فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۰۶۱ تا ۱۴٬۰۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
مقاله به زبان فرانسه: قهرمانان نیز میمیرند: نقد نظریه ی رویین تنی آشیل و اسفندیار (Les héros aussi sont mortels : un regard critique sur la théorie de l’invulnérabilité d’Achille et d’Esfandiyâr)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Les critiques et les spécialistes iraniens de Chahnameh aussi bien que les comparatistes occidentaux ont à maintes reprises mis en parallèle Esfandiyâr et Achille, son homologue grec. Le motif qui a le plus souvent attiré leur attention sur le sujet consiste en invulnérabilité des deux héros redoutables. Un tel parallèle implique que l’on voie l’épisode d’Esfadiyâr de Chahnameh susceptible d’être redevable à l’Iliade et à l’Odyssée de l’aède grec Homère. Dans cet article, nous avons pour objectif de démontrer, d’une part, la véracité de la théorie de l’influence des épopées homérique sur la tradition nationale iranienne, et de l’autre, d’examiner si la tradition homérique considère Achille comme un héros mortel ou au contraire immortel et invincible. Ainsi, nous menons une étude sur les héros supposés invulnérables dans les traditions épiques mondiales et elle sera suivie d’une étude plus détaillée sur la question de l’invulnérabilité d’Achille et d’Esfandiyâr.
اُلّاه خوانی: تجلی عشق و حماسه در جشن های کویرنشینان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سروده های محلی یکی از دلنشین ترین گونه های ادبیات شفاهی اقوام ایرانی است. این سروده ها در درازنای تاریخ، همپای همیشگی و جدانشدنی محافل و نَقل رایج مراسم و گردهمایی های اقوام بوده است. برخی از این نواها، با وجود جذابیت لفظی، معنایی و فرهنگی فراوان، بنا به دلایل گوناگون ازجمله بی توجهی پژوهشگران حوزه ادبیات عامه و نیز عدم ارتباط گسترده گویشوران آن با مراکز فرهنگی-تحقیقاتی، تاکنون دورازدسترس و ناشناخته مانده است.
«اُلّاه» یکی از بوم نواهای عامه خیال انگیز منطقه کویر است که ساکنان روستاهای جنوبی شهرستان های شاهرود و دامغان (منطقه طُرود و سرکویر) از گذشته های بسیار دور آن ها را در مراسم عروسی خود به کار می بردند و تا کنون نیز پایایی و پویایی خود را حفظ کرده است. در این نوشتار کوشیده ایم تا علاوهبر معرفی اُلّاه، برای نخستین بار به بررسی ویژگی ها، نکته های ادبی و مشخصات اختصاصی آن بپردازیم و از این رهگذر، پیوندهای این آیین سُرور با ریشه های کهن فرهنگ ایرانی را بشناسانیم و نیز برخی ویژگی های حاکم بر فرهنگ عامه گویشوران را واکاوی کنیم.
ترانه های کار در شهرستان کهگیلویه (دهدشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترانه هایی که هنگام کار خوانده می شوند، بسیار گسترده اند. نمونه های فراوانی از آن ها را می توان در میان کشاورزان، دامداران و بافندگان مشاهده کرد. این گونه آواها، فضای کار را از یکنواختی و خشکی رها می سازند، خستگی و رنج توان فرسای کار را تسکین می دهند و نیروی تلاش، حرکت، شوق و امید را در درون زنان و مردان خسته از کار تقویت می کنند. مردان و زنان شهرستان کهگیلویه برای انجام هر کاری، شعری هم نوا با کننده کار و با مضمون و موسیقی و انگیزه مناسب داشتند. این ترانه ها در انتقال فرهنگ ها، باورها، ارزش ها و هنجارها، از نسلی به نسل دیگر، نقش مهمی دارند. سرایندگان گمنام این ترانه ها را برای بیان شادی ها، غم ها، دل تنگی ها و دردهای خود سروده اند. در جامعه عشایری و روستایی این منطقه، کارهایی ازقبیل برزگری، برنج کوبی، شیردوشی و رنگرزی، همراه با اشعاری خوانده می شود که متناسب با وضعیت و شرایط آن کار و با هدف تسریع، سرگرمی و رهایی از خستگی است. در این مقاله به بررسی و واکاوی ترانه های کشاورزی (برزگری، خرمن کوبی و برنج کوبی)، دامداری (چوپانی، دوغ زنی، شیردوشی و کوچ روی)، بافندگی (پره گردانی، رنگرزی و تمداربافی) پرداخته می شود.
