نگاه مولوى به موسى (ع) همان نگاه قرآنى است که در آیات الهى آمده است. موسى (ع) در مثنوى معنوى گاه چون مریدى است که از ولادت تا وفات با عنایت الهى رشد و نمو یافته، در مسیر شریعت ربانى گام نهاده، طریقت معنوى راکه آزموده وبه منزل حقیقت خلیفة اللهى واصل گردیده است. وگاه چون شیخ کاملى براى قوم بنى اسرائیل به مدد الهى معجزات نه گانهء خویش را آشکار مى سازد و وادیهاى خطرناک رهایى از فرعون و قارون ستمگر راکه مثل شیطان و نفس هستند پشت سرگذارده و به مقامات الهى نایل گردانیده است. با اینهمه مرسى (ع) در برابر خضر (ع) چون سالکى زانوى تأدب به زمین زده و در آزمون سخت صبر مردود گشته برمى گردد. موسى (ع) در نظر مولوى گاه مظهر عقل الهى است وگاه مظهر عقل بشر
در این مقاله سعی شده است جایگاه مباحث ادبی همچون لغت ، نحو ، شعر و مطالب بلاغی در تفسیر قرآن کریم بازگو گردد. نزول قرآن کریم به عربی مبین ، کوشش های ادیبان و مفسران را در بیان دقایق آن در پی داشت؛ مباحث فراوان لغوی ، نحوی ، بلاغی و استفاده بسیاری از اشعار عربی بیانگر این معناست ، تا بدان جا که کمتر تفسیری را اعم از کلامی - فلسفی - عرفانی و فقهی ، می توان سراغ داشت که از مباحث ادبی خالی باشد. بزرگانی همچون عبدالقاهر جرجانی ، راغب اصفهانی ، زمخشری ، سکاکی و زرکشی بر این مساله تاکید کرده اند که تسلط بر مباحث ادبی و بلاغی ، لازمه کار هر مفسر است و تفسیر قرآن بدون توجه به این مبانی ، ناممکن خواهد بود.
از میان شاعران برجسته عرب که در زمینه شعر فخری به هنرنمایی پرداخته اند می توان "متنبی" شاعر نامور سده چهارم هجری را نام برد و در شعر فارسی نیز مفاخرات "خاقانی شروانی" چکامه پرداز بزرگ سده ششم هجری از شهرت فراوانی برخوردار است. در مقایسه فخریات این دو شاعر می توان دریافت که اوضاع طبیعی ، اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی ، جلب نظر ممدوحان ، دفاع از خویشتن به هنگام جدال و معارضه ، خود بزرگ بینی و جبران شکست ها و حقارت ها ، از مهم ترین عوامل گرایش آن دو به شعر فخر است. افزون بر اینها میان مفاخرات ایشان شباهت ها و تفاوت هایی در شکل و مضمون وجود دارد. این پژوهش که تلاشی در عرصه ادبیات تطبیقی میان شعر عربی و فارسی محسوب می شود به بررسی این موضوع پرداخته است.
یکی از مهمترین و مشهورترین شاعران آغازین عهد اسلام ، که سهم بزرگی در حمایت و پشتیبانی مسلمانان در برابر مشرکان بر عهده داشت ، حسان بن ثابت است ، که پیامبر بزرگ اسلام (ص) وی را مؤید به روح القدس می دانست و اشعار او را در هجو مخافان خویش ، برنده تر و زیانبارتر از شمشیر به شمار می آورد . موضع گیری های او ، پس از وفات رسول خدا (ص) ، در برابر علی (ع) که منابع کمتر بدان پرداخته اند ، و اهل تحقیق نیز به جهت آن که او را یکی از صحابه نبی اکرم (ص) می دانند، کمتر به بررسی دقیق و موشکافانه ابعاد دیگر شخصیتی او نظر محقانه افکنده اند ، سبب شده است تا دیدگاه عوام نسبت به او ، مثبت و همراه با احترام باشد و جنبه های منفی حیات و شخصیت وی ،از نگاه نقد و بررسی ، به دور ماند ...
یکی از دشوارترین و پیچیدهترین مباحث شاهنامه شناسی، مسئله منبع یا منابع فردوسی و شیوه استفاده وی از آنهاست. اشاره آشکار فردوسی، کمترین تردیدی بر جای نمیگذارد که منبع اصلی او، شاهنامه ابومنصوری بوده است، اما این که متن مذکور، یگانه مأخذ نظم شاهنامه بوده و یا فردوسی از منبع/ منابع دیگری نیز بهرهمند شده است، پرسشی است که در بخش نخست مقاله بر پایه چند دلیل عقلی و متنی مورد بررسی قرار گرفته و پس از رسیدن به احتمال تعدد مآخذ فردوسی، به استناد نمونههایی از مقدمه شاهنامه ابومنصوری و "غرر اخبار ملوکالفرس و سیرهم" ثعالبی نشان داده شده است که در بحث مفهوم و حدود امانتداری فردوسی در سرایش شاهنامه، باید موضوع حذف و انتخاب داستانها و تغییر جزئیات روایات را هم به دیده داشت. در پایان نیز بحث ابهامآمیز ناقص و بیترتیب بودن هزار و چند بیت دقیقی در شاهنامه، به رغم اشتراک منبع وی و فردوسی مطرح شده است. هم چنین در میان این سه بخش اصلی به موضوعاتی چون: دوچهرگی اسکندر در شاهنامه، سال و ترتیب فرمانروایی اشکانیان، اختیاری یا فرمایشی بودن کار دقیقی، زمان ورود ادبیات دقیقی به شاهنامه و... به عنوان مباحث مرتبط با مأخذشناسی شاهنامه و شیوه کار فردوسی اشاره شده است.