آنچه در ادبیات موتیف " motif" نامیده می شود و ما در انجا معادل بن مایه را برای آن برگزیده ایم عبارتست از :موضوع ، تصویر ، طرح یا الگوی اصلی که با ظهور پی در پی در اثر ادبی ، از خود رد پا می گذارد و جاذبه زیبایی شناسی آن را بالا می برد . البته ممکن است به عنوان نشانه یا نماد محتوا و یا تجزیه یک اثر ادبی تجلی کند . این اصطلاح در نقد ادبی جدید ، یکی از سرفصل های مهم بررسی آثار ادبی تجلی کند . این اصطلاح در نقد ادبی جدید ، یکی از سر فصلهای مهم بررسی آثار ادبی است و شاخص خوبی برای سنجش و پی گیری سیر اندیشه صاحب اثر و عبارت است از : عنصر ، اندیشه ، یا ویژگی های اصلی و مشخصا به ئو معنی : الف ) مضمون یا موضوع اصلی که آن را خوب بپرورند و یا به آن بپردازند مثلا در یک قطعه موسیقی ، کتاب و ... ب) تصویری که در یک طرح تکرار شود . بنابر این هر یک از اندیشه های حاکم بر این اثر ادبی یک موتیف است که می توان بخشی از مضمون اصلی و متشکل از یک شخصیت ، تصویر تکرار شونده یا الگوی کلامی باشد . بر مبنای این دید ،مقاله حاضر به بررسی بن مایه های تصویری در شعر " صدای پای آب " سهراب سپهری می پردازد : صنعت و ماشینیزم ، نمادهای طبیعت ، وطن و زادگاه ، عرفان به معنی جدید ، زندگی و مرگ .
رشیدالدین فضل اله، مورخ ایرانی قرن هفتم هجری، در اوایل قرن نوزدهم، با تحقیقات مبسوط و چاپ و ترجمه های آثارش به همت اتین مارک کاترمر و، در قرن بیستم، با تحقیقات ایران شناسانی که درصدد بر آمدند تا کارهای ناتمام این ایران شناس بزرگ فرانسوی را به اتمام برسانند شناسانده شد. در طی همین قرن، در ایران نیز اقدامات جالب توجهی در تصحیح و نشر آثار رشیدالدین انجام گرفت که مهم ترین آنها چاپ و نشر بخش هایی از جامع التواریخ اوست به کوشش مصحح سخت کوش محمد روشن و یار کار آشنای او، مصطفی موسوی ...