نقد کهن الگویی یکی از رویکردهای نقد ادبی معاصر است که به کشف ماهیت و ویژگی اسطوره ها و کهن الگوها و نقش آن ها در ادبیات می پردازد. در این مقاله کهن الگوی داستان امیرارسلان بر اساس نظریه تفرد یونگ تحلیل کهن الگویی شده است؛ به این شرح که امیرارسلان به عنوان قهرمان جست وجوگر برای رشد و تکامل و دستیابی به کهن الگوی خویشتن، حرکت خود را آغاز می کند و با دیدن تصویر فرخ لقا (آنیما) بیدار می شود و به سطح های تازه ای از آگاهی دست می یابد. او با گذر از کهن الگوی نقاب به یاری پیر دانا به حذف سایه و یکی شدن با آنیما (فرخ لقا) موفق می شود و فرایند تفرد خود را به سرانجام می رساند و به کهن الگوی خویشتن دست می یابد. ضمن اینکه او کهن الگوی مرگ و تولد دوباره را- که معنای آن استعلای حیات و تحول درونی است- با واردشدن در غار و چاه – که بیانگر بازگشت به مرحله جنینی (مرگ آیینی) است – و بیرون آمدن از آن مکان ها – که رمز تولد مجدد است - تجربه می کند.
شاعری و خوشنویسی از جمله ارجمندترین و ممتازترین فنون و هنرهای رایج در میان ایرانیان هستند. هنرمندان خوشنویس با به کارگیری مفاهیم ارزشمند نظم فارسی در قالب نوشتاری زیبا، آثار هنری منحصر به فردی را خلق نموده اند که به دلیل برخورداری از هماهنگی میان محتوا، حروف نگاری و تزیین در شمار فاخرترین نمونه های هنر ایرانی قرار دارند. توفیق گسترده ی هنرمندان ایرانی در خلق این آثار، نه تنها در ایران دوره صفوی نام و آوازه ی درخشانی را برای آنان به ارمغان آورد، بلکه سبب جلب توجه و علاقه ی حاکمان گورکانی هندوستان به این امر نیز گردیده و آن ها با فراهم آوردن زمینه ی مهاجرت هنرمندان زبده ی ایرانی به هند، فرهنگ و هنر ایران را در شبه قاره ی هند رواج دادند. در میان این هنرمندان مهاجر تعدادی از باذوق ترین شاعران ایرانی حضور داشتند که علاوه بر برخورداری از قریحه خوش ادبی از استعداد خوشنویسی نیز بهره مند بودند. اهمّیّت تاریخی مهاجرت این هنرمندان در گسترش ادب و هنر ایرانی در شبه قاره هند، سبب گردیده تا این موضوع در پژوهش حاضر مورد بررسی قرار گیرد. در این تحقیق که به شیوه ی توصیفی و تحلیلی، با تکیه بر منابع تاریخی و اسناد باقی مانده تدوین شده، حضور شاعران خوشنویس در دربار گورکانیان هند مورد توجه قرار گرفته است.
پژوهش حاضر با بررسی همه ی آثار سعدی بر آن است که با توجه به جریان های فکری عصر، محیط زندگی و روحیه ی او نشان دهد میزان و نوع توجه این شاعر و نویسنده ی اندیشمند به عناصر و مضامین هر یک از دو فرهنگ ایرانی و سامی چگونه و چه اندازه بوده است. این مقایسه به لحاظ سبک شناسی و تعیین سطح فکری آثار سعدی به عنوان یکی از بزرگ ترین شاعران و ادیبان زبان فارسی و سبک عراقی بسیار مهم به نظر می رسد. به همین منظور عناصر و مضامین ایرانی و سامی در سه بخش دین و فرهنگ، اقلیم و مظاهر جغرافیایی و شخصیت های انسانی به صورت آماری و تطبیقی بررسی و نشان داده شده است. نتایج آماری این پژوهش گویای برتری عناصر و مضامین ایرانی در حوزه های یاد شده است. چنین نتیجه ای گواه اصالت اندیشه های سعدی علی رغم سفر به سرزمین های اقوام سامی و زندگی در دوره-ای است که گرایش وسیع به علوم اسلامی و قصص، روایات و عناصر سامی بیش از بیش موجب کم-رنگ شدن عناصر فرهنگی، اقلیمی و باورهای ایرانی می شد.
لقد احتلّت الفکاهة حیّزاً من أدب العصر الوسیط حیث امتازت بها آثار الشّعراء بأنواعها المختلفة. والشّعوب بمختلف سلائقها تستذوق الفکاهة وتتفاعل معها خاصّة لو ساد علیها الطّابع التّهکّمی السّاخر من الأوضاع الاجتماعیّة والسّیاسیّة. یحاول هذا المقال واعتماداً على مبادئ المدرسة الأمیرکیّة فی الأدب المقارن، أن یقوم بدراسة مقارنة لعنصر الفکاهة فی العصرین المملوکی والمغولی عند الشّاعر والکاتب المسرحی العربی ابن دانیال الموصلی (685 ه ) والشّاعر الفارسی عبید زاکانی (772 ه ). وقد توصّلت الدّراسة إلى أنّ الشّاعرین قد صوّرا مثالب مجتمعیهما فی صور فکاهیة مؤثّرة تشابهت لا لکون أحدهما متأثّرا بالآخر بل للشبه الشّدید بین مآسی المجتمعین واستشراء حالات الفساد الاجتماعی فیهما. ومن المضامین الّتی تطرّق إلیها أدبهما النّثری والشّعری زوال العفّة والشّجاعة والعدل والأخلاق.
یضطرّ الشعراء فی بعض الأحیان إلى الخروج من قواعد اللغة والشعر وأصولهما حتّى یستطیعوا أن یحفظوا موسیقى الشعر وجماله. قد سمّی هذا الاضطرار أو الاختیار الشاعریّ ب «الضرورة الشعریة». والرضی الأسترآباذی من أشهر العلماء الذین بذلوا جهدا کثیرا فی البحث والدراسة فی مجال الضرورة الشعریة. ویحاول هذا المقال دراسة الضرورة الشعریة عند الرضی الأسترآباذیّ فی کتاب شرح الکافیة، بناء على المنهج الوصفی التحلیلی لتحدید آراء الرضی حول الضرورة الشعریة وکیفیة معالجتها فی کتاب شرح الکافیة. فی رأی الرضی خروج الشاعر من قواعد اللغة ووزن الشعر، مسموح به. ولا یوجد هذا الخروج فی الشعر فقط بل یوجد فی الآیات القرآنیة والأحادیث الشریفة وکلام العرب، یعنی أنّ الشعراء والکتاب والمتکلمون، یحفظون جمال الکلام بالاستعانة من التغییر أو الزیادة أو النقص فی الکلمات وعدم مراعاة قواعد اللغة والشعر، وموسیقاه فی بعض الأوقات. والرضی یأتی بمثال من دواوین الشعراء لکل ضرورة شعریة ویشرحه ویفسّره بشکل دقیق.
ادبیّات پایداری فلسطین، درخت تناوری است که در دامان فرهنگی انقلاب فلسطین، علیه ظلم اسرائیل روییده است. این شاخة ادبی بر پایة ستیز با بیدادگران و ترسیم چهرة آنان و به منظور دفاع از هویّت فلسطینی در مقابل تاخت و تاز بیگانگان ظهور کرده است. مقاله حاضر که به صورت توصیفی- تحلیلی نگاشته شده است، تلاش می کند با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و با تحلیل شواهد درون متنی، درون مایه های مقاومت را در شعر یکی از برجسته ترین شاعران مقاومت؛ هارون هاشم رشید، نشان دهد و مضامین شعری وی را در دیوان « غزة فی خطّ النار » مورد بحث قرار داده و از این طریق راهگشای نوعی نگرش تازه در برخورد با این اثر ادبی ارزنده باشد. هارون هاشم رشید، شاعر فلسطینی و از پیشگامان و توسعه دهندگان شعر پایداری در ادبیّات عرب و جهان اسلام است. وی شاهد اشغال فلسطین و اوضاع نابسامان کشورهای منطقه بوده و مدت ها انتظار حرکت انقلابی مردم را می کشد. وی نسبت به مظلومیّت کشورش واکنش نشان داده و برای رهایی از این وضع، فریاد برمی آورد و تنها راه را، مبارزه و امید به خداوند می داند و هرگونه سازش را رد می کند. وی با زیباترین و بدیع ترین و در عین حال جانسوزترین واژگان، توجّه ملت های جهان را به یتیمان فلسطینی معطوف می دارد. مظلومیّت کودکان فلسطینی، امدادهای غیبی خداوند، شکیبایی در مقابل مشکلات، یادآوری گذشته درخشان اعراب، بی هویتی صهیونیسم، استعمار ستیزی و ... از بارزترین مضامین قابل بررسی در اشعار این شاعر به شمار می رود.
در میان ادبیات داستانی ملل مختلف گاه آثاری یافت می شودکه هم از نظر موضوع و درون مایه و هم از نظر ساختار و نحوه روایت بسیار به یکدیگر شبیه اند. بی گمان آن چه در تعامل و گفت وگوی میان آثار ادبی کشورها می تواند اهمیتی بیش تر داشته باشد، آثاری هستند که در مسیر اقبال و توجه عام و خاص نقشی بنیادین در جریان سازی ادبی و همراهی با تحولات فکری و اجتماعی ملّت خویش دارند. رمان ِمشهور «زوربای یونانی»(1946م) نوشته نیکوس کازانتزاکیس(1883- 1957م) و بوف کور صادق هدایت در ادبیات ایران، در این جایگاه ادبی قرار دارند. بنابر اهمیت این دو رمان در ادبیات داستانی یونان و ایران و شباهت های کم نظیر ساختاری و محتوایی میان آن دو و اقبال گسترده نویسندگان و خوانندگان حرفه ای و دانشگاهی در دو کشور تلاش شده تا با رویکرد تحلیلی- تطبیقی به واکاوی این دو اثر بپردازیم. از نتایج تحقیق برمی آید که دو رمان یادشده هم از نظر روایت خیام وار و انتقادی یا بدبینانه به زندگی و گرایش شدید به انزوا و مرگ اندیشی و هم از نظر ساختاری و روایتگری بسیار به یکدیگر شبیه هستند.
در میان آثار ماندگار ملل مختلف، مباحث و موضوعاتی بیان شده که اگر درون مایه های آن بررسی شود در تعامل و گفتگوی میان آن ها به امکان هایی دست خواهیم یافت که تطبیق آن ها را معقول می نماید. موضوع عبودیت و پایگاه تکوینی آن نیز از موضوعاتی است که در دیوان غزلیات حافظ و آثار افلاطون از نظر دور نمانده است. موضوعی که با توجه به سنخیت آن با فطرت و عهد الست به تعبیر حافظ ( البته بر مبنای اعتقاد به قرآن) و با مشاهده ایده ها قبل از هبوط روح در جسم انسان به تعبیر سقراط آثار افلاطون (البته بر مبنای تفکر فلسفی)، ریشه در نوع خلقت و سرشت آدمی دارد و با عشق نسبتی دیرینه دارد. بنابر اهمیت این دو اثر در ادبیات ایران و فلسفه و ادبیات غرب و نیز ضرورت تبیین موضوع مورد بحث که جایگاه اساسی در رساندن انسان به سعادت ابدی دارد پژوهش حاضر سعی کرده تا با رویکرد تحلیلی- تطبیقی به واکاوی این دو اثر بپردازد. از نتایج تحقیق بر می آید که شباهت ها و هم داستانی و هم زبانی حافظ و سقراط آثار افلاطون با وجود فاصله طولانی بین زمان بودن آن ها، به این بر می گردد که به زبان فطرت پاسخ سعادت طلبی فطری انسان را دادند و عشق را با سرشت انسان عجین و برای سیر مراتب انسان تا قرب الهی جاودان ترسیم کردند.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، با توجّه به مذهبی بودن انقلاب، اعتقادات و باورهای اسلامی و به ویژه عقاید شیعی در کشور ایران رواج یافت. یکی از این باورها، انتظار موعود و منجی آخرالزمان است که در همة ادیان الهی به ظهور و حکومت او اشاره و تأکید شده است؛ بر این اساس، شاعران انقلاب اسلامی در ترسیم آیندة بشری، به ظهور امام زمان (عج)بسیار توجّه نموده اند و در اشعار خود به دادخواهی و طلب یاری از ایشان پرداخته اند و علاوه بر آن، به شکوه از غیبت طولانی و عصر غیبت، بیان ظلم و ستم مستکبران بر مستضعفان و ترسیم عصر ظهور و فراوانی نعمت و عدل و داد پرداخته اند. نکته ای که در این اشعار جالب توجّه است، باور عمومی به ارتباط انقلاب اسلامی ایران و شهدای این راه با زمینه سازی ظهور امام زمان (عج)است. البتّه شاعران به این باور دل خوش نکرده اند و در اشعار خود در برابر بی عدالتی ها و کژ روی های موجود در جامعه اعتراض می نمایند و بدین صورت، وظیفة خود را در خصوص زمینه سازی ظهور منجی به جا می آورند.
نگرش آیرونیک بیانگر نوعی شیوه زندگی و نحوه ای از بودن و درک خویش در این جهان است. کسی که از چنین درکی برخوردار باشد، دارای موضعی نخبه گرایانه است. ازاین رو در حیطه مسایل روشن فکری، آیرونی مهم ترین روش برخورد با واقعیت است. می توان گفت به هم خوردن تعادل و نظم زندگی در افراد زیرک، متفکر و عمیق نوعی نگرش فلسفی آمیخته با تردید، اعتراض و طنز ایجاد می کند. در زندگی شخصی و شعری ناصرخسرو نیز پیشامدهایی رخ داده است که موجب شده وی از موضعی فراتر از دیگران مسایل مهم زمانه خود را بنگرد و درک کند. بر اساس یافته های تحقیق به نظر می رسد چیزی که بیش از هر تجربه و رخدادی، بن مایه اشعار ناصرخسرو را تحت تأثیر قرار داده و از وی شاعری جدی، غیرمنعطف، معترض و عبوس ساخته ، ناکامی اجتماعی او از گرایش به آیین اسماعیلیه، شکست تبلیغات مذهبی و عدم توفیق در کسب دوباره پایگاه اجتماعی است. روش این تحقیق توصیفی تحلیلی، ابزار گردآوری اطلاعات برگه نویسی و حوزه مطالعات کتابخانه ای است.
در ین پژوهش ضمن معرفی شعرنی منند میخییل لکسیی یویچ کوزمین، یگور وسیلی یویچ سورینین، دمیتری بریسوویچ کدرین و یلی لوویچ سیل وینسکی که در شعر خود ز شعرن شیرز، سعدی و حفظ لهم گرفته ند، به بررسی شعر نه ب مضمین همسن دبیت فرسی و ندیشه هی شعرن شیرز پردخته شده ست. هدف پژوهش، بررسی نوع نگه شعرن روسی به ثر سعدی و حفظ و پسخ به ین پرسش ست که شعرن روسی به چه بن میه هیی ز شعر نه توجه نشن دده ند. بری نمونه بزتب مضمین خلقی چگونه بوده ست؟ ی علوه بر خلقیت به سبک هی دبی هم توجه دشته ند؟ ب توجه به ینکه برخی ز شعرن روسی به سبک غزل سریی شعرن یرنی علقه و توجه نشن دده ند، ی ب ثرپذیری ز شعرن فرسی به ین سبک شعری روی وردند و چه کسنی و تحت تثیر چه شعرنی ز یرن به ین سبک رجوع کردند؟ در مقله به دوره ی که در ن بیشترین توجه به شعرن شیرز شده و همچنین به دلیل ین گریش پردخته خوهد شد. شعرن پروزه سده-هی نوزدهم و بیستم دبیت روسی، توجهی خص به ندیشه هی شعرن شیرز دشته ند. در بررسی هی نجم شده روشن شد که نوع تثیرگذری و گریش گونگون بوده ست. همچنین در ین مقله به بررسی دلیل علیق و گریش شعرن روسی یدشده به شعر شعرن شیرز (حفظ و سعدی) پردخته می-شود.
در فرآیند زبان آموزی بروز خطا پدیده ای اجتناب ناپذیر است. یکی از راه های شناسایی نیازهای آموزشی در جهت بهبود کیفیت مواد آموزشی و شیوه های تدریس، تحلیل خطاهاست. از آنجایی که یکی از اهداف برنامه آموزش زبان، آموزش صحیح آواهای زبان است، این مقاله در صدد آن است که به بررسی و تحلیل خطاهای آوایی مالایی زبانان فارسی آموز در دو سطح مبتدی و متوسط بپردازد. نمونه تحقیق حاضر را 12 نفر از طلاب مالایی زبان مرکز آموزش زبان فارسی جامعه المصطفی در استان قم تشکیل می دهند که بر اساس روش تصادفی ساده انتخاب شده اند. داده های این پژوهش با بهره گیری از روش میدانی و توصیفی و از طریق دستگاه ضبط صوت و مشاهده مستقیم گردآوری شده است. شناسایی و تحلیل خطاهای این فراگیران و نیز نتایج استخراج شده از مصاحبه ها نشان می دهد که خطاهای آوایی مالایی زبانان متأثر از زبان مادری آن ها، زبان فارسی و شیوه های آموزشی می باشد. این خطاها به طور کلی به سه دسته تقسیم می شوند:1) خطاهای ناشی از انتقال بین زبانی که پربسامدترین خطا در این پژوهش می باشند 2) خطاهای ناشی از انتقال درون زبانی که کم بسامدترین آن هاست 3) خطاهای ناشی از مواد آموزشی. یافته ها و نتایج تحقیق نشان می دهد که هر چه زبان آموز بر زبان مقصد (فارسی) تسلط بیشتری پیدا کند از تعداد خطاهای وی کاسته می شود.
تصویرپردازی که تبلور اندیشه های بلند شاعر است، زمانی رخ می دهد که وی از زبان عادی عدول کند و دریافت های درونی اش را به صورت شاعرانه ارائه دهد. در بلاغت سنتی، تصاویر شاعرانه منطبق بر پنج اصلِ تناسب، تقلید، وضوح، حقیقت نمایی و تقابل صورت و معناست. این اصول زمینه ساز پردازش هنری در تصاویر شعری شعرای کلاسیک می گردد. در پژوهش حاضر تلاش بر آن است تا با روشی توصیفی–تحلیلی بلاغت تصویر در شعر ابراهیم ناجی (1898-1953م)، شاعر معاصر مصر، مورد بررسی قرار گیرد. نتایج حاکی از آن است که وی با کمک اسلوب های تشبیه، استعاره و مجاز، تصاویری می آفریند که میان حالت درونی او و آن چه در خارج به تصویر می کشد، تناسب برقرار می کند؛ ضمن آن که بیشتر این تصاویر به تقلید از پیشینیان ارائه می گردد. برای تحقق این امر، علاوه بر این که شاعر، صورت را بر معنا ترجیح می دهد، تعابیر روشن و واضحی را به کار گرفته که منطبق با اصل حقیقت نمایی است. بلاغت، تصویرپردازی، شعر کلاسیک، ابراهیم ناجی
آثار حماسی شناسنامه و هویت هر کشوری هستند و به جرأت می توان گفت کشور بدون آثار حماسی سرزمینی است بی هویت. دو اثر حماسی عظیم در ادبیات جهان عبارت اند از «شاهنامه» حکیم فردوسی که بارها و بارها درباره آن نگاشته اند و خواهند نگاشت و دیگری «بهشت گمشده» جان میلتون انگلیسی که گرچه به هیچ عنوان هم شأن و هم طراز «شاهنامه» فردوسی نیست و نخواهد بود اما جایگاهی در عرصه ادبیات جهانی دارد. در این بین «شاهنامه» و «بهشت گمشده» دارای مشخصات و ویژگی های مشترکی هستند که به نظر می رسد تا کنون از بررسی آن ها به صورت تطبیقی غفلت شده و جای دارد که مورد بررسی قرار بگیرد و آن تشابه نسبی شخصیت های خوب و بد(نیک سرستان و بد سرشتان) آن آثار عظیم و فاخر می باشد. گرچه تفاوت های بسیاری از نظر نگارش، درون مایه ها، بنمایه ها، زمینه و سلوک شخصیت ها در این دو اثر حماسی کاملاً مشهود می باشد، اما با این وجود بررسی نقطه مشترک هردو نویسنده حماسی که تأکید بر جدایی شخصیت های نیک سرشت و بدسرشت و تأثیر آن ها بر زندگی جهانیان است بارز می باشد و این مقاله در صدد است تا این مطلب را از زوایه ای دیگر بررسی نماید.
آذین بندی سخن و شعر به مدایح نبوی به عنوان یکی از انواع ادبی همواره مورد توجه شعرا و نویسندگان ادب فارسی و عربی بوده و به گونه ای بیانگر اعتقاد و احترام به پیامبر(ص) که از سوی آن حضرت(ص) هم مهر جواز یافته است. ادبیات مذهبی که یکی از زیرمجموعه های مهم آن مدایح نبوی بوده، مغفول مانده است. این پژوهش در صدد است که با روش توصیفی- تحلیلی و با استناد به شواهدی از اشعار این دو شاعر، با رویکرد تطبیقی بیان دارد که پیامبر(ص) در اشعار هر کدام چگونه نمود پیدا کرده است. هدف این پژوهش مقایسه نعت رسول اکرم(ص) در ترکیب بند جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی و مدایح نبوی صفی الدین حلّی و بیان وجوه اشتراک و افتراق این دو منقبت است. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که سروده های جمال الدین عبدالرزاق و صفی الدین حلّی در اشاره به مضامینی چون مقام و منزلت پیامبر(ص)، معراج، انشقاق قمر، معجزه هنگام ولادت، فضیلت و برتری رسول اکرم(ص) بر سایر انبیا، مدح پیامبر(ص) توسط جمادات و نباتات و استفاده از آیات و احادیث در اشعارشان تشابه دارد. نعت عبدالرزاق تک موضوعی بوده و فقط به مدح رسول اکرم(ص) پرداخته و از مدح آل رسول(ص) بازمانده است. ولی صفی الدین حلّی علاوه بر مدح پیامبر(ص) به مدح خاندان پیامبر(ص) پرداخته و آنان را بهترین عترت توصیف می کند.
خرد در اندیشة ایرانی، شالودة جهان هستی است و جنبه های گوناگون زندگی مادی و معنوی انسان را در بر می گیرد. اندرزنامه های پهلوی، آیینة باورهای کهن زرتشتی هستند و خردگرایی در آنها نمود بارزی دارد؛ از آن جمله به کتاب ششم دینکرد، مهم ترین پندنامه به زبان پهلوی، می توان اشاره کرد. در شاهنامةفردوسی نیز که میراث دار اندیشه ها و ذخایر اندرزی پیش از اسلام است؛ خرد یکی از مفاهیم بنیادی است و در نقش ها و کارکردهای متنوع جلوه گر می شود. نگارندگان این مقاله می کوشند به شیوة تطبیقی و با تحلیل محتوا، نقش و جایگاه خرد را در اندرزهای دینکرد ششمو شاهنامهفردوسی بازنمایند. برپایة نتایج پژوهش، مفهوم خرد در این دو کتاب، همسانی های بسیاری دارد؛ خرد در دینکرد ششم، به جز معنای اصلی خود، نیروی فهم و درک، بخشی از نظام جامع دینی اورمزد است که خداوند از طریق آن، جهان را آفریده است و نگاهداری می کند؛ بنابراین همه نیکی ها و بدی ها برپایه آن سنجیده می شود. این نگاه به مفهوم خرد، در شاهنامهنیز بسیار آشکار است. برخی از اندرزهای خردگرایانة دینکرد ششمو شاهنامه، نه تنها ازنظر معنایی، بلکه در شیوة بیان و صور خیالی مانند تشبیه و تمثیل نیز به یکدیگر شباهت دارند.گفتنی است برای برخی از همسانی های دینکرد ششمو شاهنامهشاهدی در متون دیگر پهلوی یافت نشد؛ چنان که در دینکرد ششمبرای بیان ارتباط خرد و دانش، تمثیل زیبای زمین و آب به کار رفته است و شبیه این تمثیل در شاهنامهنیز مشاهده می شود. این شباهت ها دلیلی بر تأثیر پذیری مستقیم شاهنامهاز دینکرد ششمیا منبع یکسان دو کتاب است.
ابن عربی از شخصیت های مهم عرفان اسلامی است که نظریاتش مکتب و رویکرد خاصی را در بینش عرفانی پدید آورد. آرای وی در میان اشعار عرفانی ظهور بسیار داشته است. در این مقاله، خاستگاه آموزه های عرفانی مثنوی محیط اعظماز بیدل دهلوی بررسی شده است. با توجه به مباحثی که شیخ اکبر مطرح کرده، به نظر می رسد در تصنیف این مثنوی توجه خاصی به این اثر شده است. در این پژوهش، تناظر مورد نظر میان فصوص الحکمو مثنوی محیط اعظمبا ذکر قراینی که در صورت ظاهری این مثنوی و مضامین عرفانی آن آمده ، بررسی شده است. در این میان علاوه بر صورت بندی، تعبیرات و اصطلاحات، آموزه های عرفانی مثنوی محیط اعظمنظر مذکور را تأیید می کند؛ بحث سریان وجود حق در همة هستی- که در مکتب ابن عربی وحدت وجود خوانده شده- و مراتب این ظهور و ویژگی های آن ازجمله مضامین عرفانی طرح شده در مثنوی یادشده است که برخاسته از بنیان های مکتب فکری ابن عربی است. این مقاله با ارائة شواهد مربوط، اثرپذیری بیدل دهلوی از فصوص الحکمرا در ساختار صوری و محتوایی مثنوی محیط اعظمتأیید می کند.
هدفاین پژوهش واکاوی تأثیر مدرنیته بر جایگاه پدر/شوهر در خانواده با روشتحلیل محتوا بر مبنای نظریجامعه شناسی در ادبیات و با تکیه بر رمانهایشوهرآهوخانم، چشمهایش، سمفونی مردگان، مادرم بی بی جان، درازنای شب، سپیده دم ایرانی، جزیرة سرگردانی و ساربان سرگردان است که حوادث آنها، نشان دهندة تحولات خانواده بین سالهای 1357-1300 است. بسامد شخصیتهای پدر سنتی و مدرن، ویژگیهای آنها، نوع نگرش شخصیت پدر به تغییرات خانواده و علل تحول شخصیت پدر از سنتی به مدرن، برخی از مسائل بررسی شده در این پژوهش است. نتایج پژوهش نشان می دهد حوادث سیاسی، اصلاحات دولت در زمینة مسائل خانواده، مسائل شغلی، سفر به خارج از کشور و دانشگاه، مهمترین عوامل ایجاد دگرگونی در نقش پدر در خانوادة سنتی ایرانی بوده است. از نظر بسامد، بیشتر شخصیتهای پدر، سنتی و جزو طبقة متوسط قدیم جامعه (بازاریان) بودند. بسامد شخصیتهای پدر مدرن جامعه نیز قابل توجه بود که آنها نیز جزو طبقة متوسط جدید(کارمندان وابسته به دولت و تحصیل کردگان) بودند. در این میان شخصیتهای پدر دارای اندیشه های سنتی تعدیل شده نیز وجود داشت که جزو طبقه های مختلف جامعه بودند. همچنین نویسندگان نشان داده اند جایگاه پدر در دورة پهلوی در حال تغییر کردن بوده است. البته آنچه در این داستانها نشان داده شده، تغییرات سطحی جایگاه پدر در خانواده بوده است که تا حدود زیادی سطحی بودن مدرنیزاسیون دورة پهلوی را بیان می کند.