ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲٬۶۶۱ تا ۵۲٬۶۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۵۲۶۶۱.

تبیین رابطه خدا با انسان در آثار منظوم و منثور ملاصدرا و اسپینوزا: از فلسفه تا ادبیّات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۶ تعداد دانلود : ۱۹۸
اسپینوزا و ملاصدرا، از جمله فیلسوفان برجسته ای هستند که با رویکردهای متفاوت به مسئله شناخت مستقیم خداوند پرداخته اند. یکی از نقاط تمایز مهم در اندیشه اسپینوزا و ملاصدرا، مفهوم بی نهایت و ذات در فلسفه آنهاست. اسپینوزا، که به شدت تحت تأثیر عقل گرایی و ماتریالیسم فلسفی بود، معتقد است که دانش بی واسطه تنها از طریق شناخت نسبی امکان پذیر است و حقیقت این نوع معرفت در ارتباط آن با نسبیت نهفته است. در مقابل، ملاصدرا که به سنت فلسفی اسلامی تعلق دارد، بر این باور است که شناخت مستقیم خداوند محدود به ذات و وجود مخاطب است و این شناخت، فراتر از هر گونه ادراک حسی و عقلانی، در سطحی از وجود تحقق می یابد که بالاترین مرتبه دانش و معرفت محسوب می شود. نویسنده در این پژوهش با شیوه اتوصیفی - تحلیلی به بررسی ارتباط خدا با انسان از دیدگاه ملاصدرا و اسپینوزا پرداخته است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که از منظر ملاصدرا، علم بی واسطه به خداوند یک معرفت وجودی است که بر اساس وحدت وجود و شناخت مستقیم از طریق حضور و شهود به دست می آید.. در مقابل، اسپینوزا بر این باور است که معرفت بی واسطه از طریق ادراک شهودی از یکپارچگی طبیعت با خداوند حاصل می شود. در نهایت، مقایسه دیدگاه های اسپینوزا و ملاصدرا نشان می دهد که هر یک از این دو فیلسوف، با توجه به نظام فلسفی خود، به نوعی شناخت بی واسطه خداوند رسیده اند که در نهایت، عالی ترین نوع دانش و معرفت را تشکیل می دهد و به نوعی نشان دهنده بالاترین سطح تعامل انسان با حقیقت الهی است.
۵۲۶۶۲.

تصویر واقعیت های اجتماعی در آثار عبید زاکانی (اخلاق الاشراف، تعریفات، صد پند)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۴۳
عبید زاکانی اولین طنزپرداز جدی در معنای واقعی، و بزرگ ترین مبتکر گونه های نوآورانه در طنز است که نشان داده است، محتوا می تواند فرم های گوناگونی برای بیان داشته باشد. در یک جامعه ای که ارزش های اخلاقی و معنوی و انسانی به دلیل رفتارهای غیرانسانی ارکان قدرت، وضعیت وارونه ای یافته باشد، به گونه های مختلف می توان این دگردیسی ارزش ها و ارزشمندشدن ضد ارزش ها را نشان داد. در اخلاق الاشراف از روش کتاب های توضیحی و آموزشی برای نشان دادن این دگردیسی در رفتار جامعه استفاده کرده است. پاره ای از آن ارزش های اخلاقی که در رفتار مردم شکل وارونه ای پیدا کرده اند و بنیاد دین و ایمان و انسانیت را بر باد داده اند عبارت اند از: حکمت، شجاعت، عفت، عدالت، سخاوت، حلم و وقار، صدق و حیا و وفا و رحمت. در رساله تعریفات، دیگرگون شدن معنای کلمات در فرهنگ حاکم بر زبان زمانه نشان داده شده است تا مخاطب خود به عینه ببیند که وقتی فرهنگِ رفتاری جامعه دچار دگردیسی شد، کلمات رایج در زبان روزمره هم کاملاً از معنای اصلی خود تهی و معناهایی متفاوت تر از معنای قاموسی خود پیدا می کنند. رساله صد پند در عصر زاکانی، در حکم یک سیره فکری و راهنمای در جامعه ای است که رفتار و گفتار آن وضعیتی کاملاً وارونه پیدا کرده است. وقتی در جامعه ای اساس رفتار و گفتار بر بنیادی وارونه نهاده شده باشد، توصیه های اخلاقی، اعتقادی، و تعلیمی هم، در هم سویی با آن ها، به سوی منکرات و ضد ارزش ها سیر می کنند. این است که رساله صد پند، به شیوه معکوس و با معانی وارونه نوشته شده است.
۵۲۶۶۳.

ماشین نوشته ها: پدیده ای در حد خرده ژانر در ادبیّات(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۲۹
ابیات و عباراتی که از فرهنگ و ادبیّات رسمی و عامه بر بدنه ماشین (خودرو) به عنوان شاخصه ای از جهان مدرن، نوشته می شود شاید بتوان آن را گونه ای مواجهه جهان مدرن و سنتی یا خوانش عامه از فرهنگ و ادبیّات دانست که در این خوانش، ادبیّات رسمی، گاه از قالب، نوع و سبک خود جدا شده، در فضایی متفاوت نمود می یابد. این پژوهش می کوشد با نظری به مباحث  ژانر، نشانه شناسی لایه ای و آراء کسانی مانند کریستوا (Kristeva) و دبور (Debord)، فلسفه شکل گیری خودرو نوشته ها را جستجو کند و ضمن مقایسه آن با برخی انواع فرعی و هنر اجرا (Performance art)، ماشین نوشته ها را به مثابه خرده ژانر تحلیل و تبیین کند. نتایج نشان داد ماشین نوشته ها به مثابه خوانشی از فرهنگ و ادبیّات، به همراه لایه دیداری متن (زمینه و بافت) و شاخصه های صنفی، همچنین با توجه به ویژگی ها و نشانه های نزدیک یا تقریباً همسان با گونه های کلاسیک و نو، خود در هیأت یک خرده ژانر شکل گرفته است. در عین حال، با توجه به پیوستگی خودرو نوشته ها با بدنه خودرو، درباره این سازواره متن، از منظر کریستوا می توان گفت ماشین نوشته ها، تلاش برای غلبه بر خویشکاری ماشین (نماد جهان مدرن و کالایی شدگی) به عنوان امر نمادین (Symbolic) و بازگشت به فرهنگ و ادبیّات به مثابه امرنشانه ای (Semiotic) است.
۵۲۶۶۴.

ارزیابی تصحیح اخلاق ناصری به کوشش مینوی و حیدری براساس کهن ترین نسخه شناخته شده از کتاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۱۴
اخلاق ناصری از مهم ترین کتاب های اخلاقی فارسی است. خواجه نصیرالدین طوسی این کتاب را به سال 633 ق. نوشت، اما در دهه های بعد اندکی در مطالبش بازنگری کرد. اخلاق ناصری در زمان حیات مؤلف شهرت یافت. در طی زمان، نسخه های متعددی از آن کتابت شد و بر آثار اخلاقی پس از خود تأثیر مهمی نهاد. همچنین بعداً به ویژه در هندوستان بارها به طبع رسید. معتبرترین تصحیح آن را مجتبی مینوی و علیرضا حیدری ترتیب دادند. آنان در این تصحیح از پنج دست نویس متعلّق به قرن هفتم هجری قمری استفاده کردند. در حال حاضر، نسخه های خطی دیگری از این اثر شناخته شده که مهم ترین آنها مورّخ 656 ق. (محفوظ در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه شیراز) و قدیمی تر از همه نسخه های استفاده شده مصحّحان است. در این پژوهش برای نخستین بار، این دست نویس به صورت تفصیلی معرفی و بررسی شده است. از ویژگی های مهم آن می توان به برخی ضبط های کهنه تر به نسبت چاپ مینوی و حیدری، رسم الخط کهن و نیز حرکت گذاری تعدادی از کلمات اشاره کرد. در این مقاله، در اثر مقابله دقیق و کامل متن اخلاق ناصری به تصحیح مینوی و حیدری با این نسخه، نکات درخور توجهی استخراج شده است. ضمن اینکه با تکیه بر دیگر منابع، در متن تصحیح شده، توضیحات و واژه نامه های کتاب چاپی، اصلاحاتی ضرورت دارد؛ البته نسخه مورّخ 656 ق. همواره بهترین ضبط ها را ندارد و در آن افتادگی ها و اشتباهات متعددی دیده می شود. این نکته هم حاصل مقابله با متن تصحیح شده مینوی و حیدری است. درنهایت، می توان چنین نتیجه گرفت که تصحیح اخلاق ناصری به کوشش مینوی و حیدری همچنان اعتبار و ارزش والایی دارد. با این حال، براساس دست نویس های قدیم که در آن زمان ناشناخته بوده و نیز منابع گسترده تر و پژوهش های بیشتر، برخی اصلاحات در مندرجات آن لازم است.
۵۲۶۶۵.

تجلی اصالت هایدگری در تحلیل بصری شعر «تنها صداست که می ماند» اثر فروغ فرخزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۲۱۰
اشعار فروغ فرخزاد عمدتاً از منظر زندگی نامه ای یا فمینیستی مورد بررسی قرار گرفته و اغلب محتوای زبانی یا معنایی آنها تحلیل شده است. این مقاله با مطالعه عناصر بصری شعر «تنها صداست که می ماند» از فرخزاد ، سعی دارد نشان دهد چگونه زیبایی شناسی شاعر با درهم شکستن مرز واقعیت و فراواقعیت، می تواند انسان را در پرتو وضعیت هستی گرایانه (اگزیستانسیال) خود آشکار سازد. دراین راستا، پرسونای شعر به ارائه معادل تصویری برای مفاهیم هایدگری همچون «ترس آگاهی اگزیستانسیال»، «فناپذیری»، «هستی -به- سوی- مرگ»، «ندای وجدان» و «شدن» می پردازد که نقشی کلیدی در دغدغه اصلی این مطالعه، یعنی اصالت، دارند. درواقع، فرخزاد با القای معانی چندگانه به تصاویر عینی شعر، آنها را به سوی انتزاع سوق داده، دنیای شاعرانه را مملو از حس ترس آگاهی و اضطراب می نماید. این ناتوانی کلمات در برپایی معنا، پرسونای شعر فرخزاد را از هرگونه هویت ثابت محروم ساخته، او را به سوی بازتعریف «بودنِ» خود به عنوان «شدن» سوق می دهد. به علاوه، ظهور تصاویر انتزاعی نور و صدا این امر را برای پرسونا ممکن می سازد تا از دنیای غیر اصیل «همگنان» فراتر رفته، به حالت ناپایدار اصالت دست یابد.
۵۲۶۶۶.

پیوند ادبیات بومی و ادبیات عامه در داستان بلند باغ زیتونی چشم نوشته حسین میر کاظمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۴۴
ادبیات داستانی وجوه و جنبه های گوناگونی دارد که یکی از وجوه آن صبغه اقلیمی است. در این گونه داستان ها علاوه بر زبان، طبیعت و تصاویر برآمده از اقلیم خاص نویسنده، همچنین افسانه های محلی، موسیقی و ملودی های بومی، باورهای عامیانه، ضرب المثل ها، آیین ها و مناسک بومی و محلی و ... بروز و ظهور دارد. فرهنگ عامه با ادبیات اقلیمی رابطه وثیقی دارد. فرهنگ عامه در تقابل با فرهنگ رسمی و نخبگانی است که برعکس فرهنگ عامه که غالباً شفاهی است،  مربوط به توده مردم و امری مکتوب است و هرگاه این عناصر در ادبیات به کار گرفته شود رنگ و صبغه خاصی به آن آثار می دهد که به آن ادبیات اقلیمی گویند. از ضرورت های فهم و تحلیل ادبیات داستانی، تحلیل و بررسی نسبت نویسنده و محیط است؛ تأثیراتی که خودآگاه و ناخودآگاه مؤلف از محیط و اقلیم خویش می پذیرد و در ساخت و معنای اثر و گسترش و پیشبرد روایت دخالت دارد. سید حسین میرکاظمی از جمله داستان نویسان معاصر است که صبغه اقلیمی شمال در داستان های او حضور چشمگیر دارد. در این مقاله سعی شده است صبغه اقلیمی یکی از آثار ایشان باغ زیتونی چشم، به روش توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار گیرد که حاصل این بررسی حضور فراوان عناصر اقلیمی شمال ایران خصوصاً حوزه گرگان در این اثر است: عناصر طبیعت و تصاویر برآمده از آن ها، عناصر زبانی و واژگانی، باورها و آداب و رسوم، جای ها، مشاغل و ... حتی حوادث اجتماعی و سیاسی خاص که همگی در خدمت طبیعی کردن فضا و حوادث داستان و نیز حقیقت مانندی شخصیت هاست.  
۵۲۶۶۷.

Bio-capital Decentered Subjectivity in Kazuo Ishiguro’s Never Let Me Go: Cyborgian Biotechnological Literary Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۳۴
The present paper intends to study Kazuo Ishiguro’s Never Let Me Go from the perspective of Cyborgian concepts of hybridized subjectivity, speed, metamorphic becoming, bio-narrative and bio-discourse, which intersect with cyborg biotechnology to create the bio-capital characters. Ishiguro portrays the non-unitary bio-subjectivities along with challenges of clones through tracing the main character’s memories. The Cyborgian theories of Donna Haraway, Paul Virilio and Rosi Braidotti are mainly used to analyze the genetic organs of the selected novel in bio-discourse. Cyborg biotechnology drains its bio-power, merges borderlines between the conventional polarities, de-politicizes it by destroying inequality in a natural history of transhumanism and, ultimately, makes hybridized privileged – unprivileged subjectivity. Cyborg bio-capital body is a kind of genetically modified object with a shifted boundary; a bio-semiotic body, not the human physiological body. In the novel, this study explores that cyborgian bio-capital subjectivity is the imitation of the original one due to three reasons: first, it has lost its human uniqueness; second, its self-automation is changed into a possible being; and, finally, its biological facet has constructed the equal bio-subjects. A cyborgian bio-capital subject is partly organ and partly machine in the cyborg biotechnology. The thematic features of Ishiguro’s novel as the quintessence of cyborg bio-narrative, including nomadic bio-subjectivity, development of fabricated trans-subjects, bio-animals, trans-genetic organisms, decentered subject, bio-molecule and mechanical body, are the focal points of analysis in this study.
۵۲۶۶۸.

قدرت جادویی اشیا در شاهنامه: طبقه بندی و تحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۲۷۳
شیوه تعامل شخصیت های شاهنامه با بسیاری از اشیا، و باورهای آنها درباره این اشیا نشان می دهند که برای بسیاری از این اشیا قدرت هایی جادویی و خارق العاده قائل شده اند. هدف اصلی این مقاله تحلیل و طبقه بندی منشأ قدرت های جادویی این اشیا بر مبنای علیت های جادویی است. روش ما تحلیل محتوای کیفی (قیاسی-استقرایی) است. برای تعیین و استخراج نمودهای باورجادویی در باب قدرت جادویی اشیا از نظریات صاحب نظرانی چون کاسیرر، سابوتسکی، موس، فریزر و... استفاده کردیم. در مرحله بعد بر مبنای همین بنیاد نظری به پیگیری منشأ قدرت جادویی این اشیا در شاهنامه پرداختیم. یافته های ما نشان می دهد این نیروی جادویی همواره از طریق واسطه هایی به این اشیا منتقل می شود. این واسطه های انتقالِ قدرت جادویی را در شاهنامه به این صورت طبقه بندی کردیم: شخصیت های غیرانسانی (حیوانات، گیاهان و دیوان)، شخصیت های انسانی (نیاکان فرهمند، شاهان فرهمند، پیامبران، اشخاص مرتبط با اهریمن)، مکان های خاص (افلاک و آسمان ها، مکان های ماورایی، مکان های دربردارنده عناصر مقدس). در برخی نمونه ها، اشیای جادویی با چند واسطه به منشأ قدرت متصل می شوند. این واسطه ها همگی مستقیم یا غیرمستقیم به منشایی رازآلود و مبهم می رسند که واجد دو وجه اهورایی یا اهریمنیست و ما آن را منشأ اصلی قدرت جادویی، و واسطه های فوق را منشأهای فرعی نامیدیم.
۵۲۶۶۹.

بررسی جایگاه صورت های فلکی منطقة البروج در آیین ها و باورهای عامیانه ی مردم ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۱۶۹
پژوهش در اعتقادات و باورهای اقوام گوناگون، جز با کنکاش در اسطوره ها و آیین های اولیه ی آن ها کامل و جامع نخواهد بود. تمدن های کهن با نگاه ویژه ی خود در جهت توجیه حوادث طبیعی پیرامون خود برمی آمدند. منطقه البروج و صورت های فلکی آن نیز به عنوان گروهی از اجرام سماوی در فرهنگ ایران، همواره به عنوان عناصر و عواملی برای انتقال سرنوشت بشر از آسمان به زمین تلقی می شده است. این باور را می توانیم در متون پهلوی به جای مانده بیابیم و امتداد آن در متون تنجیمی و یا احکام نجوم در دوره ی اسلامی نیز قابل پیگیری است. در این متون نمادهای متفاوتی را به بروج دوازده گانه منتسب کرده اند و از آن ها نتایجی را برای اعمال روزمره ی مردمان گرفته اند و یا پیشگویی هایی را برای موارد مختلف از آن ها استنتاج کرده اند. به علاوه در برخی از باورها و رسومات عامیانه نیز ردپای صورت های فلکی منطقه البروج و اعتقادات بیرونی آن قابل تشخیص است. این پژوهش با رویکرد کیفی است که به روش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی با استفاده از داده های کتابخانه ای و تصاویر مرتبط صورت گرفته است.
۵۲۶۷۰.

