدست آورد. نگاه بدبینانه و سیاه به حوادث و رخدادهای جامعه ایران برگرفته از مؤلفه هایی همچون: جبر محیط، اقتصاد و وراثت از عناصر اصلی و ساختار نوشته های چوبک در آفرینش آثارش بوده است؛ در این مقاله سعی گردیده با دیدگاهی اختصاصی، تأثیری را که چوبک از مکتب ناتورالیسم پذیرفته، برجسته کرده و ردّ پای این مکتب در دو داستان شاخص وی در مجموعه چراغ آخر به نام های «اسب چوبی» و «آتما، سگ من» به بوته تحلیل گذاشته شود. در این راه ابتدا رابطه مکتب ناتورالیسم با مشخصات آثار چوبک مورد بررسی قرار گرفته، سپس اصول و مشخصات خاص آثار ناتورالیستی در اثر مورد بحث از چوبک مورد تحلیل و کنکاش قرار گرفته است و سعی نموده ایم تا پاسخگوی این درگیری ذهنی باشیم که آیا معیارها و اصولی که سنگ بنا و پایه های مکتبی آن توسط امیل زولا به عنوان سردمدار مکتب ناتورالیسم پایه ریزی شده، تا چه حد در این داستان نمود داشته و آیا چوبک در این مقوله موفق به خلق اثری طبیعت گرایانه گردیده است؟ این پژوهش به شیوه توصیفی و تحلیلی بر آن است تا میزان تأثیرپذیری چوبک از مکتب ناتورالیسم را دراین دو اثر به منصه ظهور برساند.
تحلیل زیبایی شناختی چل سروها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چل سرو 1 یا چهل سرود ازجمله فال های بسیار متداول مردم لرستان است که آن را به صورت دسته جمعی اجرا می کنند. در هر تفأل، چهل بیت مد نظر است که بیت چهلم، فال نیت شده را تفسیر می کند. در این مقاله بر اساس منابع کتابخانه ای، کارکرد زیبایی شناختی پانصد بیت از چهل سروده ها که به روش میدانی گردآوری شده، در دو بخش روساختِ «آواها، واژگان، موسیقی و صورخیال» و ژرف ساختِ «عاطفه، اندیشه و معنی» تجزیه و تحلیل شده است. دستاورد پژوهش نشان می دهد در بخش روساخت «آواها»، حرکت توأم با موسیقی را گاه با آرامش و گاه با خشونت در ابیات می آفرینند. هم نشینی واژگان در تداعی عواطف و معنی شعر نقشی مؤثر دارد. در پاره ای از ابیات، وزن و قافیه ایراد دارد که قابل اغماض است. موسیقی درونی ابیات به ترتیب، مرهون آرایه های واج آرایی، واژه آرایی و جناس است و موسیقی معنوی نیز به ترتیب فراوانی، ناشی از مراعات نظیر، حسن تعلیل، اغراق و ... است. کنایه و سپس تشبیه در آفرینش صور خیال نقشی بسزا دارند. در بخش ژرف ساخت، از نظر عاطفی در فال های خوب، شور و هیجان توأم با شادی، ملموس است که در فال های بد، به یأس می انجامد. از نظر معنی، به ترتیب فراوانی، موضوعات عشق و دوستی؛ منابع طبیعی مانند کوه و درخت و...؛ اعتقادات مذهبی؛ و علائقی همچون شکار، دام پروری، کشاورزی و.. در ابیات مشهود است.
نقد کتاب فارسی به فارسی بر مبنای چارچوب الیس (2003)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیـق حاضـر بـه بررسـی و نقـد کتـاب فارسـی بـه فارسـی اثـر شـکوفه شـهیدی میپـردازد. ایـن کتـاب بـا هـدف تدریـس بـه کسـانی کـه هیـچ گونـه آشـنایی بـا زبـان فارسـی ندارنـد، نوشـته شـده اسـت. درسهـای آن از آمـوزش الفبـا شـروع شـده و بـه آمـوزش چهـار زمـان میپـردازد. ایـن کتـاب بـرای یـک دوره 90سـاعته طراحـی شـده اسـت. در ایـن کتـاب 85تمریـن وجـود دارد. 35تمریـن اولیــۀ کتــاب در درس اول بــرای آمــوزش الفبــا بــه کار رفتهانــد و تمرینهــای 36تــا 85کتــاب از درس دوم تــا چهاردهــم کتــاب آورده شــدهاند. دو درس آخــر کتــاب فاقــد تمریــن اســت. در ایــن پژوهـش برآنیـم کـه بـا تکیـه بـر چارچـوب الیـس ( )2003بـه نقـد ایـن کتـاب بپردازیـم. باتوجـه بـه تحلیلهـای انجـام شـده در قالـب ایـن چارچـوب، میتـوان دریافـت کـه در بیشـتر تمرینهـای ایـن کتـاب شـکل طراحـی تمریـن بـه صـورت تمریـن نوشـتاری اسـت کـه در طـی آن همـۀ زبانآمـوزان یــک فعالیــت مشــترک را انجــام میدهنــد. در ایــن قالــب، تعامــل زبانآمــوزان بــه صــورت کامــا یکطرفــه اســت؛ یعنــی «زبانآمــوز معلــم.» در ایــن راســتا نتایــج ایــن بررســی حاکــی از آن اســت کـه باتوجـه بـه نـوع تمرینهـای طراحـی شـده در ایـن کتـاب کـه برپایـۀ آمـوزش دسـتور و بـا انجـام مکانیکــی فعالیتهایــی کــه گاهــی نوشــتاری هســتند، شــکل گرفتــه، نمیتــوان ایــن کتــاب را در چارچـوب الیـس ( ،)2003کتابـی تلکیفمحـور دانسـت و نویسـندگان ایـن کتـاب بـا توجـه بـه شـکل و قالـب آمـوزش طراحـی شـدۀ خـود بیشـتر از روش دسـتورترجمه اسـتفاده کردهانـد تـا یـک روش ارتباطـی.
بازشناخت تطبیقی طبقه بندی «علم معانی» در زبان های فارسی و انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بلاغت تطبیقی،از ضرورت های پژوهشی در مطالعات تطبیقی است که در مباحث تطبیقی زیباشناختی دریچه های جدیدی می گشاید و به بلاغت پژوهان معاصر درتحلیل وبررسی میراث بلاغت فارسی و زبان های اروپایی، به ویژه بلاغت انگلیسی، یاری می رساند.این بررسی تطبیقی در سه حوزه ی معانی، بیان و بدیع، بی گمان در طبقه بندی بلاغی این شگردهای هنری و تحلیل های زیباشناختی متن ادبی مؤثر است، به ویژه علم معانی که در مقایسه با دو علم بیان و بدیع در تحلیل های زیباشناسی هر دو زبان مهجور مانده است.در این مقاله کوشیده شده است به بررسی تطبیقی نظریه کنش گفتاری،ساختارهای دستوری درمعانی ثانویه،تقدّم وتأخّراجزای کلامی،گسستگی وپیوستگی، ساختارجملات دربیان معنا(ایجاز، اطناب و مساوات)درفارسی و انگلیسی پرداخته شود.طبقه بندی بلاغت در دو زبان فارسی و انگلیسی می تواند به یافتن شباهت ها وتفاوت هایی باخاستگاه هنری، زمینه های جهان نگری و نگره های بنیادین زیباشناختی وتحلیل زیباشناختی متن های ادبی این دو زبان بینجامد.گستردگی گاه آشفته آمیز مباحث بلاغت در زبان فارسی درمقایسه بابلاغت انگلیسی، طبقه بندی منظم تر کتاب های بلاغی انگلیسی درمقایسه بابلاغت فارسی، بی توجّهی بلاغت ایرانی- اسلامی به مباحث پنجگانهیونانی(معنی آفرینی،سخن پیوندی،سخن پردازی،یادسپاری ورفتاری)جزسخن پردازی،تاثیر پذیری بیشتر بلاغت انگلیسی ازمنابع بلاغت یونانی وتاثیرپذیری بلاغت فارسی از قرآن ومتن های ادب فارسی، جای گرفتن شماری از مباحث علم معانی درمباحثی هشت گانه در زبان فارسی ودربلاغت انگلیسی در چارچوب اصطلاح«Decorum» ازدستاوردهای تطبیقی این پژوهش است.
بررسی کلان استعاره های اشعار جعفر ابراهیمی در مفهوم سازی صفات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث ادبی که ظهور و رشد علوم جدید مسیر بررسی آن را دگرگون ساخت، استعاره بود. این عنصر ادبی که سالیان متمادی به عنوان ابزاری صرفا تزئینی و متعلق به زبان شاعرانه تلقی می شد، با ظهور زبان شناسی شناختی اساس تفکر و وسیله درک مفاهیم انتزاعی معرفی شد. با این توضیح که ذهن بشر، مفاهیم غیرمادی را در قالب امور محسوس و با بهره گیری از استعاره درک می کند و چون ذهن، امور فرامادی را در قالب مادیات مورد تجربه خود بازآفرینی می کند، از این رو استعاره های کاربردی افراد به آشکارسازی شالوده های ذهنی آن ها کمک می کند. بر اساس این گفته ها، کوشیده ایم مفهوم سازی صفات را در آثار کودکانه بررسی کنیم تا فضای ذهنی غالب در تولید آن ها را نشان دهیم. پس اشعار شاهد را انتخاب و با روشی تحلیلی و توصیفی کلان استعاره هایی که در مفهوم سازی صفات این اشعار دخیلند بررسی کرده ایم. نتایج نشان می دهد شاعر در مفهوم-سازی صفات به 3 کلان استعاره: درک ما از پدیده ها، دارای مزه است؛ دل امری موجود است و محبت آتش است، نظر داشته است. از میان انواع استعاره مفهومی، تنها استعاره هستی شناختی مد نظر شاعر بوده و در انتخاب حوزه مبدا اغلب از ملموسات دو حوزه لامسه و چشایی در مفهوم سازی های خود بهره گرفته است.
بررسی و مقایسه باورهای عامیانه در داستان های باغ بلور و دل دلدادگی
حوزههای تخصصی:
باورهای عامیانه پناهگاهی برای اذهان ساده ایست که قدرت تبیین و تحلیل حوادث را نداشته و از طرفی خود را در برابر ناگواری ها و ناملایمتی ها بی دفاع می دانند، مردمی که در محیطی آکنده از نا آگاهی زندگی می کنند به ناچار به نیروی غیرعقلانی متوسل شده تا تعارض های ذهنی را کاهش دهند. برخی از این اندیشه های خرافی به قدری محکم و استواراند که تا قرن ها پس از پیدایش همچنان ادامه حیات می دهند. در این پژوهش، که به روش تحلیلی و توصیفی انجام شده، باورها و اعتقادات عامیانه در دو داستان دل دلدادگی و باغ بلور استخراج، دسته بندی و تحلیل و بررسی شده اند. هدف از این تحلیل، تبیین باورها و مقایسه میزان کاربرد آنها در دو داستان ذکر شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در باغ بلور بیشتر باورهای متافیزیکی و مذهبی به کار رفته است در حالی که در داستان دل دلدادگی باورهای مردم شمال کشور درباره حیوانات و پرندگان بازتاب بیشتری داشته است. واژه های کلیدی: باورهای عامیانه، داستان، دل دلدادگی، باغ بلور.