هدف اصلی این مقاله، بررسی ویژگی های زبانی جامی در نفحات الانس است و نویسنده کوشیده است تا با تحقیق در نفحات ، کاربرد لغات ، ترکیبات، افعال ، عبارات عربی ، عبارت های فعلی و اشتراک لفظی را جست و جو کند و میزان تاثیر آیات قرآنی و احادیث و اقوال مشایخ و امثال عربی را دراین کتاب بسنجد و برای شناخت بیشتر، ویژگی های دیگری مانند دوگان سازی ، کاربرد خاص کاف تصغیر و جا به جایی افعال و حروف رامتذکر شود و در ضمن از توجه جامی به آداب ورسوم صوفیان و فرهنگ عامه به عنوان یک ویژگی سبکی یاد کند.
یکی از داستانهای مثنوی که مثنوی پژوهان و مولوی شناسان به دلایل گوناگون بدان اهتمام ورزیده اند داستان پادشاه و کنیزک است و نوشتن ده مقاله در این سده که هفت مقاله آن مربوط به دهه هشتم(1370تا1380ه ش ).است نمونه ای از این رویکرد می باشد.در این مقاله، نگارنده ضمن نقدو تحلیل ومقایسه تطبیقی مقاله های فوق و دلایل ضعف و قوت آنها به قرائت و بازخوانی جدیدی از داستان، دست یازیده که در مقالات گدشته بدان اشاره نشده است.تحلیل و نگاه نویسنده به داستان نه نگاه عرفانی ، اخلاق پزشکی، روان پزشکی، دینی ، نمایشی و جامعه شناسی که براساس روش ترکیب تداعی آزاد (Free Association) والتزام به رعایت اصول گفتگوی سقراطی است که طبیب الهی بر خلاف طبیبان دیگر به آن مقید و پایبند است.
میرزا محمدتقی، متخلص به بهار، شاعر، نویسنده، روزنامه نگار و پژوهشگری است که آثاری به نظم و نثر از خود به یادگار گذاشته. اشعار بهار، ساده، پرشور، گرم و صمیمی است که در آنها، شاعر مضامین شعری خود را همراه با تصاویر شاعرانه زیبایی ارایه کرده. نیروی تصویر آفرینی همیشه نشانه شاخص یک شاعر است. بنابراین، مقاله حاضر به بررسی تصاویر شاعرانه (تشبیه و استعاره)، در شعر بهار اختصاص یافته است. در این مقاله، به شعر و خیال (تصویر) اشاره شده است. تشبیه ها و استعاره های شعر بهار از لحاظ بسامد، موضوع (عناصر تصویر ساز)، فشردگی و گستردگی و نیز از جهت هدف شاعر از آوردن این تصاویر بررسی شده اند و در بخش پایانی مقاله درباره تناسب تصویر با موضوع بحث شده است.
محمود دولت آبادی، از نویسندگان نسل سوم داستان نویسی ایران است که مکانتی انکارناپذیر در داستان نویسی معاصر ایران دارد و بی شک بزرگ ترین نویسنده در حوزه ادبیات اقلیمی است که این امر مطالعه و بررسی جدی آثار او را ناگزیر می سازد. در این مقاله زبان داستان های دولت آبادی از دیدگاه سبک شناسی کاویده شده است که تلفیق گونه های عامیانه، کهن و بومی با ساختمان های نحوی خاص و تشبیهات گسترده حسی در بافت نحوی ویژه اهم شاخص های سبکی زبان داستان های او را شکل می دهد. از آنجا که دولت آبادی با داستان عقیل عقیل به سبک خاص خود دست یافت و در داستان جای خالی سلوچ آن را تکامل بخشید و در نهایت در کلیدر به اوج رساند، نگارنده در این مقاله به بررسی زبان روایت در این سه اثر دولت آبادی پرداخته است
خدایبانوان باروری، ایزدان محافظ حاصلخیزی و ناظر بارداری و تولد در بسیاری از تمد نهای چندخدایی هستند. گرچه اندیشه یافتن کاربرد آثار بدست آمده از مردمان پیش از تاریخ، راهی جز به گمان نم یبرد؛ اما با تکیه بر اساطیر به جای مانده از عهد تاریخی و داستانهای فولکلوریک، م یتوان کارکردهای زیر را برای پیکر کهای خدایبانوان باروری برشمرد:
1. تجسم ایزدبانوی مورد پرستش در منطقه، که غالباً خدای زمین و آ بها و در ارتباط با عشق، باروری و حاصلخیزی است.
2. استفاده در آیینهای باروری زمین، دام و انسان، آیی نهای بلوغ، درمان بخشی زنان سترون و یاری بانوان به هنگام زایمان.
3. نماد مادر، برای قرار دادن در مقابر کودکان درگذشته و همراهی آنان در سفر پس از مرگ.
این نوشتار به بررسی خدایبانوان مرتبط با حاصلخیزی در میانرودان و شرق میانه، آناتولی، مدیترانه، اروپای پیش از تاریخ، اژه و یونان، رم، اسکاندیناوی، ایرلند، آفریقا، مصر، هند، چین، ژاپن، قاره آمریکا و سرزمی نهای شمالی م یپردازد.