شهِ نوذری در روایات ملی (طوس در اسطوره، حماسه و تاریخ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۶۹
روایات طوس، پهلوان و شاه زاده نوذری، از روزگار اوستا تا دوران تدوین متون تاریخی و حماسه ملی ایران، دست خوش دگرگونی های بسیاری شده است. طوس که در اوستا، پهلوانی نام آور و یلی جنگ جو معرفی شده، در شاهنامه فردوسی شاه زاده ای است که از پادشاهی دور مانده و به بی خردی و سبک سری شهره شده است. این دوگانگی شخصیتی می تواند برآمده از تفاوت هایی باشد که در روایات خاندان نوذر دیده می شود. شرح فردوسی از روایات نوذریان با متون پیش و پس از شاهنامه تفاوت های بسیاری دارد. کردارهای گوناگون شخصیت های اسطوره ای-حماسی در حوزه تغییرات ناشی از سیر اسطوره، فرایند تکامل حماسه و نیز اختلاف روایات قابل بررسی است. در این پژوهش با بررسی روایاتِ مربوط به طوس (از اوستا تا متن های تاریخی)، تصویر روشن تری از او ارائه و درباره تغییرات کار و کردار طوس در گذار از اسطوره به حماسه و دلایل این دگرگونی بحث شده است.کلیدواژه: طوس، شاهنامه، اسطوره، حماسه، متون تاریخی.
۵۲۶۷۱.

طرح منحصر به فرد سیر و سلوک عرفانی در منظومه هفت پیکر نظامی گنجوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۸۵
نظامی از معدود شاعرانی است که با اشراف به ساحت های گوناگون سخن، توانسته در مرز میان ادبیّات عرفانی و غنایی، اقلیمی خاص برای خود برپا سازد تا الگوی همیشگی این نوع ادبی بعد از او واقع شود. نگاهی به منظومه هفت پیکر از منظر نمادشناسی عرفانی و بازکرد رمزهایی که خود راوی به کنایه و بعضاً به تصریح به ما می دهد، کلّ داستان را فضایی سخت عرفانی می بخشد. امری که تا به حال علی رغم پاره ای کوشش ها و تحلیل های کلّی چندان توجّهی بدان نشده است و عمده پژوهش ها بر این تأکید دارند که هفت پیکر، متنی غنایی-داستانی است و مباحث عرفانی به صورت پراکنده و در پس زمینه آن قرار دارد. پژوهش حاضر با روش تحلیلی-توصیفی در پی بازکرد مفاهیم چندلایه ای است که راوی در سیر این داستان نهاده است تا بر اساس آن بتوان به صورتی مستدل و با تشریح جزئیات، ابعاد عرفانی و شیوه منحصر به فرد آن را در طرحی از سیر و سلوک عرفانی هویدا کرد. نتایج این پژوهش نشان می دهد نظامی در این منظومه که از ساحت بیرونی جهان آغاز می شود و در فرآیندی رمزآلود به درون می گراید و تمام نشانه های مهم روایی را در خدمت تحوّلی معنوی و معنایی قرار می دهد، ضمن حفظ لایه اوّلیه، طرحی خاص و منحصر به فرد از سلوک عرفانی را پی انداخته است.
۵۲۶۷۳.

بررسی و مقایسه فرآیندهای شادی از دیدگاه اپیکور و مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۷۰
مفهوم شادی همواره موضوع اخلاق و عرفان بوده است. این مفهوم در فلسفه درقالب دو دیدگاه لذت گرایی اپیکوری و سعادت گرایی ارسطویی بررسی شده است. اپیکورس (341- 270 ق.م) فیلسوف دوره هلنیستی یونان باستان، با تلقی لذتِ پایدار به منزله خیر نهایی انسان، شیوه ای عملی ارائه کرده است که به سعادت منتج می شود و پایدار است. در نظرگاه مولانا (604-672 ه .ق) نیز شادی پایدار است و با عوامل بیرونی و درونی زوال نمی یابد. در این مقاله سعی شده است به روش مطالعه کتابخانه ای و مقایسه و تحلیل داده ها، بررسی شود که آیا بین شادی گرایی اپیکور با شادی گرایی مولانا ارتباطی وجود دارد یا خیر. روش ارائه اطلاعات مقایسه چند مؤلفه از دیدگاه اپیکور و مولانا درباره شادی برپایه تبارشناسی تاریخی است. نتایج نشان داد که لذت از نگاه اپیکور نه تنها زودگذر نیست، بلکه او غایت را با عنوان اودیمونیا یا شادی (سعادت) بیان کرده است. هدف فلسفه او رسیدن به شادی پایدار است. بدین ترتیب که انسان با ایجاد محدودیت هایی برای لذت جویی های موقتی و ناپایدار خود، تلاش می کند به آتاراکسیا دست یابد. ازسوی دیگر، فلسفه عملی اپیکور به بیان مؤلفه هایی می پردازد که با برخی از دیدگاه های عارفان مسلمان، ازجمله مولانا، دارای وجوه اشتراک است.
۵۲۶۷۴.

بازآفرینی اسطوره ها در پویانمایی ربات وحشی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۵۳
اسطوره ها پس از گذار از مرحله تکوین، بارها بازخوانی و بازآفرینی می شوند. بازآفرینی مضامینِ اساطیری در پویانمایی، گونه ای از اقتباس در آفرینش های هنری است. قابلیت های روایی، تصویرسازی، حضور عناصر داستان و مضمون های مرتبط با هویت یابی در اسطوره ها، فرصتی در اختیار نویسندگان و تهیه کنندگان صنعت فیلم سازی می گذارد تا پویانمایی هایی گیرا برای مخاطبان معاصر بسازند. بررسی چگونگی بازتولیدِ اسطوره ها در فیلم، موضوعی بینارشته ای و از حوزه های پژوهشی در ادبیات تطبیقی است. در مقاله حاضر کوشیده ایم تا بازآفرینی مضامین اسطوره ای را در پویانمایی ربات وحشی ((The Wild Robot, 2023 نشان دهیم. با توجه به چندبعدی بودن بن مایه های اساطیریِ این فیلم، برای تحلیل متن، هم از نظریه "زمان چرخه ای" و "فضای مقدس" میرچا الیاده و هم از نظریه "سفر قهرمان" کمبل بهره برده ایم. این پویانمایی توانسته است مضامین اسطوره ای "گایا"، افسانه آفرینش "آدم" و ماجرای "کشتی نوح" را ضمن ایجاد فضای سرگرمی به مخاطبان رده های سنّی پایین تر منتقل کند. یافته های پژوهش نشان می د هد، کنشگران رسانه ای که دغدغه های فرهنگی دارند با گزینش کهن الگوهای اساطیری، می توانند بخش های مهمی از باورهای فرهنگی و دینی را در قالب پویانمایی، بازتولید و بازتفسیر کنند و به این ترتیب، تأثیر به سزایی در احیای روایت هایی داشته باشند که نسل جدید مخاطبان، کمتر به سراغ آن ها می روند.
۵۲۶۷۵.

چیستان در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۴۶
یکی از نمودهای پیوستگیِ فرهنگیِ شاهنامه با ادبیّات پیش از اسلام، چیستان ها و مواردِ معمّاگونه آن است. در این مقاله، از دو منظر «انواع ادبی» و «تاریخ ادبیّات» به این موارد پرادخته شده است و نشان داده شده است که از این دو رویکرد لزوماً نتایج یکسانی به دست نمی آید، امّا در عین حال از هیچ کدام نمی توان چشم پوشید. نخست سعی شده است تا از منظرِ انواعِ ادبی تعریفی از چیستان ارائه شود. سپس نشان داده شده است که عیبِ عمده این تعریف آن است که مانع و جامع نیست. پس در آن از منظرِ تاریخ ادبیات تا حدّی حکّ و اصلاح به عمل آمده است. آنگاه با دست یافتن به تعریفی نسبتاً شامل، نمونه های چیستان پردازی (نه تعدادِ چیستان ها) در شاهنامه دست کم هشت مورد برشمرده شده است و ضمناً سعی بر آن بوده است که نشان داده شود که چیستان ها گاهی از حیثِ صورت و محتوا به اندرزنامه هایی همچون مینوی خرد و مناظراتی چون ماتیکان یوشت فریان در ادبیات پهلوی نزدیک می شوند، که این خود نشانی است از پیوستگیِ فرهنگیِ یادشده. ژانرِ دیگری که ممکن است در تاریخ ادبیات و احتمالاً در شاهنامه با چیستان هم پوشانی داشته باشد، مناظره/مفاخره است. شاید با رویکردِ التقاطی این مقاله بتوان نوعِ ادبیِ چیستان را تا حدودی از نوعِ ادبیِ اندرزنامه و مناظره/مفاخره تمییز داد، هرچند ضرورتی ندارد که آنها را ناسازگار بدانیم.
۵۲۶۷۶.

بررسی فلسفه به مثابه ادبیات از منظر آرتور دانتو (مطالعه موردی اثر « فایدون» از افلاطون)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۳۵
آرتور دانتو در مقاله خود تحت عنوان «فلسفه به مثابه ادبیات/ فلسفه و ادبیات/ فلسفه ادبیات» مطرح می نماید که فرم و شگردهای ادبی در تبیین مطالب فلاسفه نقش مهمی ایفا نمودند اما در تحلیل آثار فلسفی همواره این خصوصیات نادیده گرفته شده است، تاکنون پژوهشگران حوزه مطالعات میان رشته ای بارها به تحلیل آثار ادبی از منظر آرای فیلسوفان یا مکتب های فلسفی پرداخته اند، اما واکاوی آثار فلسفی از منظر فرم و عناصر ادبی کمتر مدنظر آنها قرارگرفته است. این پژوهش در نظر دارد که با اتخاذ نمودن رویکرد متفاوت دانتو نسبت به بررسی آثار فلسفی، توجه محققان را به جایگاه ادبیات در بستر این متن ها جلب نمایند و براساس شیوه توصیفی-تحلیلی همراهی میان ادبیات و فلسفه را در یک اثر شاخص فلسفی چون فایدون از افلاطون که دارای خصوصیات بارز ادبی است مورد مطالعه و بررسی قراردهد. مدنظراست که با تکیه بر منابع موجود به این سوال پاسخ داده شود که فیلسوف بزرگی چون افلاطون به چه علت و طریقی از خصوصیات ادبی یک تراژدی برای ارائه بیانی متفاوت از مفاهیمی چون جاودانگی روح، فانی بودن جسم و مرگ استفاده نمود و سقراط فیلسوف نامدار یونانی را در قامت یک قهرمان تراژدی برای مخاطبانش تصویر کرد. در طی پژوهش صورت گرفته مشاهده می شود که ادبیات قدرت شایانی در ترسیم مطالب فلسفی و متقاعد ساختن ذهن مخاطب در پذیرش آنها دارد و می تواند ابعاد تازه ای به فهم متن فلاسفه ببخشد و نگرش متفاوتی نسبت به مباحث آنها نزد خوانندگان ایجاد نماید.
۵۲۶۷۷.

سفر قهرمانانه زنان در روایت های تمثیل رؤیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۵۳
این مقاله تلاشی برای توصیف، بررسی و تحلیل چهره زنان در نوع ادبی تمثیل رؤیا از منظر اسطوره شناسی و با تمرکز بر سیر تحول آن از دوران باستان تا دوران معاصر است. با استفاده از روش تحلیل تطبیقی، بیش از پانزده روایت تمثیل های رؤیا از فرهنگ ها و دوره های زمانی مختلف (همچون: اسطوره ایشتر و گیل گمش؛ روایت های زردشتی چون معراج کرتیر و ارداویراف نامه؛ رساله الغفران، کمدی الهی و از متن های معاصری چون نمایشنامه کفن سیاه عشقی، «زن بدوی» سپهری، و فیلم هایی چون چه رؤیاهایی که می آیند و پویانمایی هرکول و...) بررسی و مقایسه شده است و با توجه به متن های پیکره پژوهش، دریافتیم: در روایت های تمثیل رؤیا، زنان اغلب در قالب چهره هایی چون راهنما قدیس، مادر، هدف سفر، شرور و، در مواردی نادر، زن سالک ظاهر می شوند. در این سیر تاریخی، چهره زنان دستخوش تحول شده است و در روایت های دوران معاصر زنان راهنما بار دیگر با چهره هایی خردمند و ستوده دیده می شوند. تحلیل تمثیل های رؤیا نشان دهنده تحول در نقش زنان در طول تاریخ و تأثیر عوامل مختلف فرهنگی و اجتماعی بر آن است؛ چهره زن از خدای ماده، زنان راهنما و درمانگر دوران اساطیر به زنان معذب به عذاب دوزخ نزول می کنند و در روایت های عارفانه فارسی عموماً چهره زن راهنما، با چهره پیری روحانی جایگزین می شود. در تمثیل رؤیاهای معاصر اندک اندک ردپایی از بازگشت راهنمای زن به روایت ها دیده می شود. مسیر سفر قهرمانانه زنان با سفر قهرمانانه مردان نیز تفاوت دارد و الگوی «مارپیچ» موریان مورداک در توصیف سفر قهرمان زنان نسبت به الگوی جوزف کمبل در «سفر قهرمان» مناسب تر به نظر می رسد؛ الگویی که در آن بر اهمیت خودآگاهی و هم آوایی زنان با آگاهی درونی شان تأکید می کند.  
۵۲۶۷۸.

بررسی استعارۀ «دنیا به مثابۀ انسان» در حدیقه الحقیقه و مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۶۲
از نظر لیکاف و جانسون، استعاره انسانانگاری، استعاره هستی شناختی است که از طریق آن ، مفاهیم انتزاعی شخصیت انسانی می یابند و می توان به نگرش و کنش مورد نظرگوینده، درباره شی یا پدیده مورد وصف پی برد. هدف در این پژوهش نیز بررسی انسان انگاری دنیا در حدیقه الحقیقه و مثنوی است تا نشان داده شود این دو شاعر بیشتراز چه خصوصیات انسانی برای شخصیت بخشی به دنیا استفاده کرده و از این طریق، چه نگرشی و کنشی در مخاطبان برانگیخته اند. نتایج پژوهش نشان می دهد سنایی و مولانا با نسبت دادن ویژگی های جسمانی، اخلاقی و اجتماعی انسان، به دنیا، سبب شکل گیری استعاره «دنیا به مثابه انسان» شده اند. این استعاره، خود شامل دو استعاره جزئی ترِ «دنیا به مثابه زن» و «دنیا به مثابه انسانی با ویژگی اخلاقی- اجتماعی» است. زیر مقوله های استعاره «دنیا به مثابه زن» که بر اساس نوع شناخت از ازدواج و روابط خانوادگی ایجاد شده است، نشان می دهد در شعر سنایی، دنیای زن گون جلوه بیشتری دارد وبرخلاف مولانا که تنها دو ویژگی اخلاقی و اجتماعی این زن را به تصویر کشیده، در شعر سنایی این دنیای زن گون، ظاهری جسمانی و ناخوشایند نیز دارد که سبب دلزدگی جسمی و جنسی از آن می شود. در «استعاره دنیا به مثابه انسانی با ویژگی اخلاقی- اجتماعی»، نیز که بر اساس شناخت از تعامل اجتماعی شکل گرفته است، این دو شاعر به تصویرسازهای مشابهی از دنیا پرداخته اند؛ با این تفاوت که سنایی، دنیا را انسانی با دنیایِ درونی منفی به تصویر کشیده است؛ اما در شعر مولانا، انسانی است با ویژگی اخلاقی و اجتماعی مثبت و منفی.
۵۲۶۷۹.

بررسی تطبیقی اقتباس انیمیشن قلعه ماهی ها و منطق الطیر عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۵۳
پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی اقتباس انیمیشن قلعه ماهی ها و منطق الطیر عطار در یک گفتمان بینارشته ای در حوزه ادبیات تطبیقی و مطالعات اقتباس می پردازد. نگارنده بر مبنای نظریه اقتباس لیندا هاچن، اقتباس قلعه ماهی ها را نه به عنوان یک فرایند ساده و مستقیم از متن اول بلکه به عنوان فرایندی کنش گرانه و خلاق بررسی می کند که شامل تغییرات عمیق و تفسیرهای جدیدی است که بر اساس زمینه ها و شرایط فرهنگی و اجتماعی، تفاوت در رسانه انتقال و نیز درک مخاطب ایجاد می شود. در این جستار، براساس چهارچوب روش شناسی هاچن، بررسی فرایند اقتباس انیمیشن قلعه ماهی ها در سه سطح انجام می شود: از منظر سطح اول اقتباس یا همان متنی، به بررسی تفاوت میان درون مایه و پیرنگ دو داستان می پردازیم. در سطح دوم اقتباس یا فرایندی، تغییرات ناشی از تبدیل رسانه مکتوب منطق الطیر به رسانه بصری انیمیشن مورد بررسی قرار خواهد گرفت و در سطح سوم بررسی یا همان تجربه مخاطب، به تغییرات خلاقانه اقتباس گر با توجه به مخاطب کودک اقتباس خواهیم پرداخت. روش تحقیق توصیفی-کیفی است و داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی گردآوری شده اند.انتخاب نمونه نیز به صورت هدفمند و براساس شاخص های اقتباس خلاقانه در آثار کودک انجام شده است.نگارنده نشان می دهد که اقتباس انیمیشن در رسانه نمایشی حوزه کودک چگونه می تواند تجربیات و تفسیرهای جدیدی از داستان اصلی را ایجاد کند و چگونه در زمینه فرهنگی و زمانی متفاوت، منجر به بازنگری و تغییر در معنای داستان می شود.
۵۲۶۸۰.

Etude contrastive des schémas-images des proverbes français et persans(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۳۹
Le persan et le français appartiennent à la famille linguistique indo-européenne. Ces deux langues relèvent bien entendu de branches différentes, le français est classé dans la branche indo-européenne, comprenant les langues romanes et persanes. Dans toutes les langues, les gens utilisent des proverbes dans leur communication quotidienne. Cela fait partie intégrante de la communication. Généralement, la comparaison des différences et des ressemblances entre les langues occupe un rôle primordial dans la linguistique moderne. Le présent travail étudie les schémas-images dans les proverbes français et persan dans le cadre de l’expression des sentiments et des émotions. Notre problématique peut être résumée sous la forme de la question suivante : Quels schémas-images sont utilisés pour exprimer des sentiments et des émotions dans les proverbes français et persans ? Et lesquels sont les plus courants ? Ce qui est au centre de cette recherche est donc de savoir comment les deux langues expriment des sentiments sous formes des schémas-images. L’analyse des résultats prouve que dans les proverbes des deux langues dans le domaine des émotions et des sentiments, différents types de schémas sont utilisés, et la fréquence la plus élevée est liée aux schémas de force et de mouvement.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان