فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۱۸۱ تا ۸٬۲۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
خشونت در افسانه ها
مترجمان هزار و یک شب
آثار صادق هدایت
نگاهی به ترجمه مجاز مرسل در قرآن کریم با بررسی موردی ترجمه آیتی، الهی، فولادوند و خرمشاهی
حوزههای تخصصی:
قرآن مجید متنی است با لایه های شگرف که خوانش و بیان دلالت های آیاتش از راه ترجمه درنگی بایسته لازم دارد. بدین روی ترجمه های قرآن با نقد های بسیاری روبرو شده است. ولی با عنایت به بسامد مجازهای مرسل قرآن و دلالت های ظریف آ ن ها، ترجمه های این مجازها بررسی و نقدی مستقل می طلبد.
در این جستار به مثابه گامی در نقد ترجمه این قبیل تعابیر و متناسب با مجال یک مقاله، از میان ترجمه های فراوان فارسی، به چهار ترجمه (آیتی، الهی قمشه ای، خرمشاهی و فولادوند) که از اشتهار و تفاوت با یکدیگر برخوردارند پرداخته شده است. بدین جهت با بهره گیری از مراجع تفسیری المیزان فی التفسیر، جوامع الجامع ومفاتیح الغیب ...، مجازهای مرسل در 10 جزء اول قرآن مشخص گشته و به روش استقرایی استنتاجی ترجمه تعابیری مانند: «أصابع» با علاقه کلّیّت، «ایتام» با علاقه ماکان و «لباس» با علاقه سببیّت ، بررسی و نقد شده است. حاصل این پژوهش معلوم ساخته، ترجمه های مجاز های مرسل یک نواخت نیست، هر یک از مترجمان سبک خاصی را دنبال نکرده است ، گاه از تعابیر مجازی زبان مقصد استمداد جسته و گاهی با بهره گیری از ترجمه توضیحی دلالت تعبیرات را رسانده اند. در مواردی، برخی آرایه بلاغی نهفته در تعبیرات مجازی را فرو نهاده به ترجمه تحت اللفظی (حرفی) مجازها بسنده کرده اند، ترجمه ای که مفهوم مورد نظر تعبیر مجازی را نمی رساند. در پایان نیز ترجمه این چهار مترجم با یکدیگر مقایسه و به بیان رویکرد انتخاب شده از سوی هر یک پرداخته شده است.
ادب در شعر حافظ
حوزههای تخصصی:
سخنرانی: نفوذ ادبیات فارسی در جهان:(متن سخنرانی دکتر تمیم داری در سمینار«تعامل ادبی ایران و جهان»)
حوزههای تخصصی:
چهره به چهره: چرا کسی نمی گوید: خورشید آقا، خانم کلاغه؟ (مفهوم و مرز شعر کودک)
حوزههای تخصصی:
تداخل سطوح روایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از نظر تئوری سطوح روایی را می توان به سه سطح تقسیم کرد که درهم فرورفتنِ آن ها تداخل سطوح روایی (metalepsis) نامیده می شود. به عبارت دیگر، متالپسیس «هر نوع دخالت راوی یا راویت شنوی برون داستانی در سطح داستانی یا هر نوع دخالتِ شخصیت های سطح داستانی در دنیای راویت درونه ای یا بالعکس هر نوع دخالت شخصیّت های داستان درونه ای در سطح داستانی است». از این رو، در تمامی روایت هایی که دارای داستان درونه ای هستند، استعدادی بالقوه برای آمیختگی این سطوح وجود دارد. سؤالات این پژوهش عبارتند از این که: 1) تداخل سطوح روایی چیست وآیا این شیوه در داستان های پست مدرن وجود دارد یا ریشه در داستان گوییِ کلاسیک دارد؟ 2) کارکردها و تأثیرات استفاده از این شیوه در متون روایی چیست؟ 3) شیوه های تداخل سطوح روایی به چند نوع تقسیم می شود؟ در جستار حاضر تنها در پی تعریف و تبیین مبانی نظریِ این ابزار روایت شناسی هستیم.
رشیدالدین محمد بیدوازی و آثار نویافته او
حوزههای تخصصی:
نامهای ایرانی و اصالت آنها
حوزههای تخصصی:
خاقانی و ساخت «ترکیبات خاص» در سبک هندی
حوزههای تخصصی:
سبک هندی چه در فرم و چه در محتوا مختصاتی چشم گیرتر نسبت به دیگر سبک های شعر فارسی دارد. در سطح فرم چندین عناصر زبانی وجود دارد که باعث غموض و پیچیدگی زبان شده است. از جمله عوامل ابهام زبان شعر سبک هندی، وجود «ترکیبات خاص» است. این نوع ترکیبات، کلماتیاست که در محور هم نشینی زبان در کنار یک دیگر قرار گرفته، باعث تعقید زبان و آشنایی زدایی می شود. محققان و پژوهش گران، وجود «ترکیبات خاص» را به صورت انحصاری متعلق به سبک هندی دانسته و ساخت این نوع ترکیبات را نتیجة ابتکار و پویایی ذهن و تخیل شاعران سبک هندی می دانند. در این مقاله ترکیبات خاقانی و ترکیبات (ترکیبات خاص) بیدل دهلوی شاعر بزرگ سبک هندی در سطح زبان بررسی شده و زیرساخت این نوع ترکیبات با ابعاد گستردة ساختاری آن ها مورد تحلیل قرار گرفته است.
بررسی و نقد کهن الگویی انه اید ویرژیل
حوزههای تخصصی:
یکی از رویکردهای مهم نقد ادبی، نقد کهن الگویی است. کهن الگوها شامل تصاویر بالقوه، ابتدایی و صور مثالی است که در ناخودآگاه جمعی بشر وجود دارد. به اعتقاد «یونگ»، این عناصر، محصول تجربه همگانی است که در همه نسل ها تکرار شده است. «انه اید»، منظومه ای اساطیری است که ریشه در ناخودآگاه جمعی رومی ها دارد. این اثر را می توان با رویکردهای مختلف، از جمله رویکرد نقد کهن الگویی تحلیل و بررسی کرد. بسیاری از کهن الگوها از جمله: کهن الگوی «قهرمان»، «آنیموس»، «پیر دانا» و «سایه» و چگونگی تبلور هر یک از این کهن الگوها بر شخصیّت های داستان، به عنوان ﻣسئله اصلی پژوهش ارزیابی شد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که انه، کهن الگوی قهرمان است که برای رسیدن به فرآیند فردیّت، سه مرحله جست وجو، پاگشایی و بلاگردان را با موفقیّت پشت سر می گذارد تا به خویشتن که غایت فرآیند فردیّت است دست یابد. کهن الگوی آنیموس بر روان «دیدون» و «کامیل» فرافکنی شده است. «ونوس»، کهن الگوی پیر داناست که قهرمان داستان را در سراسر منظومه یاری داده است و در نهایت، انه به مبارزه با «تورنوس» که سایه درونی اوست، می رود و بر او غلبه می یابد. روش تحقیق، تحلیل محتوا در چارچوب نقد ادبی است. بنابراین هدف پژوهش حاضر، نقد کهن الگویی منظومه انه اید ویرژیل با ﺗﺄکید بر آرای یونگ است.
فرآیند شعر نو و محورهای آن
حوزههای تخصصی:
از زمان سرایش«افسانه» اثر وزین نیما (1301 ش.) تا کنون شعر نو در انواع و سبکهایی خاص همواره مسیر هایی متفاوت را پیموده است. شاید به جرات بتوان اذعان کرد که بیشتر این مسیرها از روند اصلی و هدف وجودی شعر فاصله گرفته و همواره در تنگناهای گوناگونی قرار گرفته است.
اگرچه در ادب امروزین، نیما را پدر شعر نو فارسی نامیده اند، اما به نظر می رسد وی نتوانست به اوج قله های این بدعت تازه دست یابد و پس از او کسان دیگری به این جایگاه دست یافتند؛ اما از این زمان به بعد مشاهده می شود که بسیاری از شاعران یا شاعرنمایان به تمسخر یا از روی عشق و علاقه راه هایی را در بیان احساسات خویش پیمودند که درخور نقد و بررسی و بازبینی است. از این رهگذر، شعر هایی چون شعر نو، شعر سپید، شعرحجم،طرح و... پدید آمد. در حقیقت بسیاری از این بدیع سرایان که می خواستند طرحی نو درافکنند، با ادبیات هزار ساله زبان فارسی بیگانه بودند و تنها قالب و فرم این طرح نو را می دیدند؛ اما غافل از آنکه بخش اعظم این هنر، برخلاف هنر هایی، چون نقاشی، موسیقی و...، زبان و قواعد به هم پیچیده زبانی است که بدانها نمی توان بی توجه بود؛ در این میان، کسانی موفق و پیروز شدند که با توجه به آن پشتوانه زبانی، بیانی رسا، شیوا و گیرا داشتند. نیز باید گفت در این نوع شعر قله ها برخلاف شعر کلاسیک انگشت شمارند.
سرودی در ستایش اپام نپات
آشنایی با مکاتب ادبی جهان : رمانتیسم
حوزههای تخصصی:
ابداع اوزان تازه در شعر فارسی (مصاحبه کتبی با سیمین بهبهانی)
حوزههای تخصصی:
ضرورت تصحیح مجدد دیوان ابوالفرج رونی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابوالفرج رونی از شاعران توانایی است که شعر او به دلایل مختلف دارای اهمیت است. دیوان این شاعر شامل قصاید، قطعات، رباعیات و غزلیات تاکنون دو بار در ایران تصحیح و منتشر شده است. نخستین بار در سال 1304 به اهتمام چایکین و بار دوم در سال 1347 به کوشش محمود مهدوی دامغانی. این مقاله با بررسی چاپ اخیر ضعف ها و نارسایی های آن را در چند مورد نشان می دهد ؛از جمله: شیوه تصحیح (نامشخص بودن و غیرانتقادی بودن آن)،ایرادات مربوط به نسخه بدلها ( ذکرنکردن نسخه بدلها، ضبط نا درست نسخه بدلها، ضبط نکردن حواشی نسخه بدلها)، ایرادات مربوط به تعلیقات، نقص در نمایه های پایانی و غلطهای چاپی. بدین ترتیب مشخص می شود که این تصحیح از دیوان ابوالفرج که امروزه، در دسترس است خطاها و اشکالات کوچک و بزرگ بسیاری دارد که تصحیح دوباره آن را توجیه می کند.