داستان های قرآن کریم از حیث آنکه بافتار روایی دارند، می توانند از لحاظ علم روایت شناسی مورد تحلیل و بررسی قرار گیرند. در این نوع تحلیل، ارتباطات درون متنی میان مؤلفه های روایت بررسی می شوند. از میان قصه های قرآن، داستان موسی (ع) دارای گسترده ترین متن روایت است که در سوره های مختلف به شکل پراکنده نزول یافته است. میخائیل باختین با ابداع مفهوم «کرونوتوپ» که در آن نسبیت میان دو عنصر زمان و مکان و ارتباط آنها با یکدیگر و قیاس این دو مؤلفه با سنجه های عینی و زمینی آن، مورد تحلیل قرار می گیرد، به تحلیل روایت در قصه می پردازد. پرسش اصلی مقاله حاضر این است که با استفاده از ابزار کرونوتوپ، داستان موسی (ع) در قرآن واجد چه ویژگی های منحصر به فردی است که آن را از روایت داستان این پیامبر در تورات ممتاز می کند و اینکه روایت هستی این پیامبر چه همسانی و تفاوتی با داستان های دیگر پیامبران در قرآن دارد. نتیجه تحلیل نشان می دهد که قرآن کریم در قسمت های قابل تطبیق با تورات از زمان و مکان سنجه پذیر تبعیت نمی کند و در بخش هایی از قصه موسی که در تورات روایت نشده و تنها قرآن به نقل آن پرداخته است، مانند موسی و خضر، زمان و مکان، ویژگی رمزی و جادویی می گیرند.
بنیاد های فکری و ساختار ذهنی هر ملت و جامعه ای در آثار ادبی و هنری درخشان آن بازتاب می یابد. شاهنامه فردوسی با مجموعه ای عظیم از یادگارهای کهن، نمونه ای حماسی از محتویات و نمودهای ناخودآگاه جمعی قوم ایرانی است. طغیان در برابر ستم (قیام کاوه آهنگر در برابر ضحاک: داستان فریدون) حفظ آبرو، زیر بار زور نرفتن (داستان رستم و اسفندیار) نکوهش تهمت و اثبات پاکی و بی گناهی(داستان سیاوش) باور به نیروی ایزدی و آسمانی(فر یا فره ایزدی، سیمرغ و ...) گسستن این نیرو در اثر ناسپاسی(جمشید و اسفندیار) راز و نیاز همراه با مناسک آیینی (رستم پیش از کارزار یا پس از آن، گذر از آب: داستان کیخسرو) و ... از نمونه های نهفته در ناخودآگاه قوم ایرانی و سرچشمه گرفته از کهن الگوها هستد که او را در کسب انرژی از آغاز آفرینش(زمان مقدس)، نیروی پایان ناپذیر یاری می رساند. مفاهیم نهفته در نهاد آدمی می تواند او را در پیوند با سرچشمه آفرینش نگه دارد، در سلامت روانی، تعالی و سامان اجتماعی مفید و مؤثر واقع گردد. این مقاله با بررسی بعضی شخصیت های اسطوره ای و مفاهیم کهن الگویی درصدد آن است تا نشان دهد ارتباط با زمان مقدس و ازلی، از رهگذر کلید فهم فرهنگ ها یعنی اساطیر می تواند ساختار ذهنی سالم و نیرمندی را در جامعه ایجادکند.
این پژوهش بر آن است تا مجموعه داستان کوتاه یوزپلنگانی که با من دویده اند از بیژن نجدی را بر مبنای نقد جامعه شناختی ادبیات و با روش ساختگرایی تکوینی لوسین گلدمن بررسی کند. با توجه به اینکه حوزه پژوهشهای موردنظر، رمان واقعگرای اجتماعی است، مقاله در نظر دارد با روش توصیفی تحلیلی، به سراغ داستان کوتاه غیررئالیستی برود و توان آن را برای نقد جامعه شناختی بررسی کند. در این روش، ساختارهای کلی اثر ادبی با ساختارهای اجتماعی که اثر در آن تکوین یافته است، در تناظر قرار می گیرد. نتایج نشان می دهد که این شیوه ابزارهای لازم تفسیر و تحلیل داستان کوتاه را دارد و بیژن نجدی در کنار ساختن فضای شاعرانه داستانهایش از مسائل اجتماعی غافل نیست و صورت و محتوای اثر او تحت تأثیر ساختارهای جامعه شکل گرفته است. او به طور غیرمستقیم و از طریق ایجاد دلالتهای ضمنی به آسیبهایی چون هجوم مدرنیته به ایران پس از جنگ و ماشینی شدن جوامع در قرن حاضر پرداخته است.
سینمای اقتباسی، روش مناسبی برای تبدیل آثار ادبی به آثار تصویری است. با این روش می توان حوزه شنیداری را با حوزه دیداری وصل و برد تأثیرگذاری اثر را افزون تر نمود. در جهان غرب از این روش برای انتقال فرهنگ خود به دیگر ملل بهره فراوانی برده اند و می برند. در ایران نیز برخی از کارگردانان و فیلم نامه نویسان ایرانی از این روش بهره برده اند. خانم نرگس آبیار، یکی از موفق ترین کارگردان ها در گونه سینمای اقتباسی- حداقل در مرزهای ایران- است. او با تولید فیلم شیار ۱۴۳ از روی رمان «چشم سوم» و کتاب «اختر و روزهای تلواسه» توانست بستری را برای انتقال مظلومیت مادران مفقودین جنگ فراهم آورد. او با بهره بردن از شیوه اقتباس آزاد و ایجاد تغییراتی- همچون مکان، نام افراد، تعداد شخصیت های فیلم نسبت به کتاب، تغییر در برخی کنش های افراد فیلم نسبت به کتاب و ... - سعی در ایجاد رابطه ای عاشقانه- همچون یعقوب و یوسف- میان مادر و فرزندی را دارد که با جنگ، میان او و فرزند فاصله افتاده است و مانع وصل را رادیوی بر کمر مادر قرارداده؛ رادیویی که با باز شدن آن از کمر مادر، دیدار میسر می گردد. در این مقاله ما برآنیم تا با بررسی تفاوت ها و تشابهات میان فیلم شیار ۱۴۳ و رمان چشم سوم و اختر و روزهای تلواسه نوع اقتباس اثر و میزان وفاداری فیلم نسبت به کتاب را بسنجیم. این مقاله به روش تحلیلی- توصیفی تدوین شده است.
متن «دف» به عنوان نخستین شعر خطاب به پروانه ها نماینده ی بخشی از چالش های اخیر شعر ِفارسی است که در این مقاله تلاش می شود تا گرایش های پست مدرن در آن شناسایی و تحلیل شود. با توجه به گوناگونی و گستردگی بیش از حد مضامین و تعاریف پیرامون مفهوم پست مدرنیسم، نگارنده ی این مقاله تلاش کرده است تا تحلیل و ارزیابی خویش را مبتنی بر بوطیقای یکی نحله های شعر پست مدرن آمریکا (شعر زبان) و آرای چهره ی شاخص آن نحله (چارلز برنستاین) محدود و منحصر کند تا به معیار ملموس تری برای تحلیل و تفسیر دست یابد. یافته های این مقاله نشان می دهد که در «دف» اجرای متنی آزاد سازی تاریخ شعر (عرفان) فارسی صورت می پذیرد؛ شاعر تلاش می کند تا از طریق آوای دف، معنا (یا «حس معنا») را منعکس کند؛ اگر چه همواره در سطرهای گوناگون آن گریز از معنا مشاهده می شود اما این گریز از معنا همسان با بی معنایی نیست بلکه صحیح تر آن است که آن را گریز از معنای واحد و قطعی دانست و بالاخره اینکه متن دف قطعا یک متن روایی نیست چه اینکه در آغاز هر بند یا هر سطر افقی تازه در دیدگان مخاطب گشوده می شود و حدس اینکه در جمله ی بعدی چه پیش خواهد آمد و کجا شعر تمام خواهد شد برای خواننده غیر ممکن است هر چند ترجیع شعر به طور تقریبی با نظمی شبیه شعر روایی رعایت شده است. در مجموع با این که یافته های این مقاله وجود برخی گرایش های پست مدرن در متن «دف» را تأیید و تصدیق می کند، اما آن را به طور مستقل و موکّد نمی توان پدیده ای پست مدرن دانست و قرار دادن آن زیر ِطبقه بندی «شعر پست مدرن» امری به شدت شک برانگیز و در تضاد با کنش روشنفکری و رویکرد چپ گرایانه ی شاعرش است.
حماسه های ملی جایگاه تجلی باورها، فرهنگ و رسوم کهن یک قوم می باشند که براساس اسطوره ها و آیین ها خلق شده اند. آیین ها برای آن که کارکرد اجتماعی خود را از دست ندهند و در گذر زمان فراموش نشوند با باورهای اساطیری مقدس پیوند می یابند. آثار برجسته حماسی نظیر شاهنامه، مهابهاراتا، ایلیاد و ... از مهم ترین سرچشمه آگاهی ما از آداب و سنت های گذشته اقوام ایران، هند و یونان است. این اقوام که خاستگاه یکسانی داشته اند پس از مهاجرت و سُکنی گزیدن در مناطق جدید، بسیاری از باورها و آیین های مشترک خود را حفظ کرده اند. آیین نیایش که میراث مشترک مذهبی بسیاری از اقوام است و پیشینه ای همزاد آفرینش آدمی دارد، بخش مهمی از آثار حماسی را تشکیل می دهد. بسامد بالای این آیین در مراسم عبادی هر قوم نشان دهنده ارزش و اهمیت این آیین نزد آن قوم می باشد. در ساختار نیایش های اقوام باورمند هند و اروپایی اشتراکات بسیاری وجود دارد که از مهمترین آن می توان به قربانی کردن، سر و تن شستن، دست به سوی آسمان بلند کردن و ...اشاره کرد. منشأ و سرچشمه این آداب مشترک، کهن الگوها و همچنین باورهای اساطیری مشترک این اقوام و پایبندی آن ها به سنت های گذشته می باشد. با این حال گذشتِ زمان، شرایط محیطی و تحولات مذهبی سبب به وجود آمدن تعدادی از آداب خاص در ساختار نیایش های هر کدام از آن ها گردیده است. در این جستار با مقایسه ساختار نیایش ها، آداب و الگوهای مشترک و پیوند این آداب را با باورهای اساطیری اقوام هند و اروپایی نشان می دهیم.
Simone de Beauvoir est l’un des écrivains philosophiques engagés sous l’influence de la pensée existentialiste du XX e siècle qui se découvre dès l’âge tendre une profonde passion pour la lecture et l’écriture.Son roman Les Mandarins remporte le prix Goncourt. Elle abandonne toutefois le genre romanesque pour se consacrer aux essais et aux ouvrages autobiographiques, comme un genre littéraire et artistique qui se caractérise plus ou moins par l’identité de l’auteur, du narrateur et du personnage. Elle a écrit cinq volumes autobiographiques. En 1958, paraît Mémoires d’une jeune fille rangée qui est structuré, complexe et plus travaillé qu’il n’y apparaît pas au premier regard, suivi de l a Force de l’âge et de la Force des choses . À travers cette fresque autobiographique, elle propose un exemple de libération féminine. Nous voudrions montrer que les Mémoires d’une jeune fille rangée est un récit autobiographique réussi et démontrer à travers cette œuvre de quelle façon Beauvoir respecte les principes des théories de Philippe Lejeune et répond aux différentes questions du lecteur à propos des motifs qui se prêtent à composerce livre comme une autobiographie.
جان آپدایک (2009-1932) از داستان نویسان معاصر آمریکایی است که داستان های متعددی درباره شهروندان طبقه متوسط در جامعه مصرف گرای آمریکای معاصر نوشته شده است. حاصل توجه او به وضعیت این طبقه، داستان هایی است که به مسائلی چون اراده فردی و جمعی، اخلاق و مسؤولیت اجتماعی می پردازند. یکی از نمونه های این آثار داستان کوتاه «ای اند پی» است. رمان نگران نباش، اثر مهسا محب علی، که در سال 1387 به چاپ رسیده است، از لحاظ شرایط تصمیم گیری، به ویژه انتخاب اخلاقی که منتج به تصمیم گیری می شود، با دنیایی که آپدایک در این داستان خلق کرده قابل مقایسه است. در این مقاله سعی شده است تا با استفاده از آرای ماکس وبر درباره عقلانیت و اخلاق، به تحلیل وضعیت اجتماعی و رفتار شخصیت های این دو داستان پرداخته شود. این بررسی نشان می دهد که چگونه آپدایک و محب علی، دشواری تصمیم گیری عقلانی و اخلاقی را در جامعه مصرف گرا به تصویر کشیده اند و نشان داده اند که مصرف گرایی، شخصیت های داستانی را از ویژگی هایی که به آن ها توانایی تصمیم گیری عقلانی و اخلاقی می دهند، تهی می کند و آن ها را در وضعیتی معناباخته قرار می دهد.
هلیم غذایی است رقیق که از گوشت تهیه می شود. این واژه را با املای حلیم نیز می نویسند. در این یادداشت کوشیده ایم که دریابیم کدام یک از دو املای هلیم و حلیم کهن تر و اصیل تر است. برای این کار به منابع پیشین نگریسته ایم و درستی و نادرستی دیدگاه های درج شده در آن ها را سنجیده ایم. همچنین به کاربردهای این واژه در متن های کهن اشاره کرده ایم و سیر تحول این واژه و ریشه آن را به دست داده ایم.
This interdisciplinary study examines Ian McEwan's Atonement by combining narrative analysis with the theories of Sigmund Freud and Paul Virilio. It looks closely at narrative techniques, time-related complexities, and cultural meanings in Atonement , linking Freud's idea of repetition compulsion with Virilio's views on technology and perception. Briony Tallis represents both Freudian traumatic re-enactment and Virilio's concept of the integral accident. Her ongoing guilt, like a rosary, symbolizes the repetitive nature of trauma. Using Virilio's gestalt theory, the study offers a new way to understand the novel's focus on perception. This research fills a gap in existing literature by bringing together Freud's psychoanalytic perspective and Virilio's technological insights to analyze Atonement . This combination of theories is a new approach that provides fresh insights into how McEwan's narrative structure reflects the interplay between trauma, technology, and cultural reception. For example, the study explores how the novel's fragmented narrative mirrors Briony's fractured psyche and how technological advancements during the wartime setting influence characters' perceptions and actions. This study of Ian McEwan's Atonement demonstrates how stories can help individuals understand their feelings and experiences better. It uses psychology and technology to explore how storytelling affects the understanding of trauma, perception, and the modern world.
چکیده آثار شناخته شده عرفانی، گستره وسیعی از ادبیات ایران را در برمی گیرد؛ این گستره هنوز آثار ناشناخته ای را از بزرگان این سرزمین در خود نهفته دارد که احیا و معرفی آن ها بر عهده ادب پژوهان است. نسخه مورد بررسی، ترجمه و شرح مفصلی است به زبان فارسی بر رساله «طب القلوب» علاء الدین محمد نقشبندی، آخرین پیر نقشبندی که به قلم فخرالدین مظهر، از علما، فقها و منسوبان علاء الدین محمد نقشبندی در سقز کردستان، در اوایل قرن 14 به رشته تحریر درآمد. این پژوهش با بهره گیری از شیوه «توصیفی- تحلیلی» به بررسی این نسخه پرداخته و نیز ویژگی های زبانی، ارزش های ادبی و فکری آن را مورد تحلیل قرار داده است. شرح رساله، نثری است روان، آمیخته به نظم، آراسته به آیات و احادیث، اصطلاحات عرفانی و ترکیب های گیاه شناسی و طبی. یافته های تحقیق نشانگر آن است که این اثر ادبی متأثر از ادبیات دوره بازگشت و نثر سعدی در گلستان است و از نظر زبانی از قواعد زبان عربی تأثیر پذیرفته و کهنگی واژگان و کلامش به سبب وفاداری به شیوه عرفای سلف است.
تردیدی نیست که بخش قابل توجهی از انیمیشن های مشهور با اهداف آموزشی و سرگرم کننده ادبی شکل گرفته اند و پدیدآورندگان این آثار با تکیه بر زﺑﺎن ادﺑﻲ جامعه هدفشان را با دنیای طنز و شیوه های بیان آن آشنا می سازند. هرچه طنز در این ژانرهای تصویری- کلامی ﻫﻨﺠﺎرﺷﻜﻦﺗﺮ باشد، ﻗﺪرت ﺟﺬب ﻣﺨﺎطبش نیز اﻓﺰاﻳﺶ میﻳﺎﺑﺪ. این ویژگی در ارتباط با دوبله انیمیشن و برجسته سازی طنز کلامی آن نیز صادق است؛ بنابراین هر اندازه گروه دوبله نسبت به ظرافت های زبان مقصد آگاهی بیشتری داشته باشد، می تواند نقش خود را در تحقق این هدف برجسته تر کند. زوتوپیا (2016م) ازجمله انیمیشن های موفق کودک است که علاوه بر خلق صحنه های جذاب و هیجان انگیز از زبانی برخوردار است که به زعم بسیاری از منتقدان فیلم کودک نمونه موفق طنز کودک نیز به شمار می آید. شهرت این انیمیشن سبب شد گروه هایی علمی مسؤولیت ترجمه و دوبله آن را به زبان عربی و فارسی عهده دار شوند. در این پژوهش تلاش می شود با تکیه بر روش توصیفی - تحلیلی و با استناد به الگوی ترجمه طنز از مگدالناپانِک (2009م)، راهبردهای ترجمه طنز کلامی در دوبله عربی و فارسی زوتوپیا مورد بررسی تطبیقی قرار گیرد. نتایج نشان می دهد راهکار تحت اللفظی در دوبله عربی (34 درصد) و دگرنویسی در دوبله فارسی (32 درصد) پربسامدترین راهکار در ترجمه طنز زبان مقصد است. همچنین تفاوت فاحش میان استفاده از راهکار دگرگون سازی در دوبله عربی (2 درصد) و دوبله فارسی (19 درصد) نشان می دهد که گروه ترجمه و دوبله فارسی تأکید بیشتری بر همسوسازی ساختار طنز انیمیشن با فرهنگ و زبان مقصد داشته است؛ بنابراین دوبله فارسی در بومی سازی طنز به نسبت دوبله عربی موفق تر عمل کرده است.