این مقاله بر آن است تا فاتحهالکتاب مثنوی معنوی مولوی را که فشرده شش دفتر مثنوی است و در عرف ادبی از آن به «نینامه» تعبیر میشود با معیارهای فلسفه پدیداری مورد تحلیل و بررسی قرار دهد.
آسمان در مرکز اساطیر ایرانی قرار گرفته است و نحوه پیدایش ، رنگ ، و طبقات صور فلکی ... هر یک به نحوی در اساطیر ایرانی بازتاب دارد . در این مقاله ، تجلی نمادین آفرینش آسمان در چند اسطوره ایرانی تحلیل شده است ، که به نوعی در ادب پارسی نمود دارد ؛ اسطوره تخم مرغی شکل بودن آسمان ، اسطوره آبگینه بودن آسمان و اسطوره ای که منشا آسمان را آب می داند .
در زبان فارسی، فعل هایی هست که برخلاف دیگر فعل ها فاقد صیغه های شناسه دار است. به عبارت دیگر، در آخر این فعل ها فقط شناسه سوم شخص مفرد (-َ د در مضارع یا صفر در ماضی) می آید و لذا ارزش شناسه را ندارد. به همین دلیل، آنها را یک شناسه می نامیم. در این گونه افعال، نهاد، به جای مطابقت با شناسه، ضمیر متصل مطابقت می کند. ظاهرا اولین کسی که فعل های یک شناسه را بررسی کرده خانلری است. وی به بررسی آنها در متون پرداخته و بر آن است که، در این نوع، فعل به ظاهر «گذرا» ست یعنی مفعول می پذیرد؛ اما مفعول ظاهر در معنی فاعل است. در این گونه فعل ها، شناسه، یعنی جز حرفی که بر شخص دلالت می کند، نیست و فعل همیشه یکسان با ساخت دیگر کس (غایب) مفرد می آید؛ اما، به جای شناسه، ضمیر مفعولی جدا یا پیوسته به کار می رود. این ضمیر (یا اسم در دیگر کس) از نظر دستوری مفعول است اما از جنبه معنوی یا منطقی جانشین نهاد (یا فاعل) جمله است: وی را خوش آمد... فعل های ناگذر همیشه یکی از حالات انفعالی را بیان می کنند و از این جهت می توان آنها را فعل های بیان خواند. (ناتل خانلری 1349، ص 97-98) خانلری این گونه فعل ها را مرکب و همکردهای آنها را شش تا می داند: آمدن، بودن، شدن، گرفتن، بردن، زدن. (همو، ص 98) در دستور آموزش متوسطه عمومی، فرهنگ و ادب، نوشته علی اشرف صادقی و غلامرضا ارژنگ، نیز این گونه فعل ها تحت عنوان جمله های چهار جزئی بررسی شده است. در این دستور، از دیدگاه فارسی امروز، به بررسی این گونه فعل ها پرداخته شده است. نکاتی که در این دستور درباره این گونه فعل ها آمده چنین است: - این جمله ها دارای نهاد نیستند و، از این رو، جمله های غیر شخصی نامیده می شوند.- این جمله های کوتاه دارای چهار جز اصلی هستند: اسم (یا صفت) + ضمیر متصل + فعل + شناسه. - شمار این گونه جمله ها نسبتا محدود است و نمی توان جمله های تازه ای شبیه آنچه هم اکنون در زبان وجود دارد، ساخت. ...
در مقاله ای که به خوانندگان تقدیم می شود، نویسنده، به رسم مختار خود طیفی از آرا گوناگون را عرضه داشته و، در نهایت، نظر خود را که از افراط و تفریط به دور می نماید اظهار کرده است. نظر نویسنده، هرچند از اعتدال نسبی برخوردار است، به هر حال دیدگاه هنرشناسان غرب را منعکس می سازد و الزاما، در همه ابعاد، با موضعی مطابقت ندارد که برای جامعه فرهنگی ما پذیرفتنی تلقی می شود. درج مقاله در نامه فرهنگستان به جهات زیر شایسته شمرده شده است: - جامعیت و تحلیل انتقادی مسائل مربوط به موضوع بحث؛ - این نکته که مبحث رابطه هنر و اخلاق شعر و ادبیات داستانی را که مانند هنرهای دیگر آفریده خیال اند در بر می گیرد چنان که در متن مقاله شواهدی نیز به این شاخه از هنر اختصاص داده شده است؛ - به مساله رابطه هنر و اخلاق، که در جامعه هنری و ادبی ما مطرح است، تاکنون با این رهیافت جامع الاطراف پرداخته نشده است. مع الوصف، درج این گفتار در مجله صرفا ناظر است به دعوت منتقدان هنری و اخلاقیون به تامل در جهات متعدد موضوع. امید است که با توجه به این نکات طرح مساله موجه شمرده شود و دست کم در نمایاندن جنبه های گوناگون آن مفید افتد ...
در جهان ادب، اصطلاحاتی وجود دارد که مفهوم آنها برای نسل جوان و حتی عده ای از استادان هنوز روشن نیست. این اصطلاحات را به دو دسته می توان تقسیم کرد: آنهایی که از قدیم وجود داشته لیکن با دستاوردهای ادبی در این عصر مفهوم تازه ای پیدا کرده است. آنهایی که با ظهور مکاتب جدید ادبی پدید آمده و در جامعه ادبی ما یا ناشناخته مانده یا بد شناخته شده است. از دسته اول، سبک و، از دسته دوم، چند صدایی plurality of voices (polyphony) را می توان شاهد آورد. ناشناخته ماندن یا بد شناخته شدن و یا شناخت مجمل و احیانا مبهم این اصطلاحات باعث آن گشته است که نویسندگان و منتقدان ادبی جوان الفاظی را به کار برند بی آن که معنای دقیق و روشن آنها را دریافته باشند. حتی در باب مکاتب ادبی غرب، با آن که در پرتو همت کسانی چون رضا سیدحسینی آثاری سودمند در دسترس قرار گرفته، هنوز سو تفاهم وجود دارد. همچنین مسائلی که در جهان ادب امروزی مطرح است و در باره آنها آرا گوناگون از جانب صاحب نظران اظهار شده، مثل رابطه هنر و اخلاقیات، هنوز به شایستگی و همه جانبه در نزد ما مطرح نشده است. نامه فرهنگستان در صدد آن است که این قبیل مطالب را، طی مقاله های ترجمه ای یا تالیفی، به تدریج، در صفحات خود درج کند و از این راه مفهوم روشن بعضی از اصطلاحات و مسائل و دریافت های گوناگون اهل نظر در باره آنها را به جامعه ادبی عرضه بدارد. به گمان ما، این اقدام یکی از نیازهای مبرم جامعه ادبی ما را جواب گو خواهد بود.....
قرآن مترجم ماهان یکی از دهها ترجمه کهن قرآن است که تاکنون ناشناخته باقی مانده است. نسخه منحصر به فرد آن در موزه آستانه شاه نعمت ا... ولی در شهر ماهان محافظت می شود. در زیر هر واژه قرآنی، معادل فارسی نوشته شده که بر اساس رسم الخط کهن و ویژگی های آوایی، دستوری و واژگانی به نظر می آید این ترجمه مربوط به قرن پنجم یا ششم هجری باشد. به دلیل اهمیتی که این گونه ترجمه ها از لحاظ واژه های کهن فارسی دارند در این مقاله حدود شصت واژه مورد بررسی قرار گرفته است که با ذکر معادل قرآنی و شاهد یا شواهد از متن کتاب و نیز نقل شواهد از آثار و متون کهن، خصوصیت بارز اثر یعنی واژه های نادر و کمیاب و کهنه مشخص می شود.