اشتهر أحمد شوقی بأمیر الشعراء، وهو من أشهر شعراء العصر الأخیر. إنه لم یکن شاعراً لنفسه، وحیاته الخاصه بل کان دائماً شاعراً لغیره.لم یترک شوقی غرضاً من أغراض الشعر، إلا وطرق بابه، وخاض غماره. وهو إن لم یکن شاعراً عالمیاً، فإنه شاعر الشرق، ومن أعظم أرکان النهضه التی وجهت الشعر العربی نحوالقیم الخالده. تبین هذه الدراسه الاجتماعیات، والأخلاق، والحکم التی جمعت فی دیوانه القیم. عندما نراجع دیوانه نری أنه ینشرُ فی الحقل الاجتماعی آراء حکمیه، ومواعظ أخلاقیه. وفی بعض الأحیان، یورد الشاعر توجیهاته وحکمه، ممزوجهً بالوعظ والإرشاد. وقد جعل شوقی، الأخلاق مناره للدین، وهدیاً للمؤمنین، وبها فوز الناس أجمعین.
فضای اَدبی بین دو قرن شاهد انفجار فعالیت شعری بوده،آفرینش حالتی«صنعتی» پیدا کرده و متون اَدبی، هنری نیز شده اند. نویسندگان همچون«پروست» به نقاشیهای زمان خود توجه می کنند، به خصوص به نقاشانی همچون:«مونه»،«مانه» و «تانر» که دارای سبک امپرسپونیستی هستند. تابلوهای «مونه»، علی الخصوص دو مجموعه نیلوفرها و آنهایی که دارای مضامین آبی می باشند، اثر نویسنده را تحت تاثیر قرار داده اند.
با «مونه» و «مانه»، «پروست» تبدیل به منتقد هنری شده، او همچنین از حامیان هنرمندان چون«شارل را فردوسی»در کتاب خویش یاد می کند. نویسنده همچنین شخصیتهایی واقعی همچون نقاش فرانسوی«شاردن» را با شخصیتهای دیگر که خیالی هستند، همانند «الستیر» جایگزین می کند. بدین ترتیب شاهکار پروست، تعریف دیگری از ادبیات و نوع – سومی از آفرینش «بارتی» بین نقد و رمان می باشد.
از میان پیروان سعدی تنها کسی که در پیروی از شیوه نگارش وی در گلستان گوی توفیق را از همگان ربود، قائم مقام فراهانی، نویسنده منشآت است که با درک روح زبان سعدی و رمز و راز آن،- تأثّر و نه تقلید- توانست نثری زیبا، روان، آهنگین و در عین حال استوار بیافریند. او راز ماندگاری و کهنه نشدن انشای گلستان؛ یعنی برخورداری از ارزش های گوناگون ادبی از قبیل: سادگی بیان، پرمایگی، خوش آهنگی، لطف سخن، بهره مندی هنرمندانه از زبان زنده، پر تحرّک و طبیعت آمیز را دریافت. از وجوه مشترک سعدی و قائم مقام می توان به استفاده به دور از تصنّع از زیورهای کلامی از قبیل سجع، ترصیع و موازنه و نیز بهره برداری از آیات و احادیث و استفاده بجا از اشعار و امثال و زبان زنده و پرتحرّک اشاره کرد. مقاله حاضر با مقایسه سبک شناسانه منشآت قائم مقام و گلستان سعدی در صدد تبیین وجود اشتراک آن دو و نشان دادن میزان توفیق قائم مقام در پیروی از سعدی است.
در اساطیر ایران، فلز قداست و اهمیت بسیاری دارد. پیشینیان، این گوهر را با آسمان پیوند داده و برای آن اصلی آسمانی قائل شده اند؛ چنانکه گاه دیواره آسمان را نیز از جنس فلز پنداشته اند. فلز به دلیل برخورداری از این پیشینه، عنصری اهریمن ستیز است. در نمونه هایی از اساطیر و داستان واره های ایرانی، فلز همچون وسیله ای برای به بندکشیدن و یا کشتن نیروهای اهریمنی و پلشتی به کار رفته است. از این رو، فلز همواره با جاودانگی و بی مرگی نیز پیوند داشته است؛ چنانکه در حوادث پایان جهان، این عنصر، آفرینش اورمزد را از اهریمن و جلوه های او پاک می کند و با نابود کردن اهریمن و مرگ، با جاودانگی پیوند می یابد.در این مقاله، پس از بررسی قداست و تاثیر و کارکرد فلز از جنبه ها و لایه های گوناگون، سعی شده است پیوندهای معنایی و اسطوره ای این گوهر، تا حد امکان آشکار شود.
گستره طنز به سبب آن که به زندگی و اجتماع نظر می افکند دارای محدودیت مشخصی نیست و هر آنچه را که در مرز این دو مقوله می گنجد در بر می گیرد. از این رو می تواند به انواع مختلفی اعم از تربیتی، اخلاقی، سیاسی و ... جلوه گری نماید. اما در این میان، عدالت و ریا همواره از موضوعات محوری آن است، خاصه وقتی منادیان عدالت، خیر و سعادت دنیا و آخرت، خود متعهد به معیارهای اخلاقی مناسب نباشند. بنابراین بسیاری از سخنوران طنزپرداز به عنوان روشنفکران عصر خویش به نقد اعمال این عاملان در آثار خود پرداخته اند. سعدی (606– 691؟ هجری قمری) یکی از این بزرگان است که چون جامعه شناسی آگاه قرنها پیش از مشروطه و دوره باروری نقد اجتماعی به طنز سیاسی توجه خاصی نشان می دهد و در بیشتر کلام خود به بررسی رفتارهای مردان عدالت، سیاست و دیانت می پردازد. در مقاله حاضر گلستان و بوستان سعدی را از این منظر مورد بازبینی قرار می دهیم.
رباعی از جمله قالب های مورد توجه شاعران فارسی زبان بوده و هست و در این میان، ابن یمین فریومدی شاعر مشهور و قطعه سرای چیره دست قرن هشتم نیز به این قالب، دل بستگی های خاصی داشته است . رباعی های ابن یمین از تنوع مضمونی خاصی برخوردار است و به همین سبب رباعی های او را باید از جمله رنگین ترین رباعی های فارسی به شمار آورد . این تنوع تا آنجاست که رباعی های ابن یمین را می توان در یک طبقه بندی موضوعی، به هشت گونه تقسیم کرد که هر کدام از آنها نشان دهنده جبنه هایی از خلاقیت های شعری و جهان بینی این شاعر است . از آنجا که قالب رباعی از قرن هفتم اندک اندک می رفت تا رونق و رواج خود از دست بدهد، تنوع مضمونی و لطافت های تعبیری ابن یمین موجب توجه دوباره ای به این قالب شد. رباعی های ابن یمین، مجال آن را فراهم کرده تا بسیاری از مضامینی را که شاعر در قطعات خود با تفصیل آورده است، باردیگر به صورت موجزتری در رباعی های او نیز بخوانیم .