جنبه های ادبی منظومه شاه باجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منظومه شاه باجی یکی از منظومه های غنایی ادبیات بومی مازندران است که از اواخر دوران قاجاریه و پهلوی اول به یادگار مانده است. سراینده آن ملاخانجان حیدری، یکی از گاوبانان خطه لفور ِشیرگاهِ سوادکوه، است. در این پژوهش، منظومه شاه باجی براساس نظریه قاعده افزایی و قاعده کاهی (هنجارگریزی) بررسی و تحلیل شده است. در بحث هنجارگریزی، هنجارگریزی معنایی و انواع آن و هنجارگریزی زمانی یا باستان گرایی در این منظومه بسامد بالایی دارد. انواع توازن نیز همچون توازن واژگانی (سجع متوازی) بیش از دیگر توازن ها در این منظومه بهکار رفته است. مصوتِ بلند «آ» و صامت های «ر»، «ل»، «م» و «ن» در این منظومه، به سبب قافیه سازی بسیار تکرار شده است. منظومه شاه باجی از نظر وزن عروضی به دو بحرِ هزج و متقارب خوانده می شود. راویان این منظومه، با توجه به نوعِ سازی که همراه آن نواخته می شود، وزن عروضی را برمی گزینند. محتوای اصلی منظومه عشق است که به سبب وجود شکاف و تضاد طبقاتی به صورت شکایت و سرکشی و اعتراض نمود یافته است.
دلایل شرح متعدد برخی از ابیات حافظ: با تحلیل و بررسی شروح دو بیت جنجال برانگیز
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعاتی که دامنهة گسترده و دفتر «پربرگی» در تحقیقات «حافظ پژوهی» یا «حافظ شناسی» در حوزه مقالات دارد، مبحث «شرح ابیات دیوان حافظ» است. از دلایل رویکرد فراوان نویسندگان به این موضوع، می توان به «ایهام» یا به قول برخی محققان، «دیریابی» و «دشواری» موجود در این ابیات اشاره کرد؛ به گونه ای که باعث شده گاهی دربارهة شرح بیتی از دیوان حافظ مقالات متعددی نوشته شود. در برخی از این مقاله ها تنها فقط به شرح یک بیت حافظ شرحپرداخته شده است و در برخی شرح دو بیت یا بیشتر. برخی از این نوع شرح ها در به شکل مقاله نیستند؛ بلکه یادداشت هایی در حاشیه ابیات استهستند،؛ مانند یادداشت های دکتر زرین کوب با عنوان «در حاشیهة دیوان حافظ» که در آن به شرح تعدادی قابل درخور توجهی از ابیات پرداخته شده است.؛ یا حاشیه هایی که در چاپ های متعدد دیوان حافظ آورده شده و سپس به صورت کتابی مجزا چاپ شده اند ( یادداشت های قاسم غنی) یا حاشیه هایی که برخی همچون انجوی شیرازی در حاشیه دیوان حافظ متصحیح خود نوشته اند که البته این گونه حواشی، بیشتر در قالب تذکر یا نظر نویسنده یا مصحح پیرامون درباره بیت ( گاهی واژه ای، و گاه قرائتی و گاه توضیحی) است تا شرح کامل. با این حال تعدادی از این نوع حواشی که ذیل درباره برخی ابیات جنجالی آمده، مفصل است؛ مانند:
بررسی تطبیقی آموزه های دینی در شعر ابی العتاهیه و ناصرخسرو قبادیانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
اعجاز ایجاز با حذف اجزای مختلف کلام در گلستان سعدی
حوزههای تخصصی:
سعدی یکی از بزرگ ترین شاعران و نویسندگان زبان فارسی و خالق چندین شاهکار ادبی ازجمله گلستان است؛ ازآنجاکه شاهکارهای ادبی در هر زبان برجستگی های متعددی دارد، تأمل در نثر گلستان ما را با ویژگی ""ایجاز""، به منزله یکی از ویژگی های برجسته کلام سعدی، مواجه می کند که نیازمند دقت و بررسی است. هدف این نوشتار بررسی میزان گرایش سعدی به ایجاز، نمود انواع ایجاز و بررسی عناصر دستوری بلاغی در نثر گلستان است. نویسندگان مقاله پس از تعریف، تقسیم بندی و مقایسه انواع ایجاز و ذکر پیشینه مختصری درباره آن، به تحلیل نمونه های ایجاز و دسته بندی انواع آن در گلستان پرداخته اند و در پایان به این نتیجه رسیده اند که پربسامدترین نوع ایجاز در گلستان ایجاز حذف است و با آنکه بسامد ایجاز قصر در گلستان نسبت به نوع نخست کمتر است، از تنوعی برخوردار است که می توان انواعی ازقبیل ایجاز دستوری و ایجاز معنوی برای آن قائل شد.
بازخوانی داستان جمشید بر پایة روابط گفتمان های مهری-زردشتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جمشید تنها شخصیّت اساطیری است که در شاهنامه دارای دو دورة زندگیِ کاملاً متفاوت است: در دورة نخستِ زندگی اش با پاک دینی و شکوه تمام ظاهر می شود و در دورة دوم نیز گرفتار سقوط معنوی و مادّی می گردد. بررسی متون اوستایی و پهلوی در مقام منابع مستقیم یا غیرمستقیمِ روایات شاهنامه نیز حاکی از تناقضات و سردرگمیِ این متون دربارة شخصیّت جمشید است. مقالة پیشِ رو درصدد است ضمن اثبات تعلّق جمشید به آیین مهری و واسازی روایات زردشتی، به برجسته سازی تناقضات موجود در این روایات و آشکار کردن نیروهای هم ستیز بپردازد و نقش مناسبات ایدئولوژیک و روابط دو گفتمان مهری و زردشتی را در صورت بندی این داستان تحلیل کند. از این منظر، تناقضات موجود دربارة جمشید بیش از هر چیز ریشه در روابط متغیّرِ سنّت زردشتی با سنّتِ مهری دارد؛ بدین معنا که جمشید نیز همانند بسیاری از عناصر کانونیِ آیین مهری ابتدا مشمول طرد و انکار گفتمان زردشتی واقع می گردد امّا بعدها در اثر چرخش های ایدئولوژیکِ این گفتمان، در آن جذب می شود. رابطة تقابلی- تعاملی گفتمان های زردشتی و مهری در خصوص جمشید، در صورت بندی نهایی این داستان در شاهنامه و بالطبع در روایات زردشتی آشکار است.
کارکرد سیاسی اسطورة آفرینش نمونة نخستین انسان در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاهنامه طرحی انداموار و یکپارچه دارد و اگر هم دارای دو بخش اسطوره ای و تاریخی است، این دو بخش به هم پیوسته هستند: بخش اسطوره ای به آفرینش و بخش تاریخی به تداوم آن توجه دارد. یکی از انگیزه های بنیادی در تدوین شاهنامه، احیای هویّت ایرانی بوده است. همین مسألة احیای هویّت موجب شده شاهنامه جایگاه حماسة ملی بیابد و از همان آغاز محتوایی پیدا کند که با تکیه بر مسائل فرهنگی، رسالتی سیاسی را دنبال می کند. مبنای فرهنگی شاهنامه عبارت است از نبرد اهورامزدا و اهریمن؛ چنین مبنایی هم توجیه چگونگی آفرینش و هم تداوم بخش زندگی جمعی است و هرگونه بازاندیشی در پیوند آفرینش با تداوم حیات به پدیدار شدن الگویی سیاسی می انجامد؛ نمونه های نخستین انسان به شاهان آغازین و الگوهای پادشاهی بدل می شوند و نبرد از اهورا و اهریمن به نمایندگان آن ها منتقل می شود و خویشکاری انسان را تجلی می بخشد. در بخش اسطوره ای، ایرانیان شکلی ابتدائی از حکومت را طرح کرده اند و آن را در گزینه های متعددی گنجانده اند تا به الگوی مناسبی برای حکومت دست یابند. وقتی به الگوی مناسب دست یافته اند آن را آرمان خود کرده اند؛ پس از آن در بخش تاریخی، برایش در پی جایگزینی واقعی برآمده اند.
تحلیل محتوایی معراج نامه های مزدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متون مکاشفه ای روایت گر رؤیاها و کشف و شهودهایی است که افرادی خاص بدان نایل شده اند. سفر به عالم معنا که تجربه ای جهانی است، در دوران ساسانی مورد توجه و اهمیت خاصی قرار گرفت به طوری که چهار نمونه از آن در میراث ادبیات نوشتاری این دوره بر جای مانده است. آنچه در این مقاله مورد توجه قرار می گیرد، بررسی و تحلیل محتوایی معراج نامه ها، شیوه اجرای این آیین و تجربه های سفر به جهان غیب و دلایل آن است. همچنین این مقاله در پی آن است که بداند آیا در دوران ساسانی، معراج امر رایجی بوده است یا خیر. به دیگر سخن، آیا این باور به دوران ساسانی منحصر است و یا امر تکرارپذیری در طول تاریخ ما بوده است؟ چه ضرورت هایی به بروز این تجربه ها منجر شده است؟ آیا همه این چهار تجربه مورد نظر، می تواند در یک ساحت فکری و معنوی قرار گیرد؟
تحلیل فرایند فردیت از نظرگاه یونگ در «اسکندرنامه» نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دو
منظومه شرفنامه و اقبالنامه حکیم نظامی گنجوی که به اسکندرنامه شهرت یافته، سرگذشت
سفرها و جنگ های اسکندر مقدونی است. نظامی در آفرینش این دو منظومه علاوه بر
استفاده از وقایع تاریخی از داستان های اسطوره ای و افسانه ها نیز استفاده کرده و
طرحی نو درانداخته است. اسکندر در این دو منظومه، آن سردار فاتح تاریخ نیست، بلکه
شخصیتی اسطوره ای و پیامبرگونه دارد که تمامی نیروهای زمینی و فرازمینی، او را در
راه پر فراز و نشیب سفرها و طی فرایند فردیت و مسیر شناخت خویشتن یاری می دهند.
اسکندر در شرفنامه، حکیمی است که در پی کسب حکمت، راهی آفاق شده و در اقبالنامه در
قالب یک پیامبر، سفری انفسی را تجربه می کند. نقد روان شناسانه این دو منظومه نشان
می دهد که این شاه جوان در سفرها با هر یک از عناصر ناخودآگاهی از جمله: سایه،
آنیما و پیر خرد دیدار می کند و سرانجام به خود و حقیقت والای وجود دست می یابد.
هدف این مقاله، تحلیل این کهن الگوها با تکیه بر دیدگاه های یونگ است.
مبانی رابطه انسان با طبیعت از دیدگاه مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعامل
انسان با طبیعت، بخش عمدة زیست انسانی است که به دلیل آسیب های
جدی در این حوزه، نیازمند تجدیدنظر و ارائه رویکردهای مؤثری است که این تعامل را
به شکلی پایدارتر و معنادار ترمیم کند. یکی از این رویکرد های مؤثر، نگرش عرفانی
مولاناست که بر جایگاه ویژة انسان در عالم و پیوند با آن تأکید دارد. این مقاله با
بررسی مبانی پیوند انسان با طبیعت در جهان بینی مولانا، به ترسیم الگویی پرداخته
است که بر اساس آن، انسان باید طبیعت را در باطن، همانند خود تجلی اسما و صفات
گوناگون الهی دانسته و در مقام خلیفه الهی، نگهبان آن باشد. علاوه بر آن،
عملکردهای انسانی در عالم، بازخوردهای اجتناب ناپذیری را بر وی تحمیل خواهد نمود و
انسان باید تلاش کند تا در حوزه عکس العمل، بازخوردهای منفی را از بین ببرد. در
نتیجه با درک درست جایگاه ویژه انسان و شناخت ویژگی های انسان و طبیعت، چگونگی
ارتباط همدلانه وی با طبیعت از دیدگاه مولانا آشکار می گردد.
تحلیل نحوی- معنایی «منادا» در مخالف خوانی های حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حافظ به دلیل انتقاد از اوضاع نابسامان زمانه، از شاعران مخالف خوانی محسوب می شود که با بهره گیری از امکانات زبانی، به دفاع از هنجارهای اخلاقی و اجتماعی پرداخته است. هدف این مقاله، بررسی و تحلیل نقش دستوری «منادا» در مخالف خوانی های اجتماعی حافظ است که با استفاده از شیوه توصیفی تحلیلی انجام گرفته است. نتیجه این تحقیق نشان می دهد که حافظ مهم ترین شگرد خود را در استفاده از منادا با ایجاد دو گروه: مناداهای محبوب و مناداهای منفور به کار بسته است؛ او ابتدا با استفاده از منادا موجب جلب توجه مخاطب می شود و سپس به کمک جمله های دارای نقش ترغیبی (امری، خبری، پرسشی، التزامی، شرطی و بازدارنده) که پس از منادا قرار می گیرند، به انتقال پیام و انگیزش مخاطب می پردازد؛ با توجه به اینکه جملات پس از منادا معمولاً حامل پیام مهمی از سوی گوینده هستند، حافظ نقش ترغیبی زبان را در این گونه از جملات که بیشتر دارای درون مایه های سیاسی- اجتماعی هستند، در خدمت مبارزه بی امان با ریا و ریاکاران قرار داده است.
آسیب شناسی ادبیات تطبیقی در جهان عرب نقدی بر الادب المقارن مشکلات و آفاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات تطبیقی به منزلة علم نوپای ادبی در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شکل گرفت. این علم پس از ظهور در فرانسه و سایر کشورهای اروپایی و امریکا، اینک در سراسر دنیا ازجمله کشورهای عربی شناخته شده است. در جهان عرب نخستین بار عبد الرزاق حمیده، ابراهیم سلام، و نجیب العقیقی هر کدام کتاب هایی با عنوان الادب المقارن تألیف کردند؛ اما هیچ کدام نتوانستند اصول این علم را تبیین کنند؛ تا این که محمد غنیمی هلال با تألیف کتاب مشهورش، الادب المقارن، توانست با تبیین درست اصول نظری مکتب فرانسه این رشته را در کشورهای عربی تأسیس کند. در دهه های اخیر پس از تغییر نگرش اساسی به ادبیات تطبیقی در جهان غرب، در جهان عرب نیز چهره هایی پیدا شدند که خواهان تغییر بودند. عبده عبود یکی از این چهره هاست. او با تألیف الادب المقارن مشکلات و آفاق ضمن طرد نکردن کامل مکتب سنتی فرانسه، به افق های جدیدی در ادبیات تطبیقی عربی با هدف بومی سازی آن پرداخت که در نوع خود بی نظیر است. این مقاله ضمن برشمردن افق های جدید در ادبیات تطبیقی و تحلیل نظریة پذیرش با نگاه انتقادی به برخی نواقص صوری و محتوایی این کتاب می پردازد