فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱٬۹۲۱ تا ۴۱٬۹۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
رساله مرآة العارفین
زن و قصه (گشتی در متون کهن)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ توصیفی: داستان نویسان، مترجمان و منتقدان ادبیات داستانی ایران - (2)
حوزههای تخصصی:
ایران شناسی در غرب: آموزش خط نستعلیق (نوشته ویلیام ال. هنوی و براین اسپونر)
حوزههای تخصصی:
شاعر
حوزههای تخصصی:
عناصر داستان
مروری بر تاریخچه ادبیات کودک و نوجوان در هند
حوزههای تخصصی:
پاسخ به یک نیاز
سعیدی یار خو گرفته با یاران دانشکده ادبیات
حوزههای تخصصی:
لاله کاسه گردان
هنرپردازی در شریطه
حوزههای تخصصی:
یکی از قالب های کلاسیک شعر فارسی ((قصیده))است که از دیرباز کاربرد فراوانی جهت ابراز عقیده شاعران داشته است و یکی از انواع آنها قصیده((مدحیه))به شمار میرود.قصاید را از دیدگاه عناصر تشکیل دهنده آن میتوان به پنج بخش عمده تقسیم بندی نمود: 1. تشبیب(نسیب= تغزل) 2. تخلص(گریزازتشبیب به نام ممدوح) 3. متن 4. شریطه 5. تخلص(نام هنری شاعر) چنانکه از عنوان این مقاله برمی آید بحث ما بر روی ((شریطه)) (دعای تأبید) است که معمولاً در مقطع بیشتر قصاید رایج است . شریطه آنست که شاعر برای ممدوح خود عمر جاودانی طلب کند و یا متضمن دعا برای ممدوح و نفرین برای دشمن او باشد. این دعا را چون غالباً به اموری جاودانی و اصولی تغییرناپذیر مشروط و وابسته می کنند بدین جهت آن را((شریطه))نامیده اند. بنابراین شاعران برای رسیدن به این مقصود‘قصیده خودرا با ((حسن مقطع)) و پایانی امیدبخش به پایان برده و سعی داشته اند که با انتخاب موارد و اصولی که در نفس خوانندگان بیشتر کارگر افتد از ترفندها و شگردهای جالب و نو در این بخش بهره گیرند. بررسی و تتبع درین قسمت نشان میدهد که سرایندگان به اصول وموارد زیر بیشتر توجه داشته ودلبستگی نشان داده اند‘قضا و سرنوشت‘احکام الهی‘فلک و اصطلاحات نجومی‘خورشید و ستارگان‘اصول دستور و زبان(صرف و نحو) توالی اعداد‘عناصر پایداری که بنیادجهان بر آنها استوار است و غیره... به عنوان نمونه آمده است که ای ممدوح من(سلطان)تا زمانی که دور تسلسل در فلسفه باطل است و یا تا زمانی که در زبان عربی پاسخ نفی((لا)) است و آری ((نعم)) است و یا تا زمانی که خورشید پرتوافکنی میکند تو جاویدان و کامروا باشی و دشمنانت خوار و سرافکنده و نابود باشند... مثال از فرخی‘ همیشه تا دل آزار مرد جای وفاست چنانکه هست صدف جای لؤلؤ شهوار امیرعالم عادل به کام خویش زیاد زبخت شاد و زملک وزعمر برخوردار نصیب او طرب و عیش زین مبارک عید نصیب دشمن او ویل و وای و نالة زار
از شکل گرایی تا ساختارزدایی در ادبیات
حوزههای تخصصی:
شکل گرایی روسی در اوایل قرن حاضر بجای ادبیات‘به "ادبیت" یعنی آنچه نوشته را به اثری ادبی بدل میکند پرداخت و مفهوم "آشنایی زدایی" رامطرح کرد. ساخت گرایی پراک تداوم شکل گرایی روسی بود و ساخت گرایی مدرن نیز همانند ساخت گرایی پراک وامدار نظریه سوسور است و عقیده دارد که بر نظام زبان دو محور"همنشینی"و"جانشینی"حاکم است.همه این نظریه پردازان ساختار یا نظام زبان را بطور همزمان بررسی می کنند آنان به آنچه معنی را ممکن می سازد توجه دارند تا به خود معنی ساخت گرایان عمل نگارش را ناشی از"دستور"یا نظامی گشتاری میدانند که بر خلق اثر مقدم است. زبان از دیدگاه ساخت گرایی نظام بسته و بخود پیچیده دارد که فشارهای ساختارهای بیرونی("جهانی واقعی") بر آن مؤثر نمی افتد. نهضت"پسا ساخت گرایی" که مهمترین جلوه آن "ساختارزدایی" است به تجدید نظر یا تعمیم باورهای ساخت گرایی می پردازد. بعقیده دریدا جمله صرفا میتواند از راه تمایز از سایر معانی ممکن که تعدادشان نامحدود است کسب معنی کند وچون معنی در نشانه معنایی(دال)نیست لذا تعبیر معنایی ‘ حرکتی بی سرانجام است که هرگز نمیتواند به مدلول مطلقی برسد. این بررسی نتیجه میگیرد که تحولات نقد ادبی از شکل گرایی روسی تا پسا ساخت گرایی بجای معنی درصدد آشکارکردن نظام و قراردادهایی بوده است که عامل زایش فرم و معنایند. تمهیدات نهضت های انتقادی مورد بحث یعنی"آشنایی زدایی"و "ساختار زدایی"‘همگی بر"آشکار کردن صناعت"‘بر فرم به بهای نادیده گرفتن یا کم اهمیت جلوه دادن محتوی تأکید دارند
زن در آثار عطار
نوروز مرز یغناب
بیچاره مترجم ها
حوزههای تخصصی:
قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟
نقد کتاب: حد همین است...
حوزههای تخصصی: