ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۵٬۵۶۱ تا ۲۵٬۵۸۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
۲۵۵۶۲.

مبانی معناشناسی فهم متن در رویکردهای سنتی و جدید نقد ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

۲۵۵۶۷.

نکته هایی درباره وزن شعر حماسی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۷۱
سر در آوردن از وزن متقارب شعر فارسی آن چنان که در سروده های دقیقی و فردوسی و اخلاف آنان نمودار گشته به هیچ رو آسان نیست. نه تنها از سابقه آن، به دلیل فقدان مدارک، پاک بی خبریم بلکه میسرمان نیست معلوم سازیم که این سروده های به ظاهر همسان با یکی از اوزان شعر عربی بر سنتی ایرانی مبتنی است یا نه t. II, p, 187)، اساس فقه اللغه ایرانی (cf. N?ldEkE, Grundr d. iran Phil.). این وزن، آن چنان که اول بار در شاهنامه عرضه شده، نسبتا کهن می نماید چون به لحاظ شکل ثبات شایسته دارد و به لحاظ فن هر چه کامل تر است. ساختار آن معلوم است: هر مصرع آن چهار رکن به صورت و ترتیب زیر دارد: فعولن فعولن فعولن فعل یا --u --u --u -u همچنین می دانیم که این انگاره با اتقان هر چه بیشتر در اشعار شاعران پارسی گو به کار رفته و سراسر ابیات شاهنامه با آن مطابقت دارد. این وزن - در حالی که متناظر آن در شعر عربی پذیرای اختیاراتی گوناگون است و، به ویژه، در مواردی، به جای هر یک از رکن های فعولن رکن فعول می نشیند - در شعر فارسی ثابت و تغییرناپذیر است و این فرق نظرگیر اوزان در دو زبان مذکور از دیرباز خاطر نشان شده است. روکرت، شاعر و شرق شناس آلمانی،‌ این فرق را گوشزد ساخته بود و چنین می پنداشت (Z.D.M.G., X, p. 280 et suiv) که ایرانیان وزن متقارب را از اعراب به وام گرفتند و به آن اتقان بیشتری بخشیدند تا در برابر نهایت بی ثباتی کمیت در واژه های زبان خود واکنش نشان دهند. آقای نلدکه این فرض روکرت را بی آنکه با آن مخالفت کند گزارش کرده t. II, p. 188)، اساس فقه للغه ایرانی (Grundr. d. iran, Phil. هر چند برای آن شروط محدود کننده مهمی قایل شده است.
۲۵۵۶۸.

فراتر از معنای متن ، نگره ای تازه در تحلیل رابطه صورت و معنا در دیدگاه ادبی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷۱ تعداد دانلود : ۱۳۳۹
غالب مولوی پژوهان، دیدگاه ادبی مولوی را مبتنی بر اصالت معنا می دانند و بر آن باورند که لفظ یا صورت، چندان ارج و ارزشی در جایگاه مولانا ندارد. این مدعا، دیدگاه حاکم بر تفسیر نظریات و آرا مولوی از آغاز تا امروز بوده است و هست.در روزگار ما و با پیدایش و گسترش معانی فرم و معنای معنا، نگاه تازه تری به فرآیند تولید اثر ادبی در دیدگاه مولانا به وجود آمده است که مدعی آن است که علیرغم همه شواهد ظاهری و ظاهر گرفته ها، مولوی شاعری است که به صورتی جدی، شکل و لفظ را در نظر دارد و حتی در مرتبه نخست شاعری است صورت گرا.کوشش این مقاله بر آن است که به صورتی مستدل و مستند - و با ذکر مهم ترین دلایل هر دو گروه - ضمن اثبات نادرستی دیدگاه های هر دو گروه این نکته را روشن نماید که مولوی در هیچ کدام از این دو دیدگاه نمی گنجد و او به یک اندازه از معنا و فرم در فرایند خلق اثر بهره می برد. این مقاله با تکیه بر سنت عرفانی ادب فارسی بر این باور است که اثر ادبی، از حیث ساخت درونی، سه ساحت دارد: مرتبه اول یا «کودکی/ غافلی» که توجه به صرف صورت است. مرتبه دوم یا «بلوغ/ عاقلی» که گذر از لفظ و توجه به معناست و مرتبه سوم «هشیار/ مستی» است که مرتبه محو صورت و معنا و سپس امتزاج و اتحاد مطلق آن دو با «صوت/ صورتی» از سراینده و معشوق است که در عین صورت مداری، صورت نیست و در عین معانا داری، معنا نیست. البته این ساحت، صرفا مرتبط و ناظر بر اشعار رمزی و نابهشیار است و شامل منظومه های اعتقادی/ اخلاقی/ تاریخی و نظایر آن نمی گردد. مولوی در سیر تحول خلاقیت ادبی خود در بسیاری از اشعار از مرتبه اول و دوم می گذرد و در مرتبه سوم است که به خلق بهترین اشعار می رسد. در واقع از همین دیدگاه است که مولوی با رهیافتی بدیع و خلاقانه، گسسته نمایی ها و هنجار گریزی های صوری و معنوی شعرش را ابزار تکامل ساخت آن می سازد. در این ساختار خلاق است که هیچ خط فاصلی میان ظاهر و باطن یا صورت و معنا باقی نمی ماند و هر دو رکن، همزمان و دقیقا همسان، حقیقت معنای درونی سراینده/ متن را بیان می کنند به صورتی که در فرآیند خلق اثر ادبی نه لفظ تقدم و اصالت می یابد نه صورت، اصل و مبنا قرار می گیرد. در این تعامل خلاق، صورت، عین معنا می گردد و معنا، عین صورت.
۲۵۵۶۹.

گل گشتی در کوچه باغ های تاریخ ادب پارسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴۹ تعداد دانلود : ۷۵۳
در مقاله پیشین از مقوله «ادب پارسی» گفتیم و گستره حضور آن در عرصه جهانی. امروز برآنیم تا کوله باریاز نیاز بربندیم و سفریدراز را به دیار راز آغاز کنیم. ره توشه ما در این سفر سبوییاز شبنم اشتیاق است و دفتریاز گلبرگ هایاوراق. بر سمندِ بال دار خیال مینشینیم و بر فراز دره هایماه و سال پرواز میکنیم. هفت خوانِ تلاش و کوشش را میپیماییم، تا به کوه تاریکِ تاریخ میرسیم. صخره هایابهام را میکاویم و غارهایابهام را مییابیم. امید، پشتوانه پویشِ ماست و چراغِ راه، عطش پژوهش ما. در تاریک زارهایغار پژوهش دورترین آثاریکه در تیررس نگاه ما قرار میگیرد، ادبیات پارسیباستان از عهد هخامنشیان است. آثار بجا مانده از آن، بیش از 400 واژه نامکرر بر رویلوحه ها، ظروف سیمین و زرین، سنگ نبشته ها و کتیبه هاییاست چون نقش رستم، نقش رجب و مرغاب در فارس، کوه بیستون، کوه الوند، ارمنستان، مصر و از همه مهم تر و مفصل تر کتیبه داریوش بزرگ در بیستون (523-486 ق.م(.از آن جا که بگذریم به «اوستا» کتاب مقدس زرتشتیان میرسیم، که علیرغم تنوع نظرها درباره تاریخ آن بر اساس اهم نظریات مستشرقان حدود 1200 سال قبل از میلاد مسیح پدید آمده است. آن چه امروز از آن میراث ادبیباقیمانده، مشتمل بر 83 هزار کلمه و 72 فصل درباره اندیشه هایدینی، نیایش ها و آیین هایمذهبیدین زرتشت و نیز فرهنگ مزدیسناست. این کتاب قدیمیترین سندِ ادبیایران است، که تا قرن هفتم میلادیدر شوون ادبیایران موثر بوده است. پس از «اوستا» کاوش را پیمیگیریم. ردپایداستان هایاسطوره ایاز قبیل جنگ رستم با دیوان را در دست نوشته هایسغدیمییابیم، که در اثریبه نام «دیونامه» درج شده است.
۲۵۵۷۰.

مقدمه ای بر شناخت پرتو اصفهانی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲۶ تعداد دانلود : ۷۱۶
میرزا علیرضا، مشهور به میرزا آقاجان و متخلص به پرتو، شاعر و خوش نویس سده 13 (ق/19 م) میان سال های1213 تا 1304 هجریقمریحیات داشته است. ویاز خطاطان برجسته دربار ناصرالدین شاه بوده و مجموعه خوش نویسیهایایشان به هم راه قرآنیمذهب، در کتاب خانه هایملک و سلطنتیسابق محفوظ است. دیوان اشعار ایشان متشکل از غزلیات، قصاید و قطعات بوده که در مضامینیچون: مدح، وصف، وعظ و حکمت سروده شده و توسط نگارنده نیز تصحیح و منتشر گردیده است. سبک بازگشت ادبیدر اشعار پرتو به وضوح نمایان بوده و از این لحاظ یادآور اشعار حافظ، سعدیو سایر شاعران متقدم است. هم چنین تبحر در سرودن ماده تاریخ، از دیگر ویژگیهایشعریایشان بوده است که بیش تر در باب تعمیر و ساخت مسجدهایاصفهان و تاریخ درگذشت شاعران هم عصر خود نگارش یافته و مورد استناد تاریخ نویسان نیز قرار گرفته است. این گفتار سعیبر شناخت و معرفیبیش تر ایشان، به عنوان شاعر و خوش نویس برجسته دوره قاجاریه دارد.
۲۵۵۷۱.

بررسی کنایه و انواع آن در نفثه المصدور

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۵۹۸
نفثه المصدور، کتابیتاریخی- ادبیاست تالیف محمد زیدرینسوی- منشیسلطان جلال الدین خوارزم شاه - که در نیمه اول قرن هفتم به نثریمصنوع و مزین نگاشته شده است و روان شاد دکتر امیرحسین یزدگردیآن را تصحیح و شرح کرده اند. کنایه (irony) یکیاز صور (شکل) پویایخیال در ادب پارسیاست که دانش مندان علم بیان از دیر زمان تاکنون بدان اقبال نموده اند. در این مقاله، پژوهنده تعریف کنایه را مورد مداقه قرار داده، سپس انواع آن را از نظر قدما بیان نموده و برایهر کدام به ذکر چند مثال بسنده کرده است. آن گاه به بازجست اقسام کنایه به ترتیب بسامد پرداخته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان