قرنهای 6و7و8 هجری دوره اوج شکوفایی شعرتعلیمی صوفیه است، بستر این نهضت فکری، نابسامانیهای اجتماعی ناشی ازتسلط اقوام غیر ایرانی و ایلغار طوایف ددمنش بیگانه به این سرزمین بود که منجر به کشتار وخرابی وتباهی وفساد ودر نتیجه یاس وحرمان درمیان آحاد مردم ایران زمین گردید. آنچه در این لحظه های حساس چون جان داروی نجات بخش، مردم را از سقوط رهائی بخشید، تراوشهای فکری معلمان حکمت واخلاق وعرفان وتصوف در ساختار کلام منظوم با محتوای پندو اندرز وهدایت واصلاح بود که جامعه ایرانی را با هویت معتبر خویش در برابر آن همه تباهی وسیاهی حراست نمود وآلام دردناک آنان را تسکین بخشید. دراین دوره با سه جلوه شعر تعلیمی صوفیه آشنا می شویم: حکمت عملی،حکمت نظری، حکمت رمزی، وتجلی این سه مقوله را به اقتضای فرصت در جام جم اوحدی، حدیقه سنائی، ومنطق الطیر عطار، بررسی می کنیم.
خیام نیشابوری از اندیشمندان و سخنسرایان نامدار ایرانی است که با سروده هایی اندک، ولی پرمایه، آوازه جهانگیر یافته و نام خود را در همه زبانهای زنده دنیا در گسترده است. درباره خیام، تاکنون نوشته های فراوان پدید آمده است. اما درنگ اندیشمندانه او در راز و رمز هستی و پرسشهای حیرت آلود او در پیوند با وجود آدمی و آغاز و انجام او، توجه خیام پژوهان را آن قدر به سوی خود در کشیده است که آنها را به یکباره از بررسی زیبایی شناسانه رباعیات خیام بازداشته است. این بی توجهی تا آنجاست که بسیاری با اشتباه می پندارند، سروده های خیام از ارزشهای زیباییشناسی بی بهره یا از آن دید، کم مایه است. در این جستار، کوشش شده تا پیوند هنری واژگان و تصاویر رباعیات خیام برای هماهنگی صورت و معنا در آنها باز نموده، و عناصر زیباییشناسی سروده های او در این قسمت واکاوی شود: الف. پیوند هنری واژگان ب. تصویرسازی ج. تاکید، تکرار