ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۵٬۷۴۱ تا ۳۵٬۷۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۳۵۷۵۳.

درباره اشتقاق واژه «ترکه»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵۶ تعداد دانلود : ۶۵۶
در فارسی امروز، واژه ترکه از جمله واژه های بسیار رایج است. این واژه، در فرهنگ نفیسی «شاخه بلند و باریک وسبز از هر درختی» و، در لغت نامه دهخدا، «شاخه جوان و تر و باریک» معنی شده است. به نظر نگارنده، ترکه واژه ای است مرکب از دو جز یا دو تکواژ تر و رکه که هر یک جداگانه بررسی خواهد شد. تر در فرهنگ ها و در متون با معانی متعدد آمده است که ذیلا شواهدی برای آن ذکر می شود: 1. تر، «هر چیز تازه و آبدار و سبز و نرم و هر چیز که پلاسیده و پژمرده نشده باشد، مانند گیاه تر و میوه تر». (فرهنگ نفیسی) چوب تر را چنان که خواهی پیچ نشود خشک جز به آتش راست (سعدی، به نقل لغت نامه دهخدا) و اندروی خرمای تر باشد سخت نیکو. (حدودالعالم، به نقل لغت نامه دهخدا) شواهد دیگر: بوسه تر، ابر تر، شعر تر، شربت تر، کتاب تر، شکرتر، نغمه تر. (لغت نامه دهخدا) 2. تره زا: تازه زاییده. (فرهنگ فارسی - کردی) 3. tarne tarne (= تازه تازه)، tarne (= تازه، گیاه جوان، انسان جوان). (شکری، ص 332) 4. ترچک، جوان، نازک و ترد. معمولا صفت برای رستنی هاست. (فرهنگ لری) 5. ترنم، افغانی به معنی آب اندکی که روی زمین یا لباس بپاشد. (کرباسی راوری، ص 91) 6. تروفرز و تروند به معنی نوباوه (برهان قاطع) و تردست که جلد و چست و چالاک معنی می دهد. (همان) 7. هم چنین واژه هایی که با آب و خیسی مربوط اند، مانند terit (= کاه شسته) (کرباسی راوری، ص 29)، و ترید کردن نان. 8. با تبدیل a به e و o، در سنگسری واژه terne (= باد شمالی که با رطوبت توام است) و در لاسگردی و شهمیرزادی towrune یا torvone (= ترانه، جوان، آبدار). 9. تر متاری (= بسیارتر، نمناک)، تریان یا ترنیان «طبق و سبد پهنی که از شاخ های باریک چوب ببافند» که در این جا نوعی رابطه معنایی مشهود است. بیرون شد پیرزن سوی سبزه و آورد پژند چیده بر تریان (لغت فرس) 10. terek «شاخه سبز و تازه درمنه». (واژه نامه راجی) 11. tere «نسل تازه و جوان را گویند» در ضیابر گیلان، از توابع صومعه سرا، نیز در ارمنی واژه های ذیل را داریم: tarm «خیس، تازه، شاخه، فرزند، جوان». (فرهنگ های ارمنی) 12. تراهی «میوه نوباوه و نورسیده» (برهان قاطع). شاید از همین ریشه باشد واژه t?rak «خربزه نارس» در سیستانی. (واژه نامه سیستانی) 13. ترمرگ (به زعم نگارنده به معنای «جوان مرگ») لفظی است که والدین در افغانستان برای نفرین فرزندانشان به هنگام خشم بر زبان می آورند...
۳۵۷۵۴.

جلوه از جمال بسم الله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱۵ تعداد دانلود : ۱۱۱۱
دراین مقاله بعد از ترجمه اى تفسیرگونه به نثر و نظم از نگارنده، سابقه و سیر آیهء کریمه بسم الله الرحمن الرحیم در نزول آمده و اشاراتى دهگانه به عقائد محدثان و مفسران رفته است. سپس شرح و تفسیر با. و إسم و الله و معانی آنهادرکتابها و تفاسیر ادبى وکلامى شیعى و سنى، چون جامع البیان طبرى و التبیان شیخ طوسى، و مجمع البیان طبرسى والکشاف زمخشرى، والجامع لاحکام القرآن قرطبى و انوارالتنزیل قاضى بیضاوى و الکتاب سیبو یه و حاثیهء شیخ زاده بر انوار التنزیل و روح المعانى آلوسى آمده و ضمن جرح و تعدیل با هم مقایسه شده است. والله الموفق والمعین و علیه التکلان
۳۵۷۵۵.

قول و احسن آن در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۰۷ تعداد دانلود : ۱۱۹۶
آیه کریمة «فبشرعباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» مستمسک بیشتر اصحاب سخن و ارباب اندیشه است وبه اقتضاءات گونا گون و مناسبت های فراوان مورد استناد قرار می گیرد. از آنجا که بهترین راه رسیدن به حقایق قران تدبر در انست ‘ موضوع (قول احسن و اتباع از آن) درنتیجه علاوه بر آنکه تلقی جدید ومتفاوتی با آنچه مشهور است بدست آمده ارزش و اهمیت تدبر ونقش اعجاز آمیز آنرا بیشتر روشن می سازد.
۳۵۷۵۶.

راهکارهاى را هبردى در فرایند ترجمه واژه هاى عربى به فارسى(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴۸ تعداد دانلود : ۱۱۹۲
امروزه برکسى پوشیده نیست که ترجمه به صورت یک "فن " درآمده است، فنى که باید اصول و قوانین آن ابتدا تدوین سپس تعلیم و تدریس گردد. در این میان با توجه به رابطه کهن و عمیق میان دو زبان عربى و فارسى و نیز ارتباط میان جهان عرب و ایرانیان، نیاز به تدوین اصول ترجمه از عربى به فارسى و برعکس بیش از پیش احساس مى شود. و از آنجایى که یکى از اساسى ترین و دشوارترین مراحل ترجمه، معادل یابى واژه هاست- امرى که همواره توجه مترجمین را به خود معطوف داشته است- لذا این نوشتار مى کوشد تا راهکارهایى عملى جهت ترجمه واژه هاى عربى و فارسى ارائه دهد. کشف رابطه میان معناى لغوى و اصطلاحى، میان معناى حقیقى و مجازى، میان معناى اصطلاحى وکاربردى واژه ها از یکسو و نیز توجه به سیاق جمله و فضاى حاکم بر متن و آشنایى با اوضاع مربوط به متن از سوى دیگر، از مهمترین این راهکارهاست.
۳۵۷۵۷.

تقابل معرفت و معیشت براساس قصه‌ای از مثنوی معنوی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات تعلیمی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه مولانا پژوهی
  3. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات بررسی مفاهیم عرفانی و اصطلاحات تصوف در ادبیات
تعداد بازدید : ۱۴۹۴
مثنوی معنوی مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به رومی یکی از گشاده‌ترین دفترهای معرفت انسانی و اسلامی است که از بدو ظهور، جان مشتاقان را از زلال جاری خود سیراب کرده و دست محتاجان وادی نیاز را گرفته و پا به پا برده است تا پله پله مقامات عرفانی را دریابند و طی کنند و از تبتل‌های ساده تا حال فنا را در خویش بیابند. در این تردیدی نیست. از دیگر سو، مثنوی معنوی هم جزئی از معرفت کلی بشری است که نمی‌تواند و نباید فاقد خواص و اوصاف معارف بشری باشد. از جمله این که احوال روحی، اوضاع اجتماعی، شرایط تاریخی و تنگناهای زمانی و زبانی نمی‌تواند در هر اثر ادبی ـ هر چند بس بزرگ و سترگ ـ هیچ‌گونه مدخلیـّتی و موضوعیـّتی و یا حداقل طریقیـّتی نداشته باشد. کوشش این جستار و گفتار بر آن است که تا حدودی مسأله تعیـّن‌های تاریخی و وجودی را در یک قصه از مثنوی شریف بازگشاید و آن مسأله این است که وقتی جهت فرهنگِ اجتماعی و اندیشه سیاسی و نیروهای تأثیرگذار تاریخی در یک برهه، جامعه را به سمت و سوی خاصی سوق دهد؛ کمتر متفکر و صاحبدلی است که خود را به تمامی از چند و چون‌ِ چنگال‌ِ آن رهایی بخشد. تأویل اجتماعی قصه فیلسوف و اعرابی در مثنوی در واقع بازکردِ تأثیر تاریخ جامعه و شرایط خاص فرهنگی جهان اسلامی در فاصله قرن‌های پنجم تا هفتم بر نگاه و اندیشه مولاناست، هرچند بسیار گذرا و کوتاه.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان