از آنجا که زیباترین کلام وجود إز درگاه خلود، به زبان تازى فرود آمده است، در بلنداى زمان پارسیان شیرین بیان، براى نشر معانى و کشف اسرار آن، در پهنه سرزمین پهناور ایران، براى فهم هموطنانى که به زبان عربى تسلط نداشته اند, به روشهاى گوناگون و به مقتضاى زمانها و مکانها و بینشها وگویشها به ترجمه و تفسیر آن پرداخته اند و معانى زبباى آنرا به یارى زبان و ادب دل انگیز منثور و منظوم پارسى بر لوح دل هموطنان نگاشته اند، نگارندهء این مقال بر آن شد تا به اقتضاى حال نگاهی به سیر ترجمه ها و تفسیرهاى دلرباى فارسى قرآن مجید اندازد. و ازسلمان پارسى و ترجمهء آهنگین قرآن مجید و ترجمهء تفسیر طبرى و تفسیر خواجه عبدالله أنصارى وکشف الاسرار میبدى و تفاسیر منثور و منظوم دیگر، چون دو اثر زیبا و حکیمانه و عارفانهء صفى علیشاه و سید محمد حسین انوارشیرازى یادکند تا إن شاء ا الله تعالى در ضمن مجموعه اى، تحقیقات خود رابه عاشقان زبان و ادب و حکمت و عرفان قرآن در سرزمین ایران و جهان تقدیم دارد. والله الموفق والمعین و علیه التکلان
آخرین رمان لف نیکلایویج تالستوى "رستاخیز" یک اثر فلسفى، عقیدتى و اجتماعى است که نویسنده مدت ده سال روى آن کار کرده است. رمان "رستاخیز" اثرى انتقادى شدید درباره شرح حال قهرمان اصلى دمیترى ایوانویج نخلودف است که با توصیف شخصیت او نویسنده مسائل عقیدتى و اجتماعى سالهاى 90-80 قرن 19 روسیه را براى خواننده به تصویر مى کشد. مقاله إبتدا به تاریخچه شکلگیرى رمان که موضوع آن برگرفته از یک جریان واقعى دادگاهى است و همچنین به علت انتخاب نام رستاخیز براى اثر که با وصف طبیعت آغاز شده است مى پردازد. در ادامه ضمن مقایسه شخصیت قهرمان اصلى اثر با قهرمانهاى رمانهاى "جنگ و صلح"،" آنا کارنینا"، "حاجى مرإد" و" "خوشبختى" خانوادگى " به چگونگى تکامل روحى نخلودف که هدف غائى خود را رسیدن به کمالات انسانى و مبناى سعادت را زیستن براى دیگرى و عشق به همنوع قرار داده بود پرداخته مى شود.
ویراستاری، یکی از ضروریترین مراحل پیش از چاپ هر نوشته است. علیرغم پژوهشهای فراوان در زمینه ویراستاری، هنوز جایگاه این رشته از علم، به عنوان یک تخصص، آنچنان که باید تبیین نشده و آگاهی عمومی از آن اندک است. اهداف نگارنده در این تحقیق عبارت است از: الف) آشنا کردن خواننده با پیچیدگیهای ویراستاری ب) اثبات این که ویراستاری نیز به ماننده سایر حوزههای علمی، خود یک تخصص است و لذا باید نگرشی درخور به آن داشت. ج) پرتوافکنی بر جنبههایی از ویراستاری که برای آحاد نسل نو مبهم است. در همین ارتباط حد و مرز ویراستاری، رسالت ویراستار و ویژگیهای یک ویراستار موفق بیان میشود. طی این تحقیق، از دو قسم ویرایش سخن به میان میآید. ویرایشهای سطح نخست، لغزشهایی را در بر میگیرد که از نظر همه گویشوران زبان، خطا و تصحیح آنها ضروری است. ویرایشهای سطح دوم، در برگیرنده نکات ذوقی و زیباشناختی است و همگی، جنبه پیشنهادی دارد که پذیرش آنها به عهده نویسنده است. پرهیز از افراط و تفریط در ویراستاری و استفاده مطلوب از زبان که نقشی حساس در موفقیت ویراستار دارد از دیگر نکات مورد بحث در این تحقیق است. در انتها نیز پیشنهادهایی برای بهبود وضعیت ویراستاری در ایران ارائه میشود.
در این مقاله ، ضمن توصیف توانایی هنری در مرحله تکرار الفا توجه اصلی به فرآیند تکرار در دیگر حوزه های زبانی همچون تکرار در سطح نحوی زبان (ساختهای متوازی) معطوف می شود . پر واضح است که راز اصلی ابداع و هنر خلقت گری ادبی در همین تکرارها نهفته است . توازی و تقارن در یک اثر ادبی را می توان در چهارچوب یکی از فرآیندهای زبانشناختی زیر مدنظر قرار دارد : 1- ساخت سازگاری (وجهی)(Mood structure) ......
در مقاله ای که به خوانندگان تقدیم می شود، نویسنده، به رسم مختار خود طیفی از آرا گوناگون را عرضه داشته و، در نهایت، نظر خود را که از افراط و تفریط به دور می نماید اظهار کرده است. نظر نویسنده، هرچند از اعتدال نسبی برخوردار است، به هر حال دیدگاه هنرشناسان غرب را منعکس می سازد و الزاما، در همه ابعاد، با موضعی مطابقت ندارد که برای جامعه فرهنگی ما پذیرفتنی تلقی می شود. درج مقاله در نامه فرهنگستان به جهات زیر شایسته شمرده شده است: - جامعیت و تحلیل انتقادی مسائل مربوط به موضوع بحث؛ - این نکته که مبحث رابطه هنر و اخلاق شعر و ادبیات داستانی را که مانند هنرهای دیگر آفریده خیال اند در بر می گیرد چنان که در متن مقاله شواهدی نیز به این شاخه از هنر اختصاص داده شده است؛ - به مساله رابطه هنر و اخلاق، که در جامعه هنری و ادبی ما مطرح است، تاکنون با این رهیافت جامع الاطراف پرداخته نشده است. مع الوصف، درج این گفتار در مجله صرفا ناظر است به دعوت منتقدان هنری و اخلاقیون به تامل در جهات متعدد موضوع. امید است که با توجه به این نکات طرح مساله موجه شمرده شود و دست کم در نمایاندن جنبه های گوناگون آن مفید افتد ...
در جهان ادب، اصطلاحاتی وجود دارد که مفهوم آنها برای نسل جوان و حتی عده ای از استادان هنوز روشن نیست. این اصطلاحات را به دو دسته می توان تقسیم کرد: آنهایی که از قدیم وجود داشته لیکن با دستاوردهای ادبی در این عصر مفهوم تازه ای پیدا کرده است. آنهایی که با ظهور مکاتب جدید ادبی پدید آمده و در جامعه ادبی ما یا ناشناخته مانده یا بد شناخته شده است. از دسته اول، سبک و، از دسته دوم، چند صدایی plurality of voices (polyphony) را می توان شاهد آورد. ناشناخته ماندن یا بد شناخته شدن و یا شناخت مجمل و احیانا مبهم این اصطلاحات باعث آن گشته است که نویسندگان و منتقدان ادبی جوان الفاظی را به کار برند بی آن که معنای دقیق و روشن آنها را دریافته باشند. حتی در باب مکاتب ادبی غرب، با آن که در پرتو همت کسانی چون رضا سیدحسینی آثاری سودمند در دسترس قرار گرفته، هنوز سو تفاهم وجود دارد. همچنین مسائلی که در جهان ادب امروزی مطرح است و در باره آنها آرا گوناگون از جانب صاحب نظران اظهار شده، مثل رابطه هنر و اخلاقیات، هنوز به شایستگی و همه جانبه در نزد ما مطرح نشده است. نامه فرهنگستان در صدد آن است که این قبیل مطالب را، طی مقاله های ترجمه ای یا تالیفی، به تدریج، در صفحات خود درج کند و از این راه مفهوم روشن بعضی از اصطلاحات و مسائل و دریافت های گوناگون اهل نظر در باره آنها را به جامعه ادبی عرضه بدارد. به گمان ما، این اقدام یکی از نیازهای مبرم جامعه ادبی ما را جواب گو خواهد بود.....
نهضت رمانتیک در انگلستان در سال 1798 از طریق نشر کتاب ترانه های غنایی، کار مشترک وردزورث و کلریچ، موجودیت خود را اعلام کرد. رمانتیک های انگلیسی گر چه در زبان اشتراک داشتند اما در ملیت مشترک نبودند و کسانی که راه را برای این نهضت آماده و هموار کردند از قبیل تامس گری، رابرت برنز، ویلیام کوپر، ویلیام بلیک، برادران کالینز و ... به دوره پیش رمانتیک تعلق داشتند. هنرمندان عصر رمانتیک انگلستان داوری های قرن هجدهم درباره ادبیات قرون وسطی و عصر الیزابت را به کلی رد کردند و به همراه آن نظر عصر نسبیت به خویشتن دگرگون شد. منتقدان و هنرمندان این دوره، چون هزلیت و لمب و ...، رو به گذشته بردند اما آن را احیا نکردند بلکه از آن مطالب جدیدی بیرون کشیدند و به توصیف عهدی جدید و روح و بینش نو پرداختند. دوره رمانتیک عصر استقلال فردی بود که نویسندگان جبهه سیاسی واحدی نداشتند و اختلاف آرا و تمایلاتشان زیاد بود. آنان فرزندان زمان خویش بودند و این مقاله نیز به بررسی این دوره از ادبیات درخشان انگلستان و برخی از چهره ها و آثار شاخص آن دوره می پردازد.