ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۳٬۸۶۱ تا ۳۳٬۸۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۳۳۸۷۶.

فعل های یک شناسه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۱۷ تعداد دانلود : ۲۶۷۸
در زبان فارسی، فعل هایی هست که برخلاف دیگر فعل ها فاقد صیغه های شناسه دار است. به عبارت دیگر، در آخر این فعل ها فقط شناسه سوم شخص مفرد (-َ د در مضارع یا صفر در ماضی) می آید و لذا ارزش شناسه را ندارد. به همین دلیل، آنها را یک شناسه می نامیم. در این گونه افعال، نهاد، به جای مطابقت با شناسه، ضمیر متصل مطابقت می کند. ظاهرا اولین کسی که فعل های یک شناسه را بررسی کرده خانلری است. وی به بررسی آنها در متون پرداخته و بر آن است که، در این نوع، فعل به ظاهر «گذرا» ست یعنی مفعول می پذیرد؛ اما مفعول ظاهر در معنی فاعل است. در این گونه فعل ها، شناسه، یعنی جز حرفی که بر شخص دلالت می کند، نیست و فعل همیشه یکسان با ساخت دیگر کس (غایب) مفرد می آید؛ اما، به جای شناسه، ضمیر مفعولی جدا یا پیوسته به کار می رود. این ضمیر (یا اسم در دیگر کس) از نظر دستوری مفعول است اما از جنبه معنوی یا منطقی جانشین نهاد (یا فاعل) جمله است: وی را خوش آمد... فعل های ناگذر همیشه یکی از حالات انفعالی را بیان می کنند و از این جهت می توان آنها را فعل های بیان خواند. (ناتل خانلری 1349، ص 97-98) خانلری این گونه فعل ها را مرکب و همکردهای آنها را شش تا می داند: آمدن، بودن، شدن، گرفتن، بردن، زدن. (همو، ص 98) در دستور آموزش متوسطه عمومی، فرهنگ و ادب، نوشته علی اشرف صادقی و غلامرضا ارژنگ، نیز این گونه فعل ها تحت عنوان جمله های چهار جزئی بررسی شده است. در این دستور، از دیدگاه فارسی امروز، به بررسی این گونه فعل ها پرداخته شده است. نکاتی که در این دستور درباره این گونه فعل ها آمده چنین است: - این جمله ها دارای نهاد نیستند و، از این رو، جمله های غیر شخصی نامیده می شوند.- این جمله های کوتاه دارای چهار جز اصلی هستند: اسم (یا صفت) + ضمیر متصل + فعل + شناسه. - شمار این گونه جمله ها نسبتا محدود است و نمی توان جمله های تازه ای شبیه آنچه هم اکنون در زبان وجود دارد، ساخت. ...
۳۳۸۷۷.

سبک(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۶ تعداد دانلود : ۶۷۰
در جهان ادب، اصطلاحاتی وجود دارد که مفهوم آنها برای نسل جوان و حتی عده ای از استادان هنوز روشن نیست. این اصطلاحات را به دو دسته می توان تقسیم کرد: آنهایی که از قدیم وجود داشته لیکن با دستاوردهای ادبی در این عصر مفهوم تازه ای پیدا کرده است. آنهایی که با ظهور مکاتب جدید ادبی پدید آمده و در جامعه ادبی ما یا ناشناخته مانده یا بد شناخته شده است. از دسته اول، سبک و، از دسته دوم، چند صدایی plurality of voices (polyphony) را می توان شاهد آورد. ناشناخته ماندن یا بد شناخته شدن و یا شناخت مجمل و احیانا مبهم این اصطلاحات باعث آن گشته است که نویسندگان و منتقدان ادبی جوان الفاظی را به کار برند بی آن که معنای دقیق و روشن آنها را دریافته باشند. حتی در باب مکاتب ادبی غرب، با آن که در پرتو همت کسانی چون رضا سیدحسینی آثاری سودمند در دسترس قرار گرفته، هنوز سو تفاهم وجود دارد. همچنین مسائلی که در جهان ادب امروزی مطرح است و در باره آنها آرا گوناگون از جانب صاحب نظران اظهار شده، مثل رابطه هنر و اخلاقیات، هنوز به شایستگی و همه جانبه در نزد ما مطرح نشده است. نامه فرهنگستان در صدد آن است که این قبیل مطالب را، طی مقاله های ترجمه ای یا تالیفی، به تدریج، در صفحات خود درج کند و از این راه مفهوم روشن بعضی از اصطلاحات و مسائل و دریافت های گوناگون اهل نظر در باره آنها را به جامعه ادبی عرضه بدارد. به گمان ما، این اقدام یکی از نیازهای مبرم جامعه ادبی ما را جواب گو خواهد بود.....
۳۳۸۷۸.

بترون، بترای، برای(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱۷ تعداد دانلود : ۸۳۴
مقدسی در بحث از زبان مردم خراسان آن گاه که از زبان دو مرو، یعنی مرو رود و مرو شاهجان گفتگو می کند می گوید: «و لا باس بلسان المروین غیر ان فیه تحاملا و طولا و مدا فی اواخر الکلم. الا تری ان اهل نیسابور یقولون برای این و هم یقولون بترون این، یعنی من اجل هذا. فقد زادوا حرفا» (مقدسی 1906، ص 334). یعنی... در زبان دو مرو تکلف و درازی و کششی در آخر کلمات است. آیا نمی بینی که نیشابوریان می گویند برای این و مرویان می گویند بترون این، یعنی «برای این»، که حرفی به آن اضافه کرده اند. کلیه کسانی که این قسمت را نقل کرده اند بترون را به بترای تصحیح کرده اند، زیرا بترون را فاقد معنی دیده اند. این که مقدسی می گوید در اینجا، یعنی در بترون، یک حرف اضافه کرده اند نیز به این تصحیح کمک کرده است. از جمله این کسان اند مرحوم ملک الشعرا بهار (? بهار، ج 1، 1337، ص 246)؛ مرحوم دکتر ذبیح اله صفا (? صفا 1338، ص 159) و مرحوم دکتر پرویز ناتل خانلری که اصلا کلمه را به شکل بترای نقل کرده و متذکر اصل آن نشده است. (? خانلری 1353، ص 29) قبل از این که وارد بحث در کلمه بترون شویم به این نکته اشاره می کنیم که دو کلمه برای و بترون در مقدسی، بر عکس نام های جغرافیایی ایران و سایر کلمات ایرانی که در متن چاپی او آمده، هیچ گونه نسخه بدلی ندارد. کلمه بترای مرکب است از حرف اضافه بت >) پهلوی (pad > pad و را و ی میانجی و کسره اضافه. را در زبان پهلوی برای افاده معنی سببیت و برای نشان دادن بهره ور عمل فعل به کار می رود، مانند ?d r?y یعنی «برای این، به این سبب» (قس. چرا؟ محض ارا) و ??r?y «چرا»؟ یعنی «برای چه؟» این حرف با حرف اضافه pad به صورت نوعی حرف اضافه مرکب گسسته به شکل pad...r?y نیز به کار می رود و همین کاربرد است که در فارسی به صورت برای درآمده است، یعنی مدخول این حرف اضافه به جای آن که میان دو جز آن قرار بگیرد، بعد از آن آمده و در نتیجه یک کسره به پایان padr?y اضافه شده است. p بعدها به b بدل شده و بعد از حذف d کلمه به شکل برای در آمده است ...

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان