معنادهی به زندگی، با صبرِ معطوف به عشق، در منطق الطیر عطّار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معناشناختی متون ادبی دوره ۱ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
37 - 49
حوزههای تخصصی:
ویکتور فرانکل، پزشک اتریشی، بعد از پست سر نهادنِ تجربه وحشتناک اردوگاه های کار اجباری و کوره های آدم سوزی، نظریّه «معنای زندگی» یا «لوگوتراپی» را بنیان نهاد. او در این مکتب، به «ماهیّت و ارزش زندگی»، «مسأله مرگ» و «هم چنین روی کرد آدمی» میان این دو اتّفاق بزرگ، که از دل مشغولی های انسان در جهان معاصراست، پرداخت. این روان شناس به موضوعاتی هم چون معنویّت، عشق، رنج، لذّت و مرگ، نگاه متفاوتی داشت و آن ها را از عوامل پویایی و هدف مندی انسان برشمرد. او زندگی بدون معنا را در معرض فرسودگی و ملالت می دید. فرانکل عقیده داشت انتخاب آزادانه و خوداستعلایی انسان، تحمّل رنج ها را آسان می سازد. شاعران ایران زمین با بهره گیری از هویّت ایرانی اسلامی، ناب ترین آموزه های فکری رفتاری را رقم زده اند. عطّار به عنوان یکی از شاعران تأثیرگذار در عرفان عاشقانه، مشقّت های عشق و بی تابی های عاشقانه را یکی از راه کارهای تعالی می داند و صبوری در مقابل تندی های معشوق و رنج و درد عشق را طریقی برای نیک زیستن و معنابخشیدن به زندگی معرفّی می کند. این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی و به شیوه کتاب خانه ای در صدد نقل و بررسی شاخصه-های معنای زندگی با تکیه بر صبوری عاشقانه، در منطق الطیر عطار است. یافته های تحقیق نشان می دهد اگر عاشق درد و رنج عشق را در راستای هدفی مقدّس بداند، گامی در استعلای خود برداشته است.