فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۶۴۱ تا ۱۰٬۶۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
استعاره در زبان عرفانی میبدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعاره تا کنون بیشتر در شعر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. دراین پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که استعاره در نثر عرفانی ابوالفضل رشیدالدین میبدی چه کارکردهایی دارد؟ برای یافتن پاسخ، کاربردهای استعاره را در متن نوبت سوم ده جلد تفسیر کشف الاسرار، بررسی کردیم. یافته های پژوهش نشان می دهند که جهان عرفانی کشف الاسرار از استعاره ساخته شده و تنها راه ورود به این جهان، ادراک استعاره است. استعاره توانمندترین ابزار زبانی در بیان شناخت عارفانه میبدی از هستی است که برای بیان معانی پیچیده، مبهم، عمیق وگاه ناگفتنی به کار گرفته می شود. خلق زیبایی در سخن نیز نتیجه بدیهی استعاری بودن زبان است. بنا بریافته ها کارکردهای استعاره به دو حیطه شناختی و زیبایی آفرینی تقسیم شده است. کارکردهای شناختی استعاره در این متن عبارتند از: تجسم مفاهیم انتزاعی، قابل شناخت ساختن مفاهیم و پدیده های ناشناخته ،خلق معنا یا شبه معنا، روشنگری مفاهیم و اندیشه ها ، جاندار نمایاندن مفاهیم و پدیده ها، اقناع مخاطب، بیان عواطف عرفانی و توصیف. کارکردهای زیبایی آفرین استعاره نیز عبارتند از: خیال انگیزی، تناسبات تصویری، فشردگی معنا در کلام (ایجاز)، پویایی تصاویر، ابهام، تفسیرپذیری.
بازتاب تفکر یونانی، ایرانی و اسلامی در تاویل سهروردی از داستان رستم و اسفندیار
حوزههای تخصصی:
تفسیر و تأویل اساطیر در ادبیات کلاسیک ایران به دلایل زیادی از جمله کفرآمیز پنداری آنها چندان مورد توجه قرار نگرفته است . در کنار تأویلات اندک و از هم گسیخته سنایی، شاعر قرن پنجم، شیخ اشراق، عارف و فیلسوف بزرگ قرن ششم یکی از کسانی است که با جدّیت تمام در پی تفسیر و تأویل اساطیر ایران باستان برآمده است . شیخ اشراق با این تأویلات می خواهد پیوندی عمیق میان سه فرهنگ مجزّا از هم؛ یعنی فرهنگ اسلامی، حکمت ایران باستان و فلسفه یونان برقرار کند . زیرا وی از یک سو به عنوان مسلمان معتقد، با فرهنگ اسلامی و عناصر فرهنگی آن از جمله تصوّف به خوبی آشناست و از طرف دیگر به عنوان ایرانی نژاده و اصیل، میراث دار تمدن ایران قبل از اسلام است و نیز نمی تواند به فلسفه یونان که محصول با ارزش خرد و عقلانیت بشری است، بی اعتنا باشد. سهروردی با ژرف بینی خاص خود پی برده است کلّیت سه فرهنگ به ظاهر مخالف هم نه تنها تضادّی با یکدیگر ندارند، بلکه در صورت اتحاد و سازش میان آنها، می توان به تجربه ای گرانسنگ برای هدایت و رشد بشریت دست یافت . در این مقاله سعی شده است تلاش و کوشش این نابغه بزرگ در ایجاد پیوند و سازش جریان های تفکر بشری که در تأویل وی از داستا ن اسطوره ای رستم و اسفندیار منعکس شده است، تبیین و دلایل چنین تأویلی ضمن نشان دادن عناصر فرهنگ های مذکور باز نموده شود. پیداست که در دوره سهروردی این داستان و دیگر داستان های شاهنامه به اندازه ای مشهور شده بودند که به راحتی و جز برای اغراض ویژه ای در هم ریختن ساختمان آنها سهل و آسان نبود . اما شیخ اشراق با توجه به ذهنیت خاص خود از عهده این مهم بر آمده و این داستان را ساختارشکنی کرده است تا بتواند نظرات اشراقی خود را در لابه لای آن باز گوید.
تحلیل جایگاه زن و شاه به عنوان نمادهایی از کهن نمونة «مرکز»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«مرکز» بهعنوان یک کهننمونه، از دیرباز زندگی فردی و اجتماعی بشر را سامان داده و هر گاه مورد غفلت و بی توجهی واقع شده، موجب گسستگی و پریشانی روانی گردیدهاست. این کهننمونه در حماسه های اسطوره ای نیز جایگاهی ویژه دارد؛ قهرمان داستان های حماسی، برای رسیدن به مرکز یا حفظ آن، همة نیرو و قوای خویش را صرف می کند تا به جایگاهی متعالی دست یابد و در اصطلاح روان شناسی ژرفا، به «فردیت» برسد. از جملة مهم ترین نمادهای مرکز در حماسه های اسطوره ای، می توان به زن و شاه اشاره کرد که بسیاری از اعمال پهلوانانة قهرمانِ حماسی بر گردِ آنان رخ می دهد. در این مقاله، به یاری روان شناسی ژرفا، به تحلیل این دو نماد می پردازیم.
سحر قلم در آثار جاحظ عجم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکوفایی هر ملتی، زمانی نمود عینی دارد که فرزندان آن ملت، در جهت شناخت گذشتگان و بازنگری آداب و سنن و فرهنگ آنان، گام بردارند و مسیرحرکت و تحول ایشان را با نگاهی عالمانه و نقادانه از نظر بگذرانند.به این طریق، نه تنها می توانند ارزش گذشته خود را حفظ کنند، بلکه می توانند خود، عاملی برای کمال و زندگی شایسته تر نسل های دیگر باشند، ازاین روبررسی آثار ادبی یکی از بهترین راههای شناخت یک ملت است.آثار ادبی پارسیان - هر چند به زبان عربی- در زمینه های گوناگون تربیتی و اخلاقی، با تکیه بر معنویات برگرفته از تعالیم دینی از جنبه های مثبت و درخشان این قوم است. ما در این نوشتار کوتاه کوشیده ایم برای آشنایی با اندشه هایی که بر حکمت استوارند و عقائد پارسیان را در باب سیاست و اخلاق بازگو می کنند، ازخلال آثار انبوه و ارزنده ثعالبی نیشابوری به گوشه ای ازآنها بپردازیم. ضمن آنکه به موارد مشابه درگفتار سخنوران معاصرش-که اغلب به قلم اوست- اشاره کرده ایم.
شرح احوال و سبک اشعار شاپور تهرانى(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خواجه شرف الدین شاپور (ارجاسب) تهرانى رازى، تخلص به "فریبى، شاپور، شاهپور" ازگویندگان شیعى مذهب نیمه دوم قرن دهم ونیمهء اول قرن یازدهم است. او ازگویندگان اولیه سبک هندى است که غالب ویژگى هاى این سبک در شعر او به چشم مى خورد. درکنار سبک هندى، سبک خراسانى، عراقى و مکتب وقوع نیز بر شعر او تاثیر گذارده است. بنابراین سبک او تلفیقى از سبک هاى رایج زبان فارسى است و مرحلهء گذر شعر فارسى از سبک عراقى به سبک هندى را مى توان در شعر او و دیگر معاصر انش جستجو کرد.
دنیای رنگین شعر محبت
زریاب خویی در قلمرو شاهنامه پژوهی
حوزههای تخصصی:
صور خیال در شعر میرزاده عشقی
منبع:
حافظ اسفند ۱۳۸۸ شماره ۶۷
حوزههای تخصصی:
داستان کوتاه: آقای نویسنده ...!؟
منبع:
حافظ آبان ۱۳۸۳ شماره ۸
حوزههای تخصصی:
داستان کوتاه
منبع:
حافظ آبان ۱۳۸۴ شماره ۲۰
حوزههای تخصصی:
خوانش های گوناگونِ شاعران معاصر عربی از داستان حضرت ایوب (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاعران معاصر عربی برای بیان تجربه های گوناگون، اهداف مورد نظر و نیز برای رهایی شعر از حالت خطابه گری و گزارشی و در راستایِ اصالت بخشی به اثر ادبی، به فراخوانی چهره های سنتی و بویژه چهره های دینی روی آورده اند. آنان این شخصیت ها را به دلیل برخورداری از دلالت های بالقوه و سازگاری با تجربه های معاصر خویش بکار گرفته و به منظور انتقال مفاهیم ذهنی، به شکل نمادین از آنها بهره ها برده اند. پژوهش حاضر بر آن است تا به واکاوی حضور شخصیت حضرت ایوب (ع) در شعر معاصر عربی بپردازد. در این راستا، نخست با نگاهی گذرا به جنبه هایی از ویژگی های شخصیتی آن حضرت در تورات و قرآن کریم پرداخته و سپس رویکرد سه شاعر معاصر عربی «بدر شاکرالسیاب»، «محمود درویش» و «عبدالعزیز المقالح» را در فراخوانی این چهره ی دینی تبیین نموده است. برداشت این است که ایوب شاعرانِ معاصر، تابع دغدغه های فردی و اجتماعی- سیاسی آنان است و عهده دار تجسم ناکامی های ایشان است.
یادنامه ی دکتر احمد تفضلی
حوزههای تخصصی:
تکرار و ارزش های بلاغی آن در شعر فرخی سیستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تکرار در سطح حروف و واژه ها که یکی از روش های ایجاد و یا افزایش موسیقی کلام است، از دو منظر می تواند مورد توجه قرار گیرد؛ نخست از لحاظ ارزش های موسیقیایی و دیگر از نظر ارزش های بلاغی. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی، انواع تکرار حروف و شگردهای مختلف تکرار واژه ها، از این دو منظر در شعر فرخی سیستانی بررسی شده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که سخنور سیستانی از همة شگردهای تکرار در سطحی گسترده در کلامش بهره برده است. تکرارهای پی درپی حروف، واژه ها، هجاها، عبارات و حتی مصراع ها، به شیوه های مختلف شعر فرخی را سرشار از خوشه های موسیقیایی اصوات مختلف کرده است. در پاره ای موارد وی شگردهای تازه ای از تکرار را خلق کرده که سبب افزایش غنای موسیقایی کلام او شده است. از لحاظ بلاغی نیز این تکرارها، ارزش های فراوانی دارد، به گونه ای که شواهد متعددی می توان در شعر فرخی سراغ گرفت، که تکرار حرف یا واژه متناسب با مضمون شعر، در خدمت انتقال معنا و مفهوم شعر و گاه القای احساس مورد نظر شاعر بوده اند.
زمان روایى درپیکرفرهاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از عوامل مهم در نحوة شکل گیری ساختار داستانی، ترتیب رخدادهای آن داستان است که ذیل عنوان عنصر زمان بررسی می شود. رمان پیکر فرهاد اثر عباس معروفی نیز اثری است که زمان حقیقی و ذهنی را مبنای اصلی روایت خود قرار می دهد. نویسنده در روساخت رمان، داستانی واحد را با سه زمان متفاوت بیان می کند؛ اما سیر خطی روایت را درهم می شکند؛ به گونه ای که اغلب، روابط و نظم زمانی رویدادها مبهم می ماند و به این ترتیب، زمان ارزش کمّی خود را از دست داده، به تدریج از روایت محو می شود.
در این مقاله سعی شده ترتیب رویدادها و زمان روایی در این رمان بررسی شود و اینکه نویسنده چگونه با به کارگیری مشخصه هایی از جریان سیّال، ساختار ذهن و آشفتگی شخصیت زن قصه را روایت کرده است؛ ویژگی هایی مانند اغتشاش زمانی و مکانی، تداعی آزاد، حذف نویسنده از متن و درنظر گرفتن نقشی برای خواننده در روایت به دلیل نمایش مستقیم ذهنیاتی مشوّش و خاطرات سیّال بدون سانسور- که همان لایه های پیش گفتار ذهنی است- و بهره گیری از تک گویی درونی و حدیث نفس در بخش هایی از داستان، شعرگونگی، ابهام ذهنی و دشواری یافتن معنایی قطعی برای رمان که نویسنده برای ایجاد شگرد روایی خاص به کار گرفته است.
نمیرم از این پس که من زنده ام
حوزههای تخصصی:
دانش نقد ادبی
حوزههای تخصصی: