رابطة زبان رمان با واقعیّت مسأله ای است که از آغاز ظهور این نوع ادبی مورد بحث بوده، و اکنون نیز با وجود تئوری های مدرن و پست مدرن همچنان مورد توجه است. بر این اساس، مسألة حضور یا غیاب واقعیّت در زبان رمان، موجب چالش بین دو مکتب عمده در عرصة ادبیّات شده است. از یک سو واقع گرایی(Realism) در پی به فرض گرفتن حضور واقعیت در زبان رمان و ازسویی دیگر، نسبت به مدرنیزم، در پی اثبات غیاب آن است. در این مقاله پس از ارائة تاریخچه ای از نظریّات مختلف دربارة مکاتب رئالیزم و پست مدرنیزم ، نظریّات میخائیل باختین، منتقد روسی، دربارة زبان رمان مورد بحث قرار گرفته، و تلاش شده است با استفاده از این نظریّات، تضاد بین این دو مکتب بر سرِ زبان رمان به گفت وشنودی ذاتی در درون رمان تبدیل شود.
واژه تاویل در قرآن هفده بار آمده و از نظر اصطلاحی ، تعاریف گوناگونی از آن ارائه شده است و از نظر ناصر خسرو و اسماعیلیه باز گرداندن سخن به اصل آن و رسیدن به معانی باطنی سخن است. ناصر خسرو پس از پذیرش آیین اسماعیلی ، به عنوان حجت جزیره خراسان ، در شعر و نثر خود به تاویل آیات و احادیث پرداخت. با مطالعه و بررسی جنبه های تاویلی در آثار ناصرخسرو در می یابیم که : 1- اندیشه تاویلی ناصر خسرو بر خودگرایی و انسان محوری استوار است و در بیشتر موارد آیات و احادیث و حتی جزئیات احکام فقهی را به مراتب دینی اسماعیلی تاویل می کند. 2- تاویل بر عهده اساس است و سپس جانشینان وی این وظیفه را عهده دار می شوند . 3- لازمه دسترسی به تاویل اسماعیلی ، فراگیری رموز آن نزد امامان وداعیان اسماعیلی است. 4- تاویلاتی که در کتب اسماعیلیان از جمله ناصرخسرو آمده در پاره ای موارد با توجیه و استدلال همراه است و بیشتر از پشتوانه استدلال برخوردار نیست و به نظر می رسد که گونه ای از تداعی معانی باشد.