فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۵۶۱ تا ۹٬۵۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
آرکائیسم حماسی (مشخّصه اصلی سبک قیصرنامه ادیب پیشاوری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آرکائیسم حماسی نوعی از کاربرد هم زمان حماسه به عنوان سبکی فخیم و تأثیرگذار هم راه با شکلی از کهن گرایی است که به تشخّص زبان و بیان شاعر می انجامد. منظومه حماسی قیصرنامه اثر ادیب پیشاوری نیز نمونه کامل استفاده از الگوی حماسه به هم راه کهن گرایی در سطح واژگانی، نحوی و بلاغی است. این حماسه تاریخی بیش از هر اثر دیگری در دوران خود، به سنّت های زبانی- ادبی پیشینان تأسی جسته است و علی رغم روایت یکی از نوین ترین اتّفاقات تاریخ معاصر خود، برای پای بندی به زبان خراسانی شعر حماسی کوشیده، زبان اثرش تا جای ممکن به نمونه معیار ژانر اثر (شاهنامه فردوسی) وفادار باشد. یکی از عوامل اصلی حفظ زبان حماسی قیصرنامه، باستان گرایی بوده است. این مقاله جنبه های مختلف آرکائیسم حماسی در قیصرنامه ادیب پیشاوری را بررسی و این نتیجه را در این خصوص حاصل کرده است که این کیفیت در شعر ادیب در سه سطح واژگانی، نحوی و بلاغی «فردیت سبکی» یافته است. واژه سازی با اصطلاحات جدید سیاسی، اجتماعی و نظامی، بازسازی نحو خراسانی و خلق تصاویر مرکب مبتنی بر تشبیهات حماسی کهن از رئوس باستان گرایی در قیصرنامه بوده است.
اسطوره آماتراسو، پیشروی اندیشه ایرانی و هندوایرانی در فرهنگ ژاپنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روشنایی بی هیچ گفت وگویی، مهم ترین ایزد در اساطیر هندواروپاییان است و چرخه بستن و گشودن روشنایی و تاریکی، مهم ترین مضمون در اساطیر این مردمان است. مردمان هندوایرانی نیز به سان دیگر هندواروپاییان، سرگذشت روشنایی را بنیاد اساطیر خویش نهادند. آفرینش، باروری، آب فزایی، پیروزی و دیگر اجزای هستی در باورهای آنان، اجراهای دیگرگون اسطوره روشنایی است. ایزد روشنایی در اساطیر ژاپنی نیز جای گاهی بنیادین دارد. آماتِراسو، ایزدبانوی روشنایی در ژاپن، به سان ایزدان روشنایی آریایی، ایزد باروری و مایه خرّمی کشت زارهاست و خاندان پادشاهی از نژاد اویند. داستان زندگانی او نیز توسعه یافته چرخه بستن و گشودن روشنایی و تاریکی است و مشترکات سرگذشت او با اسطوره ایزدان روشنایی هندوایرانی، بیش از آن است که اتفاقی انگاشته شود. پیش از این، جوانبی از ورود و تأثیر اساطیر آریایی به فرهنگ ژاپن، کاویده و معرفی شده است و در این مقاله نیز با روش توصیفی تحلیلی، مشترکات اساطیر ایرانی و هندوایرانی با اساطیر ژاپنی در حوزه ایزدان روشنایی بازنموده می شود. نتایج این بررسی، گویای آن است که با توجّه به پیشینه تأثیر فرهنگ ایرانی بر فرهنگ ژاپنی، اسطوره آماتِراسو در باورهای ژاپنی، ریشه هندوایرانی دارد. نیز قرن ها پس از ورود این اسطوره به فرهنگ ژاپن، هم زمان با موج تازه ورود عناصر ایرانی به ژاپن در نیمه قرن هفتم میلادی، امپراتوران ژاپن با الگوگیری از نظریه تبار ایزدی شاهان ایرانی، اسطوره آماتِراسو را برای تبیین تبار ایزدی خویش به کار گرفتند.
نمادشناسی تطبیقی «عزاداران بیل» ساعدی و «مسخ» کافکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات تطبیقی سال یازدهم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۱
127-153
حوزههای تخصصی:
نمادپردازی ابزاری برای تعمیق معنایی اثر ادبی و بیان مفاهیمی است که در پس زبان نمادین نهان است. فرانتس کافکا و غلامحسین ساعدی، نویسندگان دورانی بحران زده اند که زبان آثار آنها، نمادین است و در آثارشان به نمادپردازی توجه داشته اند. این مقاله، داستان های «عزاداران بَیَل» ساعدی و «مسخ» کافکا را با رویکردی تحلیلی- توصیفی و با تکیه بر نمادشناسی تطبیقی بررسی کرده است. دستاورد پژوهش نشان می دهد که این دو داستان، مبتنی بر زبانی نمادین نگاشته شده اند و نمادهای انسانی، غیرانسانی (مکان ها و اشیا) و حیوانی در دو اثر به کار رفته است. ساعدی و کافکا تلاش کرده اند تا مفاهیمی عمیق را در توصیف زمانه و عصر خویش، از طریق زبان نمادین به مخاطب انتقال دهند، چنان که مسخ مشدی حسن به گاو در عزاداران بَیَل و مسخ گرگور در داستان کافکا به حشره ای عظیم الجثه، از نمادهای مشترک برجسته در این دو اثر است. مسخ مشدی حسن نوعی استحاله روحی، توهّم و جنون و نمادی از خودبیگانگی اوست و مسخ گرگور سامسا، روایت بیگانگی از جامعه دچار بحران هویت. مسخ مشدی حسن، روحی و مسخ گرگور، جسمانی است. هر دو مسخ، تنزل از درجه انسانی به مقام و مرتبه حیوانی است و این شاید به این معنا باشد که پایان چنین بیگانگی از خود، رسیدن به مقام پست حیوان بودن است. مسخ موسرخه در عزاداران بَیَل نیز، مسخی جسمانی است و از این نظر شبیه به مسخ گرگور سامسا. موسرخه، نماد قحطی وگرسنگی است؛ امّا مسخ گرگور نماد بی هویّتی در هجوم مدرنیسم است.
بررسی تطبیقی مضامین نوستالژی عرفانی در شعر محمدعلی شمس الدین و عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات تطبیقی سال یازدهم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۱
253-275
حوزههای تخصصی:
تأثیر ادبیات عرفانی فارسی بر ادبیات عربی بسیار درخور توجه است. محمّدعلی شمس الدین از شاعران معاصر عرب است که تحت تأثیر اندیشه های عرفانی عطار نیشابوری قرار گرفته و از مضامین ارزشمند عرفانی او در اشعارش بسیار بهره برده است. این پژوهش با تکیه بر روشی تحلیلی تطبیقی می کوشد تا مضامین نوستالژی عرفانی دو شاعر را بررسی کند. دوری از وطن اصلی و دوری از معشوق حقیقی، مضمون نوستالژی دو شاعر است. نتایج این مقاله بیانگر آن است که شمس الدین، مانند عطار، غربت عرفانی برخاسته از فراق محبوب حقیقی و دوری از وطن اصلی را دریافته است. هر دو شاعر به وطن اصلی خود عشق می ورزند و آن را آرمان شهری می دانند که از آن دور مانده اند و در هجران معشوق حقیقی خود، زبان به شکوه می گشایند. در اشعار این دو شاعر، لیلی به نمادی از معشوق حقیقی تبدیل می شود و هر دو، خواهان فنا و بقا در معشوق واقعی اند. البته شمس الدین به سبب آشنایی با جریان های شعری غربی، از توجه به وطن مادی و معشوق های زمینی خود نیز غافل نیست و در اشعارش بسیار از آنها یاد می کند.
کاربرد عشق در قرآن و اندیشه های مولانا و هگل بر اساس رویکرد بینامتنیت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تحلیل با رویکرد «بینامتنیت» ارتباط یک متن با سایر متون را بررسی می کند. هدف اصلی این پژوهش، مقایسه کاربرد عشق از منظر مولانا و هگل با تکیه بر قران است. عشق موضوعی است که از دیرباز فلاسفه، عارفان و اندیشمندان در شناخت و درک ماهیت آن کوشیده اند و یکی از مهم ترین موضوعاتی است که همه عرفا و فلاسفه بدان نظر داشته و درباره اش سخن گفته اند. آنان عشق را جان و اساس عالم می دانند که به واسطه آن همه موجودات از ادنی تا اعلی در جنبش و به سوی سرمنشأ عشق، یعنی ذات حق تعالی درحرکت اند. مولانا و هگل دو متفکّر برجسته از دو برهه زمانی بسیار دور از هم هستند که به بیان جنبه های مختلف عشق پرداخته اند و در آثار و نوشته هایشان عشق، نقشی محوری دارد. پرسش اصلی این جستار این است که بارزترین وجوه مشترک میان عشق درسروده های مولانا و آثار هگل کدام است؟ در این پژوهش با رهیافتی توصیفی – تحلیلی ابتدا به توضیح و تبیین عشق و سپس به شرح مصادیق بارز آن با استناد به آیات قران، از مثنوی و آثار هگل می پردازد. در نهایت این نتیجه حاصل شد که آنچه در مسیر دانندگی و تکامل روح انسانی با تکیه بر عشق خالصانه صورت می گیرد، مهم ترین نکته در اشتراک نظر این دو اندیشمند است.
بررسی علل به وجود آمدن احساس حقارت در شخصیّت های کتاب های کنسرو غول و یوناتارای گم شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روان شناسی و کاربرد آن در زندگی امروزه دارای اهمّیّت بسیاری است. این علم از دیرباز با سایر علوم از جمله ادبیّات ارتباط دوسویه ای داشته است. در این گونه از پژوهش های میان رشته ای، آثار نویسندگان از جنبه های مختلف روان شناسی تحلیل و بررسی می شوند. در این جستار با وام گرفتن از نظریّه شخصیّت آدلر، روان شناس اتریشی، به علل ایجاد احساس حقارت در شخصیّت های دو اثر از مهدی رجبی، نویسنده خوش ذوق و خلّاق کودک و نوجوان به نام های کنسرو غول و یوناتارای گم شده، پرداخته ایم. محیط (خانه/ مدرسه) علّتی اساسی در ایجاد احساس حقارت در کودک و نوجوان شناخته شده است. در این پژوهش تأثیرات محیط خانه در شکل گیری احساس حقارت در فرد مانند افسردگی والد، داغدیدگی، فقر و نداشتن سرپرست مناسب و تأثیرات محیط مدرسه در شکل گیری احساس حقارت در فرد چون آزار و اذیّت فیزیکی، نسبت دادن صفات ناپسند توسّط دانش آموزان و سرزنش مربیّان، در شخصیّت های این دو اثر، بررسی شده است. این پژوهش با رویکرد کیفیِ تحلیل محتوا بررسی شده و جملات و معانی مستتر در آن نیز بر اساس نظریّه شخصیّت آدلر از نوع تحلیل قیاسی انجام شده اند. نتایج در این پژوهش نشان داد که نقش و تأثیر محیط مدرسه نسبت به تأثیر محیط خانه در به وجود آمدن احساس حقارت در شخصیّت های داستانی رجبی، بیشتر است. با توجّه به بررسی نمونه های متن در این دو اثر، علل به وجود آمدن احساس حقارت هم در بخش تأثیر محیط خانه و هم در بخش تأثیر محیط مدرسه در رمان نوجوان کنسرو غول بیشتر از کتاب یوناتارای گم شده مشاهده شد. تأثیر محیط خانه و محیط مدرسه در ایجاد احساس حقارت در توکا، شخصیّت اصلی کتاب کنسرو غول نیز نمود بیشتری یافته است.
بررسی پیشینه اساطیر بین النهرینی و هندی در منظومه غنایی گل و نوروز خواجوی کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال پانزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۵۷
173 - 192
حوزههای تخصصی:
خواجوی کرمانی، از شعرای بزرگ قرن هشتم هجری، منظومه گل و نوروز را، که به گفته خود به لفظ هندی بوده است و داستان پردازان بابل آن را ترتیب داده اند، به درخواست معشوقی می سراید و به حامی خود تقدیم می کند. با وجود اینکه این منظومه شباهت های بسیاری به خسرو و شیرین نظامی دارد، به دلیل وجود چند داستان فرعی عاشقانه، آرایه های ادبی بسیار و مضامین حماسی، رزمی و عرفانی به اثری منحصربه فرد تبدیل شده است. اما در کنار آن، با استناد به گفته خود خواجو، می توان شاهد حضور باورها و روایات اساطیری دو سرزمین هند و بابل در این منظومه نیز بود؛ دو سرزمینی که تأثیر فرهنگ و عقاید و اساطیر شان بر باورها و روایات اساطیری، مذهبی و حماسی ایران به اثبات رسیده است. در این مقاله، با نظر به گفته خواجو و چنین تأثیری، با روش توصیفی تحلیلی به بررسی پیشینه اسطوره ای گل و نوروز پرداخته شده است و ارتباط آن با روایت اسطوره ای ایندرای هندی و آب ها یا گاوهای دربند اهریمن و از سوی دیگر با ایزدبانوی برکت بخش بین النهرینی و همسر او مشخص شده و صحت گفته خواجو و حضور مضامین اساطیری، در روایات عاشقانه نیز به اثبات رسیده است.
تحلیل کارکرد تعلیمی خوشه های تصویری در مرصادالعباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال یازدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۴۲
161 - 187
حوزههای تخصصی:
بهره گیری از تصویر در متون تعلیمی صوفیانه عموماً یا برای تزیین است یا به سبب تفهیم. نجم الدین رازی در مرصاد العباد به هر دو سبب از تصویرسازی بهره برده، اما هدف اصلی او ملموس سازی مفاهیم عرفانی است. به این منظور، نویسنده از شگردهای مختلفی استفاده کرده و از جمله کوشیده است با استفاده از اضافه های تشبیهی مرتبط، خوشه های تصویری روشن و ملموسی برای تبیین مفاهیم عمدتاً پیچیده عرفانی عرضه کند. دقت در این متن تعلیمی روشن می سازد که نویسنده به خوشه های تصویری خاصی گرایش داشته است. مسئله این تحقیق چرایی تکرار خوشه های تصویری خاص در مرصادالعباد و ترتیب بسامد هر یک از آن هاست. نتایج تحقیق نشان می دهد کارکرد تعلیمیِ خوشه های تصویری با استفاده از تصویرسازی مبتنی بر زیست جهان مخاطبان و تناسب مضمون و تصویر شکل گرفته است. نجم رازی از تصویرسازی در حوزه های زندگی روزمره ایرانی، حکومت، کشاورزی، سفر، آموزش و کتابت، طبیعت، داستان پیامبران و تصاویر مربوط به پرندگان، برای تسهیل آموزش مضامین عرفانی استفاده کرده است. همچنین تناسب خوشه های تصویری با موضوع، دیگر شگرد تعلیمی اوست. وی از تصاویر مرتبط با «سفر» برای تبیین مضمون سلوک از تصاویر «زراعت و کشاورزی»، برای تبیین مفاهیم مرتبط با هستی شناسی از تصاویر مربوط با آموزش و کتابت، برای بیان مفاهیمی چون تبعیت از پیر (آموزگار) و خلقت (انشاء) و از تصاویر مربوط به پرندگان و پرواز برای مضمون اسارت روح انسانی و لزوم بازگشت آن استفاده کرده است. وی از این طریق، علاوه بر توانایی ادبی، هنر خود را در امر آموزش نیز نشان داده است.
لغزش های محمدبن عبدالله بخاری در ترجمه کلیله و دمنه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کلیله و دمنه از جمله کتاب هایی است که از دیرباز مورد توجه فرهنگ های مختلف قرار گرفته-است. به همین جهت مترجمان مختلفی با دخل و تصرف در این کتاب، آن را متناسب با فرهنگ و ادبیات قوم خود تغییر داده اند. یکی از مشهورترین ترجمه های این کتاب، داستان های بیدپای از محمدبن عبدالله بخاری است. در این مقاله، به روش تحلیلی- مقایسه ای متن داستان های بیدپای با متن عربی ابن مقفع مقایسه شده، مواردی که عبدالله بخاری به هر دلیلی از عهده ترجمه آن به خوبی برنیامده، مشخص و تحلیل شده است. هرچند امکان دارد برخی از این سهوها از جانب نساخان و یا مصححان داستان های بیدپای یا متن عربی ابن مقفع بوده باشد. در برخی موارد برای روشن شدن مطلب از ترجمه فارسی نصرالله منشی و پنجاکیانه نیز کمک گرفته شده است. طبیعی است کهگاهی اضافات یا حذفیاتی از قبیل حکایت یا بابی در داستان های بیدپای نسبت به متن عربی مشهود است که مورد توجه این مقاله نیست. در مجموع می توان علاوه بر دخل و تصرف و سهو های نساخان، محمدبن عبدالله بخاری در برخی موارد متن عربی درست ندیده و یا به درستی ترجمه نکرده است.
بررسی و تحلیل مفهوم رضایت از زندگی در گلستان سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رضایتمندی از زندگی، هیجانی مثبت، کلّی و مرتبط با گذشته و متأثر از نحوه ارزیابی شناختی انسان در طول زندگی است که با ترک اعتراض بر مقدرات الهی و خشنودی از آن آغاز و در تمام زندگی گسترش می یابد و در گلستان سعدی به عنوان یکی از مفاهیم ادبیات تعلیمی با ترویج باورها و مهارت های رضایتمندی و آموزش مهارت های مقابله با تنیدگی ارائه شده است، رضایتمندی در مقامات عرفانی بالاتر از تسلیم و پایین تر از فنا و دارنده آن در مرتبه صدیقین قرار می گیرد و در روان شناسی مثبت گرا یکی از دو بُعد بهزیستی ذهنی محسوب می شود، هدف ما در این پژوهش شناخت و تحلیل مفهوم رضایتمندی از زندگی و مؤلفه های مرتبط با آن از دیدگاه سعدی با استناد به حکایات گلستان است، سعدی ارزیابی شناختی صحیح از دنیا را به وسیله بهره-مندی از تعالیم اخلاقی و تربیتیِ فضیلت گرایی چون رضایت به مقدرات، صبر، قناعت، شکر و قدردانی عامل ایجاد رضایتمندی از زندگی می داند، نتیجه این پژوهش نشان می دهد که سعدی مفهوم رضایت از زندگی را در قالب داستان پردازی و به کمک تمثیل و شگردهای ادبی و بلاغی با تکیه بر نقش ترغیبی زبان به مخاطبان عرضه کرده است تا مخاطب، پیام او را در زیباترین شکل هنری دریافت و ادارک نماید، روش پژوهش در این مقاله، توصیفی تحلیلی و بر مبنای روش اسنادی و برپایه تحلیلِ محتوای حکایات گلستان سعدی است.
جلوه های تضاد فکری و زبانی در قطعات ابن یمین فریومدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شعرپژوهی سال یازدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۴۲)
139 - 164
حوزههای تخصصی:
یکی از شاعرانی که در زمینه قطعه سرایی و به ویژه قطعات اخلاقی و اندرزی در ادب فارسی جایگاه ویژه ای دارد، ابن یمین فریومدی است. از ویژگی های برجسته این شاعرِ دهقان، تضاد در نگرش و نگارش است و با نگاهی ژرف اندیشانه به قطعات او می توان در بسیاری از آنها به تعارض در جهان بینی شاعر پی برد که به صورت آشکارا از طریق صنعت تضاد در سراسر قطعاتش گسترش یافته است و از این صنعت فراخور موضوع و هدف برای زیبایی آفرینی و بیان مضامین مزبور استفاده می کند. در این نوشتار، پرسش اصلی این است که ابن یمین به چه میزان و به چه علت از تضاد در اندیشه و گفتار خود استفاده کرده است و چه ارتباطی میان تضاداندیشی و تضادگویی او وجود دارد؟ نتایج بررسی نشان می دهد که شاعر در این رویکرد، بسیار تحت تأثیر عدم ثبات شخصیتی و اعتقادی، به ویژه موقعیت زمانی و مکانی خود بوده است؛ زیرا از لحاظ زمانی، عصر شاعر دوران سراسر آشوب در تاریخ ایران محسوب می شده و از لحاظ مکانی، محل زندگی شاعر از ولایت های پرآشوب بوده است؛ در نتیجه این آشفتگی های درونی و بیرونی، کلام شاعر نیز دچار درهم ریختگی و آشفتگی می گردد که به خصوص در گستره جهان بینی او، از جمله برخورد با دنیا، جبرگرایی و تقدیرگرایی، سخنوری و شعردانی، می گساری، مدحیات، نکوهش و بدگویی بازتاب یافته است و سبب شده که صنعت تضاد، پربسامدترین شگرد ادبی شاعر به شمار آید. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است و نتایج با استفاده از تحلیل بیت ها، به شیوه کتابخانه ای و سندکاوی حاصل شده اند
بویه پایداری در بوته بررسی و نقد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ضرورت تصحیح مجدّد کلّیّات وحشی بافقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۰ بهار ۱۳۹۸ شماره ۴۰
41 - 69
حوزههای تخصصی:
کلیات اشعار وحشی بافقی (939– 991؟) یک بار در سال (1338) به تصحیح دکتر حسین آذران (نخعی) و به وسیله انتشارات امیرکبیر در فروردین (1339) منتشر شده است که شاید در آن زمان بهترین تصحیح آثار وحشی بوده است. اما به دلایلی که اشاره می شود نیازمند تصحیح مجدد است؛ این کار با روشی علمی و دقیق انجام نشده است. در این کار از چهار نسخه استفاده شده است که همه آن ها از جهت قدمت، صحت و جامعیت اعتبار کافی ندارند و همچنین شامل همه آثار شاعر نیستند؛ ضمن این که ابهام و اشتباهات بسیار از قبیل: خوانش های نادرست، گزینش های نامناسب، گزارش های نادرست و خطاهای چاپی، نگارشی و ویرایشی بسیار در آن وارد شده است. کاستی ها و ایراداتی نیز به حواشی آن راه یافته است. افتادگی های مکرر تک بیتی و چندبیتی و اشعار نویافته در نسخه های قدیم تر که مورد استفاده مصحح نبوده است، حدود %10 به آثار شاعر می افزاید. این مقاله می کوشد ضمن نقد و بررسی روش تصحیح و تدوین دیوان چاپ شده و اعتبارسنجی نسخه های مورد استفاده و ارائه نمونه هایی از اشکالات موجود، لزوم تصحیح دوباره کلیات وحشی را تبیین کند.
تحلیل بینامتنی تلمیحات در شعر محمّدکاظم کاظمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۰ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۴۱
195 - 219
حوزههای تخصصی:
مطالعات بینامتنی یکی از رویکردهای مهمّ در پژوهش های ادبی معاصر شناخته می شود. طبق نظریه بینامتنیّت ، هر متن ادبی، بازخوانش و زایشی از آثار ادبی پیشین یا معاصر با خود است. با عنایت به این تعریف، می توان تلمیح را یکی از مصادیق بارز بینامتنیّت تلقّی کرد. یکی از شاعرانی که به صورت گسترده از این آرایه در شعر خود استفاده کرده، محمّدکاظم کاظمی شاعر پرآوازه مقاومت افغانستان است که در این پژوهش شیوه های کاربرد تلمیح در اشعار او با روش توصیفی- تحلیلی بررسی شده است. چنانکه نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد، تلمیحات شعر کاظمی غالباً در پیوند با موضوع ها و متون دینی از قبیل قرآن، حدیث، تاریخ اسلام، قصص انبیاء و ... شکل گرفته و روابط بینامتنی بر مبنای قواعد سه گانه کریستوا میان متن حاضر و غایب، به صورت نفی جزئی، نفی متوازی و نفی کلّی بروز یافته است که در این میان نفی جزئی در اشعار کاظمی از بسامد بیشتری برخوردار است.
التحلیل الأدبی عن القصص الخیالیه فی الآثار المختاره من الأربعینیات وتأثیرها فی أدب الطفل الإیرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال یازدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۴۱
121 - 136
حوزههای تخصصی:
قصه الحیوانات من أهم الطرق التی تخلق الإشتیاق والأمیال النفسیه فی مخاطبها کی یتابع حوادث القصص وتزید الفضایل والرذائل الأخلاقیه والنتائج الحاصله منها. فتنقلها إلی قارئها والدلیل علی ذلک أنّ هذه القصص خیالیه لأن فی هذه القصص توجد الشخصیات الحقیقیه وهی الوحوش والطیور وغیرها. وفی القصص الخیالیه قد ألفت کتب کثیره وأوجدوا تحقیقاتٍ ثمینه وحتی الآن هذه التحقیقات بابها مفتوحه ولکن لم یتوجهوا کثیراً إلی مظاهر الطفل فی ایران وکلما وجّهوا فی تحقیقاتهم تأثیر القصص بصوره کلاسیکیه فی ایران، وتوجهوا إلی قصص قدیمه مثل «کلیله ودمنه» وبعض آثار عطار الشاعر الإیرانی. تمکنّا فی هذا المقال أن نبحث باختصار حول قصص الحیوان خاصه فی الآثار المختاره للطفل الإیرانی فی الأربعینیات والخمسینیات والستینات والسبعینات ویبحث عن طریقه استعمالها والتحلیل النفسی حولها، ونتیجه هذه التحقیقات فی أدب الطفل للأربعینیات فی ایران توقضنا بأن نتوجه إلی الأشکال المتفاوته فی الأثار الشعریه والقصصیه النثریه فی الأربعینیات الأخیره للطفل فی ایران.
الحواریه فی قصیده «قصه شهر سنکستان» لأخوان وقصیده «الفقر والسقام» للرصافی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال یازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۴۳
69 - 91
حوزههای تخصصی:
کثیر من الأشعار الحدیثه علی خلاف الشعر القدیم تتمتع بالحواریه وعناصرها کالقوال الثنائی والکرنفال والکرونوتوب والآلیات الأمریه والندائیه والإستفهامیه وإلخ. أخوان ثالث الشاعر الإیرانی المعاصر و معروف الرصافی الشاعر العراقی المعاصر، هما اللذان اهتما إلی المضامین الإجتماعیه وتجسّداها فی أشعارهما وثاما بمعارضه الإستعمار والإستغلال. فهما حاولا أن یحلّا القضایا الإجتماعیه مستفیدین من المجالات الحواریه. إذن تحاول هذه المقاله علی أساس المنهج المقارن إلی دراسه الحواریه وعناصرها المختلفه فی قصیده من أخوان «قصه شهر سنکستان»، و قصیده لمعروف رصافی «الفقر والسقام». قد خلصت النتیجه أن هاتین القصیدتین أنتجتا من الظروف الإجتماعیه وسعی الشاعران بتوظیف الحواریه وعناصرها لیتناولا الحواریه لحل المشاکل الإجتماعیه بصوره رمزیه. وأیضاً نجد أن اعتماد الشاعرین کان علی أهم عناصر الحواریه کالأمر والإستفهام والنداء والکرنوتوب، والکرنفال. یجدر الذکر أن المنهج المستخدم فی هذه الدراسه هو المنهج الوصفی التحلیلی، فی أساس المدرسه الأمریکیه فی الأدب المقارن. الحواریه فی قصیده «قصه شهر سنکستان» لأخوان وقصیده «الفقر والسقام» للرصافی
أسلوب الإستعاره المفهومیه وتصامیمها التصوریه فی شعر میخائیل نعیمه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال یازدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴۴
33 - 51
حوزههای تخصصی:
الاستعاره المفهومیه هی أصل طبیعی لها حضور فی کل مکان تُستخدم فی حیاتنا الیومیه واعیه أو غیر واعیه. المهم فی هذا النوع من الاستعاره، إیجاد أسلوب یخلق طریقه لإدراک المفاهیم الذهنیه والانتزاعیه أکثر وضوحا. فمن المستحسن أن نستخدم هذه الآلیه المفهومیه لقراءه النصوص الشعریه المعاصره وشرح مفاهیمها المجرده. سعی هذا البحث، دراسه الاستعاره المفهومیه معتمداً علی نظریه لایکوف و جونسون - وهما مبدعا هذه النظریه فی القرن الحاضر- فی قصیدتی میخائیل نعیمه(«صدی الأجراس» و«النهر المتجمد»)، الشاعر المعاصر اللبنانی، بالمنهج الوصفی- التحلیلی، ومبنیا علی العلم الإدراکی ثم دراسه تصامیمها التصوریه، یعنی بِنیه مفهومیه تُخلق علی أساس تجارب مختلفه لإدراک المفاهیم الانتزاعیه. فی أجابه السؤَالین: کیف تتجلّی الاستعاره المفهومیه فی القصیدتین؟ و کیف تؤدی الاستعاره المفهومیه إلی فهم القصیدتین أکثر وضوحا؟ ومن أهم ما وصل إلیه البحث، هو أن الشاعر فی القصیدتین قام بتصویر شعره مستعینه بالاستعاره المفهومیه، ذلک یساعدنا إلی فهم الانتزاعیات کما هی.
دراسه التراث الدینی وتوظیفه فی مسرحیه «أهل الکهف» لتوفیق الحکیم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال یازدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴۴
75 - 93
حوزههای تخصصی:
قبل تواجد الفن الدینی یجب أن یکون الفنان الدینی. یعنی یجب أن یکون علم الدین إلی جانب البصیره الدینیه والاسلامیه. توفیق الحکیم من الأسماء البارزه فی تاریخ الأدب العربی الحدیث، کانت للطریقته انتاجات فنیه واستقبال الشارع الأدبی العربی. وله تیار خاص، سمیَ تیاره المسرحی، بالمسرح الذهنی لصعوبه تجسیده فی العمل المسرحی. الأثر الأعظم علی تبلور خصوصیه تأثیر أدب توفیق الحکیم وفکره علی أجیال متعاقبه من الأدباء، لأجل هذا السبب معرفه مجالاته الفکریه وطریقه تأثرها بالمنابع الدینیه وظروف الزمان ضروریه، إذن من الجید إذا استطعنا أن ندرس الموروث الدینی الباقی فی طیات آثار المفکرین والأدباء کتوفیق الحکیم . حتی ندرک بأن التصور الدینی کیف تجلی فی آثاره ومسرحیاته لکی یکون لنا الفن الدینی، قبل کل شیء یجب أن یکون لنا فنان بالعلم الدینی إلی جانب البصیره الدینیه. حاول هذا المقال أن یستفید من منهج الوصفی وکتب المنابع فی المکتبات حتی یبین مکانه تراث الدینی فی مسرحیه «أهل الکهف».
The Traces of Hermeticism in John Donne’s An Anatomy of the World(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The highlighted purpose of the present study lies on the traces of Hermeticism in John Donne’s celebrated poem, An Anatomy of the World. Since Donne was one of the seventeenth-century poets and a highly significant poet in the metaphysical school of poetry, his poems explore the realms of philosophy, theology, popular science, and also the idea of Platonic love in his love poetry. Hermeticism is an ancient idea which focuses on spiritual, philosophical, and magical tradition. This school of thought concentrates on the path of spiritual growth. It believes that human beings return to a state of unity by the spiritual journey. With reference to this idea, this study explores the elements of Hermeticism in the lines of An Anatomy of the World in order to grasp the idea of spiritual journey and unification in that Donne in this poem centers on a profound quest and spiritual journey of the soul that goes to heaven.