فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۳۶۱ تا ۱۵٬۳۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
بررسی نشانه های زمانی و مکانی در کشف المحجوب، رسالة قشیریّه و تذکرةالأولیاء(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجّه به اهمیّت رمزپردازی روایت های عرفانی و لزوم تفسیر آنها در درک متن و حصول کارکردهای روایی آن، نشانه های روایت های مربوط به زمان و مکان را در سه اثر اصیل و تأثیرگذار کشف المحجوب، رسالة قشیریّه و تذکرةالأولیاء بررسی کرده ایم. حاصل این پژوهش نشان می دهد که بسیاری از نشانه ها چندلایه هستند و کارکرد ارجاعی دارند. نشانه های زمانی عمدتاً محملی برای بنیان نهادن «زمان دیگر» است تا عارف با شکستن زمان یا تفوّق بر آن بتواند به تجربة عرفانی دست یابد و امر قدسی برای او متجلّی شود. مکان ها و متعلّقات آنها نیز نشانه هایی هستند که در روساختی متفاوت، امّا با رمزگانی یگانه بار معنایی مشترکی را با خود حمل می کنند؛ روساخت های متعدّدی که در افق های فرهنگی مختلف، ابزاری برای انتقال و انعکاس احساس و نیز تجربة امر قدسی و تجربة دینی هستند.
Герой-убийца в романе Ф.М. Достоевского «Преступление и наказание» (قهرمان قاتل در رمان «جنایت و مکافات» فئودور داستایفسکی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی شخصیت قهرمان قاتل در رمان «جنایت و مکافات» داستایفسکی می پردازد. این بررسی از زاویه ای مخالف با مطالعات دوران شوروی که طغیان این قهرمان ملحد را تجلی والای یک شخصیت نیرومند می دانستند، صورت گرفته است. براساس توصیفات پُرشماری که نویسنده رمان از راسکولنیکوف ارائه می دهد، مشخص می شود که دنیای درونی او جریانگاه کینه، نفرت، خشم و عقل باختگی است؛ چنین انگیزه هایی در تمایل به کشتن یک انسان به اوج می رسند. در مقاله دلیل آنچه برای قهرمان اتفاق می افتد، براساس مردم شناسی مذهب ارتودوکس، نوعی فروغلتیدن به دامان شرّ یا «شرّزدگی» عنوان می شود؛ شرّی که در قالب ایده قتل وارد روح قهرمان می شود و ذهن، روح و شخصیت او را از آنِ خود می کند. همین انتخاب متافیزیکی قهرمان رمان است که در جهان داستایفسکی به عامل تعیین کننده تبدیل می شود. این عامل روح شناسی و فرا بشری شخصیت پردازی، سخن تازه ای است که نویسنده در ترسیم قهرمان ملحد و دارای ذهن انقلابی بر زبان آورده است.
نقد و بررسی الادب المقارن، دراسات تطبیقیه فی الادبین العربی و الفارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الادب المقارن، اثر محمد سعید جمال الدین، ازجمله آثار قابل توجه در موضوع ادبیات تطبیقی است که نخستین بار در 1990 منتشر شد. نویسنده مباحث را با رویکرد مکتب فرانسه و با تأکید بر ادبیات فارسی و عربی نگاشته است. اگرچه این اثر مشخصات کتاب درسی را ندارد، ولی با توجه به اهمیت مباحث آن و با عنایت به این که به عنوان کتاب کمک درسی قابل استفاده است، نقد و بررسی آن به منظور تبیین نقاط قوت و ضعف آن ضروری می نماید. نقد این کتاب بر اساس دستور العمل شورای بررسی متون در دو سطح شکلی و محتوایی با مراجعه به متن اثر و با کمک سایر آثار مکتوب به ویژه ترجمة فارسی آن انجام پذیرفت. بررسی کتاب نشان داد که این اثر در شکل و محتوا فاقد مشخصات کتاب درسی است و بر اساس منابع پیشین عربی به نگارش درآمده است و نو آوری چندانی در آن دیده نمی شود. از نظر تناسب و جامعیت مباحث نیز نقطه ضعف هایی دارد. نقطة قوت اثر دارا بودن دو بخش نظری و عملی در مباحث و محوریت داشتن ادبیات فارسی پس از ادبیات عربی است.
