فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۹۴۱ تا ۵٬۹۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
تشابه الاطراف در قرآن مجید(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
چهره سعدی در آینه های موج دار
منبع:
زبان و ادب ۱۳۷۹ شماره ۱۱
حوزههای تخصصی:
علل پیدایش نقد جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش این مقاله آن است که عوامل ظهور نقد جدید راتوصیف و تحلیل نماید. عواملی چون پیشرفت سریع علم، تحولات قابل ملاحظه اجتماعی، ایستایی ادبیات و نقد ادبی، انقیاد از ارزش های اخلاقی و اجتماعی دوره ویکتوریا (1901-1832) به عنوان سدی در راه پیشرفت ادبیات و نقد ادبی، تمرکز بر اولویت نویسنده به جای اولویت متن، یافته های روانشناسی فروید(Freud)، یونگ (Jung) و برگسون (Bergson) و بالاخره نارضایتی گسترده عمومی از وضعیت ادبی قرن نوزدهم، نقادان تصویر گرایی چون ای .ا.ریچاردز(I.A.Richards) را بر آن داشت تا در نظریات ادبی خود بیشتر به متن توجه نمایند و راه را برای شکوفایی نقد جدید هموار سازند. این مقاله همچنین اصول کلی نقد جدید و محدودیت های آن را بررسی خواهد کرد.
غزل زاییده ی عشق و عشق زاییده ی جمال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر غنایی شعریست که احساسات و عواطف شخصی گوینده را بیان کند و اگر حاوی و اندیشههای مختلفی هم باشد، این معانی و اندیشه ها در خدمت بیان عواطف شاعر است. غزل بارزترین نوع شعر غنایی است که بر مدار عشق میگردد. خواه عاشقانه خواه عارفانه، عاطفه عشق را پیش از آن که جزو وجود شاعر و تجربه ی غالب حیات او شود، نمیتوان به گونه ای کاذب بر خود بست، به همین سبب صمیمیت عاطفی و غالباً حقیقی عشق بر زبان غزل تأثیر می گذارد و از آنجا که انسان موجودیست سرشار از عواطف متناقضی همچون عشق، نفرت و غم، شادی و یأس، امید و ترس، دلاوری و خشم و رحم و میل، ادب غنایی و غزل می تواند عرصهی بروز و ظهور این عواطف باشد. عشق نتیجهی جلوهی معشوق است و جلوه لازمهی ضروری حسن. جمال معشوق است که عاشق را شیفته می سازد یعنی زیبایی عشق آفرین است و جمال از عشق که زاییده ی آن است تفکیک ناپذیر است، عشق که نخستین فرزند جمال است با خود گرما و نیرویی را به همراه دارد که همه ی موجودات هستی را به حرکت در می آورد. این مقال بر آن است که پیوند بین غزل و عشق و همچنین عشق و جمال را به روش تحلیل متن مورد واکاوی و توصیف قرار دهد.
بررسی مضامین عرفانی کتیبه های مقبره شیخ صفی (با تکیه بر صفوه الصفا و دیگر متون عرفانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جریان عرفان، جنبه شاخصی از معنویت اسلام است که در عرصه های گوناگون فرهنگی، هنری، ادبی و... فرصت رشد و نمو یافته است. یکی از بارزترین عرصه های رشد این جریان مربوط به بناهای مذهبی به ویژه مقابر است که پس از مساجد بیشترین و مهم ترین حجم بناهای بازمانده از معماری ایران دوران اسلامی را به خود اختصاص داده است. مقابر شیوخ و بزرگان متصوفه گونه ای از مقابر دوران اسلامی است که معمولا به وسیله مریدان در داخل همان خانقاه شیخ و با خصوصیات ویژه ای ساخته شده اند. موضوع اصلی این تحقیق بررسی و کشف تاثیرات عرفان اسلامی به طور عام و تصوف مکتب شیخ صفی به طور خاص بر مضامین کتیبه های قرآنی و حدیث مقبره این عارف و صوفی بزرگ با تکیه بر متون عرفانی به ویژه کتاب صفوهالصفا به عنوان زندگینامه و مرامنامه عرفانی شیخ صفی است. نکته اساسی در این راستا اثبات این حقیقت است که اصول عرفان و تصوف اسلامی فقط محدود به یک عقیده و طرز خاصی از زندگی نبوده، بلکه به طور گسترده ای در سایر ابعاد زندگی عرفا و متصوفه، از جمله در نحوه تزیین و انتخاب مضامین کتیبه های مقابر آنها نیز موثر بوده است. با توجه به یافته های تحقیق، مضامین کتیبه های قرآنی و حدیث مقبره شیخ صفی الدین اردبیلی؛ ارتباط مستقیم با مفاهیم عرفان اسلامی و به ویژه آرا و اندیشه های صوفیانه مکتب صفویه دارد که به تفصیل در صفوهالصفا و سایر متون عرفانی تشریح و تفسیر شده است.
کودک هفتادساله
کارکردهای اجتماعی طنز
حوزههای تخصصی:
موضوع طنز با این که به صورتهای گوناگون مورد توجه متفکران و اندیشمندان قرارگرفته، ولی تفسیرها و توجیههای نسبتا یکسانی از آن به عمل آمدهاست، به طوری که برخی از متفکران با ظرافت خاصی محدوده و قلمرو آن را از مفاهیمی مثل هجو، لطیفه، شوخی و نظایر آن، جدا ساختهاند.باتوجه به اهمیتی که امروزه رسانههای گروهی و وسایل ارتباط جمعی برای این مفهوم قایل شدهاند، میتوان گفت که طنز به یک پدیدهاجتماعی تبدیل شده است.ویژگیاساسی یک پدیده اجتماعی این است که روابط متقابل میان جامعه را تحت تاثیر قرار میدهد. طنز به عنوان یک شیوه هنری با ظرافتهای خاص خود این ویژگی را داراست.
از طریق طنز میتوان سطح آگاهی های مردم را نسبت به مسائل و پدیدههای جامعه بالابرد و میزان هوشیاری آنان را افزایش داد.
پسوند صفت ساز«-ناک» در فارسی و پیشینه آن در فارسی میانه (پهلوی)
حوزههای تخصصی:
رستم و دوشیزه روشنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوشیزه روشنی از اساطیر مانوی است که نور ربوده شده به دست دیوان را دوباره به سرزمین روشنایی برمیگرداند . در برگرداندن این نور ، مهرایزد (روح زنده) با یاری زروان و مادر زندگی و ... برای نجات انسان نخستین که نور او ربوده شده ، در دست دیوان اسیر گردیده و در دنیای تاریکی افتاده ، در تکاپو هستند . آنها انسان نخستین را نجات داده ، نور را به او برگردانده و او را به سرزمین روشنایی باز میآورند . رستم نیز در هفت خان برای نجات کاوس که نور چشم او به دست دیوان ربوده شده و در سرزمین تاریکی در دست دیوان اسیر است با راهنمایی زال و رودابه ، و یاریگری رخش در تکاپوست ...
چراغ های مُرده نقدی بر تصحیح دیوان بیدل دهلوی از اکبر بهداروند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از هنـــر آیینة مقدار هرکس روشن است
رشتة شمع است بیـدل موج جوهر تیغ را
تصحیح متون همواره از اهمیت خاصی برخوردار بوده است و محققان و مصححان توجه ویژه ای به آن مبذول داشته اند. بدیهی است که امر تصحیح، همانند دیگر علوم، دانش هایی را می طلبد که بدون دست یابی بدان ها، نیل به تصحیحی علمی متعذر می نماید. در این مجال، سعی بر آن است که به شیوه ای علمی، تصحیح دیوان بیدل دهلوی از اکبر بهداروند را نقد و ارزیابی کنیم. در این تصحیح، اصول و موازین علمی رعایت نشده و اشتباهاتی از قبیل گزاره های نادرست، جمله های نامفهوم، و تناقض در جملات سراسر مقدمه را فرا گرفته است. ایرادهای وزنی، یک دست نبودن نوشتار کلمات، اشتباهات نوشتاری، و سرهم نوشتن کلمات مرکب متنِ تصحیح را دربر گرفته است. انتشارات نگاه این کتاب را در 1386 در دو مجلد به چاپ رسانده است.
سریویلی؛ زندانی تقابل های دوگانه (بررسی تقابل های دوگانه در منظومه «خانه سریویلی» اثر نیما یوشیج)
حوزههای تخصصی:
تقابل های دوگانه، مهم ترین اساس نظریه ساختارگرایی است که نظریه پردازان این حوزه از آن در حوزه های مختلف زبان شناسی، روایت شناسی، فلسفه، مطالعات فرهنگی، انسان شناسی و روان شناسی بهره برده اند. «کلودلوی استروس» در انسان شناسی، از تقابل های دوگانه برای شناخت ساختار کلی ذهن انسان در پسِ اسطوره ها و اعمال مختلف فرهنگی سود جسته و معتقد است این تقابل ها، نخستین تلاش بشر برای ادراک محیط پیرامونش بوده است و هستی انسانی به طور کلی درگیر این دوشاخگی های اجتناب ناپذیر است. در پژوهش حاضر، اندیشه های استروس برای خوانش منظومه «خانه سریویلی» نیما یوشیج به کار گرفته شده است. در این منظومه، سریویلیِ شاعر، در تقابل با شیطانی است که با تمام زمینه های فکریِ وی در تعارض است. تقابل هایی مانند روستا/ شهر، طبیعت/ فرهنگ، تجدّد/ سنّت و به طور کلی خودآگاهی و ناخودآگاهی در این منظومه، به صورت جدال شاعر و شیطان به تصویر درآمده است. سریویلی در این منظومه، گرفتار کشمکش و تعارض هایی است که در گفت وگو با شیطان به بار نشسته و این جدال دائمی تا پایان شعر ادامه یافته است. ذهن سرکش نیما، با استفاده از تقابل های دوگانه به بیان مهم ترین تفاوت ها، تضادها و تعارض های اندیشه ا ی خود با صاحبان قدرت سیاسی پرداخته است. قدرتمندانی که اندیشه های آنان با نماد شیطان به عرصه خودآگاهی شاعر درآمده است
دو دیدی و چند آوایی: حافظ و افقهای فرهنگی گوته و بایرون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوره رمانتیسیم در شیوه های بازنمایی و روایت، دگرگونیهاای شگرفی پیش آمد. باختین این دگرگونی در وادی هنر و ادبیات را روی آوردن به کارناوال و یکی از دلایل روآمدن مردم باوری در هنر میداند. این گفتار، با نگاهی به گوته و بایرن و بررسی جلوه های دو - دیدی و چند آوایی شعر حافظه دراندیشه این نویسندگان، یکی از سرچشمه های کارناوال را تلاش این نویسندگان برای شناخت فرهنگ و ادب کشورهای گوناگون معرفی می کند.....
""میرعاشقان"" بررسی نشانه شناختی و روابط عمودی غزلی از حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای دریافت چرخش های معنایی و در نتیجه ژرف ساخت متفاوت با رویه ی ظاهری اشعار و نیز شناخت مخاطب پنهان غزل های حافظ - در غزل هایی که روی سخن با شخصیتی خاص است- ، کشف نشانه های درونْ متنی نه تنها راهگشا که اجتناب ناپذیر است.
حافظ شخصیت مورد خطابش را - بویژه در غزل های انتقادی - با نام واره هایی چند می خواند تا زوایای وجودی وی را با زبانی پنهان و پرنشانه معرفی نماید. این امر ضمن آن که شعر را تاویل بردار می سازد، باعث توهم تعدد مخاطب نیز می گردد.
مقاله ی حاضر غزلی به مطلع
صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش وین زهد خشک را به می خوشگوار بخش
را با توجه به حرکت عمودی شعر و یافتن و نمایاندن نشانه های درونْ متنی مورد بررسی قرار داده است.
این غزل یکی از غزل - شخصیت های پر از طنز حافظ است که در سراسر آن روی سخن با یک مخاطب است که وی را با نام واره های مختلفی چون صوفی، میر عاشقان، رب و شاه می خواند تا افشاگر شخصیت خونریز و باده نوش محتسبی ریاکار به نام امیر مبارزالدین باشد.
«عین القلب» ،«عین البصیره» و «عین الیقین» در آثار محیی الدین ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محی الدین ابن عربی در راستای تاکید بر این نکته که سنت عرفان اسلامی بر شناخت حضوری و شهودی مبتنی است، دیدگاه عرفانی اش را بر نوعی از معرفت بی واسطه بنیان می نهد که از آن با عنوان «کشف» یاد می کند. هرچند حقیقت این معرفت ورای طور حس و عقل است، از ابزار آن به «دیده» (عین) تعبیر می شود. ابن عربی ترکیبات «عین القلب»، «عین البصیره» و «عین الیقین» را در طیف معنایی گسترده ای به کار می برد و برای هریک ویژگی هایی ذکر می کند. گاهی این ترکیبات به معنای عام تعقل و استدلال است وگاهی به معنای ویژه «کشف و شهود مستقیم».
اوج کاربرد ویژه این ترکیبات را در التدبیرات الالهیه می بینیم؛ جایی که برای قلب، «عین البصیره» و «عین الیقین» درنظر می گیرد. اساس تفکیک این دو دیده (بصیرت و یقین) آن است که دیده بصیرت به نوری الهی نظر می کند که خدا به وسیله آن هدایت می کند (نورٌ یَهدی بِه)؛ ولی دیده یقین ناظر به نور الهی دیگری است که خدا به سوی آن هدایت می نماید (نورٌ یَهدی الَیهِ). بر این اساس، قلب به منزله موجودی ربانی برای رویت جلوه های رحمانی، در تعامل قانونمند عرفانی با منبع نور، کشف و مشاهده حقایق را ممکن می کند.
کلیتی منسجم در ساختار قصیده
حوزههای تخصصی:
تحلیل محتوایی و ساختاری مقامات حمیدی و گلستان سعدی و واکاوی ریشه های آن دو در ادب عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقامه نویسی در نثر فارسی، نخستین بار با مقامات قاضی حمیدالدّین بلخی در قرن ششم و به تقلید از اسلوب نگارش مقامه نویسی عربی، پدید آمد. این کتاب که در همان عصر مؤلّف با اقبال و توجّه فراوان روبه رو شد، از سوی مترسّلان و نثرنویسان بسیاری مستقیم و غیرمستقیم نیز مورد تقلید قرار گرفت. چنین به نظر می رسد که سعدی، نیز با تألیف «گلستان» که نثر آن از نظر نوع انشا و اسلوب نگارش به مقامه شباهت دارد، در نگارش اثر خود از جهاتی به این اثر ادبی نظر داشته و از آن متأثّر بوده است؛ خصوصاً وجود تشابهات بسیار در دو سطح زبانی و ادبی در حکایت «جدال سعدی با مدّعی» و مقامة «فی الشّیب والشّباب» از مقامات حمیدی، ای ن فرض یه را ق وّت می بخشد که سعدی در این حکایت از نظر ساختار کلّی و شیوة داستان پردازی، سبک نگارش و ویژگی های زبانی و ادبی، بسیار به مقامة قاضی حمیدالدّین نزدیک شده است که هر دو نویسنده نیز در موارد مشترکی تحت تأثیر مقامات عربی بوده اند. در این جستار، بر آنیم تا با بررسی وجوه تشابه در این دو مقامه، علاوه بر نشان دادن تأثیرپذیری سعدی از قاضی حمیدالدّین بلخی، میزان تأثیرپذیری آن دو را از مقامات عربی، به ویژه مقامات حریری، نیز مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم.