ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۹۸۱ تا ۹٬۰۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۸۹۸۱.

خمسه به مثابه نوع ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹۸ تعداد دانلود : ۶۸۰
نظامی گنجوی (530 614ق) با سرودن مثنوی های پنج گانه خود موسوم به خمسه/ پنج گنج بنیان گذار سنت خمسه سرایی در ادبیات فارسی و به تبع آن ادبیات ترکی شد که تا هشتصد سال در ایران و دامنه نفوذ فرهنگ ایرانی (هند و عثمانی) به حیات خود ادامه داد. در این گستره زمانی و مکانی وسیع، ده ها اثر با نام خمسه یا نام های مشابه سروده شد. وجود این دسته از آثار که علاوه بر نام مشابه، دارای ویژگی های مشترکی نیز هستند، از وجود نوعی در ادبیات فارسی و ترکی به نام «خمسه» حکایت دارد. هدف ما در این مقاله شناخت قراردادهای این نوع ادبی براساس خمسه های فارسیِ موجود است. برای این منظور، ضمن برشمردن خمسه های موجود یا مذکور ادب فارسی در مناطق و دوره های مختلف، به بررسی ویژگی های این خمسه ها پرداخته و قراردادهای اصلی و فرعی این نوع ادبی بیان شده است.
۸۹۸۲.

نقد ادبی در نخستین مطبوعات ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸۲ تعداد دانلود : ۶۰۴
نقد ادبی که در گذشته بدون داشتن معیاری علمی و مشخص بیشتر در قالب نقد الفاظ و معانی اثری ادبی مطرح بود، از دوره قاجار و به ویژه پس از نهضت مشروطه در اثر عواملی همچون امنیت و رفاه نسبی، تشویق شاعران درباری، میل به تجدد، رواج نهضت ترجمه آثار ادبی، رونق کار انجمن های ادبی و انتشار روزنامه ها و مجلات متعدد، با رویکردی جدید و علمی تر در، مقایسه با گذشته، مورد توجه منتقدان و محققان قرار گرفت. از آنجا که مطبوعات در این دوره در راستای تنویر افکار عمومی نقشی بسزا ایفا می کردند، در زمینه گسترش نقد ادبی با درج مقالات متعدد از نویسندگان منتقد نیز بسیار تأثیرگذار بودند و به عاملی مهم در رواج روحیه انتقادی و تألیف آثار برجسته ادبی تبدیل شدند. در این مقاله به شیوه توصیفی تحلیلی و با مرور این نوع مقالات در نخستین مطبوعات ایران، انتقادات ادبی برمبنای موضوع آن ها در سه حوزه «بحث های نظری درباره نقد»، «نقد یک جریان یا نوع ادبی» و «نقد آثار ادبی» مشخص شده است تا نخستین تلاش ها در راستای ارائه مفهومی صحیح از نقد علمی و جهت گیری های منتقدان ادبی در این سه حوزه و درنتیجه نقش آن ها در گسترش نقد علمی و عملی در دوره های بعد مورد بررسی قرار گیرد.
۸۹۸۳.

نگاهی به کاربرد نادرست و مکانیکی نظریه ریخت شناسی پراپ در متون ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۵ تعداد دانلود : ۶۰۳
ساختارگرایی یکی از مهم ترین حوزه های نظریه ادبی مدرن محسوب می شود که در شکل گیری موضوعات جدید، تبیین مشابهت و همسانی، و قابلیت تحلیل متون ادب فارسی از الگوهای استاندارد جهانی سهمی اثرگذار داشته است. اقبال به نظریه های غربی و کاربرد الگوهای ریخت شناسی امروزه چنان مورد توجه قرار گرفته که بسیاری از مقالات و تحقیقات ادبی با هدف روشن کردن زوایای پنهان متون و ارائه دستاوردهای نوین برپایه این نظریه ها تحلیل شده است و کمتر نقدی را می توان یافت که از کارکردهای ساختاری و ریخت شناسی بی بهره باشد. این مقاله با واکاوی مقالات علمی پژوهشی، به مطالعه رشد کیفی و کمّی پژوهش های ریخت شناسی در دهه های مختلف و بررسی ژانر ادبی آن ها پرداخته است و با سنجش میزان انطباق اصولی استفاده از این نظریه با شیوه علمی و استاندارد الگوی پراپ، آسیب های کاربرد این نظریه بر متون را همراه با شواهد، انتخاب نادرست نظریه ، ساده سازی عناصر داستان، بی توجهی به هدف و بستر نظریه، تکرار روش، نارسایی و ضعف مقدمه و نتیجه گیری بی ارتباط معرفی کرده است.
۸۹۸۴.

اقتباس مجموعه نمایشی «شهرزاد» از هزارویک شب براساس نظریه دادلی اندرو(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۳ تعداد دانلود : ۵۳۸
یکی از عرصه های پژوهش در ادبیات تطبیقی بررسی رابطه ادبیات و هنرهاست. کتاب گران سنگ هزارویک شب بر هنرهای مختلف، ازجمله هنرهای نمایشی، تأثیر چشمگیری داشته است و از این نظر شاید کمتر اثری ادبی بتواند با آن همانندی کند. دادلی اندرو میان اثر سینمایی اقتباسی و متن ادبی سه رابطه بنیادین را ممکن می داند: وام گیری، تلاقی، و وفاداری و تبدیل. این پژوهش با رویکردی تطبیقی و براساس نظریه اقتباس اندرو، درپی اثبات این فرضیه است که مجموعه نمایشی «شهرزاد» متأثر از فضای هزارویک شب بوده و از آن اقتباس کرده است. پژوهش در پایان با اثبات این فرضیه، به این نتیجه رسیده است که مجموعه نمایشی «شهرزاد» بیشتر اقتباسی از نوع وام گیری است که ایده و بن مایه های مضمونی متن این کتاب را به عاریت گرفته است. در وام گیری، فیلم ساز در جست وجوی یافتن متنی است که شهرت و اعتباری در مقام اسطوره و نقش کهن الگو در ذهن مخاطب داشته باشد و از این منظر، هزارویک شب دقیقاً همان ویژگی هایی را دارد که متن ادبی در این نوع از اقتباس باید داشته باشد.
۸۹۸۵.

هویت های مکانی شده: مطالعه فیلم «درخت گلابی» با رویکرد نقد زیست محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱۴ تعداد دانلود : ۶۵۲
در این مقاله، به کمک نظریات نقد زیست محیطی (بوم گرا/ بوم نقد )، داستان کوتاه «درخت گلابی» نوشته گلی ترقی و فیلم «درخت گلابی» (1376) ساخته داریوش مهرجویی که نسخه ای اقتباسی از داستان ترقی است، مطالعه و بررسی شده است. نقد زیست محیطی تلاش می کند تا روابط و وابستگی های فرهنگ و طبیعت را در متون ادبی تحلیل کند. این رویکرد ادبی به مطالعه آثار ادبی و هنری می پردازد و قصد دارد تا جایگاه زیست بوم را در آن ها برجسته کند. به عبارت دیگر، بررسی چگونگی دلالتمندی «مکان» در اثر موضوع توجه این نقد است. در فیلم «درخت گلابی»، شخصیت های فیلم در موقعیت هایی خاص، ارتباطی تنگاتنگ با طبیعت و فضاهای شهری دارند؛ اما در داستان کوتاه ترقی شخصیت اصلی بیشتر غرق در خاطره های خود است. طی این خوانش و براساس استراتژی های نقد زیست محیطی ، رابطه بین شخصیت ها و مکان (فضاهای طبیعی و شهری)، تضاد بنیادین بین زمان حال و گذشته، هویت جنسی زمان و مکان، و کارکرد خاطره مطالعه و بررسی شده تا شبکه معنایی که در تاروپود این دو اثر نهفته است، در ارتباط با یکدیگر آشکار شود. فیلم «درخت گلابی»، چونان که داستان کوتاه گلی ترقی، به واسطه تقابل های نام برده و همچنین زنانگی (طبیعت) و مردانگی (فرهنگ) و عشق و عقل است که معنادار می شود ؛ درواقع تقابل طبیعت (باغ دماوند) و فرهنگ (فضاهای شهری) به بررسی تطبیقی داستان کوتاه و فیلم از دیدگاه نقد زیست محیطی معنا می دهد. در داستان کوتاه و فیلم «درخت گلابی»، هویت ها نیز تنها در ارتباط با طبیعت (باغ دماوند و درخت گلابی) و فرهنگ (شهر و فضاهای شهری) قابل تعریف هستند.
۸۹۸۶.

گفتمان بازگشت ادبی و هنجارهای تصویری در شمایل فتحعلی شاه قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۵ تعداد دانلود : ۷۹۴
هر گفتمان متشکل از چندین گزاره و صورت گفتمانی است که با توجه به شرایط سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در هر دوره به وجود می آید. در دوره سلطنت فتحعلی شاه قاجار (1176 1213ق)، گفتمان مسلط بازگشت ادبی که همان گفتمان سنتی محسوب می شود، براساس نظام ادراکی حاکم بر عصری شکل گرفت که در آن شاه و دربار، در مقام نهاد تولیدکننده گفتمان یادشده، اصلی ترین حامی هنر و ادبیات شناخته می شوند. هدف اصلی این پژوهش بررسی نقش گفتمان ادبی بازگشت در تصاویر مختص فتحعلی شاه قاجار با توجه به وضعیت سیاسی، اجتماعی، زمینه های معرفتی و سامانه دانایی یا همان روح حاکم بر زمانه است. اگر بپذیریم که تا این دوره، نقاشی ایرانی و ادبیات فارسی کمابیش با یکدیگر در ارتباط و تعامل بوده اند ، باید گفت که با شکل گیری و قدرت یافتن گفتمان ادبی این دوره، هنجارهای تصویری در نقاشی ایرانی نیز دگرگون و ویژگی های تازه ای در آن پدیدار شد که در نگارگری سده های پیشین سابقه نداشته است. نگارندگان در پژوهش حاضر کوشیده اند تا براساس نظریه گفتمان فوکو، به عنوان الگوی روش شناختی و رویکردی بینارشته ای، به این مسئله بپردازند که چگونه گفتمان ادبی بازگشت موجب شکل دهی به تصاویر شاهانه مکتب پیکرنگاری درباری و اثرگذاری بر آن شد. بررسی ها نشان می دهد در این دوره، شعر و توصیفات شعری همچنان به منزله منبع الهام مورد توجه نقاشان بوده است . از این رو صورت های گفتمانی غالب در سبک ادبی بازگشت، یعنی صورت تاریخ و صورت سیاست که به گفتمان قدرت بدل شده بودند، در پرده های نقاشی تصویری جدید از شاه به نمایش گذاشتند؛ به طوری که تصاویر شاه غیرواقعی تر و هاله تقدسش بزرگ تر شد و همچنین پیکره شاه غیرملموس و استعاره ای تر گردید.
۸۹۸۷.

ملاحظاتی درباره منظومه شبرنگ نامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷۷ تعداد دانلود : ۷۰۵
شبرنگ نامه از سراینده ای ناشناس و یکی از منظومه های پهلوانی مهم پس از شاهنامه است. این اثر که گویا در سده ششم سروده شده است درباره کین ستانی شبرنگ، پور دیو سپید، از رستم و ایرانیان سخن می گوید. شبرنگ پس از اینکه درمی یابد رستم پدرش را کشته است، درپی کین خواهی از ایرانیان برمی آید. او ابتدا اولاد، فرمانروای مازندران، را می کشد و چون خود فرهمند نیست، مادرش مهیار بر تخت سلطنت مازندران می نشیند. سپس بنا بر فرمان مادر برای کین خواهی، روانه ایران می شود و پس از جنگ و گریزهای بسیار با ایرانیان شکست می خورد و به توران می گریزد. مادرش مهیار نیز پس از اسارت، زن بهرامِ گودرز می شود. ابوالفضل خطیبی و گابریله وان دن برگ این منظومه را به تازگی به شکلی عالمانه تصحیح کرده اند. این اثر دربردارنده بن مایه های نغزی در گستره ادب حماسی است. باوجود دقت نظر تصحیح کنندگان شبرنگ نامه ، به نظر می رسد در ضبط و نویسش برخی از ابیات این منظومه، کاستی ها یا لغزش هایی راه یافته است. نگارنده این پژوهش می کوشد با دیدی انتقادی و با مراجعه به نسخه بدل ها و دیگر منابع مرتبط، نویسش های پیشنهادی سازوارتری را ارائه دهد. در پایان نیز به برخی از ابهام های این منظومه اشاره می شود.
۸۹۸۸.

بررسی ظرفیت های اقتباس پویانمایی (انیمیشن) از منطق الطیر عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۵ تعداد دانلود : ۷۲۲
متون ادبی ایران به ویژه متون کهن هیچ گاه برای نمایش به نگارش درنیامده است؛ ولی برخی از آنها ظرفیت های نمایشی دارد و فیلمنامه نویسان می توانند به شیوه های مختلف از آنها اقتباس و استفاده کنند. منطق الطیر عطار یکی از منظومه های ادب عرفانی و جزو شاهکارهای ادبیات کلاسیک فارسی است که با معارف عمیق و غنی، در زمره آثار اقتباسی در گونه پویانمایی (انیمیشن) می توان به آن توجه داشت. پویانمایی روایتی از دنیای غیرممکن هاست؛ دنیایی که شگفتی مخاطب را برمی انگیزد و با حرکت و تصویر و تخیل هر امر محالی را ممکن می کند. با این توصیف، نویسنده در این مقاله می کوشد به روش توصیفی تحلیلی، عناصر ساختاری متون دراماتیک مانند ساختار نمایشی (کشمکش، گره افکنی، بحران و گره گشایی)، شخصیت پردازی، صحنه پردازی، گفت وگو و ... را با رویکرد ژانری و تمرکز بر گونه انیمیشن بررسی و ظرفیت های اقتباسی منطق الطیر در این قالب را بیان کند. تحلیل عناصر یادشده نشان می دهد منطق الطیر از ساختار منسجم داستانیِ مطلوبی برای بیان نمایشی برخوردار است؛ همچنین با داشتن ویژگی های حرکتی و تصویری و تخیلی، متن مناسبی برای فیلم نامه انیمیشن است. وجود شخصیت های پیچیده و جذاب نمادین، تنوع رنگ و حرکت، وجود مکان و زمان های مختلف و گوناگون در سفر و ... از دیگر ظرفیت هایی است که جنبه های تصویری این متن را برای اقتباس انیمیشن تقویت می کند.  
۸۹۸۹.

بررسی نگاره های گذر سیاوش از آتش بر اساس نظریه بیش متنی ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱۳ تعداد دانلود : ۸۹۱
طبق نظریه بیش متنیّت ژنت، شاهنامه یک پیش متن است و نگاره های شاهنامه که بر مبنای آن تولید شده و برای روایت متنیِ شاهنامه یک روایت تصویری خلق کرده است، بیش متن به شمار می آید. حال پرسش این است که بیش متن نگاره ها در چه مواردی مطابق با پیش متن شاهنامه بوده و در چه مواردی دچار تراگونی و تغییر شده است؟ برای پاسخ به این پرسش به خوانش تطبیقی و بینانشانه ای متن و تصویر می پردازیم. به این منظور روایت «گذر سیاوش از آتش» را که یکی از پربسامدترین مجالس در سنّت نگارگری ایرانی است، انتخاب می کنیم. به این ترتیب، پژوهش پیشِ رو به نقش روابط بینامتنی در تولید اثر توجه دارد و بر آن است تا با روی کرد بینامتنی چگونگی گشتار (انتقال) روایت متنی به روایت تصویری را بررسی و تبیین کند. پرسش های تحقیق به این شرح است: از نظرگاه روابط بینامتنی، نگاره گذر سیاوش از آتش چه میزان ارجاع های صریح به متن دارد؟ با توجّه به روابط بینامتنی، روایت تصویری تا چه حد دچار تغییر شده و تا چه حد یک سان و بدون تغییر باقی مانده است؟ روش پژوهش به این شرح است که نخست با بیان روایت متنی به تأویل و نمادشناسی عناصر اصلی می پردازیم و سپس با روی کرد تطبیقی روایت تصویری نگارگران را بررسی می کنیم. پس از آن نگاره ها را با روی کرد بیش متنیّت ژنت از دو منظر گشتار همان گونی و تراگونی تحلیل می کنیم. هدف تحقیق ارائه نمونه ای عملی برای تبیین کارکرد نظریه بیش متنیّت در پیکره مطالعاتی هنر ایرانی است.
۸۹۹۰.

L’Etude Comparée des Destins de Key Khosrow dans le Livre Des Rois Et de Perceval dans les Romans du Graal(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۷ تعداد دانلود : ۴۳۸
Depuis le XIXe siècle, plusieurs auteurs ont envisagé une influence iranienne sur les romans de chevalerie de l’Europe médiévale, mais dans des études qui cèdent souvent aux spéculations et aux fantasmes. Le sujet est pourtant prometteur, et cet article se donne pour objectif d’illustrer par une comparaison précise, fondée sur des textes, entre les destins parallèles du chevalier Perceval, héros de plusieurs textes médiévaux (le Conte du Graal de Chrétien de Troyes, le Parzival de Wolfram von Eschenbach, la Troisième Continuation du Conte du Graal de Manessier, le Haut Livre du Graal), et du roi iranien Key Khosrow, figure majeure de la partie centrale du Livre des rois de Ferdowsi, achevé au début du XIe siècle. Les ressemblances frappantes entre les moments clés de leur existence racontée (leur lignage, leur jeunesse orpheline loin du monde, leurs qualités spirituelles et royales, les épreuves qu’ils traversent, leur consécration, leur relation au sacré) suggèrent, sinon des influences partielles des traditions iraniennes sur la littérature européenne médiévale, du moins l’origine commune – indo-européenne – de la culture sous-jacente à ces récits épiques.
۸۹۹۱.

بررسی تطبیقی داستانِ سیاوش و روایت مادرِ تعزیه نامه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۰ تعداد دانلود : ۱۱۳۷
باورها و سنت های ایرانی و از پی آن نقش و جایگاه معصومان و قهرمانان کهن این سرزمین، در آیین ها، اسطوره ها و نمادهای شیعیان ایران، به ویژه در فرهنگ و شعائر و هنرهای عاشورایی، نمودها و جلوه های زیادی دارند و در بسیاری از سنت های دینی، بن مایه های این پندارها را می توان مشاهده کرد. در این میان، نسخ تعزیه، به دلیل حشر و نشری که با عامه مردم داشته اند، از این باورمندی سرشارترند. در این مقاله کوشش شده است تأثیر داستانِ سیاوش بر روایت نسخه تعزیه امام حسین (ع) نشان داده شود. از این رو، ضمن روایت خلاصه دو داستان و ویژگی هایشان، همانندی ها و پیوندهای آن ها در زمینه تولد رازناک از مادری آسمانی، جنبه ازلی بودن، کنش ها و واکنش های طبیعت در برابر این قهرمانان، پیشگویی و آگاهی ایشان از سرنوشتشان، حضور فرازمینی ها در روایت دو داستان، مرکب و ادوات ویژه، پاک نهادی و شهادت طلبی، تکرار شوندگی در بستر تاریخ، نیایش و شفاعت و نمادها و اشارات مشترک، واکاوی می شود . این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که چگونه می توان در کنار روایت یک واقعه تاریخی، سرگذشت رازآلود قهرمانان اساطیری را با پیشوایان مذهبی در آمیخت؛ به گونه ای که آن شخصیت را برای مردم باورپذیرتر و حتی در خور ستایش بیشتر سازد.
۸۹۹۲.

بینامتنیّت واژگان و مفاهیم قرآنی در منظومه ی ویس و رامین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۳ تعداد دانلود : ۵۵۳
ویس و رامین فخرالدّین اسعد گرگانی منظومه ای است رئالیستی و مبتنی بر داستانی کهن، بازمانده از روزگار اشکانیان به زبان پهلوی که در قرن پنجم ه . ق. منظوم گشت. از آن جایی که این منظومه مربوط به دوران پیش از اسلام است،  چندان انتظار نمی رود که در آن به مفاهیم قرآنی اشاره شده باشد؛ در حالی که شاعر در آن از واژگان و مفاهیم قرآن کریم در تبیین گزاره ها و نظم ابیات به وفور بهره گرفته است. پژوهش حاضر بر آن است تا منظومه ی مذکور را براساس پیوندش با آیات و مضامین قرآنی و برپایه ی نظریّه ی بینامتنی مورد نقد و بررسی قرار دهد. شیوه ی پژوهش براساس روش تحلیلی- توصیفی است و مبانی نظریِ آن نیز بر پایه ی آرای نظریّه پردازان بینامتنی است تا افزون بر نشان دادن ساختار منسجم ابیات، آشکار گردد که شاعر با چه ترفندهای ادبی ای، این مضامینِ وحیانی را در مثنوی خویش به کاربرده است. برآیند تحقیق حاکی از آن است که با وجود ادبیّات خاصّ غنایی حاکم بر متن و جلوه گری عشق و غنا در آن، شاعر تحت تأثیر حقایق قرآنی و عقاید اسلامی، از گزاره های قرآنی به طور مشهودی بهره برده است؛ به گونه ای که این اثر را افزون بر منظومه ا ی غنایی، به مجموعه ای از باورهای اسلامی و دینی شاعر در ذهن مخاطب جلوه گر می سازد.
۸۹۹۳.

بررسی و نقد ترجمه نونیه ابوالفتح بُستی به زبان فارسی؛ با تکیه بر اصل کمّیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۶ تعداد دانلود : ۷۶۵
نظریه پردازان از ترجمه شعر به عنوان دشوارترین نوع ترجمه یاد کرده اند. اصطلاح «ترجمه ناپذیر» عنوانی است که گویای وجود چالشی عمیق در ترجمه این نوع اثر ادبی است. این چالش به دلیل تغییرات عمده ای است که در شکل و ساختار ترجمه شعر اتفاق می افتد و آن را از متن اصلی بیگانه می کند. ظرافت و ریزه کاری های ادبی موجود در شعر، نظریه پردازان ترجمه را بر آن داشته تا به ارزیابی ترجمه از دریچه برابری و تعادل از حیث شکل و ساختار بپردازند و به صورت های متفاوت زبان شناختی دو زبان (مبدأ و مقصد) در فرایند ترجمه، توجه ویژه ای داشته باشند. در این جستار، به روش توصیفی تحلیلی و مقابله متن مبدأ و مقصد به بررسی اصل کمّیت به عنوان یکی از اصول مهم در ایجاد تعادل و برابری میان متن مبدأ و مقصد می پردازیم. سپس ارزیابی مفهوم «کمّیت» را در ترجمه نونیه ابوالفتح بُستی (قرن چهارم) از عربی به فارسی مورد توجه قرار می دهیم. این قصیده را بدرالدّین جاجرمی به شیوه نیمه آزاد در قرن هفتم به زبان فارسی برگردانده است. نتایج نشان می دهد که با وجود تلاش مترجم در حفظ کمّیت، ویژگی های نظام زبانی مقصد موجب روی آوردن به افزایش کمّی از سوی مترجم شده است. افزایش کمّی در دو سطح واژگانی و معنایی در ترجمه آشکار است.
۸۹۹۴.

بررسی گذار از شخصیت پردازی رئالیستی به مدرنیستی در «داش آکل» صادق هدایت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵۴ تعداد دانلود : ۱۷۴۷
«داش آکل» یکی از داستان های مهم ادبیات معاصر فارسی است و توجه فراوانی به آن شده است. یکی از نکاتِ جالب درباره این داستان، تفاوت های ظاهریِ آن با داستان های دیگرِ صادق هدایت است. قهرمان های ازخودگذشته و باغیرت و تفاخر به فرهنگ سنتی و پهلوانی، چیزی نیست که در داستان های دیگر هدایت، نمود داشته باشد و از این نظر این داستان سؤال برانگیز است. داستان های مدرنیستی هدایت معمولاً شخصیت محورند و شخصیت های آن ها درونگرا هستند. فرضیه این پژوهش این بوده است که داستانِ داش آکل برخلافِ باور رایج کاملاً رئالیستی نیست و از نیمه دوم، شخصیت پردازیِ مدرنیستی در آن مشهود است. شخصیت در داستان های مدرنیستی محوریت دارد و ذهنِ شخصیت، ملاک و محکِ وقایع داستانی است. در این پژوهش ابتدا خصوصیاتِ لازم برای این که یک شخصیتِ داستانی مدرن محسوب شود، مشخص شده و چارچوبی دقیق برای تحلیلِ شخصیت مدرنیستی تعیین شده است که بر اساس آن می توان شخصیتِ مدرنیستی را از شخصیتِ پیشامدرن تفکیک کرد. در داستان مدرنیستی شخصیتِ داستان، تبدیل به سوژه مدرن می شود. خصوصیات سوژه بر اساسِ آرای متفکران برجسته و تأثیرگذار مدرنیسم، به تحت سه عنوان معرفی شدند: 1) آگاهی 2) آزادی / اختیار 3) فردیت. سپس خصوصیاتی مورد بررسی قرار گرفتند که برای مدرنیستی بودن ضروری نیستند ولی در داستان های مدرنیستی معمولاً دیده می شوند. از این موارد چهار موردِ 1) اندیشمندی 2) توجه به ناخودآگاه 3) انزوا 4) مرگ اندیشی. وجود این خصوصیات در «داش آکل» فرضیه پژوهش را تأیید می کنند. دستاورد دیگر این پژوهش، تحلیلِ داستانِ «داش آکل» و موشکافی آن و بررسی رابطه های بینامتنیِ آن است که نشان می دهد این داستان، یکی از داستان های کلیدی در مرحله گذار از داستان رئالیستی به داستان مدرنیستی در ادبیات فارسی است و نمی توان آن را داستانی کاملاً رئالیستی محسوب کرد. توجه جایگاهِ کلیدی داستان «داش آکل» در تاریخ ادبیات داستانی معاصر فارسی، اهمیتِ این پژوهش را روشن تر می کند.
۸۹۹۶.

شیوه های ترغیب در متون عرفانی با تکیه بر منظومه حقیقه الحقّ یا آینه حقّ نما

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۳ تعداد دانلود : ۶۸۶
ترغیب، در متون عرفانی و دینی جایگاه ویژه ای دارد؛ همچنین مهمتر از تحذیر و عامل هدایت غیرمستقیم افکار عمومی است. جستار حاضر موضوع ترغیب در متن حقیقه الحقّ یا آینه حقّ نما اثر عبداللطیف چشتی را به منظور نشان دادن تلاش سراینده این منظومه در جلب سالکان به سمت عرفان توحیدی و نیز چگونگی جاودانه ساختن نام فرقه متبوع خود یعنی چشتیّه را در تاریخ متون عرفانی بررسی می کند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و شیوه ای نقادانه (برگرفته از شیوه های جدید زبان شناسی و تحلیل متن با الهام از نظریّات کارکردگرایانه یاکوبسن و لاسوِل) طرّاحی شده و به سبک آنان، ترغیب را در پنج محور عقلانی و استدلالی، جوّ ترغیب، محرّک، مخاطب، پاداش و محتوای ترغیب بررسی کرده است. نتایج تحقیق نشان می دهد علاوه بر رعایت امتیازات و آرایه های کلامی که ارزش ادبی فراوانی برای این اثر آفریده، کاربست مناسب و پربسامد ترغیب به عنوان یک شیوه آموزشی، بر غنای تعلیمی این متن افزوده است.
۸۹۹۷.

کارکرد مدحیِ اساطیر در شعر خاقانی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۹ تعداد دانلود : ۵۴۷
اساطیر ایرانی و سامی در شعر خاقانی بازتاب گسترده و متنوعی دارند و غالباً در قصاید مدحی او دیده می شوند؛ بدین صورت که گاه ممدوح به شخصیت های اساطیری تشبیه می شود و گاه بر آن ها برتری می یابد. قدرت خارق العاده و شکوه و بزرگی چهره های اساطیری که موضوعی آشنا و ملموس در ذهن مخاطب بوده، سبب شده است که خاقانی در مقام مدح، ممدوح خود را با آن اسطوره ها بسنجد یا بر آن ها برتری دهد و گاهی هم آن اساطیر را در برابر ممدوح، کوچک بشمارد؛ این کار نه تنها درباره اساطیر ایرانی بلکه در مواردی درباره اسطوره های سامی و برخی عناصر اسلامی هم رخ داده و شاعر گاه تا حدّ ترک ادب شرعی نیز پیش رفته است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی با هدف تبیین نقش و کارکرد اساطیر در شعر خاقانی جمع آوری شده است. نتایج بررسی ها نشان می دهد که خاقانی نه سر ستیز و مخالفت با اساطیر ایرانی دارد و نه به باورهای مذهبی و دینی بی اعتقاد است؛ بلکه شاعر در هر دو حالت چه آنجا که تشبیه می کند و چه آنجا که ممدوح را برتری می دهد و به کوچک شمردن اسطوره ها می پردازد در پیِ رسیدن به مقاصد مدحی خود و اقناع ممدوح و جلب توجه مالی و معنوی اوست.
۸۹۹۸.

ناپدیدشدگان در عرصه ادبیات (رمزگشایی از راز ناپدید شدن برخی قهرمانان در پایان داستان ها)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۷ تعداد دانلود : ۵۲۰
ناپدیدشدن قهرمانان و شخصیّت های داستانی، از نکات مورد توجهی است که در ادبیات ایران حضوری روشن دارد. این پژوهش با ذکر نمونه هایی از آثار ادبی جهان و تحلیل آن ها به این نتیجه می رسد که در ادبیات سایر ملّت ها نیز نمونه هایی مشابه با قهرمانان ناپدید شده در ادبیات ایران، یافت می شود و نتیجه دیگر آنکه باور داشت اصل ناپدیدی در همه ادوار بشری، حتّی دوره متاخّر نیز در میان همه اقوام وجود دارد. بنابراین، قدم بعدی یافتن دلیل این همسانی است که، به فرضیه ریشه مشترک در ادبیات جهان قوت می بخشد. نگارنده با بررسی راز ناپدید شدن قهرمانان، در شش محور و با پاسخ به این سؤالات که ناپدیدشدگان آثار ادبی، چه کسانی هستند، چه ویژگی هایی دارند؟ چرا ناپدید شدند؟ و چه ارتباطی میان ناپدیدشدگان با مکانی که ناپدیدی در آن صورت گرفته مثل کوه و غار و ... وجود دارد؟ سعی دارد به گونه ای پرده از این راز بردارد. از آنجایی که کهن الگوهای قهرمان، زمان، سفر، جاودانگی، مرگ و تولد دوباره، بازگشت و ... قابلیت انطباق با موضوع این پژوهش را دارد، هدف، بررسی ناپدید شدن قهرمانان بر اساس روش نقد کهن الگویی است که به مناسبت از نظریات یونگ، الیاده و کمبل نیز استفاده شده است .
۸۹۹۹.

مرور انتقادی نظریه اسطوره شناختی رنه ژرار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۸ تعداد دانلود : ۷۰۰
رنه ژرار، با اتخاذ رویکردی انتقادی نسبت به دیدگاه های مردم شناختی فریزر و اشتروس و در ضمن تعلّق خاطر به مکتب روان کاوی فرویدی یا همان روان کاوی متأخر فرانسوی، مبحثی را در باب تاریخ و فرهنگ مطرح می کند که آمیزه بدیعی از نقد ادبی، اسطوره شناسی، روان کاوی و دین پژوهی است. او با طرح این موضوع که در هر اسطوره ای می توان ردّپای خشونتی واقعی را یافت که در گذر زمان تبدّل یافته و تغییر چهره داده است، در نهایت به نوعی نظامِ اسطوره شناختی اُهمریستی روی می آورد که به موجب آن، خشونت های عینی تاریخی، برسازنده آیین ها و اسطوره های اقوام تلقی می شوند. به این ترتیب، با خوانش متون، قرائن و نشانه هایی را احصاء می کند که دالّ بر وجود میل محاکاتی در ساخت وجودی و روانی بشر و استمرار فراشد قربانی و بلاگردان در بنیادهای فرهنگی اقوام است. بر این اساس، مقاله پیش رو می کوشد با رویکردی تحلیلی انتقادی ضمن بررسی خاستگاه های نظری اندیشه ژرار، استدلال های وی را در این باره بررسی و تحلیل کند. در این پژوهش نگارنده با تأکید بر جایگاه نظری ژرار مبنی بر قول به عدم اصالت آگاهی، موضع ضد دکارتی او را نسبت به سوژه، محل تأمل می داند و معتقد است آنچه ژرار به مثابه ساختارِ بنیادی فرهنگ مطرح می کند، از نوعی ناخودآگاهی کور و لجام گسیخته پیروی می کند که مبتنی بر نفیِ جایگاه خودآگاه و خودکار بودگی میل است.
۹۰۰۰.

اسطوره خون (بررسی برخی کارکردهای وابسته به خون و نمود آن در شاهنامه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴۱ تعداد دانلود : ۶۵۳
زندگی آدمی با اسطوره و آیین عجین شده است؛ اشتراک در مفاهیمی چون رنج، شادی، جنگ، صلح، عشق و سایر عواطف، روزنه ای به سوی یک حس مشترک می گشاید که دلیلی برای روی آوردن انسان های تنها، به جمع می شود و به اسطوره و آیین آن ها معنا می بخشد. خون، بخشی از وجود زیستی آدمی و حیات سیال اوست که از پیکر فرد فراتر رفته، به میان افراد رسیده، بخشی از حس مشترک آدمیان را تشکیل داده و به نوبه خود منشأ بسیاری از اسطوره ها و آیین های کهن در زندگی فردی و اجتماعی بشر شده است. اسطوره خون در میان ملت های مختلف به صورت های گوناگون نمود یافته است. در میان اقوام ایرانی، اسطوره های مربوط به آن متنوع است که بخشی از آن ها در پیکر حماسه ملی ایران بروز و ظهور پیدا کرده است. ریختن خون و نوشیدن آن از جمله موارد تلفیق آیین و اسطوره است که در شاهنامه دیده می شود. این پژوهش با رویکرد تحلیلی تطبیقی همراه با شواهدی از فرهنگ های مختلف به بررسی اسطوره خون و کارکردهای آیینی آن، با توجه به داستان های شاهنامه پرداخته است. نتیجه تحقیق نشان می دهد که این اسطوره عمدتاً به صورت های بلاگردانی، دفع شرّ، کین خواهی، سوگواری، حیات و نیروی دوباره، کارکردی آیینی یافته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان