فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۳۸۱ تا ۱۸٬۴۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
تحلیل جایگاه زبان فارسی در زبان و ادبیات سواحیلی
حوزههای تخصصی:
زبان فارسی طی هزارة گذشته بر مناطق مختلفی
از جهان تأثیر نهاده است. اکثر محققان گسترة نفوذ زبان فارسی را، آسیای میانه و
شبه قارة هند می دانند. در این خصوص پژوهش های زیادی نیز صورت گرفته است با این
حال کمتر اطلاعاتی دربارة جایگاه زبان و ادب فارسی در منطقة شرق آفریقا وجود دارد.
در واقع آفریقای شرقی (به ویژه کشور تانزانیا، جمهوری خودمختار زنگبار و بخش های
جنوبی کنیا) از جمله مناطقی است که با وجود فاصلة بسیار با کشور ایران، طی چند قرن
گذشته تأثیری در خور توجه از زبان و ادبیات فارسی پذیرفته و تعداد نسبتاً زیادی از
واژه های اصیل فارسی را در خود جای داده است.
حوزه های پنج گانة اقلیمی نویسی در ادبیات داستانی معاصر ایران
حوزههای تخصصی:
تقسیم بندی نویسندگان و آثارشان بر اساس جغرافیای مکانی و زادگاه آنان فقط زمانی پسندیده و درست است که ویژگی های مشترکی نیز آنها را به یکدیگر پیوند دهد، وگرنه نام گذاری سبک و مکتب بر آثار گروهی از نویسندگان با تکیة صرف بر تعلّق اقلیمی شان به یک منطقه، امری بی معنا خواهد بود و نویسنده اعتقادی به آن ندارد. داستان های اقلیمی، داستان هایی هستند دارای مشخّصه های مشترک و هماهنگ و در پیوند با یک اقلیم خاص و نیز متناسب با خاستگاه نویسندگان آنها و تأثیری که از آن محیط اقلیمی خاص پذیرفته اند. همین گونه تأثر ها از محیط اقلیمی و بازتاب آن در داستان هاست که سبب اشتراک میان آثار چند نویسندة هم اقلیم با یکدیگر و در عین حال تمایز با آثار دیگر نویسندگان اقلیمی سایر اقلیم ها می شود. در این مقاله، نویسنده پس از بیان سابقة مکتب بندی های متعدد در داستان نویسی معاصر ایران و نقد آنها، به ارائة یک تقسیم بندی تازه، دقیق و روشمند از داستان نویسی اقلیمی، بر اساس معیارهای مشخص و شناخته شده می پردازد و بر این اساس، پنج حوزه یا شاخة داستان نویسی اقلیمی شمال، جنوب، خراسان، غرب (کرمانشاه) و آذربایجان را در ادبیات داستانی معاصر ایران- از مشروطه تا انقلاب اسلامی- مشخص می کند.
بررسی رمان هاواردزاند اثر ای. ام. فارستر از دیدگاه اخلاقی مارتا سی. نازبام
حوزههای تخصصی:
ادبیات، زبان و سؤال از بودن
حوزههای تخصصی:
بررسی آخرین تحولات ساختاری و محتوایی غزل از سال 1370 تا 1390
حوزههای تخصصی:
جمال شناسی شعر امیری فیروزکوهی
حوزههای تخصصی:
بررسی چگونگی گزینش «نام قهرمان» در ژان کریستف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۱۷ بهار ۱۳۹۱ شماره ۱
91 - 108
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحثی که به ندرت در بررسی آثار مورد توجه قرار می گیرد، انتخاب عنوان یک اثر ادبی و یا انتخاب اسامی قهرمانان است. نویسندگان نام های مختلفی بر آثار و قهرمانان خود می نهند و آنان در این انتخاب گاهی نام قهرمان اصلی را برای آثارشان برمی گزینند. در بسیاری از موارد، نام قهرمان یک اثر به طور تصادفی انتخاب می شود، اما گاهی نویسنده در این انتخاب، هدفی را نیز دنبال می کند. یکی از نویسندگانی که در انتخاب عنوان اثر و القاب قهرمانان خود دقت بسیار صرف کرده، رومن رولان نویسنده فرانسوی و خالق رمان ژان کریستف است. وی برای قهرمان خود در این اثر، عنوان «ژان کریستف کرافت» را انتخاب کرده است. در این مقاله سعی می شود به انگیزه های رومن رولان برای انتخاب این نام در خلق رمان ژان کریستف پرداخته شود تا نگارندگان این مقاله بتوانند برای پرسش های زیر پاسخ مناسبی بیابند: چرا رولان در رمان ژان کریستف، نام «ژان کریستف کرافت» را برای قهرمان خود برگزیده است؟ آیا رولان با گزینش این نام کوشیده است به تولید معنا بپردازد؟ عناصر اصلی دخیل برای تولید معنا در این انتخاب کدامند؟ هدف از این تجزیه و تحلیل آن است که خواننده با یکی از عناصر اصلی و سازنده رمان یعنی «نام قهرمان» آشنا شود.
ارتباط عقل و ایمان در مثنوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
گفتار پیش رو، بحثی است پیرامون عقل و ایمان در مثنوی؛ این پژوهش بر آن است که حقیقت عقل و ایمان را از نظر مولوی بکاود و پرده از چند و چون ارتباط آن دو کنار زند و بررسی نماید که ارتباط عقل و ایمان، از دیدگاه شاعر، کلامی است یا فلسفی یا عرفانی، سپس روشن نماید که عقل و ایمان در رسیدن به وحدت عرفانی چه نقشی دارند. نکته شایان توجّه این است که جایگاه عقل در سخن، اندیشه و جان مولانا، مقدّم بر ایمان است؛ او به عقل ایمانی و ایمان عقلی می اندیشد. این نوشتار، که عقل و ایمان و ارتباط آن دو را از نظر عرفانی مورد تحلیل و بررسی قرار داده است، بر این باور است که در سایر نوشته ها و تحقیقات ادبی کمتر به این زاویه از بحث پرداخته اند %;- - n pt'>
چهره و جایگاه حضرت محمد (ص) در «کشف الاسرار» روزبهان بقلی شیرازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
شیخ «ابونصر روزبهان بقلی شیرازی»، از بزرگترین شخصیت های تصوف ایران در سده ششم هجری است. «کشف الاسرار» وی کتابی است در گزارش و شرح رؤیاها و مکاشفه هایی که در درازنای چهل سال سلوک، بر شیخ روزبهان، رخ نموده اند. یکی از شخصیت های اصلی مکاشفه های روزبهان، حضرت محمّد (ص) است. در این مقاله، به تقسیم بندی گونه های حضور و اثر حضرت محمد (ص) در مکاشفه های روزبهان در کشف الاسرار و توضیح اجمالی آنها پرداخته ایم. چهره رسول خدا در این مکاشفات، چهره ای بس نورانی است که پیش از هر چیز، نشان «محبت» و «عشق» روزبهان به شخصیت پیامبر را بر خود دارد. پیامبر در این کتاب، «حبیب» خداوند، سرمست و عروس بارگاه الهی است. پیامبر اکرم (ص) در این مکاشفات، شخصیتی «ویژه و برتر» است که از نقش «شفاعت و وساطت در فیض» برخوردار است. کشف الاسرار، به اعتباری، نامه ای در ستایش و مدح حضرت محمد (ص) و تأکیدی بر جایگاه مرکزی او در تصوف و عرفان اسلامی است.
سایه بال هما
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۴ پاییز ۱۳۹۱ شماره ۱۳
193 - 212
حوزههای تخصصی:
بنا به روایت اسطوره ها، هما مرغی فرخنده فال و پیک سعادت بوده و هر کس زیر سایه او قرار می گرفته، دولتمند و صاحب سعادت می شده است. این مرغ به دلیل استخوان خواری و بی آزاری، همواره مورد اشاره شعرا بوده است. هرچند صائب، این مضامین را در شعر خویش آورده، اما طبق شیوه معمول شاعران این عصر، از آرایه ها و صناعات ادبی همچون کنایه، تمثیل و تشبیه استفاده می کند و با هنجارشکنی، چهره ای متفاوت از هما ارائه می دهد. او سایه زودگذر و تیره هما را دلیلی بر ناپایداری دولت و اصلی مهم در عدم دل بستگی به آن می داند. تصویری که صائب از این مرغ ارائه داده، هما را موجودی زمینی و ملموس ساخته است. همچنین به اعتقاد او دلیل فرخندگی این مرغ اسطوره ای، تواضع و فروتنی و دلیل شهرت وی قناعت او به پاره ای استخوان بوده است. بنا براین، صائب خواستار این نیست که در زیر سایه بال هما قرار گیرد، چون سعادت را امری ذاتی می داند نه اکتسابی.
صائب از این مرغ اسطوره ای برای وصف طبیعت و آوردن تمثیل های گوناگون و توصیف موضوعات پیش پا افتاده و عادی استفاده کرده است، که در این مقاله به آنها اشاره شده، از جنبه های مختلف مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد.
پیام های انسانی نظامی برای دغدغه های انسان معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظامی گنجوی، در نگرشی غالب، بیشتر به شاعری تغزّلی و پیرو مکتب غنایی شهرت یافته است اما واکاوی دقیق آثار وی حقیقتی دیگرگونه از سیمای واقعی نظامی برای انسان امروزی بازگو می کند که همانا ساحت خردورزانه و تعلیمی او و سخن پردازی هنرمندانه و پرشگرد او در پروردن معنی و خلق شعر حکمی و انسانی است. توجه به پیوند هنرمندانه صورت کلام او با معانی بلند و در نتیجه فربگی کلام حکیمانه اش، تصویری جامع الاطراف از نظامی به نمایش می گذارد که تک ساحتی و یکسونگری ذهنی را از او بازمی دارد. از این روست که عموم آموزه های وی جنبه های جهانی به خود گرفته و پیامی نو برای انسان امروز به ارمغان آورده است. این پژوهش بر آن است که جنبه های جهانی و پیامهای انسانی شعر نظامی را با تأکید بر مخزن الاسرار بررسی نماید. روش پژوهش در این نوشتار، توصیفی- تحلیلی با تکیه بر رهیافت هرمنوتیک است که با استقصا درآثار نظامی، بویژه مخزن الاسرار و به روش اسنادی صورت گرفته است. از نتایج کاربست این رهیافت علمی و تتبع در آثار یادشده برمی آید که از نظر این شاعر بزرگ، توجّه به خویشتن شناسی و تأمل در ساحتهای بیکران وجود آدمی، راهکاری اساسی برای رهایی از قید و بندهایی است که مخّل آرامش فکری و روحی انسان است. از این رو، اهمّیّت دادن به مکانت و کرامت انسان در گردونه هستی و نفی خشونت و دعوت به نیکی و صلح، از محورهای عمده پیامهای نظامی است و تأویلات ویژه و نگ اه وی به جه ان با رویکرد ی فرازمانی و فرامکانی، حکایت از جهانی بودن پیامهای او دارند.
تعرُّف الجاحظ خلال نثره؛ البیان و التبیین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال چهارم زمستان ۱۳۹۱ شماره ۱۶
49 - 63
حوزههای تخصصی:
هو ابوعثمان عمرو بن بحر الجاحظ من الادباء الشهیر فی القرن الثالث للهجره. انّه حُظِی بذکاء وافر و مثابرهٍ فی العمل، و استمدَّ ببیئه مولده الجغرافیه أی البصره الّتی کانت میناءَ تجاریهً تَتَجوّل فیه الاجناسُ المختلفه و مذاهبُ شتّی و الاَلسِنَهُ المتنوعه، و أیضا وقوعُه فی موقع تاریخی خاص أی عصر ازدهار الحکومه العباسیه و رفعتها خاصهً عصر مأمون و هو عصر نشأه الثقافه الاسلامیهِ. سنحت ل لجاحظ فرصهُ خلق المعالم الادبیهِ علی الاخص کتاب «البیان و التبیین». کتاب «البیان و التبیین» ذاتُ نثر خالص، واقعی، طبیعی، بعید عن التکلّف، ذات بهجه، ساخر، صریح، شفاف، مشحون من الاستطراد و الاستشهاد بالشعر الجاهلی و الاموی، و معالم القصّاصین و الشواهدالقرآنیه عربیه الصبغه.
افزوده های صفت در فارسی در دستور وابستگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزودة صفت به آن دسته از وابسته های صفت اطلاق می ِ ظرفیتیِ این جزءِیعنی جزو متمم های آن نیست. افزودهها پس از بیرون آمدنِِ آنها در ساخت های نحویِ گوناگون، به آنها افزوده می شوند. هدف ما در مقالة حاضر ای براساس نظریة وابستگی به این سؤالها پاسخ دهییا صفتهای فارسی نیز همچون افعال و اسمها دارای افزودههایی هستند، و اگر هستند این افزوده دیگر ای افزوده های صفت به چه صورت هایی بیان می شوند و جایگاه آنها، نحوة توزیع آنها و جهت افزودگی و اتصال آنها به هسته چگونه است؟ در پایان به این نتیجه رسیدیی دارای دو دسته افزوده هستند به شرح زیر: 1. افزودة عام صفت، 2. افزودة خاص صفت. در این مقاله همچنی ای این افزوده یدِ صفت و صفتِ صفت ظاهر میشوند. افزوده های خاص صفت نسبت به افزوده های عام صفت از میزان وابستگی بیشتری با هسته برخوردارند. به عبارتی دیگر، افزوده های خاصِ صفت تنها هستة گروه صفتی را توصیف می ی های عام،ی را توصیف می یگاه و توزیع آنها در ساخت گروه صفتی، هر دو نزدی ی روند، با ایی معمولاً قبل از هسته، و افزودة خاصِ صفت معمولاً بعد از هسته به ی رود.
ضمیر دوم شخص در داستان های فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متنِ داستانی، علاوه بر القای حال وهوای جهانی موهوم، تناسبی را نیز میانِ آن جهانِ خیالی و جهانِ واقع برمی انگیزد. انگییِ این گونه مناسباتِ هستی شناختی میان جهان داستان و زیست جهانِ پیرامونِ خواننده را در این جا به «بافت وابستگیِ گفتمانِ روایی» تعبی ام و برای تبییی یی از نشانه هاییِ برجسته اش - یعنی ضمیر دوم شخص پرداخته ام. در آغازِ این راه، پاره ای از مفاهیمِ روایت شناختیِ لازم برای تشریح بافت وابستگیِ داستان را معرفی ای ملاحظات زبان شناختی درباره بافت وابستگیِ گفتمان روایی پرداخته ام. پس از مرور انواع عبارت های اشاری، با بررسییِ ضمیر دوم شخص در نمونه هایی از گفتمان روایی، نشان داده ین ضمیر به چندروش می توان برای وابستن جهان داستان به بافت بیرون از آن بهره گرفت، و ضمیر دوم شخص، امروزه در ادبیات داستانی ایران، افزون ی شناسان به طور سنتی برایش قایل بوده اند (شاخص گذاریی شفاهییی یافته است. با شناسایی و بررسیِ ایین نتیجه رسیده ی در داستان های نوین فارسی از ضمیر دوم شخص، نه برای تثبیت مرزهای هستی شناختی میی درهم ریختن این مراتبِ وجودی استفاده می شود.
بررسى کتاب «حافظ و اقبال» اثر دکتر یوسف حسین خان
حوزههای تخصصی:
نقش عوامل ربط غیرزمانی در انسجام متن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حروف ربط از عوامل مهم انسجام متن در زبان فارسی و به طورکلی، همة زبان ها به شمار می روند؛ چه میان جمله های متن پیوند برقرار می کنند و آن ها را به یکدیگر مرتبط می سازند؛ لیک عناصر دیگری نیز مانند قید و گروه حرف اضافه ای به عنوان عامل ربط در متن فعال اند که عملکرد همة آن ها همانند عملکرد حروف ربط است. این عوامل بخش کوچکی از عواملی است که جمله های متن را به یکدیگر پیوند می زند. این عوامل را از دیدگاه های مختلفی می توان طبقه بندی کرد. یکی از این دیدگاه ها نظریة نقش گرای هلیدی است. وی در این نظریه ارتباط معنایی، لفظی، نحوی و منطقی جمله های یک متن را با یکدیگر انسجام نامیده است. از این دیدگاه، انسجام علاوه بر عوامل ربط، عوامل دیگری نیز دارد. به دلیل گستردگی مطلب، نگارندگان تنها به بررسی یکی از این عوامل، یعنی ربط، می پردازند. از مجموعة عوامل ربط نیز تنها عوامل ربط افزایشی، شامل ساده، مرکب، مزدوج، توضیحی، تمثیلی؛ عوامل ربط تقابلی، شامل ساده، مرکب، مزدوج؛ و عوامل ربط علّی، شامل عادی و معکوس را بررسی می کنند.
بررسی تکنیک های مدرن انعکاس ذهن در رمان شازده احتجاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نویسندگان داستان های مدرن برای رهایی از نا هنجاری های تمدن جدید به دنیای درون و ذهن که بس گسترده تر از دنیای بیرون است روی می آورند و به جای نمایش جدال های بیرونی و اجتماعی افراد داستانی، انعکاس دنیای درون و محتویات ذهنی شخصیت ها را مورد توجه قرار می دهند. واضح است که با گسترش روان شناسی و دریافت عمق و پیچیدگی روان انسان ها، ورود به دنیای ذهنیات با همان تکنیک های سابق داستان نویسی امکان پذیر نبوده است؛ بنابراین نویسندگان مدرن برای کشف و آشکارسازی ضمیر پنهان شخصیت ها به ابداع شگردهای جدیدی در داستان نویسی دست می یازند. این مقاله به روش کتابخانه ای نوشته شده است و با توجه به یافته های جدید درباب ماهیت ذهن و تکنیک های موجود برای انعکاس این یافته ها، یکی از نخستین آثار مدرن ذهن گرای فارسی، یعنی رمان شازده احتجاب هوشنگ گلشیری، را مورد بررسی قرار می دهد. مطابق این پژوهش، ذهنیت گرایی رمان شازده احتجاب بر دو محور خاطره و خیال بنا شده و در نتیجه منطق داستان برمبنای این دو محور پایه ریزی شده است. برای دستیابی به این مهم نویسنده از انواع تکنیک های انعکاس ذهن که با به کارگرفتن آن ها خواننده مستقیماً با عملکردهای ذهنی شخصیت مواجه می شود استفاده می کند تا منطق ذهن گرای رمان را به بهترین وجه به نمایش بگذارد. این امر البته پیچیدگی رمان را نیز در پی دارد؛ پیچیدگی ای که باوجود تصور بسیاری از خوانندگان تعمد نویسنده نیست، بلکه در نتیجة نزدیک سازی ساختار رمان به ساختار ذهن به دست آمده است که با درک درست این ساختار می توان بر دشواری های موجود در این رمان فائق آمد.
ادبیات روستایی در رمان های عربی و فارسی؛ بررسی تطبیقی الأرض شرقاوی و جای خالی سلوچ دولت آبادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ادبیّات جوامع مختلف، ادبیّات روستایی به عنوان یکی از زیرشاخه های مهمّ ادبیّات داستانی مطرح بوده و بسیاری از نویسندگان بزرگ در این مورد آثاری را به رشتة تحریر درآورده اند. در ادبیّات عربی می توان از عبدالرّحمن الشّرقاوی نویسندة مصری خالق رمان الأرض نام برد که روستای کودکی خود را با ماجراهایش به تصویر می کشد؛ و از نویسندگان مشهور ادبیّات فارسی در این عرصه محمود دولت آبادی است که آثارش او را به عنوان نویسندة اقلیمی و منطقه ای، معروف ساخته است؛ او در رمان جای خالی سلوچ روستایی به نام «زمینج» را با مشکلات خانوادة سلوچ به تصویر می کشد.
این مقاله با رویکردی تطبیقی پس از تحلیل دو رمان مذکور، به موضوعاتی همچون: جایگاه زنان، فقر روستائیان، آب و آبیاری، نقش زمین و ظلم دولت مردان می پردازد و واقع گرا بودن دو نویسنده، توجّه آن دو به آثار بومی، اهمیّت جایگاه زنان در دو رمان، روحیة استواری روستائیان در برابر ظالمان را بازمی نماید.