بررسی تأثیر مؤلّفه عشق در ابعاد نیهیلیسم در شعر فروغ فرخزاد و احمد شاملو
حوزههای تخصصی:
در شعر معاصر اغلب شاعران با شکست در روابط عاطفی، به نیهیلیسم گرایش یافته اند. عشق یک مؤلّفه مهم در پوچ گرایی شاعران معاصر است. فروغ فرخزاد و احمد شاملو از شاعران برجسته معاصر هستند که مؤلّفه عشق در ارتباط با نیهیلیسم در شعرشان دیده می شود. در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی با هدف بررسی ارتباط عشق و ابعاد مختلف نیهیلیسم به عنوان یکی از دلایل پوچ گرایی دو شاعر، اشعار غنایی و اجتماعی آن ها بررسی شده است. در گرایش های پوچی هر دو، در بُعد فردی و اجتماعی شعرشان، مؤلّفه عشق در نیهلیسم فردی، نیهلیسم سیاسی و نیهلیسم اجتماعی دیده می شود. نتایج تحقیق نشان می دهد: در بُعد فردی علت اصلی گرایش آن ها به نیهیلیسم «شکست در عشق» است. فرخزاد با شکست عاشقانه در نیهلیسم باقی می ماند و تا پایان شاعری از اندوه و افسوس جدایی می سراید اما شاملو در دوره ای به نیهیلیسم عاشقانه می رسد و بار دیگر به یاری عشق متعالی آیدا از نیهیلیسم گذر می کند و زندگی تازه ای آغاز می کند. نیهیلیسم سیاسی فقط در شعر شاملو آمده است و مربوط به شکست عاطفی شاعر از عشق به یاران مبارزی است که در مبارزه سیاسی، او را رها کردند. در بُعد اجتماعی، هر دو از زوال عشق در میان مردم به اندوه نیهیلستی دچار شده اند، تفاوتشان در این است که نیهلیسیم فرخزاد در ارتباط با جامعه مردسالار و روابط اجتماعی مردم دیده می شود؛ اما نیهیلیسم شاملو همسو با شکست های سیاسی است که به دلیل اندوه از زوال عشق مردم در عرصه اجتماع است.