مساله زمان پیوسته ذهن و دل، حاضر و غایب، و دیروز و امروز انسان را به خود مشغول کرده است. حضور زمان وجوه گوناگون پیدا می کند: تند آهنگ یا کند آهنگ، سبک بار یا گران بار، در آگاهی یا در غفلت. برای زمان، به اعتبارهای متعدد، تقسیم های گوناگونی قایل شده اند؛ اما همه آنها را می توان به دو تجربه یا تلقی عمده تحویل کرد: (?)زمان بیرونی که ظاهرا مستقل از حضور انسان و جدای از آگاهی، ذهن و تجربه هایش، بر مبنای حرکت اجسام و اجرام و تقدم و تاخر و توالی و تعاقب امور و پدیده ها در جریان است. (2)زمان درونی و وجودی، که گذار و گذرش به تجربه درونی و روحی انسان وابسته است. بر حسب آنکه اصالت و اولویت از آن کدام یک از این دو باشد، ادراکات، احساسات، تجربه های بشری و نوع صورت بندی رویدادها و کیفیت نظم و ترتیب آنها رقم می خورد. جهان، به منزله مجموعه امکان های گشوده بر ما- به تعبیر هیدگر- برای همه یکسان و یکنواخت نیست. این تجربه زیستن و به تبع آن «از آن خود کردن» است که جهان ما را شکل می دهد نه صرفا محیط خارجی و پیرامونی یا ظرف مکانی. به این معنا، جهان هرکس حیات منحصر به فرد اوست تا چگونه روایت خود را از این عالم به دست دهد و هستی خود را طرح بریزد، گرچه او را در وضعیت و موقعیتی افکنده باشند که بی حضور او رقم خورده باشد؛ زیرا امکان مقدم بر واقع است و برتر از آن نه بالعکس. این است که، در کنار تقدیرها، تدبیرها و تصمیم ها می رویند...
این بار، اثر قلمی محمود صناعی (1297 اراک- 1362)، نویسنده، مترجم، و روانکاو متفکر معاصر، به راهنمائی آقای ابوالحسن نجفی، برای گلچینی از دیرینه ها برگزیده شده است. وی مترجم کتاب معتبر و ارزشمند آزادی فرد و قدرت دولت (گزیده نوشته های هابز، لاک و استوارت میل در این موضوع) است؛ زبانی سالم و زلال و بیانی روشن و بی تکلف دارد. صناعی از استادان مبرز دانشگاه و بنیادگذار موسسه روان شناسی دانشگاه تهران بود و اثر ترجمه ای پرارزش او در روان شناسی، اصول روان شناسی، کتاب درسی دانشگاهی شد. طی سال های متمادی با مجله سخن همکاری داشت. این فارغ التحصیل ممتاز کالج امریکایی و دانشگاه لندن بر زبان انگلیسی تسلط و با ادبیات جهانی انس و الفت داشت. صناعی، با اشراف بر علم جدید روان شناسی و آشنایی با شاهکارهای ادبیات جهانی و دستاوردهای منتقدان و صاحب نظران برجسته ادبی، در این مقاله، تحلیل توان گفت بکری از تراژدی (به معنای عام)های شاهنامه به دست داده و، با این کار، نقد صورتگر را در باره داستان رستم و سهراب به مناسبت هزاره فردوسی که در همین مایه است با نظرهای تازه و پردامنه تری تکمیل کرده است. (برای شرح حال مشروح او← هوشنگ اتحاد، پژوهشگران معاصر ایران 2، محمد تقی بهار، یادداشت ها، ص 336-340) صناعی خوش برخورد، بی ادعا و به تمام معنی فرهیخته و مصاحبتش هم لذت بخش و هم بهره رسان بود. هم نشینان و دوستان و شاگردانش خاطره خوشی از او دارند. یادش زنده و روانش شادباد. در مورد شواهد شعری از شاهنامه، برای مزید فایده، اختلاف با ضبط چاپ خالقی مطلق نیز، به همت آقای ابوالفضل خطیبی، تهیه و در پانوشت نقل شده است...
در مجموعه داستان از پرنده های مهاجر بپرس نوشته سیمین دانشور، داستان کوتاهی به نام «میزگرد» وجود دارد که از هر حیث نامتعارف به نظر می رسد. این داستان را یک «مصاحبه گر» روایت می کند که با برخی شخصیت های اسطوره ای و ادبی – رستم، سعدی، حافظ و اخوان – به گفت و گو نشسته است. پیرنگ داستنان عمدتا تشکیل شده است از پرسش های مصاحبه گر و پاسخ هایی که شخصیت های یاد شده به او می دهند . به علاوه جملات معدودی که مصاحبه گر در پرانتز اضافه می کند و بیشتر به توضیحات مربوط به صجنه و نحوه عمل شخصیت ها در نمایش نامه شباهت دارند، مانند این که می گویند: «رستم سر به زیر می اندازد. اشک می ریزد روی ریش دوشاخه اش ...» ( دانشور ، ص 23) ...
یادداشت مجله کاوه: در جواب استفتایی که راجع به ترجمه بعضی لغات فرنگی به فارسی در شماره 10 کاوه از سال گذشته کرده بودیم هنوز، به واسطه تاخیر زیاد در ایاب و ذهاب پست، خبری از ایران نرسیده ولی در جواب در آن مقوله از نقاط بالنسبه نزدیکتر به ما رسیده که ذیلا آنها را نشر می کنیم. یکی از آنها که اول رسید از جناب آقای قونسول لیتن است که معروف خوانندگان کاوه بوده و در مملکت آلمان در خصوص تعلق خاطر به ایران و اطلاع بر زبان و اوضاع آن مملکت و جد و کوشش در امور راجعه به ایران درجه اول را دارد. جواب دوم از وسط دریای سرخ از حوالی باب المندب رسیده است. این جواب، که به شکل مقاله مختصری است، از جناب آقای میرزامحمدعلی خان ذکا الملک است که صیت فضل و آوازه فضایلشان را همه کس شنیده و ، علاوه بر مقامات علمی وادبی، ایشان مقام دولتی ورسمی نیز دارند و رییس مجلس شورای ملی و چند بار وزیر بوده و دو سال است جزو هیات نمایندگان ایران برای مجمع صلح در پاریس بوده اند و در ایران رییس محکمه تمیزند و مولف خیلی از قوانین و کتب و لهذا قول ایشان در خصوص ترجمه کلمات فرهنگی به فارسی اعتبار و اهمیت زیاد دارد که خود یکی از اولین متبحرین در زبان های فرنگی و از مترجمین هستند ...
در دوره ای که نیومارک (NEWMARK 1981) آن را دوره ماقبل زبان شناسی ترجمه می نامد، بحث درباره ترجمه حول یک سوال کلی صورت می گرفت و آن این بود که ترجمه باید به روش آزاد انجام شود یا روش نقل به عبارت، نظریه پرداز، که خود را مجبور به انتخاب این یا آن روش می دید، این پرسش را به صورتی تجویزی و با استناد به یکی از چهار عامل فرهنگی، اخلاقی، زبانی و زیباشناختی و یا مجموعه ای از این عوامل پاسخ می داد. پاسخ هایی را که با استناد به عوامل مذکور داده شده می توان، به طور خلاصه، به صورت قضایای دوگانه متضاد به شرح زیر بیان کرد: عامل فرهنگی الف) ترجمه ابزاری فرهنگی است. متن اصلی را تا آنجا که لازم است باید تغییر داد تا با فرهنگ مقصد سازگاری پیدا کند. ب) ترجمه ابزاری فرهنگی است. متن اصلی را باید با کمترین تغییر ترجمه کرد تا نمودار شیوه تفکر و بیان ملتی دیگر باشد ...