فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲٬۳۰۱ تا ۲۲٬۳۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
رایزنی در حماسه های ملّی ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
سهراب سپهری، اندیشه ای عادت ستیز، شعری هنجارگریز؛ بررسی سه دفتر شعر «صدای پای آب، مسافر و حجم سبز»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از رویکردهای گوناگون امروزه به آثار ادبی، همزمان متن و محتوا را در نظر می گیرد و از افراط و تفریط های پیروان فرمالیسم و محتواگرایان دوری می جوید. کسانی چون باختین و گلدمن، شیوه تحقیقاتی خود را بر چنین رویکردی بنیان نهاده بودند. در این رویکرد اعتقاد بر این است که میان محتوای اثر و جهان بینی نهفته در آن با متن اثر، رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد. بررسی شعر سهراب سپهری می تواند گواهی بر درستی چنین رویکردی باشد؛ چرا که می توان میان اندیشه عادت ستیز سپهری و زبان هنجارگریزش ارتباط برقرار کرد.
مطالعه شعر سپهری نشان می دهد که اندیشه عادت ستیز او بر زبانش نیز تاثیر گذاشته است. نمونه های فراوان هنجارگریزی و هنجارشکنی در شعر او موکد این امر است. نکته قابل تامل اینکه سپهری از بین انواع هنجارگریزیها (= معنایی، واژگانی، زمانی) بیشتر از هنجارگریزی معنایی مانند تشخیص، پارادوکس، کاربرد تصاویر و ترکیبات تازه، نماد و حس آمیزی و ... استفاده کرده و از انواع دیگر هنجارگریزی، کمتر بهره جسته است. دلیل این امر را باید در اندیشه و نظام خاص فکری سهراب جستجو کرد که از سویی بیشتر در پی توجه به معنا و ارایه مضامین و اندیشه های عرفانی است و از سویی دیگر هر گونه رویکرد به گذشته را نفی می کند و همواره در پی تازگی و غبارروبی از هستی است. بنابراین نمی توان انتظار داشت از هنجارگریزی زمانی (باستانگرایی)- که مخالف دیدگاه فکری وی است- استفاده کند.
مبانی عیش و خوشدلی در غزلیات حافظ شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شادی یکی از ویژگیهای هویت ایرانی است و در ایران بعد از اسلام تا عصر حافظ در اشعار فردوسی، منوچهری، خیام، مولانا و حافظ بیشترین نمود را دارد. عیش و خوشدلی در غزلیات حافظ به دو نوع ابژکتیو یا بیرونی یا آفاقی و سوبژکتیو یا درونی یا انفسی تقسیم میشود. خوشدلی بیرونی بر عواملی مانند باغ و بهار، طرف جویبار و می خوشگوار و ... بویژه بر سه عنصر می، مطرب و معشوق زمینی یا نمادین استوار، و نتیجه آن، احساس آرامش ناپدیدار درونی است. خوشدلی درونی، محصول عواملی چون پیوند با امر قدسی و تبدیل شدن حالت شادی به مقام است و براحساس حضور معشوق حقیقی در دل، اشراق و روشنی ضمیر تکیه دارد و موجب آرامش پایدار درونی می شود. مبانی عیشها و خوشدلیهای حافظ را میتوان به پنج دسته تقسیم کرد: 1. روانشناختی 2. فلسفی 3. دینی 4. سیاسی – اجتماعی 5. عرفانی. این مقاله به بررسی و تحلیل هر یک از این مبانی پرداخته است
مشخصههای ادبی شعر_گفتار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با انقلاب مشروطه، شعر حضور بیشتری در میان عوام یافت و شاعران، شعارها و پیام¬¬های انقلابی را در قالب زبان ساده عامیانه برای آگاهی و تشویق مردم به کار گرفتند. نیما نیز از زبانی نزدیک به زبان گفتار در آثار خود بهره جست. پس از او شاگردانش، به ویژه فروغ فرخزاد شعر را به گفتار طبیعی نزدیک کردند؛ بنابراین آنچه را که در دو دهه اخیر به آن \""شعرگفتار\"" می¬گویند، محصول شعرِ بعد از فروغ است. مدعیان این نوع شعر معتقدند با اتکا بر زبان روزمره و بهره¬گیری از وزن طبیعی کلام¬، آثاری می¬آفرینند که لحن¬گفتار بر آن حاکم است و چنان وا می نمایند که گویی برای مخاطب حاضر سخن می¬گویند. اما بعضی از آنها در هماهنگی با شیوه شاعران موج نو و حجم، با زبان¬گفتار رفتاری نامتعارف کرده¬اند و به نوعی آشنایی¬زدایی افراطی در زبان دست زده اند. بدین سبب می¬توان شعرگفتار را به دو دسته معناگرا و معناگریز تقسیم کرد. نتیجه بررسی¬ها نشان می¬دهد که وجوه تمایز این نوع شعر از سایر جریان¬های شعری معاصر، هنوز در حدی نیست که بتوان آن را یک جریان مستقل شعری به شمار آورد.
بررسی رابطة تجربة عرفانی و زبان تصویری در عبهرالعاشقین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقالة حاضر ضمن اشاره ای گذرا به محتوا و درونمایة عبهرالعاشقین نوشتة روزبهان بقلی شیرازی (522ـ606) بر آن است که در گام نخست به تصویرپردازی و ساختارهای تصویری روزبهان در این اثر عرفانی بپردازد، سپس نقش این تصاویر و شگرد های بلاغی را در بازنمایی اندیشه و ذهنیات روزبهان، و نیز نحوة ارتباط میان آنها را مورد بررسی قرار دهد. حاصل این پژوهش آن است که با توجه به ذهنیت استعاره گرای روزبهان، «قطب استعاری زبان» (به معنای فرایند تداعیها و حرکت زبان بر محور شباهت) در نوشتار او غالب است و این جنبه از زبان وی در ساخت های تشبیهی عقلی به حسی تا نمادهای شخصی چند معنا متجلی می شود. بنیاد آگاهی روزبهان در این اثر که بر پایة «التباس» (پوشیدگی/ پوشیده شدن) نهاده شده است و بیانگر نوع ذهنیت و جهان بینی عرفانی اوست، بر سراسر این اثر، و بر تمام ابعاد زبان استعاری او سایه افکنده است و از آنجاکه طریقت روزبهان مبتنی بر دیدار و یافت است، در اثر او خانوادة استعاره های دیداری بر خانوادة واژگان شنیداری غلبه دارد.
نگاهی به اثرپذیری اشعار شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استاد محمدرضا شفیعی کدکنی، محقق، منتقد و پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی، از شاعران موفق و صاحب سبک نسل دوم شعر نیمایی به حساب می¬آید. او تاکنون با انتشار 12 دفتر شعری که در قالب دو مجموعة آیینه¬ای برای صداها و هزارة دوم آهوی کوهی به چاپ رسانده، برگی از دفتر قطور شعر معاصر را به خود اختصاص داده است. این پژوهش میزان اثرپذیری اشعار شفیعی را از آثار قدما مورد بررسی قرار داده است. برخی از منتقدان معتقدند که شفیعی بیشتر شعرساز ماهری است تا یک شاعر، چراکه اشعار او از مضامین، ترکیبات، واژگان و صورخیال تکراری و قدمایی پر است. یافته¬های تحقیق بیانگر این واقعیت است که هرچند رگه¬های ژرفی از سروده¬های بزرگانی چون حافظ، مولانا، سعدی، رودکی و ... و نیز نشانه هایی از شعر شاعران معاصر همانند اخون ثالث، شاملو و ... در اشعار او دیده می¬شود، اما خلاقیت شفیعی در این بین نقشی مضاعف عمل کرده، چنانکه او را از ورطة تقلید صرف رهانیده است و این انتقاد جز در مواردی نادر بر قامت اشعار او راست نمیآید.
شعر می کشد مرا به پیش (مروری بر برخی آسیب های جلسات شعر)
منبع:
شعر پاییز ۱۳۸۸ شماره ۶۷
حوزههای تخصصی:
فراخوان اندیشیدن (درباره شعر مریم جعفری آذرمانی)
منبع:
شعر پاییز ۱۳۸۸ شماره ۶۷
حوزههای تخصصی:
مختصری از بسیارهای دیارم: نگاهی کوتاه به فعالیت یازده انجمن ادبی کرمانشاه
منبع:
شعر زمستان ۱۳۸۸ شماره ۶۸
حوزههای تخصصی:
راز گل کردن من خون جگر خوردن بود
منبع:
شعر زمستان ۱۳۸۸ شماره ۶۸
حوزههای تخصصی:
شعر ترکیه
منبع:
شعر بهار ۱۳۸۸ شماره ۶۵
حوزههای تخصصی:
در این ویرانه غربت
منبع:
شعر بهار ۱۳۸۸ شماره ۶۵
حوزههای تخصصی:
گذشتگان ما حتماً روزمره تر بوده اند (برگرفته از یک گفت و گوی مفصل)
حوزههای تخصصی:
خودی و انسان آرمانی در شعر اقبال لاهوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محمد اقبال لاهوری شاعری مبارز و آرمان خواه و یکی از چهره های فکری و انسانی درخشانی است که فرهنگ بارور اسلامی را به جامعه ی بشری معاصر هدیه کرد . این دانای راز ومتفکر بزرگ شرق در مقولات فکری خویش، یک ارزیابی مجدد از انسان را بر پایه های اصول قرآنی و جایگاه و مقام عالی انسان پایه گذاری کرد. این فیلسوف نواندیش اسلامی و تالی عــنقای قاف مــعرفت ، مولوی، معتقد است که انسان ، این نسخه ی نامه ی الهی، به عنوان لطیفه ی غیبی و هدف و نتیجه ی همه ی جریانات آفرینش کائنات و اسم اعظمی که فکر و اندیشه ی او تجلی گاه وجود عالم اسرار و رموز است، می تواند با خودآگاهی، خودیابی و یافتن شخصیت متعالی خویش، به عنوان انسان آرمانی و کامل، جانش را آیینه ی صفات الهی گرداند و از اسرار آفرینش آگاهی یابد و موجودی پایدار ، شاهدی بیدار و سالکی راه یافته و کلید همه ی معرفت ها گردد. در این مقاله فلسفه و مراتب «خودی» و جایگاه «انسان آرمانی و کامل» ( انسان بخود) در دستگاه فکری معمار بزرگ تجدید بنای تفکر اسلامی و ماهتاب شام شرق ، اقبال لاهوری، به روش توصیف مورد بررسی قرار گرفته است .
ردیف و تنوع و تفنن آن در غزل های سنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ردیف ـ که خاص شعر پارسی و واضع آن، شاعران پارسی گوی بوده اند ـ از دیرباز مورد توجه قرار گرفته است و سخنوران رویکرد بدان را مهم تلقی کرده، کاربرد آن را مایه تفاخر و توانمندی خویش می شمرده اند.
ردپای ردیف را پیشتر از قرن دوم هجری قمری، حتی در ایران باستان می توان دید. این عنصر بلاغی خاصیت کمالی شعر را دارد و استقبال از آن از نظر ساختار زبانی، تاکید معنایی بویژه بُعد موسیقایی حائز اهمیت است؛ ردیف در غزل در طول حیات خود و بروز و حضور آن در آثار هنری منظوم نادره پردازان، سیر صعودی داشته و پس از ترجیع بند و ترکیب بند ـ که این دو هم، گونه تحول یافته تغزلها و منشعب از غزل هستند و با آن پیوند هنری دارند ـ بیشترین درصد آماری را به خود اختصاص داده است.
سنایی بیشتر اشعار خود را مردف سروده؛ او در بین همه شاعران سبک خراسانی، غیر از ادیب صابر ترمذی، بالاترین آمار ردیف را در غزل دارد؛ ردیف او بعضاً چند رکن عروضی را تشکیل داده، موسیقی غزل را دو چندان می کند. ردیف های او انواع کلمات: اسم، فعل، حرف، ضمیر، صفت و قید را در بردارد؛ افزون بر آن، ردیف های شبه جمله ای و جمله ای در غزلیات او فراوان دیده می شود.
سنایی بیش از شاعران دیگر به تنوع و تفنن و هنجارشکنی در ردیف روی آورده است؛ وی گاهی ردیف ها را هم معنی به کار نمی برد و زمانی در غزل مردف، قافیه را رعایت نمی کند؛ برخی از ردیف های این چنینیِ مولوی متاثر از اوست. او در بعضی موارد در غزل به خلاف سنت متعارف و معتاد، ردیف و قافیه را همچون قطعه غیرمصرع فقط در مصاریع زوج به کار می برد و خود را به التزام ردیف، در مصراع اول مطلع مقید نمی کند؛ یا به تفنی دیگر دست می یازد؛ بدین معنی که ردیف را به جای تکرار در «عروضِ» (پایانِ مصراع اولِ) مطلع، در «صدر» (آغاز مصراع اولِ)آن می آورد.
بنیان های تفکر حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اندیشه حافظ بر خلاف آنچه که حافظ شناسی سنتی ارائه می دهد، شالوده های استواری دارد که شرح و گزارش شعر حافظ بدون دخالت دادن آنها، به نتیجه مطلوب و موجهی دست نخواهد یافت . این بنیآنها که در حقیقت همان دغدغه ها و دل مشغولی های روزانه حافظ است و استخوان بندی تفکر او را تشکیل می دهند، در شعر حافظ متعدد است اما از آن میان می توان چهار شالوده و بنیان اصلی آن را بدین گونه برشمرد:
اندیشیدن به مرگ و ناکامی انسان؛
جبر گرایی؛
هستی شناسی شکاکانه؛
لذت جویی و هدنیسم؛
ابن الوقت و ابوالوقت
طنز در رباعیات خیام
حوزههای تخصصی:
کار
حوزههای تخصصی: