فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۳۸۱ تا ۱۱٬۴۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
شباهت اساطیر گنوستیکها و مانویان با مرصادالعباد نجم الدین رازی
حوزههای تخصصی:
مرصادالعباد اثری عرفانی است که از امهات آثار منثور زبان فارسی بشمار میرود و نظایر آن در میان کتب صوفیانه انگشت شمار است. به اعتراف خود نویسنده، او هنگام تحریر اول و دوم این اثر سی سال آوارگی در محیط آسیای صغیر و مصر و روم را پشت سر گذارده که این محیط به زعم تاریخ نگاران و پژوهش گران مولد و پایگاه اندیشه ها و اساطیر مانویان و گنوستیکها بوده که با توجه به آن چه در مرصادالعباد میبینیم، دور از ذهن نمینماید که نجم الدین رازی در این محیط با اساطیر ایشان آشنا گردیده باشد؛ چنان که خود بطور دایم در مرصادالعباد به آشنایی با تفکرات ایشان و فرقه های زیر مجموعة ایشان از جمله اسماعیلیه، اباحیه، ملاحده و تناسخیه اشاره میکند. برطبق همین امر، این مقاله در صدد برآمده که شباهت برخی چهارچوب های داستانی مرصادالعباد را با اساطیر مانویان و گنوستیکها نشان دهد.
چالش حافظ با عقل مصلحت اندیش پژوهشی جامعه شناختی در ادبیات فارسی
حوزههای تخصصی:
رئالیسم و ادبیات داستانی
حوزههای تخصصی:
واکاوی مضامین انسانی و اجتماعی در آثار غاده السمان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۶
28 - 42
حوزههای تخصصی:
غاده السمان، ازجمله شاعران متعهدی است که روشنفکرانه، مشکلات امروز جهان عرب را با مسائل مربوط به زنان و مردان جامعه خود بررسی می کند و نسبت به آنها درکی ژرف وصحیح دارد؛ چرا که با احساس غنی شاعرانه و قدرت بیان خود، توانسته است مفاهیم والا و مضامین ژرف و جاودانه انسانی را در شعر خویش بیافریند ؛ به عبارتی، شعر او بیانگر شادی و غم، درد و اندوه، احساس و عاطفه و دغدغه های حاکم بر روح شاعر بوده و به مانند یک تابلوی نقاشی، چهره جامعه را در معرض دید همگان قرار می دهد. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی بر مبنای جامعه آماری سروده های غاده السمان انجام گرفته است. در سروده های غاده السمان، مضامین مربوط به انسان و مسائل اجتماعی، چشمگیر است و شاعر دردکشیده ای بسان غاده، مسائل سیاسی و اجتماعی را به حساسیت یک قاضی واکاوی و بررسی کرده است؛ تصویری گویا از زنان جامعه خویش را برملا می کند، با مرد به رقابت برنمی خیزد، بلکه حقوق پایمال شده زنان را مطالبه می کند، برای هر چیزی مجدانه در تلاش است و به صراحت به انتقاد می پردازد. نهایت اینکه غاده السمان، نسبت به هیچ مسئله سیاسی-اجتماعی و انسانی سکوت نکرده و بی تفاوت نبوده است؛ فارغ از جنسیت بر قله انسانیت استوار می ایستد و هیچ چیز ازپیش تعیین شده ای را نمی پذیرد، تابوشکنی می کند و نسبت به همه مسائل اعم از انسانی، حقوقی، برابری، جنسیت، آزادی، عدالت، سیاست، زندگی، آزاداندیشی، مرگ، خفقان و سانسور، ظلم و ستم و نیز عشق توجه نشان می دهد. وی تسلیم ناپذیر و پرسشگر است و آزادیخواه.
پیغامهایی به هیچ کجا (بررسی مشابهت های زندگی و شعر بلندالحیدری و مهدی اخوان ثالث)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نوشتار حاضر کوشش شده است، آثار دو شاعر معاصر ایرانی و عراقی، مهدی اخوان ثالث و بلند الحیدری، بررسی و وجوه شباهت آن ها باز نموده شود. بویژه آن که هم عصر بودن دو شاعر و نیز برخورداری از زمینه های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی مشترک، موجب شده است تا هر دو شاعر در موقعیت های مشابه، رفتار و بیان های احساسی و زبانی بسیار نزدیک اختیار کنند. همسانی دو شاعر در جلوه های زیر برشمردنی است: 1- هر دو از ارکان مهم شعر نو در کشور خود محسوب می شوند. 2- سه دوره متمایز شعری را تجربه کرده اند. 3- ساختار شعری و درون مایه های مشترک در زمینه های بیان روایی، اشاره به اساطیر و افسانه های ملی، وزن و قافیه مشابه در بیان شعری، دارند. 4- بن مایه های مشترکی چون: اندوه، تنهایی، ناامیدی، راه، غربت، در شعر هر دو شاعر حضور تام دارد.
ریخت شناسی شخصیت های حکایت علاءالدّین ابوشامات از هزار و یک شب بر مبنای الگوی «شاخص» و «وضعیت»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه بررسی های ریخت شناسی بخش درخور توجهی از پژوهش های ادبیات داستانی را در معنای عام، به خود اختصاص داده است. عنصر شخصیت یکی از مهم ترین عناصر در بررسی حکایت ها و داستان هاست که در ریخت شناسی، بیشتر بر کنش یا خویش کاری شخصیت ها متمرکز شده است؛ بررسی ویژگی های شخصیت ها، در پژوهش های مربوط به شخصیت پردازی بررسی می شود. در این جستار، ریخت شناسی شخصیت های حکایت علاءالدّین ابوشامات از هزار و یک شببر اساس الگویی ابداعی به نام «الگوی شاخص و وضعیت» بررسی می شود. این پژوهش ازنظر موضوع و روش با پژوهش های ریخت شناسی موجود، اندکی متفاوت است. گمان نگارنده بر آن است که شخصیت ها نیز مانند خودِ داستان ها و حکایت ها می توانند ریخت شناسی شوند. به همین سبب تلاش می شود برپایة چند شاخص و تعدادی وضعیت وضعیت ها در هر شاخص ازنظر تعداد و مفهوم متفاوت هستند یکی از حکایت های هزار و یک شببا بهره گیری از یک نظام شناسه گذاری ساده و کارآمد ریخت شناسی شود. بدیهی است نتایج این روش که در قالب رسالة دکتری پژوهشگر در حجمی گسترده تر و فراگیرتر، نمونة همة شخصیت های هزار و یک شب،تهیه و تنظیم شده است، کارآمدی آن را معرفی خواهد کرد. با توجه به روش استقرایی تام این الگو در بررسی شخصیت های هر حکایت و بهره گیری از نظام شناسه گذاری دقیق در شناخت آنها و تجزیه و تحلیل داده های رقمی، می توان گفت برپایة این طرح، شکل ها و ویژگی های مشترک و معیّن در شخصیت های این اثر و نیز آثار مشابه شناخته می شود. شخصیت ها، باتوجه به وضعیت هایی که برای هر شاخص تعریف شده است، در شاخص های متعددی مانند نام، بوم، نوع، جنس، سن، طبقه، کُنش، باور، خُلق، فرجام، با یکدیگر ارتباط معناداری دارند و هم چنین از شکل ها و ویژگی های محدود و مشخصی پیروی می کنند؛ ""الگوی شاخص و وضعیت"" می کوشد آنها را کشف کند.
سیاستی در حد سیاستنامه ها-2
منبع:
گلچرخ تیر ۱۳۷۳ شماره ۱۰
حوزههای تخصصی:
مقام سعدی در ادبیات فرانسه
منبع:
مهرسال دهم ۱۳۴۳ شماره ۴
حوزههای تخصصی:
شجره های ممنوعه در گلستان سعدی
حوزههای تخصصی:
در گلستان سعدی داستانهایی هست که همگی به شجرهء ممنوعهء باغ بهشت میمانند. وجود چنین داستانها در کتابی که در زمرهء برجستهترین نمونههای نثر فارسی به شمار است، برای بسیاری پرسشانگیز بوده است. تداوم تاریخی همراه با گسترهء فراگیر این قبیل آثار ادبی به پژوهشگر ادبی جرأت میدهد که آنها را نمودهای گوناگون یک شاخهء بخصوص از ادبیات فارسی در نظر آورد؛ شاخهای که میتوان آن را، ادبیات گلخنی نام نهاد. قصد من در اینجا تنها گشودن راهی برای یافتن پاسخهایی پذیرفتنی به سه سؤال در این باره است:
1. چرا در فرهنگ ما نسبت به ادبیات گلخنی از دیرباز با رواداری و تسامح برخورد کردهاند و تا آغاز جنبش تجددطلبی کسی متعرض آن نشده است؟
2. چرا هیچ نکوشیدهاند گلستان سعدی و دیگر کتابهایی را که از دیرباز تا آغاز جنبش تجددطلبی به عنوان متون درسی در اختیار نوآموزان میگذاشتهاند، از ادبیات گلخنی بپالایند؟
3. چرا فرهنگ ما با آن همه آسانگیری و رواداری که نسبت به ادبیات گلخنی از خود نشان داده است، وجود چنان چیزی را در هیچ نوع از ادبیات جدید و نووارد برنمیتابد؟
شخصیتهای داستانی دفاع مقدس باید متنوع تر شوند/ گزارشی از میزگرد «شخصیت پردازی در ادبیات دفاع مقدس»
نگاهی تازه به چگونگی درک استعاره در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مسائل در بررسی استعاره، تعیین واحدی است که می تواند در درک معنی استعاره عمل کند. در سنت مطالعه معنی، غالباً واژه به عنوان واحد بررسی معنایی مدنظر قرار گرفته و چنین نگرشی تا کنون نتوانسته است تحلیل درستی از درک واحدهای استعاری زبان به دست دهد. این مقاله بر آن است تا نشان دهد واحد درک استعاره چه باید باشد. به دلیل گستردگی بحث، در نوشته حاضر صرفاً صفت های استعاری مورد توجه قرار گرفته اند تا به کمک این داده ها ثابت شود که درک استعاره های صفتی، برخلاف آنچه در سنت مطالعه استعاره مطرح می شود، در سطح واژه قابل بررسی نیست و به درک واحدهای همنشین این دسته از استعاره ها در سطح جمله وابسته است. بنابراین، با توجه به اینکه درک در لایه جمله شکل می گیرد، واحد مطالعة معنی را باید «جمله» در نظر گرفت.
شهزاده نابینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حماسه رستم و اسفندیار، داستان سرگشتگی انسان بر سر دوراهی هاست. در روایت های کتبی، اسفندیار با خوردن اناری که زرتشت بر آن دعا خوانده رویین تن می شود- انار نماد بی مرگی و جاودانگی است- اما چشمان او آسیب پذیر می ماند. او برای رسیدن به تاج و تخت، کورکورانه از پدرش برای جنگ با رستم اطاعت می کند. بنابراین آسیب پذیر بودن چشمان این "شهزاده نابینا" رمز آن است که او قدرت بینش ندارد. در اسطوره، چشم بسته نماد بی خردی و بی خردی به معنی مرگ و نابودی است. در این جستار، نخست بر بنیان آن چه در نامه های دینی آمده است. چهره آیینی اسفندیار نموده می شود و سپس شخصیت وی را در حماسه بررسی می کنیم تا دو گانگی شخصیت وی در برنامه های دینی و حماسی پدیدار شود.
ادبیات داستانی جدید در ادبیات عرب
حوزههای تخصصی:
فضاهای خالی در متن
وراقی در یکصد سال گذشته
نشانه های سبک زنانه در ادبیات داستانی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به تفاوت های زبانی زنان و مردان، از اواخر دهه 60 میلادی، در کشورهای غربی ودر نتیجهْ یافته های پژوهشگران جامعه شناسی زبان و فعالیت های آزادی خواهانه فمنیست-هاصورت گرفت. بسیاری از پژوهشگران و صاحب نظران، بر این باورند که زنان به خاطر خلق وخو و روحیات متفاوت، دیدگاه های متفاوتی نسبت به جهان دارند؛ از این رو معتقدند که کاربردهای زبانی و شیوه نویسنگی آنان متفاوت است. در این پژوهش، به روش آماری توصیفی-تحلیلی و برپایه دیدگاه های برخی پژوهشگران، از جمله دیدگاه «سارا میلز» در کتاب سبک شناسی فمنیستی و نظریات پژوهشگران زبان شناسی اجتماعی، برای کشف نشانه های سبک زنانه در نویسندگی، هشت رمان شامل چهار رمان زن نوشت و چهار رمان مردنوشت در لایه زبانی مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که از شاخص های کاوش شده در حوزه زبانی، رمانهای زنان در هیچکدام از این شاخص ها، از نظر بسامد یکسان نیستند وگاهی این ویژگی ها در رمانهای نویسندگان مرد برجسته تر از رمان های نویسندگان زن است. بنابر نتایج حاصل از این پژوهش نشانه های سک زنانه در لایهزبانی (واژگانی و نحوی) قابل اثبات نیست وبهتر است این نشانه ها در شیوه های روایت از جمله زاویه دید،شخصیت پردازی ، لحن،صحنه و...جست وجو شود.