مقاله به زبان فرانسه: گفتمان بلاهت در رمان «طرف خانه سوان» (La bêtise langagière dans Du côté de chez Swann)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
راویِ پروستی - همانند خود نویسنده - در خانواده و محیطی اجتماعی رشد می یابد که در آن هوش از ارزش و منزلت فراوانی برخوردار بوده است. برای این نویسنده، همچنان که برای ژیل دلوزِ فیلسوف، «هیچ چیز به اندازه آنچه در سر یک احمق رخ می دهد، آدمی را به تفکر وا نمی دارد» ( 2003، 101 ). رمان در جستجوی زمان از دست رفته اغلب به عنوان بنای ادبیِ با شکوهی در نظر گرفته شده که بر پایه زمان، عشق و آفرینش هنری ساخته شده است، اما چیزی از این رمان کاسته نخواهد شد اگر آن را به چشم یک «دانشنامه- مدرن- حماقت بشری» بنگریم. با گرد آوردن طیف گسترده ای از پرتره ها و گفتمان های انسان های احمق و تبدیل آن ها به موضوعی طنزآمیز، راویِ پروست مسیر هنری خاص خود را برای «از بین بردن بلاهت» می یابد. از دیدگاه فلسفی، تنها شکل گیری تفکر می تواند شکل گیریِ بلاهت را توضیح دهد. ما بر این باوریم که که این نوع حماقت فلسفی اثرات خود را در سطح گفتمانی و ارتباطی نیز برجای می گذارد، چرا که بلاهت پیش از ظهور در عمل در گفتمان شخص ظهور می یابد. بلاهت در گفتمان طنزآمیزترین اشکال را به خود می گیرد و گفتمان را به ورطه کلیشه های خودکار می اندازد. در فرآیند تجزیه و تحلیل گفتمان بلاهت نزد شخصیت ها، هر دو بعد مربوط به شکل گیریِ حماقت در گفتار، و نیز موفقیت یا شکست گفته ها را مورد مطالعه قرار داده ایم.
کارکردشناسی ساختار تکرار در تصویرپردازی های قرآن (مطالعه موردی داستان حضرت موسی(ع))(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خداوند متعال مفاهیم و حقایق والا و قدسی را در قالب متن قرآن کریم بر پیامبر اسلام(ص) وحی نموده است. در طی این فرایند جهت بهره مندی وهدایت بشریت، بخشی از این مفاهیم در قالب داستانهای پیامبران بیان شده است. تصویرپردازی ها و جنبه های هنری و زیبا شناختی گنجانده شده در این داستان ها چنان است که عقل و روان هر شنونده و خواننده ای را مجذوب خود می سازد.
بررسی قصه های قرآنی از جمله داستان حضرت موسی(ع) که در این تحقیق بطور اخص بدان پرداخته می شود، ما را با ابعادی از تصویرپردازی قرآن آشنا می سازد. به طوری که قرآن کریم شیوه های مختلفی را در تصویرسازی خود به کار بسته است، از جمله ساختار تکرار، که در آن وجود تراکیب یا عبارات به ظاهر یکسان یا متشابه، در نگاه نخست ممکن است این ذهنیت در خواننده ایجاد شود که این گزاره ها بی هیچ تفاوت معنایی در سوره های مختلف تکرار شده اند. حال آنکه بررسی دقیق اینگونه ساختارها ما را به تفاوتهای دقیق و لطیفی میان آنها رهنمون می سازد و نشان می دهد این گزاره ها در سوره های مختلف، هرچند در کلیت امر مشترک می باشند اما هریک نسبت به دیگری مفهوم و دلالت خاص خود را نیز دارد، به طوری که در حقیقت هر گزاره به زمانی خاص و حادثه ای مشخص و بخشی از کل داستان اشاره دارد. به طوریکه از کنار هم گذاشتن مجموع این آیات و گزاره ها می توان به تصویری کامل و دقیق از داستان های پیامبران از جمله داستان حضرت موسی (ع) در قرآن دست یافت.
بررسی متن شناختی جایگاه سلیمان (ع) در روند تکوین حماسه های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیوند عناصر ملّی و دینی، روندی است که در شکل گیری حماسه های ایرانی، به ویژه در سطح مرتبط با ادبیات شفاهی، نقش داشته، به تدریج، با واسطه حماسه های شفاهی، در آثار حماسی مکتوب نیز راه یافته است. یکی از شاخص ترین چهره های دینی، که به دلیل شباهتش به برخی چهره های اساطیری ایران، ظرفیت این پیوند را داشته، سلیمان نبی (ع) بوده است. این جستار به بررسی انگیزه های پیوند میان عناصر ملّی و دینی در روند تکوین حماسه های ایرانی، بر مبنای بررسی کیفیت متن شناختی حضور سلیمان (ع) در این روند، به عنوان «متغیّر تحقیق» پرداخته، دو خاستگاه متفاوت برای پیوند انبیای بنی اسراییل و شخصیت های اساطیری ایران باستان طرح کرده است: ابتدا تلاش برای کسب مشروعیت این اساطیر توسط ایرانیان مسلمانان و همچنین پارسیان (زرتشتیان)؛ و به مرور زمان، تغافل از عدم حقیقت پیوند ها، و ورود تدریجی شخصیت های مقدس تشیع. این نقش روایی در حماسه های ایرانی، از متون تاریخی پیش از شاهنامه فردوسی و در جریان ترجمه خدای نامه ها آغاز شده، پس از فردوسی، در فرهنگ شفاهی مردم و حماسه سرایان دوره گرد، و متأثر از آن، در حماسه های شفاهی و سپس مکتوب فارسی که مهم ترین آن ها شاهنامه اسدی است، تداوم یافته، در عصر صفوی، با ورود روایی حضرت علی (ع) در حماسه ایرانی و استحاله حماسه های ملی (پهلوانی) به حماسه های تاریخی و دینی، به تدریج کم رنگ شده است.
مناسبات بینامتنی و التفات به گفت وگومندی در زبان شعری قیصر امین پور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ژولیا کریستوا نخستین بار در جستاری در مورد آرای باختین، نظیر «منطق گفت وگومندی» و کاربست برخی از آن ها در نمونه هایی از متون ادبی، اصطلاح «بینامتنیت» را مطرح کرد. او مناسبات و ملاحظات بینامتنی را قبل از هر چیز موجب رهایی متن ادبی از یک نظام معنایی محدود دانست. از آن پس، او و دیگر پساساختارگرایان، نظیر رولان بارت، بسیاری از انگاره های مرتبط با مفهوم گفت وگومندی را گسترش دادند و هر متن ادبی را در پیوند مستمر و وثیق با متن های دیگر و درهم آمیخته با آن ها دانستند. از این منظر، هیچ متنی یکه و نوظهور نیست؛ بلکه حاصل نوشتارهایی است که از خاستگاه های فرهنگی متفاوت و متکثر برآمده است.
ما در این نوشتار برای کاربست دیدگاه بینامتنی بر شعر معاصر ایران، اشعار قیصر امین پور را برگزیده ایم و باور داریم که اشارات و مناسبات بینامتنی در شعر او به نهادینه شدن خصلت گفت وگومندی در شعر او منجر شده اند و به طور چشمگیری در تکمیل معنای اشعار او نقش دارند؛ به سخن دیگر، باور داریم که ملاحظات و مناسبات بینامتنی در شعر امین پور دو کارکرد عمدة «ایجاد خصلت گفت وگومندی» و «مساعدت در تکمیل دلالت های مبنایی متن» را دارند. در این مقاله علاوه بر تبیین نتایج بدیعی که در پرتو خوانش بینامتنی شعر امین پور حاصل می شود، امکان کاربست این نظریه را در شعر و به ویژه شعر معاصر ایران خواهیم آزمود.
بررسی بوم گرایانة با شبیرو، اثر محمود دولت آبادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وجود آن که طبیعت و محیط زیست همواره جزء لاینفک، اجتناب ناپذیر، و تأثیرگذار در زندگی بشر بوده است، گاه در مطالعات ادبی و تحلیل داستان ها فقط مکانِ رویدادِ حوادثِ داستان و یکی از عناصر فرعی و حاشیه ای قلمداد شده و به منزلة یکی از عناصر اصلی داستان، کمتر بدان توجه شده است. این مقاله، با رویکرد نقد بوم گرا، به بررسی نقش طبیعت در داستان با شبیرو، اثر محمود دولت آبادی، و تأثیر رابطة شخصیت های داستان با طبیعت وحش می پردازد. دولت آبادی در با شبیرو، از محیط غیرمتعارف داستان هایش، یعنی بندر و به ویژه دریا، که در اصول نقد بوم گرا جزء طبیعت وحش است، بهره جسته و تا حدی از محیط تکراری زمینی (غیردریایی) روستایی و شهریِ محض فاصله گرفته است. به همین سبب، ُبعد تاریک و روشن طبیعت، که از منظر نقد بوم گرا در محیط زیست طبیعی نمایان تر است، به واسطة حضور قهر و لطافت طبیعت در این داستان، دست مایة اصلی برای تحلیل این اثر مهجورماندة دولت آبادی قرار می گیرد. از منظر ارتباط انسان با طبیعت، که محور اصلی رویکرد بوم گرایانه است، شخصیت های داستانِ با شبیرو در رابطة با دریا، به منزلة طبیعت وحش، و همچنین جبر آب و هوایی، از یک سو، به جایگاه اصلی خود و حقارت انسان در مقابل قدرت طبیعت پی می برند و از سوی دیگر با بهره گیری از لطافت دریا، مظهرِ طبیعت مادر، به تسکین و تهذیب جسم و روح خود می پردازند.
بررسی مقایسه ای بازتاب فرهنگ و رسوم ایرانیان عهد صفوی در سفرنامه های شاردن و تاورنیه
حوزههای تخصصی:
قلمرو ایران، همواره قلمرو فرهنگی بوده است و تمدن و زبان، مرزهای آن را مشخص کرده است. مسأله بنیادین این مقاله آن است که سفرنامه نویسان بزرگی چون شاردن و تاورنیه از چه دیدگاه هایی به آداب و رسوم و فرهنگ مردم ایران و دربارش در عهد صفویه نگریسته اند و چه تفاوت ها و شباهت هایی در نحوه نگاه آن ها وجود داشته است؟ نوشته حاضر علاوه بر پاسخ به پرسش های مذکور در پی آن است از لابلای سطور آثار آنان به میزان درک واقعی و بیان واقعیت های موجود در ایران و یا نگاه های تعصب آمیز و غرض ورزانه آنان پی ببرد. کاربرد این مقاله و نتایج حاصل از آن می تواند برای پژوهندگان جامعه شناسی و تاریخ ایران بسیار کار آمد باشد.
همسانی مضامین ِحکایات و افسانه های اندرزی «ازوپ» با آثار سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ازوپ، افسانه پردازی است که نام او با حکایات ِاخلاقی حیوانات عجین شده و به عنوان پدر فابل در غرب شناخته شده است. گرچه از زندگی او اطلاع دقیقی در دست نیست اما حکایات باقی مانده از او هم چنان مورد توجه همگان است.
اغلب ۲۰۸ حکایت تعلیمی از افسانه های ازوپ در زمره فابل (= تمثیل حیوانی) قرار دارند که در آن ها هر حیوان، مثل یک تیپ از مردم است. افسانه های ازوپ مربوط به حدود قرن ششم قبل از میلاد است. شخصیت های حکایات ازوپ را حیوانات، گیاهان، انسان ها و خدایان تشکیل می دهد. به طور معمول، در پایان بیشتر این حکایات که نقش پردازان عمده آن حیوانات هستند، پندهایی بیان می شود. برخی از مضامین و محتوای آثار سعدی عیناً در افسانه های ازوپ دیده شده یا قابل تطبیق با کلمات و عبارات وی است. این می تواند از باب «توارد» یا «تأثیر و تأثر» باشد. از آن جا که فضایل و رذایل اخلاقی ریشه در ذات انسان دارد و تقریباً در تمام فرهنگ ها و زبان ها، مورد پذیرش همگان است، بسیاری از مفاهیمی که در افسانه های ازوپ آموزش داده شده در آثار سعدی هم به آن پرداخته شده است. مضامین ِآثار سعدی هم چون افسانه های ازوپ فضایل و رذایل اخلاقی را شامل می شود. در مجموع از میان حکایت های ازوپ، ۳۹ حکایتِ آن با بن مایه های شعر سعدی همسانی دارد و قابل تطبیق است. هدف مقاله حاضر بررسی و تحلیلِ حکایت های ازوپ با مضامین و درونمایه مشابه درعبارات و اشعار سعدی است.
بررسی سوره « عَبَس » از دیدگاه سبک شناسی گفتمانی میشل فوکو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه سبک شناسی گفتمانی در پی بررسی زیبایی های منحصر به فرد چینش کلام در متون برجسته و هنری است. سبک شناسی گفتمانی، نگرشی است در باب رابطه محتوای متن با بیرون متن، که مستقیما تحت نفوذ اندیشه میشل فوکو به وجود آمد. این برخورد زبان شناختی، در متن های ادبی به مقولاتی فراتر از جمله، مانند: پیوستار معنایی، سبک نحوی جمله ها ، کنش گفتاری، بافت، نظم ساختارهای خودِ متن و بسامد کنش ها و جمله ها می پردازد. سبک نحوی جمله ها و کنش گفتاری سوره عبس، رابطه مستقیمی را با پیوستار معنایی و بافت موقعیتی برقرار کرده است؛ به گونه ای که با تغییر بافت موقعیتی، سبک نحوی جمله ها و کنش گفتاری آن نیز تغییر می یابد و نکته دیگر، اینکه با تطبیق کنش ها و سبک نحوی جمله ها با بلاغت کلاسیک عربی در علم معانی که توجه به اقتضای حال را شرط اصلی بلاغت شمرده شده است، در یک راستا می باشد و کنش های کلامی کاملا درست و به جا با مقتضای حال به کار رفته اند. در این جستار، می توان به عوامل موثر محیطی در نازل شدن این سوره و تاثیر عوامل محیطی بر کنش های کلامی، پیوستار دستوری و معنایی به کار رفته در جملات را بهتر جویا شد و به درک صحیح تری از نازل شدن سوره عبس که به سبک و سیاق ادبی ویژه ای نازل شده است، دست یافت.
بررسی تطبیقی مضامین عشق عذری در «لیلی و مجنون» و «عروه و عفراء»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«لیلی و مجنون» یکی از برجسته ترین داستان های عاشقانه است که در ساختار، مضمون و نقش مایه های خود اشتراکات بسیاری با داستان «عروه و عفراء» دارد، در حالی که هر دو نمودی از عشق عذری و پاک هستند؛ از این رو شایستگی مقایسه و تطبیق با یکدیگر را دارند. نگارندگان در این پژوهش بر آنند که با تطبیق، توصیف و تحلیل این دو داستان مهم ترین ویژگی های عشق عذری را نمایان سازند و برای این منظور از روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس رویکرد نقد تطبیقی در مکتب آمریکایی استفاده کرده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که نظامی و راویان داستان عاشقانه عروه و عفراء، آغاز و اوج گیری عشق را از دوران کودکی و به مرور زمان دانسته که بروز عوامل بازدارنده ویژگی های اصلی عشق عذری را سبب شده است. بر این اساس، مهم ترین مضامین عاشقانه مشترک میان دو داستان که مبتنی بر ویژگی های عشق عذری است، ویژگی هایی چون: اوج گرفتن عشق، تلاش برای وصال، پاکدامنی، عوامل بازدارندة متعدد، طلب یاری از نزدیکان، وجود رقیب و نصیحت کننده، پیوستگی یاد معشوق در تمام لحظات عاشق، وفاداری به معشوق تا پایان زندگی، تصویر حالت ناامیدی، طلب درمان، مرگ در راه عشق و وصال در جهان دیگر، هستند.
إشکالیّه التفاسیر القرآنیّه فی عدم التفات المفسّرین إلی صنعه القلب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
من الواضح أنّ الوقوف على الغوامض البلاغیّه وتبیینَ أسرارها من أهمّ الموضوعات القرآنیّه الّتی اهتمّ بها علماء البلاغه من أقدم العصور الإسلامیّه واعترفوا بأنّ البلاغه هی المدخل والجسر الأساس لفهم معانی الآیات القرآنیّه ودلالاتها وفوائدها الجمّه. والدراسه هذه تهتمّ بهذا الجانب الدلالی للقرآن الکریم من منطلق أحد فنونه البلاغیّه الّذی یسمّی ب ""القلب"". وهو باختصار أن تجعل أحد أجزاء الکلام مکان الآخر لاعتبار لطیف والغرض منه هذا الاعتبار اللّطیف ولولاه لما کان القلب من البلاغه فی شیء. وربّما بهذا السبب ماجعلوه فنّاً مرفوع القواعد منوّع الأنواع کما جُعل فی هذا البحث. ولست فی هذا البحث بصدد تبیین ما جاء فی الکتب البلاغیّه کتعریف صنعه ""القلب"" أو تعیینها فی الآیات القرآنیّه أو توضیح إنکار هذه الصنعه فی بعض الکتب البلاغیّه ک ""منهاج البلغاء"" بل أسعی ببضاعتی المزجاه أن أوضّح شیئاً ممّا لم یُشر إلیه فی هذه الکتب أی دلاله هذه الصنعه وبلاغتها فی بعض الآی الکریمه وإشکالیّه التفاسیر الموجوده للقرآن الکریم وهذا هو المهمّ الّذی یکشف الأستار عمّا اجتمع فیه من دقائق البیان بقدر ما یدرکه الإنسان. وممّا حصلت علیه من خلال بحثی هذا أنّ لصنعه القلب فی الآیات القرآنیّه دلالات بلاغیّه کالمبالغه وإراده سرعه الامتثال وبیان شدّه الکراهیّه، ولکن لم یشر کثیر من المفسّرین إلی حکم هذه الصنعه اللّطیفه فی تفاسیرهم رغم اضطلاعهم فی اللّغه العربیّه. فیبدو أنّهم لم یفسّروا بعض آیات المصحف الشریف صحیحهً لأنّهم ما اعتنوا ب ""المعانی"" العمیقه و""البیان"" الدقیق و""البدیع"" الأنیق اعتناءً کاملاً.
بررسی مصادیق ابدیّت در اشعار سهراب سپهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دگرگونی گسترة کرامات در مناقب نامه های مشایخ تصوّف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کرامات همچون نقطة مرکزی تمامی روایت های منقبتی، بسامد و حضوری چشمگیر و نمایان در تذکره ها و مناقب نامه های مشایخ تصوّف دارد. این عنصر اساسی در گذر زمان، کمّا و کیفاً دچار تحوّل و دگرگونی شده است. در این مقاله می کوشیم نشان دهیم که توسعه و تحول تدریجی و تاریخی، حضور داستان های کرامت در طول حیات مشایخ، از پیش از تولّد تا پس از وفات آنها، شاخصه ای نوع نما و ژانریک در جریان تحوّل ژانر مناقب نامه است؛ به نحوی که می توان گفت اگر در آثار کهن متصوّفه، داستان های کرامت عمدتاً مربوط به دوران ولایت و رهبری شیخ بوده است، در مناقب نامه های متأخّر هیچ یک از مراحل حیات مشایخ بلکه حتّی ادوار پیش و پس از حیات آنها، خالی از داستان های کرامت نیست. به زعم ما، این تحول از منظر مطالعه درون متنی و ادبی، حاصل توسعه جریان شخصیت پردازی قهرمان، و در تحلیلی برون متنی حاصل پیدایش نظریه های جدید در تصوّف، و توسعه ابعاد قدرت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مشایخ صوفیّه در دوره های متأخر است.
سرمقاله (کنکور، ضرورت نامیمونِ رو به زوال)
حوزههای تخصصی: