ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸٬۴۰۱ تا ۴۸٬۴۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۴۸۴۰۱.

جمهره الأمثال و امثال کهن ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۰ تعداد دانلود : ۲۸۰
یکی از مهم‌ترین منابع شناخت امثال کهن ایرانی، کتب امثال عربی، به‌ویژه کتبی است که نویسندگان آن‌ها ایرانی بوده‌اند. در این باره، دو کتاب، از حیث اشاره به امثال کهن فارسی، جایگاه برجسته‌ای دارد: یکی، الأمثالُ الصّادرهُ عَن بُیوتِ الشِّعر از ابوحمزه اصفهانی (درگذشته: قبل از 360)، که باب هفتم آن، «فی أبیاتِ ذاتِ أمثالٍ مَنقولهٍ مِنَ الفارِسیّهِ إلَی العَرَبیّه»، است. در این بخش، ابیات فراوانی آورده شده که ترجمه مثل‌های فارسی است (اصفهانی، 1430: 675 به بعد)، و دیگر، جَمهَرهُ الأمثال ابوهِلال عسکری (395م). این کتاب دربردارنده حدود دو هزار مثل عربی و شرح آن‌هاست که به­ترتیب الفبایی تنظیم شده است. البته در لابه‌لای شماری از مدخل‌ها، به امثال عربی دیگری نیز اشاره شده است.
۴۸۴۰۲.

معانی و بیان؛ از آشنایی تا جدایی (بررسی آراءِ شارحان مفتاح العلوم در خصوص نسبت میان علم معانی و علم بیان در قرن هفتم و هشتم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۸ تعداد دانلود : ۴۱۳
در بسیاری از پژوهش های معاصر درباره تاریخ بلاغت مسلمانان، اغلب جدایی دو علم معانی و بیان را به ابویعقوب سکاکی (ف 626 ق) و بعضی به جرجانی (ف 471 ق) نسبت داده اند. ضعف بزرگی این تاریخ نگاری آن است که معمولاً حوادث فکری تاریخ را به یک شخص خاص منسوب می کند، حال آنکه پیدا است که هر حادثه ای در تاریخ علم امری تدریجی است و پدیدآمدنش امری یکبارگی و به دست یک فرد نیست. جدایی این دو علم نیز نه تنها از پیش از سکاکی آغاز شده بود بلکه تا چند قرن پس از او نیز به طول انجامید. بر همین بنیاد نگارندگان این مقاله بر آن شدند تا شرح جدایی این دو علم را از یکدیگر در قرن های هفتم و هشتم -یعنی پس از سکاکی- پی گیری کنند. با بررسی شرح های این دوره آشکار شد که یکی از شارحان مفتاح به نام قطب الدین شیرازی (ف 710 ق) در پی آن است که به جای پرداختن به تفاوت های این دو علم، بیشتر به شباهت ها و یکسانی های آنها بنگرد درحالی که هرچه به اواخر قرن هشتم نزدیک تر می شویم شارحان، بیشتر به تفاوت های این دو علم نظر می کنند. در واقع در اواسط و اواخر قرن هشتم، این نگرش شیرازی، با نقد چند تن از شارحان برجسته، روبه رو می شود. اهمیت این نقدها در آن است که زمینه ساز جدی تر شدن و در نهایت قطعی شدن جدایی این دو علم می گردد. در این مقاله کوشش خواهد شد تا تقابل این دو نظرگاه، یعنی هواداران جدایی حداقلی معانی و بیان و هوادران جدایی حداکثری این دو علم، به تفصیل بیان شود
۴۸۴۰۴.

رئالیسم پویا و جلال آل احمد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۹ تعداد دانلود : ۲۹۹
تاریخ ادب و فرهنگ و هنر ایران پیوسته شاهد حضور کسانی بوده است که پر نمود حضور یافته و گاه و بیگاه روحی جدید در کالبد افسرده هنر دمیده اند و از برکت این حلول مبارک، زبان فارسی و به تعبیر رساتر در ادبیات فارسی، مجال تاخت و تاز این نوابغ گردیده است. این رهروان مسیر پر پیچ و خم ادبیات گاهی بزرگترین تحوّلات درونی جامعه را سبب شده اند. اینکه می بینیم نام و یادشان همواره بر تارک فرهنگ این مرز و بوم می درخشد، نه از ظرافت قلم که از طراوت و صلابت فکرشان است. اینان قلم را وسیله نان خوری نکرده اند: از قلم به معراج اندیشه ها عروج کرده اند. اینان رسالت راستین خود راکه همانا «بیداری» و «بیدارگری» است هیچگاه از یاد نیرده اند. در این مقاله، نام یکی از رادمردان، جلال آل احمد عنوان بحث قرار گرفته و سعی می شود زوایایی از زندگی پر تلاطم او به تصویر کشیده شود. «رئالیسم» موضوعی سفسطه ستیز است و جلال آل احمد به عنوان نویسنده ای که بنیان فکر او رئالیسم است و در عین واقع گرایی، برخوردش با وقایع عقلانی و منطقی است شاخصیت دارد. او خود می گوید: «من دست کم، خود می دانم که با این قلم جوری تا نکرده ام که دل کسی به دست بیاورم، چه رسد به وجاهت ملّی. من زده ام و خورده ام و با این زد و خورد، دست کم خودم را نیز نگه داشته ام. بی هیچ منّتی برای احدی». امروز، ما پژواک کلام او را می شنویم و برخورد عقلایی و واقع گرایانه او را در گستره آثارش شاهد هستیم و با تمام وجود، آن را درک می کنیم. رئالیسم جلال، پویا و فعال است، بی هیچ نقطه مقابل. اصطلاح «رئالیسم فعّال» یا «پویا» در مقابل رئالیسم «منفعل» و «ایستا» به کار برده شده است؛ زیرا هنرمندان و ادبا، بخصوص در کشور ما ایران، برون تاب های هنری خود را به نحو ویژه ای بروز می دهند. بعضی در برابر حوادث، فعّال هستند، یعنی موجودیت وقایع را می پذیرند و ضمن همبرنشینی با وقایع و با معیارهای انسانی که از آن میان عقل است، خود را بازیگری از نمایش واقعیت می دانند و با پیروی از نظام طرّاحی شده و الگوپذیرفته حوادث به گونه ای فعّال، حوادث را هدفمندانه پی می گیرند و نسبت وقایع را با خود تنظیم می کنند و گروهی دیگر به جای تماشی و حفظ طمأنینه رفتاری، منفعلانه تسلیم پیش آمدها می شوند و نهایتاً منکوب و سرخورده، پی سپر حوادث می گردند و باعث فرسایش توانایی ها ونهاده های ارزشی خود می گردند.
۴۸۴۰۶.

واژگان و فرهنگ هندی در سروده های فارسی مخلص لاهوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۹ تعداد دانلود : ۳۴۸
رای رایان آنندرام لاهوری (1107‑1164 ق.) متخلّص به «مخلص»، از شاعران و نویسندگان زبردست هندوی هند در سده دوازدهم است که زبان پارسی را پاس می داشته است. از او به جز دیوان اشعار، نوشته های مفید و مهمی در زمینه های گوناگون فرهنگ نویسی، تذکره نویسی، وقایع نویسی، خاطره نویسی، سفرنامه نویسی و... برجای مانده است. دیوان مخلص، مجموعه اشعار فارسی و ریخته اوست که دست نوشت هایی از آن در کتابخانه رضا (رامپور، هند)، کتابخانه مولانا آزاد (علیگر، هند) و کتابخانه موزه بریتانیا (لندن) نگهداری می شود و نگارندگان آن را تصحیح کرده و تعلیقاتی بر آن نگاشته اند. از جلوه های کم وبیش برجسته سروده های او عبارت است از: کاربرد برخی واژگان هندی که در سروده های دیگران کمتر دیده می شود؛ کاربرد برخی واژگان فارسی و عربی با معنایی به جز آنچه در فارسی ایرانی شناخته و رایج است؛ بازتاب برخی از آداب و رسوم هندی. در این پژوهش کوشش شده ست تا به شیوه استقرایی، بازتاب اینگونه واژه ها و آیین ها در سروده های مخلص لاهوری، بررسی و گزارش شود و به این پرسش پاسخ داده شود که زبان و فرهنگ هندی تا چه اندازه در سروده های فارسی این شاعر هندوی هندی زبان پارسی گوی، بازتاب داشته است. این پژوهش در زمینه فرهنگ نویسی و فرهنگ پژوهشی و واژه شناسی در زبان و ادب هندی و فارسی کاربرد دارد.
۴۸۴۰۷.

مقایسه تطبیقی اسطوره و عرفان در هفت شهر عشق عطار با غزلیات بیدل دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۸ تعداد دانلود : ۴۰۸
از نخستین ادوار رشد تدریجی و بلوغ فکری بشر، انسان همواره در جست وجوی مبانی و منابع بعضی از علوم در حوزه های گوناگون، به ویژه در حوزه علوم انسانی بوده است. در همین فرایند چه بسا در اندیشه کشف رمز و رازهای مرتبط با همگرایی این علوم نیز بوده باشد. بی گمان خاستگاه اغلب علوم انسانی از وجوه مشترک برخوردارند، ولیکن در ادامه به جهت گسترش دامنه آن ها، اینگونه به نظر می رسد که سرچشمه های تکوین و شکل گیری آن ها باید متفاوت باشد. مقوله هایی مانند اسطوره و عرفان اگرچه دارای رویکردی به ظاهر متفاوت می باشند اما هر دو از مظاهر بارز و برجسته هویت ایرانی هستند که در مواضع متعدد به ویژه در بعد نمادین بودن زبان، تأویل پذیری، روایتگری، رویکرد هنری، قرابت با متون دینی از همگرایی و همسویی برخوردارند و این اشتراک و همگرایی بیش تر در حوزه شعر و ادب خود را نمایان می سازد. لذا شعرای بسیاری از جمله حافظ از این نکته غافل نبوده اند.
۴۸۴۰۸.

واکاوی الگوهای نظام مند استعاری و صورت های بلاغی (مطالعه موردی: شعر رودکی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۸ تعداد دانلود : ۳۴۷
استعاره در مفهوم شناختی آن، بر خلاف استعاره در بلاغت، تنها نقش زیبایی آفرینی ندارد؛ بلکه ساز و کار بنیادیِ اندیشه و زبان است که بررسی بازنمودهای زبانی آن، گزارشی از جهان بینی استعاری هر نویسنده را به دست می دهد. در این پژوهش به کمک نظریّه استعاره مفهومی و با هدف دستیابی به جهان بینی استعاری رودکی، ده الگوی استعاری شامل: سفر، کشاورزی، جنگ، دربار، بافندگی، ساختمان، آتش، بازار، نگارش و خانواده به همراه استعاره های مرتبط با هر گروه و تشبیه و استعاره بلاغی موجود در آنلها تنظیم گردیده است. این پژوهش چند نتیجه مهم دربردارد؛ 1- استعاره مفهومی به عنوان جزء جدایی ناپذیر زبان، نقش بسزایی در مفهوم پردازیِ نخستین اشعار زبان پارسی دارد؛ 2- این استعاره ها در شعر رودکی انسجام خاصّی دارند، چنان که تمرکز هر نگاشت استعاری در ذهن رودکی، چندین استعاره همگون آفریده است؛ 3- استعاره های مفهومیِ پربسامد در شعر رودکی بیشتر از تجربه های زیستی خاص خودِ او چون سفر، دربار و جنگ سرچشمه گرفته اند؛ 4- دو نوع استعاره مفهومی و بلاغی با هم در پیوند هستند؛ استعاره زبانی همه زبان را زیر سطره خود دارد و استعاره بلاغی به عنوان جزئی از زبان در کنش با الگوهای استعاره مفهومی شکل می گیرد. ؛ 5- هر چه استعاره عام تر باشد، در زبان بلاغی کاربرد کمتری دارد و برعکس؛ 6- هر یک از این  گروه های دهگانه در حوزه خاصّی چون: سیاست، اقتصاد، اجتماع و فرهنگ شکل گرفته اند؛ به ویژه استعاره سفر ؛ 7- جهان بینی استعاری رودکی و چگونگی کاربرد این جهان بینی در تشبیه و استعاره های بلاغی او، می توانند ابزاری کارآمد برای بازشناسی اشعار اصیل از غیراصیل رودکی باشد.
۴۸۴۰۹.

اقوال و احوال صوفی محتضر، در آینه حکایات تذکره الاولیا عطار و نفحات الانس جامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۳ تعداد دانلود : ۲۴۷
مرگ معمایی است که بشر از آغاز حیات تاکنون با آن مواجه بوده و تدقیق او در چیستی این پدیده، راهگشا نبوده است. گروه های مختلف جامعه باتوجه به عقاید، افکار، محیط و سبک زندگی نگرش های متفاوتی به مرگ دارند و برخوردشان در مواجهه با آن گوناگون است. در این نوشتار کوشیده ایم مجموعه اقوال و احوال صوفیان را در واپسین لحظات حیاتشان در کتاب های تذکره الاولیای عطار و نفحات الانس جامی، بررسی کنیم. مطمح نظر ما در این مقاله فقط مرگ طبیعی است، چه عارفان در کنار مرگ طبیعی به مرگ ارادی نیز معتقدند و بر این باورند که چنین مرگی تنها با غلبه بر هواهای نفسانی میسر می شود. بر این مبنا ایشان پیش از فرارسیدن مرگ جسمانی، به موت ارادی می رسند و قبل از مرگ طبیعی که برای همه انسان ها اتفاق می افتد، مرگ اختیاری را تجربه می کنند. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده با گردآوری آخرین گفته های عارفان که شامل نیایش و استغفار، وصیت به اطرافیان و جز آن است و نیز احساسات و حالات ایشان، دریافتیم که صوفیان در بسیاری از موارد در حالت احتضار و تجربه مرگ طبیعی، اقوال و احوال مشابهی داشته اند. باوجود این تفاوت هایی نیز در این لحظات خطیر در اقوال و احوال ایشان مشاهده می شود. این تفاوت ها بیشتر ازآن جهت است که تفکر و مشرب صوفیانه آن ها و به طور کلی روان شناسی صوفیان، در برخی عوامل و مؤلفه هایی که با مرگ در پیوند است با هم تفاوت داشته است.
۴۸۴۱۰.

ردپای غلو در شعر آیینی شاعران فارسی سرا (از سده ششم تا معاصر با تأکید بر شاعران کاشانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۷ تعداد دانلود : ۳۸۴
نگارندگان در این پژوهش کوشیده اند ضمن شناسایی انواع غلو و بررسی و تحلیل آن در شعر آیینی، دلایل ورود و گسترش آن را در این گونه ادبی بررسی کرده تا بتوانند شاعران و سخن سرایان را از افتادن در چنین دامی نجات دهند. جامعه هدف ما در این پژوهش، منتخبی از شاعران آیینی است که اینگونه آسیب ها در اشعارشان جلوه بیشتری داشته است؛ اتصاف صفات و اسماء ویژه خداوند به ائمه علیهم السلام و جعل داستان های اساطیری و افراط در امیدوار ساختن مردم به شفاعت آن بزرگان، نمونه هایی از آسیب های محتوایی است که در این پژوهش سعی شده تا با روش تحلیلی-توصیفی، بدان پرداخته شود.
۴۸۴۱۱.

بررسی رابطه رکن صحنه و جهان بینی تراژیک در شکواییه های فردوسی بر اساس نظریه دراماتیستی کنت برک(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۷ تعداد دانلود : ۴۱۷
فردوسی در کتاب سترگ خویش در مواضعی از افکار و اندیشه های خود پرده برداشته است. یکی از مهم ترین مواضعی که در آن مقام حکیم طوس از عقاید شخصی خود سخن گفته است، ابیاتی است که عموماً پس از یک واقعه ناگوار یا مرگ یکی از شخصیت های شاهنامه ا آمده و در آن فردوسی در مذمت جهان و بی مهری روزگار داد سخن داده است. در این مواضع که در این پژوهش از آن با نام شکواییه ها یاد می شود، فردوسی بر اساس نظریه دراماتیستی برک برای برقراری ارتباط بر رکن صحنه تأکید دارد. تأکید بر صحنه در ارتباطات انسانی ناشی از نوعی جبرگرایی فلسفی است که عوامل محیطی را در ایجاد تغییر دخیل می داند و اختیار انسان را محدود می شمارد. از جمله عوامل پدید آمدن چنین جهان بینی ای در شکواییه های فردوسی و تکرار آن با بسامد بالا در شاهنامه، یکی تأثیر خود شاهنامه یعنی داستان زوال شکوه و عظمت هر دوره اساطیری، حماسی و تاریخی ایران و مرگ محتوم شاهان و پهلوانان ایرانی است و دیگر شرایط فرهنگی، سیاسی و اجتماعی دوره حیات شاعر است که جریان های مدنی متفاوتی از دل آن پدید آمده است . این همه زمینه مشترکی است که میان فردوسی و مخاطبان او وجود دارد و فردوسی با تأکید بر این زمینه مشترک اثر خود را پدید آورده است. پژوهش حاضر نشان می دهد که چه عواملی زمینه مشترک میان فردوسی و مخاطبان او را پدید آورده است و این زمینه مشترک در برقراری یک ارتباط موفق میان اثر فردوسی و مخاطبان آن که ایرانیان هستند چه تأثیری داشته است.
۴۸۴۱۲.

القصاص فی النصوص الدینیه والأدبیه

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۷ تعداد دانلود : ۲۴۷
یعتبر القصاص ظاهره قدیمه فی المجتمعات البشریه.إلا أنه کان مختلفا عما وضعته الشرائع السماویه حیث إن المجتمع البشری القدیم کان یعاقب المجرم کیفما یشاء وفی کثیر من الأحیان لم یکن بین الجرم والعقاب تناسب یقبله العقل السلیم. والأدیان السماویه وضعت قانون القصاص لیکون هناک تناسب بین الجرم والعقاب ولکی لا یتجاوز المجتمع بشأن المجرم.والغرض الحقیقی من القصاص هو ردع أفراد المجتمع عن الجرائم لأنهم إذا أدرکوا أنهم مؤاخذون مقابل تصرفاتهم الإجرامیه ینصرفون عن الجرائم صغیرها وکبیرها. هل کان لظاهره القصاص أثر فی الشعر العربی؟ وهل کان هناک علاقه بین ما ورد فی الشعر العربی من ألفاظ الثأر، والقود، وبین ما جاء فی الآیات القرآنیه حول القصاص؟ یلقی هذا المقال الضوء علی هذا الموضوع للإجابه عن الأسئله التی وردت سابقا ولا شک أن هذا الموضوع بحاجه إلی دراسه أکثر عمقا.
۴۸۴۱۴.

بررسی تحلیلی و خاستگاه شناسی بُرگِ/ ماسک های نمادین در فرهنگ و ادبیات کهن ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۷ تعداد دانلود : ۴۷۱
هدف این مقاله بررسی جنبه های رمزگانی بُرگِ/ماسک های آیینی ایران، با رویکرد کهن الگویی است. بُرگ/ماسک ها همواره در فرهنگ نمایشی مردم ایران، دارای جایگاهی گوناگون، گاهی متضاد، نافذ و معناگرا بوده و در مناسبت های متفاوتِ مناسکِ آیینی، مورد بهره برداری نمادین، تزیینی، طبیعی و گاهی تفریحی قرار می گرفته است. بُرگِ ها به مرور زمان به عنوان امکانات صحنه، در نقش آفرینی های نمادینِ فرهنگ ِ مردم، مهم و اثرگذار بوده اند. فرهنگ و ادب ایران برای هر یک از تفاوت ها و تمایزهای فرهنگیِ عناصر نمادین، دلایل و بیانیه هایی ویژه دارد. داستان ها و حاشیه های مربوط به بُرگِ/ماسک ها، این فرایند را روشن تر می سازد. بُرگ/ماسک ها برپایه داستان های مربوط به کاراکترهای کهن (شفاهی یا مکتوب) در فرهنگ مردم، از کارکردهای گوناگون نمایشی، سیاسی، کمدی، فرهنگی، اجتماعی و گاهی نیز اقتصادی برخوردارند. نتایج نشان می دهد که برگ ها در فرهنگ و زبان ایران، به بُرکِ، بُرکا، بورگ، یا بُرگِه مشهورند و با هم نشینی کلاغ، در آیین های بومی و مذهبی هفت گانه اسطوره میترا، مفهومی نمادین پیدا کرده اند. ریشه باستانی بُرکِ/ماسک، یا بُرگِ در فرهنگ و ادبیات ایران، به هزاره سوم پیش از میلاد مربوط می شود. در حال حاضر نیز مردم جنوب ایران، افغان ها، اعراب، ارمن ها و دیگر اقوام غیرایرانی آن را مورد استفاده قرار می دهند و در پاره ای از موارد متأثر از فرهنگ و زبانِ عربی آن را برقِع می گویند. ارمنیان نیز آیینی نمایشی با عنوان باریگِندان دارند که پژوهشگران ارمن شناس هنر به آن جشن بالماسکه می گویند. بُرگِ های ایرانی به تناسب آیین ها، فصل ها و فرهنگ ها، نمود سمبلیک یا نشانه ای و تمثیلی پیدا کرده اند. روش این پژوهش، کتابخانه ای اسنادی و میدانی (مشاهده مشارکتی نگارنده در میدانِ پژوهش) است.
۴۸۴۱۵.

واکاوی عنصر بلاغت در ردیف های غزلیات شمس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۷ تعداد دانلود : ۲۸۳
یکی از جنبه های عالی بلاغت شعر مولانا در غزلیات شمس، کاربرد انواع ردیف است. مولوی پژوهان معاصر بیشتر به مختصات فکری مولانا در غزلیات عنایت داشته اند و نوعی از عرفان حماسی و وحدت وجود برای او قائل شده اند؛ امّا توجه به موسیقی برجسته، به ویژه موسیقی کناری آن موضوعی است که از نظرها دور مانده است. یکی از جلوه های موسیقی کناری ردیف است. مولانا در غزلیات شمس از هر ساختاری در جهت ساخت ردیف بهره برده است تا جایی که می توان او را در این زمینه بی رقیب دانست. به کارگیری ردیف های دلنشین در ساختار غزلیات شمس موجبات افزونی بار بلاغت شعر مولوی و موسیقیایی تر شدن سخنش را فراهم کرده است. مولوی در غزلیات شمس شور و هیجان را به مخاطب خود القا می کند و در این راه دست یابی به ردیف هایی با ساختار جدید برای او موجد سبکی شخصی شده است. در این مقاله انواع ردیف هایی که در جهت غنای موسیقی و بلاغت شعر مولانا اثرگذار بوده اند، زیر عنوان هایی چون: ردیف های اسمی، ردیف های گروهی، ردیف های جمله وار، ردیف های فعلی، ردیف های ضمیری و ردیف های حرفی تحلیل و بررسی شده اند.
۴۸۴۱۶.

Библейские образы в поэзии символизма: о методологии анализа (на примере образа Страшного Суда в творчестве М. Волошина)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۹ تعداد دانلود : ۳۰۶
В статье рассматривается характер трансформации библейских образов в поэзии символизма, сознательно вторгающегося в область богословия. В центре внимания – творчество М. Волошина, поэта-мифотворца. Анализируется образ великих религий мира – Страшный Суд, на примере которого показаны этапы и методы анализа образа традиции у поэта Серебряного века. Их цель – избежание ошибок интерпретации и оценки, и выявление того нового, что дает поэт в своей концепции в результате трансформации образа. Показано, как начальный комментарий, набор сведений о главном анализируемом образе, расчленяется на существенное и родственное для волошинской мысли и побочное; на фоне первого выявляется знакомое, прозвучавшее в иных трансформациях образа у поэта, – и новое, ранее не бывшее; при этом отсеиваются ложные интерпретации – при учете всего контекста темы у поэта. В итоге дается главное – новое знание, которое дает поэт.
۴۸۴۱۸.

از افق در تلقی نیچه ای تا افق در تلقی گادامری با تأملی در حکایت هایی از مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۸ تعداد دانلود : ۴۲۳
گادامر، در حقیقت و روش، تلقی نیچه از افق را محدود و بسته ارزیابی می کند که فراروی از آن امکان پذیر نیست. در مثنوی معنوی حکایت هایی چون «اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل» و «قصه جوحی و آن کودک که پیش جنازه پدر خویش نوحه می کرد» از  نمونه های تحقق عینی افق در تلقی نیچه ای آن به حساب می آیند،  چراکه در این حکایات، شخصیت ها مقهور افق های ذهنی و بسته خود هستند. گادامر برخلاف نیچه، حرکت تاریخی زندگی انسانی را دربردارنده این واقعیت می داند که افق آدمی سیال و گشوده است و با توجه به موقعیت ها و مناسبت های مختلف تغییر می یابد. بر این اساس، گادامر در هرمنوتیک فلسفی خود، بنیاد فهم را امتزاج افق مفسر و افق متن می داند. تحقق چنین مفهومی، به طور عینی و مصداقی در داستان موسی و شبان در مثنوی قابل مشاهده است؛ چنان که در آغاز داستان، موسی (نماد اهل تنزیه) و شبان (نماد اهل تشبیه) هر یک در افق بسته خود محصورند، اما  در ادامه و با در گرفتن گفت وگو میان این دو افق -افق شبان و افق موسی- افقی گشوده و موقعیت هرمنوتیکی جدیدی شکل می گیرد که ماحصل امتزاج افق تشبیه و افق تنزیه در داستان شبان و موسی است . 
۴۸۴۱۹.

The Construction of Subjectivity through Desire in Gulliver’s Travels: A Deleuzian-Žižekian Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۰ تعداد دانلود : ۵۴۴
Jonathan Swift’s Gulliver’s Travels has long been read as a satire targeting the 18th-century British politics, scientific rationalism, and imperial ambition. But beneath its satirical surface, the novel grapples with deeper philosophical questions—about how desire is shaped, how subjectivity is produced, and how individuals are caught within the systems that define them. Although scholars have extensively explored the text from political and ethical perspectives, its engagement with the dynamics of desire has not been examined through the theories of Gilles Deleuze, Félix Guattari, and Slavoj Žižek. This study brings those frameworks into conversation with Swift’s narrative, drawing on the concepts of desiring-machines, social-machines, the Body without Organs, and the desire of the Other. Through a close reading of Gulliver’s four voyages, the paper traces the dynamics of desire and Gulliver’s gradual alienation from the social structures, culminating in an ontological rupture—a rejection of the codes that once shaped his identity. Rather than upholding Enlightenment ideals, Swift offers a portrait of a subject unravelling under their weight. In this light, Gulliver’s Travels emerges not only as a political satire, but as a profound meditation on desire, control, and ontological rupture.
۴۸۴۲۰.

پژوهشی در دستنوشت های دیوان طالب جاجرمی با رویکردی تحلیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۶ تعداد دانلود : ۵۴۰
مولانا محمّدطالب جاجرمی (م 854 ق) از شاعران کمترشناخته شده ی شیراز در سده ی نهم هجری است که علاوه بر «دیوان اشعار»، منظومه ی «گوی و چوگان» نیز به او منسوب است. این شاعر شیعی که شاگرد آذری طوسی بوده، سلاطین تیموری و حاکمان فارس در قرن نهم را مدح کرده است. پیش از این درباره ی زندگی، آثار و اندیشه ی او آگاهی مبسوط و کافی در دست نبوده؛ اما با شناسایی دو دستنویس کتابخانه ی موزه ی ملی ایران و نسخه ی کتابخانه ی آیت اللّه مرعشی نجفی(ره) ضرورت انجام این پژوهش احساس شد. نگارنده، در مقاله ی حاضر، پس از مقدمه ای کوتاه در شرح زندگی و آثار شاعر با استناد به دست نویس های آثار او و براساس سنت تصحیح نسخ خطی، به بررسی و تحلیل ساختاری و محتوایی اثر توجه کرده و با نگاه  توصیفی- تحلیل ی ض من معرف ی اجم الی طالب جاجرمی و آث ارش، به مذهب، اندیشه، ممدوحان، متن شناسی و دستنوشته های دیوان اشعار این شاعر پرداخته و نکات تاریک زندگی، سبک و ویژگی های شعر و دستنویس های موجود را شناسایی کرده است. او ابراهیم سلطان، عبداللّه پسر ابراهیم، خلیل سلطان، یونس خان، سلطان ویس، جهانگیر، سلطان حسن خداداد، مهتر حاجی بیگ، علی شاه، حسن شاه و محمود را مدح نموده است. همچنین در دستنوشته های او ارادت قلبی اش به سلطان محمد روزبهان، محمدبن سیدشریف جرجانی، شرف الدین علی یزدی و شیخ ابواسحاق کازرونی کاملاً مشهود است. واژه های کلیدی:ط مولانا محمّدطالب جاجرمی (م 854 ق) از شاعران کمترشناخته شده ی شیراز در سده ی نهم هجری است که علاوه بر «دیوان اشعار»، منظومه ی «گوی و چوگان» نیز به او منسوب است. این شاعر شیعی که شاگرد آذری طوسی بوده، سلاطین تیموری و حاکمان فارس در قرن نهم را مدح کرده است. پیش از این درباره ی زندگی، آثار و اندیشه ی او آگاهی مبسوط و کافی در دست نبوده؛ اما با شناسایی دو دستنویس کتابخانه ی موزه ی ملی ایران و نسخه ی کتابخانه ی آیت اللّه مرعشی نجفی(ره) ضرورت انجام این پژوهش احساس شد. نگارنده، در مقاله ی حاضر، پس از مقدمه ای کوتاه در شرح زندگی و آثار شاعر با استناد به دست نویس های آثار او و براساس سنت تصحیح نسخ خطی، به بررسی و تحلیل ساختاری و محتوایی اثر توجه کرده و با نگاه  توصیفی- تحلیل ی ض من معرف ی اجم الی طالب جاجرمی و آث ارش، به مذهب، اندیشه، ممدوحان، متن شناسی و دستنوشته های دیوان اشعار این شاعر پرداخته و نکات تاریک زندگی، سبک و ویژگی های شعر و دستنویس های موجود را شناسایی کرده است. او ابراهیم سلطان، عبداللّه پسر ابراهیم، خلیل سلطان، یونس خان، سلطان ویس، جهانگیر، سلطان حسن خداداد، مهتر حاجی بیگ، علی شاه، حسن شاه و محمود را مدح نموده است. همچنین در دستنوشته های او ارادت قلبی اش به سلطان محمد روزبهان، محمدبن سیدشریف جرجانی، شرف الدین علی یزدی و شیخ ابواسحاق کازرونی کاملاً مشهود است. واژه های کلیدی:

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان