فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۶۶۱ تا ۱۵٬۶۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
ارغنده یا آرغده؟ (تصحیح واژه ای در شاهنامه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله واژه های دشوار و شاذّ شاهنامه فردوسی ارغنده (به معنی «خشمگین») است که در بعضی از دست نویس های کهن این کتاب به صورت آرغده ثبت شده است. مقاله حاضر در پی اثبات درستی ضبط آرغده در شاهنامه و سایر متون قدیم فارسی است و ارغنده را صورت تغییریافته ای از این واژه می داند، که ارتباطی با arγand و ērand فارسی میانه و әrәγaṇt- اوستایی ندارد. نویسنده، ضمن بررسی برابرهای әrәγaṇt- اوستایی در زند اوستا و دیگر متون پهلوی نشان داده است آنچه مصحّحان اغلب ērang خوانده اند گونه دیگری از arγand است و باید ērand خوانده شود.
Связующая сила слова: Поэтические переводы Л.Н. Гумилёва классиков персидской поэзии (قدرت ارتباط کلام: ترجمه های شاعرانه اشعار کلاسیک فارسی لف نیکالایویچ گومیلیوف)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله به بررسی ترجمه های شاعرانه فارسی لف گومیلیوف اختصاص دارد. در مقایسه با میراث علمی ل.ن. گومیلیوف آثار ادبی او (از جمله ترجمه های شاعرانه اشعار کلاسیک فارسی) از شهرت چندانی برخوردار نیست و عملاً درباره آن ها بررسی و پژوهشی انجام نشده است. در پژوهش حاضر به طور عمده اسناد و مکاتباتی از آرشیو شخصی این دانشمند که تاکنون منتشر نشده است و اکنون در مراکزی مانند موزه فانتانی دُم (خانه فواره) آنّا اَخماتوا نگهداری می شوند و همچنین از خاطرات و مصاحبه های جمع آوری شده در موزه-آپارتمان ل.ن. گومیلیوف، استفاده شده است. در مقاله اشاره شده است که به وسیله اشعار فارسی نیکلای ستیپانویچ گومیلیوف و ترجمه های خوب پسرش، ل.ن. گومیلیوف، مردم روسیه با ادبیات فارسی و دنیای بسیار غنی فرهنگ ایرانی آشنا شده اند. لف گومیلیوف در ترجمه های خود آهنگ اشعار را به گونه ای انتقال داده که با اصل مطابقت داشته باشد. ترجمه های شاعرانه لف گومیلیوف ارزش هنری ویژه ای دارد و به لطف آن قدم مهمی برای آشنایی خوانندگان روسی با میرات فرهنگی ایران برداشته شد و موجب برقراری گفتگوی بینافرهنگی دو ملت ایران و روسیه گردید.
بررسی تحلیلی عبارت «مَنْ عَشِقَ فَکَتَمَ وَ عَفَّ فَمَاتَ فَهُوَ شَهیدٌ» بر اساس متون عربی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در متون ادبی، عرفانی و اخلاقی ادبیات فارسی و عربی، برای تبیین عشق مجازی گاه به عبارت «مَنْ عَشِقَ فَکَتَمَ وَ عَفَّ فَمَاتَ فَهُوَ شَهِیدٌ» که با نام «حدیث عشق» نام بردار شده است، استناد می شود. نخستین بار، ابن داود در الزهره، از این عبارت منسوب به پیامبر در تفسیر عشق عُذری یاد می کند، اما از دیرباز، حدیث شناسان آن را از احادیث موضوع دانسته اند. با وجود این، حدیث عشق به دلیل محتوایش و با وجود مخالفت ناقدان به ویژه حنابله و با ورود به ساحت عرفان اسلامی به حیات خود ادامه داد. در این جستار، ضمن بررسی پیشینه و دلیل اصلی روایت حدیث عشق، صحت و سقم آن به عنوان حدیثی منسوب به پیامبر، علت و نحوه کاربرد آن در متون عرفانی، انعکاس آن در متون ادبی عربی و فارسی، ارتباط عشق مجازی با عفت، جهاد با نفس و شهادت و پیوند کتمان با عشق تبیین خواهد شد.
نقد کتاب پسامدرنیسم در ادبیات داستانی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پاره ای از کشورهای جهان، اواخر نیمة دوم قرن بیستم تا عصر حاضر با عنوان دورة پسا مدرن نام گذاری شده است. این نام گذاری سبب شد که فرهنگ، هنر، دانش، و کنش های اجتماعی این دوران در این جوامع، همواره با صفت پسا مدرن تلازم یابد. از این رو و به طریق اولی، ادبیات این عهد نیز با این صفت همراه شد و هریک از منتقدان و فیلسوفان غربی، ویژگی هایی برای ادبیات این دوره تعریف کردند. مقالة حاضر، ضمن بررسی این ویژگی ها، به نقد کتاب پسامدرنیسم در ادبیات داستانی ایران، نوشتة منصوره تدینی می پردازد و فراز و نشیب و کفایت سخنِ علمی این کتاب را بررسی می کند.
آرش کمانگیر و ویشنو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بخشی از آنچه ما به عنوان میراث مشترک ایران و هند می شناسیم، ریشه در فرهنگ هند و ایرانی دارد و مربوط به گذشته دور خاور زمین و زندگی مشترک اقوام هندی و ایرانی است. وجوه شباهت «آرش کمانگیر» در اساطیر ایرانی و «ویشنو» در اساطیر هندی، نمونه ای ریشه دار در این زمینه قلمداد می شود. در این جستار، بر اساس روش تطبیقی مکتب فرانسوی و با شیوه تحلیل محتوا، شخصیت آرش کمانگیر در سه دوره باستان، میانه و اسلامی، بررسی شده و وجوه مشترک آن با ویشنو در اساطیر هند نشان داده شده و این نتایج به دست آمده است: دو اسطوره آرش و ویشنو دارای خاستگاهی مشترک و به تبع آن، وجوه اشتراک دامنه دار و گسترده ای هستند و در طرح شخصیت اساطیری آن دو، مسئله نبرد خیر و شر از جایگاه خاصی برخوردار است. همچنین وجه جنگاوری ایزد باران، در پروردن اساطیری نظیر آرش و ویشنو، پیکرینه بودن دو اسطوره و ارتباط آن دو، با عناصر طبیعی و عوالم آسمانی، از دیگر نتایج به دست آمده در این پژوهش است.
تأثیرپذیری جریان های شعر «موج نو» و «حجم گرا» در ایران از سوررئالیسم فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سوررئالیسم از جمله مکتب های غربی است که بر شعر معاصر ایران، تأثیر فراوان نهاده است. جریان های «موج نو» و «حجم گرا»، بیش از سایر جریان های شعر معاصر از این مکتب تأثیر پذیرفته اند. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر سوررئالیسم بر جریان های شعری موج نو و حجم گرا در ایران است. این مقاله می کوشد اثبات کند که این جریان ها از نظر تصویر، زبان، موسیقی و تفکر، کاملاً تحت تأثیر مکتب سوررئالیسم بوده اند. نگارنده در ابتدای این مقاله، نگاهی مختصر به جنبش سوررئالیسم و اصول این مکتب ادبی داشته، سپس به جریان های شعری موج نو و حجم و نیز اصول مطرح شده در آن ها پرداخته است. در بحث اصلی مقاله، به ویژگی های مشترک شعر حجم و سوررئالیسم، از نظر تصویر، زبان، موسیقی و تفکر فردگرایی توجه شده است. در این مقاله اثبات شده است که ویژگی های تصویری، زبانی و موسیقایی شعر حجم تماماً در اشعار سوررئالیستی مشاهده می شود که عبارت اند از: کشف روابط و مناسبات جدید و تجریدی میان اشیا، ایجاد تصاویر پارادوکسی و متناقض نما، استفاده از زبان پیچیده و مبهم، آشنایی زدایی و هنجارگریزی نحوی و گرایش به زبان نثر.
متن و قدرت: چارچوبی نظری جهت تفسیر انتقادی متن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش نظری تلاش داریم با توجه به اهمیت متن در پژوهش های ادبی و اجتماعی چارچوبی نظری جهت تفسیر انتقادی متن ارائه کنیم.سوال اصلی ما در این پژوهش عبارت است از اینکه: متن چگونه اعمال قدرت می کند؟ جهت پاسخ به این سوال به مرور نظریه های قدرت در علوم انسانی و اجتماعی خواهیم پرداخت. عمدتا دو دسته نظریه در این حوزه مطرح اند. نظریه های حاکمیت محور که در آنها به قدرت به مثابه زور فیزیکی، دولتی یا طبقاتی تاکید می شود ونظریه های دسته ی دیگر که قدرت را امری گفتمانی و زبانی درنظر می گیرند که از طریق فرایند های سوژه سازی و سوژه زدایی در متون اعمال می شود. برای این منظور آرا چهار تن از مهمترین نظریه پردازان معاصر، ارنستو لاکلائو و شانتال موفه، اسلاوی ژیژک و ژولیا کریستوا را با محوریت مهمترین مفاهیم آنها یعنی مداخله هژمونیک، فانتزی و آلوده انگاری و با توجه به پرسش این پژوهش خوانش خواهیم کرد.
بازتاب تاریخ عهد غزنوی در دیوان فرخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بازخوانی دیوان فرخی سیستانی، از نظر رویدادهای تاریخی و اجتماعی، پرداخته شده است. بنابراین، این مقاله مبتنی بر موضوعات تاریخی و اجتماعی دوران غزنوی است؛ موضوعاتی که فرخی در اشعار خود آن ها را بیان کرده است. مطالب و اشارات مندرج در مدح ها با شش اثر تاریخی مجمل التواریخ و القصص، زین الاخبار گردیزی، تاریخ گزیده، تاریخ بیهقی، ترجمة تاریخ یمینی، و طبقات ناصری مقایسه شده است. ملاحظه می شود که فرخی فقط شاعری مداح نیست و قصاید او فقط مدح نیست؛ بلکه مدایح او بیان کنندة اوضاع سیاسی، مانند جنگ ها، مصالحه ها، وزرا، و مسائل اجتماعی، مانند رفتار با اسرا، شکارها، و شاهدها، در دوران غزنوی است. می توان گفت که، در حقیقت، دیوان او مکمّل کتب تاریخی فوق است و در بعضی موارد، به علت ثبت جزئیات، بر آن ها برتری می یابد. بنا بر پنداشتِ نگارندة مقاله، فرخی نه تنها به ستایش غزنویان نپرداخته است، بلکه شاید آنان را سرزنش هم کرده باشد.
هم آموزی خورشیدشاه و ریدک: مقایسه آموزش در دو متن خسرو قبادان و ریدکی (پیشا اسلامی) و سمک عیار (قرن ششم هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی از صاحب نظران بر این باورند که پیشینه داستان «سمک عیار» به پیش از اسلام و احتمالاً به دوره پارت ها می رسد. مقاله پیش رو در یک مطالعه تطبیقی، مقایسه ای است درباره آموزش هایی که «خورشید شاه»، از قهرمانان اصلی کتاب سمک عیار (مکتوب ۵۸۵ ه.ق) و «ریدک خوش آرزو»، از اشراف زادگان ساسانی (متن پهلوی خسرو قبادان و ریدکی) در کودکی می بینند و مهارت هایی که می آموزند. شباهت بسیاری میان این آموزش ها وجود دارد که این شباهت ها شاید بتواند ظن پیشا اسلامی بودن اصل داستان سمک عیار را تقویت کند. روش تحقیق در این مقاله، توصیفی- مقایسه ای و مبتنی بر شواهدی از این دو متن و کوشش در تأیید فرض پیش گفته است.
ایجاز و حذف در شعر معاصر (با تکیه بر اشعار نیمایوشیج، احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث، سهراب سپهری و یدالله رؤیایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایجاز، پیراستنِ کلام از حواشی و عناصرِ غیر لازم است، به گونه ای که بیشترین مضمون با ارائه کمترین کلمات بیان شود؛ شیوه ای که هر چند در ادبیات قدیم نیز به کار می رفته، توجهِ ویژه به آن را باید از مهم ترین دستاوردهای شعر معاصر دانست که علاوه بر موجزکردنِ کلام، تحوّلی نیز در سازه های نحوی ایجاد کرده است. توجهِ شاعرانِ معاصر به برخی از این شیوه ها، عملاً رویکردی به سازه های زبانیِ کهن است، امّا برخی دیگر، از دستاوردهای زبانیِ ادبیات معاصر محسوب می شود. در این پژوهش، شیوه های رسیدن به ایجاز را در دو گروه عمده سازه های ایجازی و شیوه های حذف، در شعر گروهی از شاعران معاصر بررسی و آنها را با شیوه های حذف و ایجاز در ادبیات قدیم مقایسه کرده ایم، با این هدف که در کنارِ شناختِ این شیوه ها در شعر معاصر، تأثیر سازوکارهای زبانیِ ادبیات قدیم را بر بخشی از سازه های ایجازیِ شعر معاصر و نیز نوآورانه بودنِ برخی شیوه های حذف را در شعر این روزگار نشان دهیم.
نگاهی به شیوه های پایان بندی در شعرِ م. سرشک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نحوه پایان بندی در تمام هنرها اهمیت بسیار دارد. شعر نیز از این ویژگی جدا نیست و از موارد مهم در ساختار شعرْ چگونگی پایان بندی آن است که علاوه بر تأثیر موسیقایی، در استحکام و انسجام بخشیدن به ساختار شعر نیز دخیل است. به همین سبب، شاعران در دوره های گوناگون به این بخش از شعر توجه کرده و کوشیده اند با آراستن آن، باعث تأثیر و ماندگاری بیش تر شعر در اندیشه خواننده شوند. پایان بندی در شعر کلاسیک به صورت به کارگیری آرایه هایی مانندِ حسن مقطع، شریطه، تخلص، و غیره نمود یافته است. در شعر معاصر نیز به چگونگی پایان بندی توجه ویژه ای شده و البته نیما و پیروانش نوآوری هایی در این زمینه ارائه داده اند. از شاعرانی که شعرش از نظر نحوه پایان بندی نوآوری هایی دارد م. سرشک است. او با ارائه شیوه های گوناگون سعی در ایجاد فرمی جدید در پایان بندی اشعارش داشته است؛ از شیوه های مورد استفاده شاعر عبارت اند از: برگردان، انتخاب عنوان از پایان شعر، طرح پرسش، حالت انتظار، خلاف انتظار، پایان نیافتگی، و غیره. به رغم نوآوری های فراوانی که در شیوه پایان بندی شعر شفیعی دیده می شود، او در تعداد اندکی از شعرهایش از روش های سنتی پایان بندی مانند شریطه و حسن مقطع نیز استفاده کرده که البته این را می توان ناشی از شناخت کامل شاعر با ادبیات کلاسیک و مؤانست با آن دانست.
نگاهی به کاربردِ وجوهِ افعال در اشعار سلمان هراتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سلمان هراتی (1338-1365) از شاعران متعهد صاحب سبک معاصر در حوزه ادبیات انقلاب اسلامی و پایداری است. شعر سلمان زلال و یک دست و در عین حال صادقانه و صمیمی است. زبان شعری سلمان زبان شعر انقلاب است؛ ساده و بی آلایش و دل نشین؛ اما او از شیوه های گوناگونی برای ادبی شدن زبان خود بهره می برد. از شگردهایی که سلمان برای ارتقای سطح عادی زبان شعری خویش به سطح ادبی به کار می گیرد استفاده از وجوه گوناگون فعل و نقش های متمایز وجوه افعال است. وجه فعل مقوله ای نحوی معنایی است که نظر و دیدگاه گوینده را به محتوای آن چه می گوید نشان می دهد. درواقع، وجه فعل صورتی از ساختار فعل است که آن را به اعتبار چگونگی بیان مفهوم آن، که خبری را به طور قطعی برساند، یا وقوع کاری را با احتمال همراه کند، یا امری بودن فعلی را برساند، یکی از سه وجه اخباری یا التزامی یا امری به شمار می آورند. بنابراین، در فارسی امروز سه وجه بیش تر وجود ندارد: اخباری، التزامی، و امری. این پژوهش بر آن است تا با روشی کیفی کمّی به بررسی کاربرد وجوه افعال در اشعار سلمان هراتی بپردازد تا نشان دهد که سلمان برای شعریت بخشیدن به کلام خود تا چه حد و چگونه از آن بهره برده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که سلمان از برخی نقش های وجه التزامی چون نقش دعایی، نقش منظوری، نقش بایدی، میزان قطعیت و امکان انجام عمل، و نیز از نقش های وجه امری مانند وجه هشداری و وجه اجازه ای در سرایش اشعار خود سود جسته است. با وجود این، کاربرد وجه اخباری در اشعار سلمان هراتی در مقایسه با وجه التزامی و امری بیش تر است.
شکستن قاب آینه ی زبان استعمار: نقد و بررسی نگرش مینا الکساندر به بازسازی خویشتن در فضای زبانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر تلاشی مبتنی بر نظریه های پسا استعماری برای تحلیل تکاپوی بازسازی هویت در آثار مینا الکساندر نویسنده ی هندی-امریکایی معاصر و استاد دانشگاه در رشته ی ادبیات انگلیسی و مطالعات زنان در نیویورک است. شعر و نثر دکتر الکساندر مملو از موضوعاتی است که ریشه درخوانش پسا ساختارگرایی و پسا استعماری دارد که از آن میان میتوان از گفتمان هویت از هم گسیخته، ترس از تعلق، و چالش زندگی در تنی زنانه نام برد. اما آنچه بازنمایی تن در اسارت او را به مخاطره می اندازد زبان این بازنمایی است که همانا زبان استعمارگران تن و وطن اوست و لیک تنها آلتی است که او برای نواختن هویت خود در دست دارد. در این مقاله میکوشیم تا رویکرد الکساندر در بازاندیشی هویت خویش به عنوان زنی رنگین پوست و نگرش او به زبانی که برای واکاوی وجود خود بر می گزیند را در نظم و نثر او رصد کرده و روایت کنیم.
موازنة بین العقل والحسن والحبّ فی رسالتی السهروردی والفضولی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحتلّ مفاهیم کالحب والحسن والعقل مکانة کبیرة فی المؤلفات الصوفیة ""العرفانیة"". وتعتبر رسالة ""فی حقیقة العشق"" للسهروردی نسیج وحدها فی هذا المجال حیث شخّص السهروردی فیها مفاهیم مجردة من مثل الحسن والعشق والعقل وخلق من خلال ذلک قصة صوفیة فلسفیة وقد تبعه بعده الکثیر من الشعراء والکتاب مقلّدین هذا الأثر لینتجوا آثاراً مماثلة ومن جملتها رسالة ""الصحة والمرض"" للفضولی. وبالنظر إلی وجوه الشبه الموجودة بین الرسالتین فإنّ هذه الدراسة ستتناولهما من حیث استخدامهما لتلک المفاهیم. إنّ الفضولی یرمی من وراء هذه المفاهیم إلی البعد الصوفی ""العرفانی"" فیها. غیر أنّ السهروردی ینظر إلی البعد الفلسفی الکامن فیها. إنّ للعقل مفهومین مختلفین فی الرسالتین غیر أنّ الحسن والعشق قریبان من بعضهما البعض إلی حدّ کبیر فی هاتین الرسالتین.
اسطوره «داوری ایزدی» به وسیله آتش در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از ورای قرن ها تمدّن بشری، آنچه امروز از مراسم شگفت داوری ایزدی برای ما به جا مانده است، تنها عبارت «سوگند خوردن» است، درحالی که این رسم در میان اقوام و ادیان در گذشته امری معمول و آخرین محک برای تعین گناهکاری یا بی گناهی متهمان بوده است. با وجود اینکه نمونه های بسیاری از اجرای این مراسم در آثاری چون ویس و رامین، مثنوی، سلامان و ابسال، مخزن الاسرار و... به چشم می خورد، آشناترین نمونه از این نوع داوری در حافظة جمعی ما ایرانیان «گذر سیاووش از آتش» است. دلایل اهمیت و اعتبار اسطوره داوری ایزدی در شاهنامه از موضوعات مورد بحث در این جستار است؛ از این رو، در این مقاله نخست به اجمال، به بیان علل ارزشمندی آتش در باور اقوام و ادیان کهن می پردازیم. پس از آن انواع آزمون های ایزدی عبور از آتش را بر مبنای نمونه های موجود از آن در کتب تاریخی، دینی و ادبی بررسی و طبقه بندی می کنیم و سرانجام ماجرای اسطوره گذر سیاوش از آتش را به عنوان نمونه ای تأثیرگذار و ماندگار از این نوع داوری معرفی می کنیم و به ذکر برتری های آن نسبت به نمونه های مشابه دیگر خواهیم پرداخت.