در این مقاله درخت به عنوان نماد انسان و آرزوهاى انسانى مورد تحقیق و بررسى قرارگرفته است. وگونه هاى مختلف قداست درخت با برخى از اساطیر و ادیان ملل، مانند اساطیر ایران، هند، یونان، ژاپن... و نیز برخى از ادیان مطابقت داده شده است و این موارد در بعضى از متون ادب فارسى هم چون شاهنامهء فردوسى، کلیات خمسا نظامى و منطق الطیر عطار مورد بررسى قرارگرفته و نمایانده شده است که درخت در میان سمبل هاى ادبى ما از جایگاه ویژه اى برخو ردار است.
نهج البلاغه "کتاب على " است، و دربارهء آن بسیار نوشته اند و باز هم خواهند نوشت. این کتاب پژوهنده ربا است، و همواره پژوهندگان از انوار معرفتش روشنى مى یابند. نسخه هاى خطى این کتاب و آثارى که پیرامون آن در گذشته هاى دور و نزدیک نگارش یافته، درگنجینه هاى دانشگاه تهران نگهدارى مى شوند و در راستاى پژوهش کارآیى بسیار دارد. دفترچه راهنمایى در این باره فراهم آمده، و این نوشته دفترچه یاد شد. را مى شناساند.
داستان به آثاری گفته می شود که (( دارای حجم خاصی هستند و حادثه ای را نقل می کنند )) هر داستان از چند عنصر تشکیل شده است : طرح ‘ عمل ‘ شخصیت ‘ گفتار ‘ بحران ‘ زمان و مکان . همه عناصر داستان با یکدیگر ارتباط دارند . مهمترین عناصر داستان عمل و شخصیت اند . بعضی شخصیت را مهمترین عنصر دانسته و گفته اند در داستان عمل جزئی از شخصیت است . نخستین تحلیل شخصیت در کتاب فن شعر ارسطو آمده است . در طول دوره جدید داستان نویسی ( از دون کیشوت به بعد ) شخصیت تحول زیادی کرده است . در دوره های اولیه شخصیت پردازی مفصل و دقیق بوده ‘ اما بعدها شخصیت پردازی مختصر ‘ کوتاه و گذرا شده است تا اینکه بعضی از نویسندگان کنونی شخصیت های بی چهره می آفرینند تا خواننده را در جریان داستان به فعالیت وادارند .
"از دیرباز بویژه در سالهاى اخیر که آثار ادبى جهان و شخصیت اجتماعى بزرگان ادب مورد تحلیل قرار گرفته، شیخ اجل سعدى شیرازى و آثار او نیز در ترازوى نقد درآمده است.گرچه کلام سعدى و مضمون آن روشن است لکن به علّت وجود مفاهیم مختلف از سیاست گرفته تا اقتصاد و فلسفه و عرفان و اخلاق و شرع و...در آثار او اظهار نظر درباره او و طبقه اجتماعى وى مشکل بوده است و گاهى این قضاوتها در مقابل هم قرار گرفتهاند.
در این مقاله سعى بر آن شده است تا به استناد ادّعاى سعدى در مورد خود و با تکیه بر مفاهیم برجسته کلام او، استدلال گردد که سعدى رسما در زمره عارفان عصر خود بوده است.او خود به صراحت و دیگران در عمل این امر را پذیرفتهاند و گفتار حاضر نیز در صدد اثبات این مطلب است.
"
"امام على بن ابى طالب(ع)در فصاحت و بلاغت بىمانند و در خطابه و سخنورى مشهور خاص و عام است.سخنان زیبا و پرمحتوا و آموزنده او از روزگار زندگى پربار امیر المؤمنین(ع)به بعد، مورد توجه ادیبات و سخنشناسان و بزرگان علم و ادب بود، تا اینکه ادب و دانشمند و سخنشناى بزرگ سید رضى، در پایان قرن چهارم، گزیدهاى از سخنان آن بزرگوار را در کتابى به نام«نهج البلاغه»گرد آورد.
نهج البلاغه که هم از جهت محتوا پرمعنا، و هم از لحاظ الفاظ زیباست، از همان آغاز، توجه سوارکاران میدان بلاغت را به خود جلب کرده است.بزرگان دانش زیبایىشناسى و هنر سخنورى، صنایع بدیعى و بیانى را از سخن امام دریافتهاند.سخنش، بطور طبیعى و بىهیچ تکلف و تصنعى، سرشاراز آفرینشهاى هنر معنى بیان و بدیع است.و تصویر آفرینى، در این کتاب از دیگر هنرها برجستهتر به نظر مىرسد.
در این نوشتار به نمونههایى از تصویرآفرینى در نهج البلاغه اشاره و بحث شده است"