فروغ فرخ زاد، شاعری عاطفی و نخستین زنی است که از عواطف زنانة خود در شعر فارسی سخن گفته است. عاطفه با ابعاد و عناصر مختلف شعر فروغ درآمیخته و آن را از ظرفیتی تازه و بی سابقه برخوردار ساخته است. او در شعر، از حساسیت و قابلیت های زنانة خود، کمال بهره را برده و از این طریق، به نگرش شاعرانه و زبانی ویژه دست یافته است. فرخ زاد، مایه و سرمایه های شعر خود را از واقعیات و تجربه های زنانه در زندگی می گیرد. او توانسته است احوال، عواطف و سرنوشت خود را به عنوان یک زن، با سرگذشت همة زنان سرزمین خویش به یگانگی برساند. فروغ در مدت زمانی کوتاه و بعد از سه اثرِ نخستین خود ـ اسیر، عصیان و دیوار ـ توانست نگرش و عواطف خویش را عمق و توسعه بخشد و به جایگاه شاعری بزرگ، با آرمان های انسانی دست یابد. فروغ در مقام یک منتقد اجتماعی نیز ـ که شعری معترض و در عین حال عاطفی سروده است ـ قرار دارد. انسان در شعر او، ناخواسته، شخصیت و موجودیتی زنانه می یابد و با احساسات، آرزوها و رفتارهایی زنانه ظاهر می شود. شعر فروغ، دنیایی ملموس و عاطفی است که جسارت، صراحت و صمیمتی خاص را در خود جای داده است.
در این مقال، تجلی عاطفه و مظاهر زنانگی در شعر فرخ زاد، با ذکر اشعاری از او، بررسی شده است.
شاهنامه فردوسی (چاپ عکسی از روی نسخه خطی کتابخانه بریتانیا به شماره Add.21,103 مشهور به شاهنامه لندن)، نسخه برگردانان: ایرج افشار و محمود امید سالار، تهران 1384، 297 برگ متن اصلی + 32 صفحه پیشگفتار فارسی + 14 صفحه پیشگفتار انگلیسی. این نسخه، که تاریخ 675 هجری در ترقیمه آن آمده است، کهن ترین نسخه کامل شاهنامه است. نسخه کهن تر اما ناقص نسخه فلورانس مورخ 614 هجری است که نیمه نخست شاهنامه را در بردارد. نگارنده، طی حدود شش سال گذشته که در تصحیح دفتر هفتم شاهنامه با دکتر جلال خالقی مطلق همکاری می کردم، مدام با نسخه شاهنامه لندن سروکار داشته و حاصل تجربه ها و مطالعات خود را در مقاله ای مستقل (خطیبی 1382 الف) گزارش کرده و در چندین مقاله دیگر، به مناسبت های گوناگون، درباره این نسخه به تفصیل به بحث پرداخته است (خطیبی 1381، 1383). ولی، در این جستار، برآنم که، ضمن اشاره به آن تجربه ها، با بررسی و نقد پیشگفتار دکتر محمود امید سالار بر چاپ عکسی این نسخه، نکاتی را به تحقیقات پیشین بیفزاییم. امید سالار، در پیشگفتار خود، نخست تاریخچه مختصری از این نسخه را به دست داده که خواندنی است. در این نسخه، برگ های 5 تا 7 (از آغاز شاهنامه تا بیت 38 از پادشاهی جمشید)، و برگ های 50 تا 53 ( از بیت 1289 داستان رستم و سهراب تا بیت 680 از داستان سیاوخش) و برگ 297 ( از بیت 879 پادشاهی یزدگرد سوم تا آخر شاهنامه) پس از اتمام کتابت نسخه به آن افزوده شده اند. مهم ترین برگ نو نویس این نسخه برگ 297 است که تاریخ 675 هجری فقط در این برگ آمده است.
نخستین تفسیر برجای مانده قرآن به زبان فارسی ترجمه تفسیر طبری اثر عده ای از دانشمندان ماوراء النهر است که در سال 352 به روزگار منصور بن نوح سامانی پدید آمده است. این اثر را همچنین باید کهن ترین کتاب مفصل منثور زبان فارسی به شمار آورد. همه متون فارسی برجای مانده پیش از ترجمه تفسیر طبری همچون مقدمه شاهنامه ابومنصوری کوتاه اند و قابل مقایسه با این ترجمه نیستند. در همه نسخ خطی شناخته شده این کتاب، بخش هایی به شرح داستان پیامبران اختصاص یافته است که نمی توان مجموعه آنها را اثری مستقل شمرد. قدیم ترین کتاب مستقل درباره داستان های پیامبران قصص الانبیای نیشابوری است که به قرن پنجم تعلق دارد. از تاریخ دقیق تالیف این اثر، که به کوشش روان شاد حبیب یغمایی در سال 1340 ش به طبع رسیده، اطلاعی نداریم. اما اثری که برآنیم تا در این مقاله به تفصیل به معرفی آن بپردازیم و در آینده ای نزدیک منتشر خواهد شد مفصل ترین و قدیم ترین کتاب در داستان های پیامبران به زبان فارسی است. این اثر، که در مقدمه برخی از نسخ خطی و نیز در فهرست های نسخ خطی با نام تاج القصص از آن یاد شده، در شمار مهم ترین متون فارسی قرن پنجم هجری است و تاکنون به طبع نرسیده است. تاج القصص، به تصریح مولف آن، در سال 475 هجری در بلخ تالیف و تدوین شده است. هر چند نسخه های شناخته شده این اثر بی تردید در ادوار گوناگون دستخوش تصرف فراوان شده، اهمیت آن همچنان محفوظ است. مولف، ابونصر احمد بخاری، مطالب آن را در سال 475 در شهر بلخ از استادش، ابوالقاسم محمود جیهانی، شنیده و همراه با سخنان و افزوده هایی از خود به رشته نگارش درآورده است. طبعا انشای کتاب و نثر آن را باید متعلق به ابونصر بخاری دانست، گوآنکه محتویات اصلی آن املای ابوالقاسم محمود جیهانی از دانشمندان ناشناخته آن روزگار است. قصص الانبیای نیشابوری، که احتمالا هم زمان با تاج القصص یا اندکی پس از آن نوشته شده، از حیث حجم کمتر از نصف تاج القصص است.