"داستان عاشقانه وامق و عذرا در ادب فارسى، به گونههاى مختلف گزارش شده است.بنیاد این داستان را برخى یونانى، برخى ایرانى و بعضى عربى گمان کردهاند.گزارشهاى عنصرى و طرسوسى قدیمىترین گزارشهایى است که از داستان وامق و عذرا در زبان فارسى برجاى مانده است.
محمود لامعى، قتیلى بخارایى، صرفى کشمیرى، شعیب جوشقانى، صلحى، موسوى نامى، ظهیر و حسینى شیرازى، از جمله کسانى هستند که این داستان را گزارش کردهاند.
در گزارش حسینى شیرازى براى نخستین بار داستانوامق و عذراو داستان عاشقانهسعاد و سلمىدرهم آمیخته است.
در این مقاله پس از معرفى داستان وامق و عذرا به سه موضوع زیر پرداخته شده است:
1-بازشنساى و بررسى عناصر مشترک داستان وامق و عذرا در روایتهاى مختلف.
2-گزارشى کوتاه از نه روایت بر جاى مانده از داستان وامق و عذرا.
3-بررسى ویژگیهاى روایت محمد حسین شیرازى از داستان وامق و عذرا و تفاوت آن با روایتهاى دیگر."
"داستان ضحاک و فریدون یکى از مشهورترین اسطورههاى ایرانى است که فردوسى در شاهنامه به نقل آن پرداخته است.در مقاله حاضر کوشش شده این اسطوره و قهرمانى آن بر حسب چهار چوبهاى نقد اسطورهاى مبتنى بر عقاید یونگ و پیروانش تحلیل گردد.
در نظر یونگ محتواى ناخود آگاه جمعى یا همان کهن الگوها به شکل افسانه و اسطوره پدیدار مىگردند.این کهن الگوها خود ناشناخته و ناپیدایند اما به شکل رویا، افسانه و اسطوره تجلى مىکنند.
در مقاله حاضر ضحاک و فریدون به عنوان تجلىهاى مختلف یک روان واحد و مراحل رشد آن به سمت فرآیند فردیت و کمال شخصیت تأویل شدهاند.نتیجه کار نشان مىدهد که با استفاده از این شیوه مىتوان درک بهترین از اسطورههاى ایرانى داشت و برخى جنبههاى تاریک آن را روشنتر ساخت.
"
"در این مقاله داستانفارسى شکر استنوشته محمد على جمالزاده از دید تکنیکهاى داستاننویسى بررسى شده است.بررسى عوامل داستانى درونمایه، طرح، زاویه دید و شخصیت پردازى و چگونگى برخورد جمالزاده به عنوا اولین داستاننویس معاصر به این عوامل و میزان موفقیت وى در نوشتن داستانى با معیارها فنون داستاننویسى مدرن، هدف نهایى این مقاله را تشکیل مىدهد.
"
"در این مقاله سعى شده است مضامین مشترک بین آثار سعدى و کتاب قابوسنامه عنصر العمالى استخراج گردد.ضرورت این مقایسه بدان جهت بوده است که معمولا در میان بسیارى از خوانندگان آثار سعدى گمان بر آن بوده و هست که شیخ اجل این مسایل و گفتارها را خود مطرح کرده و به قول وى:
کهن خرقه خویش پیراستن
به از جامه عاریت خواستن
در این مقایسه بخشهایى از مشترکات آثار این دو سخنور بزرگ که از جهت معنایى و در بسیارى موارد لفظى به هم نزدیک بودند، در برابر هم قرار گرفتهاند اما قبل از این کار براى نشان دادن دشوارى کار شمهاى در باب فاصله زمانى مربوط به این دو سخنور و ضمنا هنر بیانى سعدى که مىتواند رد پاى پیش آمد و چند عبارتى از کتاب قابوسنامه با عباراتى مشابه از کتاب دیگرى مربوط به روزگار پیش از عنصر المعالى مقایسه گردید تا به میزان تأثیرپذیرى عنصر المعالى از پیشینیان خود نیز اشارهاى شده باشد.
"