فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۰۲۱ تا ۱۲٬۰۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
جنگ و کودکی در آثار قیصر امین پور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گلستان سعدی
فرسنامه ای فارسی مورخ ٥٥٥ قمری
حوزههای تخصصی:
العدوان العراقی علی إیران و الکویت و تجلیاته فی شعرالبلدین
حوزههای تخصصی:
شهد الشعبان المسلمان فی إیران والکویت فی تاریخهما المعاصر عدوانا بغیضا من نظام صدام. فهذا العدوان علی إیران تمخض عن حرب مفروضة استمرت لثمانیة أعوام والتی سمیت بحرب الخلیج الفارسی الأولی بینما أدی العدوان الآثم علی الکویت إلی احتلالها لسبعة أشهر أعقبته أکبر حرب بعد الحرب العالمیة الثانیة و التی عرفت بحرب الخلیج الفارسی الثانیة.و أسفرت هذه الحرب عن الوقائع المرة الکثیرة و الاعتداءات الإنسانیة العدیدة و من هذا المنطلق یتصدی هذا المقال أن یدرس شعـرالـمقاومة الـذی ظهـر فی الأدبین الإیرانی و الکویتی طوال الحرب و بعدها دراسة مقارنة لیعرّف بالمضامین المشترکة فی شعرالبلدین وفق رؤی تحلیلیة وأخری نقدیة.عسی أن تتبعه دراسات مقارنة أخری بین باقی الجوانب المشترکة فی الأدب الإیرانی المعاصر و بلدان الخلیج الفارسی ــ التی لها علاقات ثقافیة و اقتصادیة قدیمة مع بلدنا إیران ــ و لعله یرشد إلی بحوث تتصف بالجدارة والعمق.
مقاله به زبان عربی: ارتباط مردگان دخمه رستم در بهمن نامه با آیین میترا (العلاقة بین الموتی فی ""مقبرة رستم"" فی ""بهمن نامه"" ومذهب میترا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اندیشه زایش و مرگ یکی از نخستین اندیشه های بشر بوده است، که ادیان و آیین ها و مکاتب فلسفی سعی در توضیح آن یا یافتن پاسخی بر آن داشته اند. تابش حیات آفرین خورشید علت به وجود آمدن آیین خورشید پرستی شد و حتی سبب گردید، پیکر مردگان را به گونه ای به خاک بسپارند که پیوند آنها با خورشید حفظ شود. یکی از جالب ترین قسمت داستان منظومه بهمن نامه، توصیفی است که ایرانشاه از دخمه رستم و اجساد رستمیان می کند. اجساد این دخمه به روشی خاص دفن گردیده اند. چگونگی دفن پیکر خاندان رستم در این دخمه، و همچنین برخی از علل دیگر، به نظر می رسد، که احتمالا این خاندان پیرو آیین میترا بوده اند. از این روی، در این نوشته سعی بر آن است، تا پیوند روش دفن مردگان دخمه رستم با آیین میترا بررسی گردد.
عقاید مختلف درباره خیام
منبع:
مهرسال دوم ۱۳۱۳ شماره ۸
حوزههای تخصصی:
خاطرات: یاد دیداری از زنده یاد استاد شهریار
حوزههای تخصصی:
کامل التعبیرحبیش تفلیسی و واژه های نادر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از نویسندگان سده ششم ه.ق، حبیش بن ابراهیم تفلیسی است که آثار متعددی از وی به زبانهای تازی و فارسی به جا مانده است. آثار حبیش، که از جمله مشهورترین آنها کامل التعبیر است از حیث اشتمال بر واژه های فارسی، حائز کمال اهمیت است.
در این نوشتار ابتدا به معرفی مختصر کامل التعبیر و بررسی سبک آن بر اساس نسخه خطی قابل اعتماد کتابخانه چلبی عبداله (مکتوب سال 772) پرداخته می شود. بر اساس گفته حبیش در این کتاب برای نخستین بار، یکی از آثار ناشناخته وی به نام «ثمارالمسائل» معرفی می گردد. پس از آن، پاره ای از واژه ها یا ترکیبات نادر کامل التعبیر مانند «افسرد»، «مشتن» و «ظاهره خواندن»، که در لغت نامه های فارسی مضبوط نیست و یا برای آنها شاهد و مثالی نقل نشده است، بررسی می شود.
مقاله به زبان فرانسه: قلم خوردگی های یک چرک نویس یا سانسور یک ناخودآگاه؟ (Rature d'un brouillon ou censure d'un inconscient ?)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی پیشامتن ها این امکان را فراهم می آورد تا به عمق عملکرد عناصری که در آفرینش صورت و معنای یک اثر نقش تعیین کننده دارند نزدیک شویم. خط خوردگی های یک چرک نویس در زمره مهمترین ابزاری قرار دارد که منتقد برای آگاهی از فرآیند خلق اثر که در دو مرحله تولید پیشامتن ها و متن نهایی (با کاربرد ارتباطی) محقق می شود بهره می گیرد. از آنجایی که خط خوردگی ها مرتبط با مکانیسم های دفاعی مؤلف هستند، تغییرات اعمال شده بر متن به نوعی گزارشی از جهش های روانی او را فراهم می آورد. بدین ترتیب، نویسنده به عنوان خواننده متن خود به گفتگو با آن می نشیند. در واقع، با خط زدن نویسنده میان ذهن و روان خود از یک سو و تولید متن از سوی دیگر ارتباط برقرار می کند. قلم خوردگی با آشکارکردن روند فکری خالق اثر از لابه لای دغدغه ها و تردیدهایش نشان می دهد که چگونه آزادسازی مکانیسم های دفاعی داده های معنایی را به عقب رانده و در زوایای پیشامتن پنهان می کند. تغییرات ناشی از خط خوردگی ها از عملکرد ضمیر ناخودآگاه فرد خبر می دهد و اینچنین است که منتقد با محوریت دادن به مفهوم «سانسور» سعی دارد از تمایلات ناخودآگاه او آگاهی یابد. از این منظر، می توانیم بگوییم که منتقد با ارزش بخشیدن به پیشامتن ها به حوزه روانکاوی وارد می شود تا از نزدیک عملکردهای پیشانوشتاری یک متن را توضیح دهد. در این گفتار، برآنیم تا با توجه به مسأله «سیر تکوینی متن»، جهش های ناخودآگاه را که در پیشامتن منعکس می شود بررسی کرده و مفهوم متفاوتی از «زمان» در تولید اثر ارائه دهیم.
نمودهای اساطیری انبیا و آئین گذاران در شعر شاملو
حوزههای تخصصی:
سطوره، جان و جوهر جاودانی شعر است. گاه این دو عنصر خیال انگیز و دیرینه سال آنچنان با هم در می آمیزند که جدایی ناپذیر می نمایند و حتی تعیین هویت و مشخص نمودن تقدم و تأخر یکی بر دیگری در نشو و نما و پاگذاری به عرصه فکر و فرهنگ، پژوهشگران و اصحاب اندیشه را به زحمت می اندازد. شعر و اسطوره هر دو از خیال مایه ورند؛ با کمی تأمل در آثار هنرمندان و شاعران ژرف اندیش و خلاق می توان شاهد درهم تنیدگی و تعامل سازنده و سامانمند این دو پدیده فرهنگی، به طور متداوم، بود. اساساً شعر چند لایه، تأویل پذیر و تفسیربردار بدون بهره جویی از اساطیر و شاخ و برگهای گونه گون و نگارین آن قادر به گام نهادن در گستره هستی مانا و پایدار نیست؛ اما روش و روند بهره گیری هر شاعر از این مقوله معنی ساز و مفهوم پرور ممکن است رنگ و آهنگ خاص خود را داشته باشد.
شاملو با نگاه تیزبین و اندیشه پویای خود فضاهای اساطیری گوناگونی را برای ارائه مفاهیم متنوع انسانی ساخته و پرداخته نموده و با آشتی دادن اسطوره و شعر در یک بافت ویژه هنری، انواع اسطوره ها را در حوزه گسترده وارد پهنه پهناور و عمیق شعر کرده است؛ اما نگارنده این مقاله بر آن است تا به جستاری متأملانه در اساطیر انبیا و آیین گذاران که در سروده های شاملو نمود پیدا کرده و شاعر با اقبال و توجهی هدفمند و جهت دار به طرح و تبیین آنها اقدام نموده، بپردازد و با رعایت اختصار ابتدا چهره حقیقی تک تک انبیای مورد بحث را برابر آیات و روایات بنمایاند؛ آنگاه به توصیف بافته های ذهنی، تخیلات و آرمانهایی بپردازد که در بستر روزگاران دراز از سوی مردمان خیال گرا و اسطوره اندیش در اطراف شخصیت این پیامبران پراکنده شده و آنان را در هاله های مه آلود و ابهام آمیز اساطیر قرار داده و سبب شده که شاعران کیمیا کار، از جمله شاملو، با بیان هنری و میناگرانه خود طیفهایی از حقیقت و اسطوره را در منشور شعر خود بازتاب دهند و رمزناکی و رازوارگی سروده های نمادین خود را در ستیز با بی رسمیها و نابسامانیهای زمانه خود با الگوگیری از این سرنوشتهای قدسی و راه گشا دو چندان نمایند.
شاملو، به رغم آنکه از نگرش کل گرا، باورمند و ماوراءطبیعی و روی آوردن به تفکر و اندیشه ای که فاقد دیدگاهی درون گرایانه، معتقدانه و متافیزیکی است بی بهره بود؛ هرگز شعر خود را از منبع سرشار و ناپیدا کران متون و روایات آیینی که بیانگر سرگذشت انبیا و اولیاست، محروم نگردانید، گرچه نظر او در این خصوص بیشتر معطوف به منابـع و نقلیات مذهبی غربیان و غیرمسلمانان است و در بسیاری اوقـات بـه تبیین و تفسیر جهــان از زاویه دید