اصل آن است که سخن مطابق مقتضاى ظاهر آورده شود یعنى، مثلأ در مقام خبر، جملا خبرى و در مقام طلب، جملة انشائی بکار رود، ولى کاهى اسبابى بلاغى، گوینده بلیغ را وادار مىکندکه از این قاعده خارج شده و بر خلاف مقتضاى ظاهر سخن بگوید، این را اصطلاحأ خروج کلام از مقتضاى ظاهر مى نامند. نگارنده در این مقاله به سبب اهمیت موضوع، کوشیده است موارد خروج کلام از مقتضاى ظاهر را به طور مفصل مورد بحث و بررسى قرار داده و فایده هر یک را ذکرکند. اهم مسائل این پژوهش عبارتند از: ا) نهادن خبر در جاى انشاء2) نهادن انشاء در جاى خبر 3) نهادن ضمیر به جاى اسم ظاهر 4) نهادن اسم ظاهر به جاى ضمیره) نهادن مفرد به جاى مثنى 6) نهادن مفرد به جاى جمع 7) نهادن مثنى به جاى مفرد 8) نهادن مثنى به جاى جمع 9) نهادن جمع به جاى مفرد 10) نهادن جمع به جاى مثنى 11) نهادن ماضى به جاى مستقبل 12) نهادن مستقبل به جاى ماضى 13) نهادن اسم فاعل یا اسم مفعول به جاى مستقبل 14) التفات 15) تغلیب 16) قلب.
پیوند شعر اخوان با زبان و ادب کهنسال فارسی و استفاده از واژه ها و ترکیبات و عبارات آن زبان که به صورت متنوع و پراکنده در اشعار او مشهود است، یکی از تمهیدات شاعرانه او است که به زبانش شکل و نمایی حماسی و با صلابت بخشیده است. این تمهید که یکی از شیوه های آشنایی زدایی با عناصر گذشته (آرکاییک) زبان و معروف به باستان گرایی یا کهن گرایی است، از ویژگی های مهم شعر اخوان است. در مقاله حاضر در محدوده واژگان به بررسی و توصیف عناصری از اشعار اخوان می پردازیم که رنگ و بوی کهن دارد و موجب برجستگی زبان شعر او شده است. نتیجه تحقیق نشان می دهد که کهن گرایی واژگانی اخوان به دو بخش عمده قابل تقسیم است: بخش اول مربوط به واژگانی است که امروزه کاربرد ندارد یا به ندرت به کار می رود و شامل واژگان عام، اصطلاحات اساطیری و اصطلاحات مربوط به علوم و فنون مختلف از قبیل اصطلاحات علم طب، موسیقی و غیره است. بخش دوم واژگانی است که به شیوه کهن تغییرات آوایی همچون تخفیف، تشدید، ابدال و قلب در آنها ایجاد شده است.
درباره زبان فارسی دستورهای متفاوتی نوشته شده است و نظریه های مختلفی در خصوص اجزا و خصوصیات «جمله» و «واژه» مطرح شده است. گوناگونی مطالب، غالبا این مساله را به ذهن دانشجویان و فراگیران دستور زبان القا کرده است که دستور زبان قاعده و قانون مشخصی ندارد و اختلاف نظر در آن امری بدیهی و ناچار است و همه در جست و جوی منبعی هستند که مطالب آن شیوه علمی دقیق تری داشته باشد. این مقاله به همین منظور نوشته شده است تا خوانندگان محترم هم با دستور زبان آشنا شوند و هم آگاهی اجمالی از تمام دستورهای نوشته شده، داشته باشند. در این مقاله به تعریف دستور زبان بر مبنای علمی اشاره شده و ویژگی های دستورهایی که تا به حال تالیف شده اند و نیز معایب و محاسن آنها بیان گردیده است. در واقع با نقد دستور زبان فارسی 2 به صورت کاربردی معایب و محاسن نظریات سنت گرایان و زبان شناسان مطرح شده است. در نقد تمام مطالب کتاب شیوه های علمی زبان شناسی در مد نظر است.
شباهت ظاهری و دشواری تمایز اصول و قواعد مکاتب ناتورالیسم و رئالیسم، منشأ اشتباهات فراوانی برای منتقدان بوده است. تا آنجا که گاهی آثار ناتورالیستی به عنوان آثار رئالیستی معرفی میشوند. در این مقاله اصول و قواعد مکاتب فوق، در دو اثر برجسته نانای امیل زولا و بابا گوریوی بالزاک، نقد و تحلیل شده است. اشخاص داستانی «نانا» در عین عادی و معمولی بودن، هر یک معرف قشر معینی از جامعهاند و نویسنده ناتورالیست اصراری بر تیپسازی ندارد. ولی در «باباگوریو» با وجود برگزیده شدن قهرمانان از میان افراد جامعه، به آنها برجستگی خاصی (تیپ) بخشیده میشود. انتقاد در آثار ناتورالیستی به مثابه مبارزه با بیماریهایی تلقی میشود که بر وحدت ارگانیک جامعه هجوم میآورد. اما در آثار رئالیستی عمیقترین ریشههای تضادهای اجتماعی عصر کاویده میشود. با وجود اینکه اصول علمی ناتورالیسم پرداختن به هر موضوعی را صرف نظر از طبقه مجاز میداند، موضوع آثار ناتورالیستی بیشتر طبقات متوسط و پایین جامعه را شامل میشود. اما نویسنده رئالیست در آثار خود با وجود به تصویر کشیدن هر دو طبقه بالا و پایین جامعه، بیشتر به واقعیتها و رنجهای مربوط به طبقه کارگر توجه میکند. اکثر رمانهای ناتورالیستی دارای پایانی اندوه بار، نگران کننده و فاجعهآمیز هستند و موجب ناراحتی خواننده میشوند. ولی آثار رئالیستی با وجود اینکه معمولاً پایانی غم انگیز دارند، تا حد آثار ناتورالیستی فاجعهآمیز نیستند.
حسین پژمان بختیاری (1353-1297) یکی از شاعران سنتگرای رمانتیک است که اشعارش را با توجه به الگوهای زیباشناختی شعر کهن ایران سروده است. چنانکه میدانیم شعر سنتی با قالبهای متنوع خود پس از نوگراییهای دوران معاصر، به حیات خود ادامه داده و شاعران نسبتاً برجستهای نیز به فرهنگ و هنر معاصر معرفی کرده است. پژمان بختیاری در ردیف شاعرانی مانند رعدی آذرخشی، رهی معیری، امیری فیروزکوهی، وحید دستجردی و بدیعالزمان فروزانفر قرار میگیرد. او از جمله شاعران معاصر است که تاکنون بررسی دقیقی در مورد شعرش صورت نگرفته است. مقاله حاضر عنصر موسیقی و تخیل را در دیوان اشعار وی تبیین و تحلیل کرده و به این نتیجه رسیده است که از میان عوامل اصلی شعر؛ یعنی زبان، موسیقی و تخیل، در آثار این شاعر موسیقی برتری چشمگیری دارد.
مناسبات نسلی و تفاوت و تقابل نسلها، از دغدغههای اصلی همه ملل در طول تاریخ بشر بوده و همواره توجه مصلحان اجتماعی را به خود معطوف کرده است. تحولات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و به طور کلی تکامل جوامع و مخصوصاً پدیده صنعتی شدن، تأثیرات محسوسی بر هنجارهای رفتاری نسلها داشته است که از این میان، با توجه به اقتضائات خاص دوره جوانی، این تفاوت رفتاری در این نسل محسوستر و ملموستر جلوه کرده است. سعدی، در ضمن داستانها و حکایات کوتاه با اشاره به پارهای از این تفاوتها و تقابلها، آن را امری طبیعی و عادی برشمرده، هرچند درصدد بیان علل و عوامل این گسست برنیامده است. او میکوشد با تکیه بر آموزههای اخلاقی، جوانان را به طاعتپذیری و تجربهاندوزی از پیران دعوت کند و اغلب با دفاع از ارزشها و سنتهای اجتماعی، پیران را در شیوههای رفتاری محقتر میداند. در ادامه مقاله پارهای اندرزها و نصایح سعدی به دو نسل جوان و پیر احصا شده و قضاوت نهایی را به خواننده واگذار کردهایم که تا چه حد آموزههای اخلاقی ادبیات تعلیمی گذشته، میتواند امروزیان را در ترمیم گسست نسلی یاری نماید.