شهر از آغاز پیدایش تا امروز، همواره رابطه ای گسترده با انسان داشته، گاه در کنار او، و گاه در برابرش قد برافراشته است. انعکاس این کنش ها و واکنش های انسانی در ادبیات به ویژه در شعر مدرن، نمودی بسیار مشخص دارد. مقاله حاضر می کوشد رویکردهای انسانی شهر را در شعر معاصر عربی و فارسی در کنار یکدیگر مورد مطالعه قرار دهد، ضمن تبیین جایگاه شهر و انگیزه های طرح آن در شعر امروز، به برخورد شهر، طبیعت و ارزش های انسانی در این بستر بپردازد و مسائل اجتماعی را در مواجهه با آن جستجو کند. علاوه بر آن، آرمان شهر نیز به عنوان یکی از جلوه های بارز حضور شهر در شعر معاصر عربی و فارسی بررسی خواهد شد.
این تحقیق نشان می دهد که شهر با همه زرق وبرق های ظاهری در تعاملی دوگانه با انسان معاصر است؛ از طرفی، دوری گزیدن از آن، فریادی پربسامد می شود و از طرف دیگر، هیچ کس در عمل از این پدیده اجتماعی رویگردان نیست. با وجود گرایش به روستا و طبیعت، شاعران همواره در شهر به دنبال اهداف خود روان اند و می کوشند آن را مطابق با آرمان های خویش تغییر دهند.
در این دیباچه ضمن بررسی تاریخچه ساخت آرامگاه سعدی، نوینده از کمبرگی کارنامه سعدی پژوهی گلایه نموده و به ارائه آمار پژوهشهای سال گذشته میپردازد و اشاره میکند که: جای بسی تأسف است که در سال 1378 هیچ کتابی پیرامون زندگی و آثار شیخ منتشر نشده است و ازمیان 23 عنوان کتاب چاپ اول و 21 عنوان کتاب چاپ دوم با شمارگان 400/208 جلد بیش از 180 هزار جلد آنتجدید چاپ بخشها یا کلیات تصحیح استاد محمدعلی فروغی است که در سال 1319 برای اولین بار منتشرشد و امروز 60 سال از آن روزگار میگذرد.
این مقاله به تحلیل دلایلی میپردازد که حضور همیشگی موضوع ویرانهها در سفرنامههای مشرق زمین از قرن 17 تا 19را اثبات میکنند: تمام متون حضور مسحور کننده بناهای ویران شده، شهرها و روستاهای تخریب شده را بسط و گسترش میبخشند. در قرن 18، این تصویر در متنی مشهور از «ولنه» بنام «ویرانهها» و در ادبیات توسط رمانتیکهای مشهور تحلیل و بررسی شده است. تصویر که در قرن 17 دارای مفهوم منفی دارد، در قرن 18 تا اندازهای مثبت میشود تا در دوره رمانتیسم به تفکری بیهوده بدل شود. «نظریه ادبی ویرانهها» با گرایش به فرهنگ خارجی و نوعی مالیخولیایی و ذهنیتی پیش استعماری که در شرق ویران شده، نه تنها گذشته اروپا را مییابد، بلکه تضمین میکند تا از بقایای تمدنهای بشری صیانت کند. (اروپا در مشرق زمین بقایای گذشته خود را دید و خواست تا بقایای تمدنهای درخشان کهن را از آسیب مصون نگه دارد.)
در پهنه فراخ و گسترده شعر و ادب فارسی شاعرانی دیده به جهان گشوده اند که همواره بر شعر دیگران تاثیرگذار بوده اند. برخی از شاعران نیز از شعرای قبل از خود تاثیر پذیرفته و بر شاعران بعد از خود تاثیر به سزایی داشته اند.در این پهنه گسترده سه شاعر به نام های فردوسی، عطار و نظامی به زعم نگارنده این مقاله تاثیری شگرف بر دیگران داشته اند اما در بین این سه تن حکیم نظامی در سرودن هفت پیکر چنان که در این مقاله به وضوح نشان خواهیم داد از هفت خوان فردوسی تاثیر پذیرفته، چرا که حکیم نظامی چنان که از ابیات مختلف پراکنده در لا به لای آثارش بر می آید همواره سر برابری با حکیم فردوسی داشت و گاه خود را برتر از او نیز معرفی کرده است.در این مقاله کوشیده ایم تا تاثر حکیم نظامی از هفت خوان فردوسی را با تکیه بر شباهت های موجود میان هفت خوان و هفت پیکر را بعینه نشان داده. از شباهت های محتوایی هفت پیکر با هفت شهر نیز سخن برانیم.
بی شک شعر حافظ چونان منشوری است که از هر زاویه ای به شعر او نگاه شود، جلوه ای از شعر او نمایان می شود. این تجلّی های گوناگون در تمام ابعاد شعر حافظ قابل مشاهده است. در این مقاله با بررسی پیشینه ی معانی پیشنهادی شارحان و حافظ پژوهان، کوشش شده است که به این پرسش، پاسخ داده شود که آیا خرابات مغان در شعر حافظ طبق گفته ی دیگران، به معنی مطلق میکده است و یا معنی دیگر آن، یعنی آتشکده ی زردشتی، ارجح تر است؟ با توجه به شروحی که از اشعار حافظ شده و بررسی کلمه ی خرابات مغان در شعر خود خواجه، به این نتیجه می رسیم که خرابات مغان در شعر حافظ شاید گاهی به معنای کنایی میخانه و یا جای فسق و فجور باشد، اما در اصل با توجه به شواهد و مدارکی که در متن می آوریم، یکی ازمعانی آن، آتشکده ی زردشتی است که در شکل بنای آن، زردشتیان از ساخت خورابه های مهری متأثر بوده اند به نحوی که تابش نور آفتاب بر آتش را روا نمی-داشته اند و حافظ آگاهانه بدین مسأله توجه داشته و آن را در مطلع شعر خود گنجانده است.