سعدی را «استاد سخن» میخوانیم، چه صیت سخنش به همه جا ـ از دیر باز تا کنون ـ رسیده و شعر نغز و نثر بیبدیل وی «در صحیفة روزگار مسطور و بر السنة احرار مقروء» است. سخن وی به صفت سهل ممتنع آراسته است و به روانی و شیوایی معروف. شیوة سخن وری سعدی، همان طور که بیان شد، موجب گشته است تا پژوهش گران و ادیبانی بسیار، جنبه های گوناگون هنر وی را تحت بررسی و پژوهش قرار دهند، تا جنبه های زیباییشناختی سخن سعدی بیش تر آشکار گردد. در این نوشتار سعی بر آن است که کاربرد هنری فعل در نثر گلستان بررسی گردد. با آنکه پژوهش هایی گوناگون در نثر گلستان بانجام رسیده است، لیکن بررسی کاربرد فعل و روشن نمودن گوشه ای دیگر از هنر سعدی خالی از فایده نیست. در این میان، با بررسی ویژگیهای نحوی، فرایندهای معنایی افعال و ... میتوان هنر زبانی آن بزرگ استاد سخن را تا حدودی نمایاند.
سمک عیارکهن ترین داستان عامیانة فارسی است که فرامرز بن خداد الارجانی آن را در سدة ششم به نگارش درآورد. اصل این حکایت با استناد به شواهدی، به تاریخ قبل از اسلام بازمی گردد. تقریباً هیچ اثری دربارة آداب و رسوم مردمان گذشته در دست نیست؛ به همین سبب این داستان مرجع بسیار ارزشمندی برای دست یابی به برخی از آداب و رسوم و به طورکلی جامعه شناسی تاریخی گذشتگان است که مبهم مانده است. درحقیقت اصل این داست ان بر پایة عیاری های پادشاهان و گروهی از جوانمردان با نام عیاران بنا شده است؛ در این مقاله برخی از آداب بزم و رزم آنان بررسی می شود. به این آداب و رسوم و یا جزئیات آن تاکنون اشاره ای نشده است.
اسب"" در ادبیات فارسی و فرهنگ ایرانی جایگاهی ویژه دارد . د رمتون اوستا و ادبیات باستانی ایران از اسب به نیکی یاد شده است . شاعران‘عارفان‘نکته پردازان و خردمندان‘پادشاهان و امیران‘گردان و دلاوران‘دیهقانان و کارورزان ایرانی و دین آوران بزرگ آن را مظهر خوشبختی و رستگاری و فراست و تیز هوشی دانسته اند. در ادبیات غنائی و حماسی اسب‘ به نژادگی‘نجابت و خوهای پسندیده توصیف شده است . در این مقاله ریشه واژه""اسب""در لغت و فرهنگ ایرانی‘نام هایی که از این ریشه اشتقاق یافته و ترکیب هایی که از آن بر جای مانده است به تفصیل تحلیل شده است . با استناد به مآخذ مطمئن ‘ جایگاه اسب نزد اقوام و ملل‘بویژه اقوام هند و اروپایی و شیوه پرورش آن معرفی و نکته هایی نغز از بزرگان دین ‘ امیران‘شاعران و سخنوران نامی در خصوص نژادگی و ارج و بهای اسب و اهمیت آن در زندگی اقوام باستانی ایان نقل شده است . در خلال این مقاله با آوردن بیتهایی از گویندگان بزرگ ایران سعی شده است جایگاه اسب در ادبیات غنایی‘حماسی و تاریخی ایران به روشنی معرفی شود و نامهایی که این حیوان نژاده در طول تاریخ پذیرفته و در کتاب های لغت و تاریخ و متون دینی و آثار منظوم و منثور بازتابی گسترده دارد ‘ یاد کرده آید.
ادبیات، زیبایی آفرینی در زبان است و ادبیات تعلیمی، آن دسته از آثار ادبی را شامل می شود که با زبانی ادبی و هنرمندانه به تعلیم و هدایت انسان ها بپردازند. ادب تعلیمی در ایران یکی از پردامنه ترین انواع ادبی است؛ به طوری که اگر یک اثر ادبی کاملاً از نوع تعلیمی نباشد و در انواع حماسی، غنایی و یا نمایشی قرار گیرد، باز تعلیماتی در آن نهفته یا آشکار است. این مقاله پس از تحلیل ادبیات تعلیمی در قلمرو زبانی و ادبی به بررسی این نوع ادبی در قلمرو فکری می پردازد. در قلمرو فکری، ادبیات تعلیمی از نظر محتوایی در شاخه های تربیتی، آموزشی و نیز در دیگر انواع ادبی مورد تحلیل قرار گرفته است. در هرکدام از انواع ادبی تعلیماتی با همان درون مایه به صورت غیرمستقیم وجود دارد. در ادبیات غنایی، تعلیمات بر پایه احساسات انسانی است و شاعر ضمن توصیف و بیان احساسات شخصی خویش در موضوعات مختلف به بیان تعلیمات عاشقانه، عارفانه، آیینی، فلسفی و طنز نیز می پردازد. در ادبیات حماسی، تعلیمات انقلابی، جنگ و پایداری جایگاه ویژه ای دارند. در ادبیات نمایشی، محتوای ارزشی و اخلاقی به صورت غیرمستقیم در آثار نمایشی استفاده می شود که نقش تربیتی آن ها به ویژه برای کودکان و نوجوانان، اهمیت زیادی دارد. وجود ادبیات تعلیمی در انواع ادبی دیگر، نشانه ای از «ادبیات متعهد» در آن آثار است.
یکی از رویکردهای نقد معاصر، نقد کهن الگویی است که بر پایه اندیشه های کارل گوستاو یونگ، روان پزشک سوئیسی، شکل گرفته است. کهن الگوها از عناصر مهم روان شناختی هستند که در ناخودآگاه جمعی بشر قرار گرفته اند. قصه ها و افسانه ها نیز به عنوان شاخه ای از ادبیات شفاهی، عناصر کهن الگویی فراوانی دارند. کهن الگوها انواع مختلفی دارند که یکی از شناخته شده ترین آن ها مادر مثالی است. کهن الگوی مادر مثالی در صورت های واقعی، مجازی و با نمودهایی مثبت و منفی نمایان می شود. هدف این پژوهش، یافتن جایگاه این کهن الگو در کتاب قصه های مشدی گلین خانم با تکیه بر تعاریف کهن الگویی یونگ است. برای این منظور قصه های مذکور مطالعه و نمونه های کهن الگویی آن استخراج و تحلیل شد. همچنین فراوانی حضور هر یک از مظاهر آن مشخص گردید. پژوهش نشان داد که این کهن الگو، عنصری تأثیرگذار و مهم در قصه های ایرانی است و قصه ها از لحاظ عناصر کهن الگویی و به ویژه، مادر مثالی، غنی هستند و بر نظریات یونگ، مطابقت می نمایند. در نتیجه شناخت کهن الگوها می تواند به درک درست و واقعی قصه های ایرانی از ابعاد شخصیت شناسی و نمادشناسی کمک کند.