سرمایه اجتماعی، مجموعه ای دستگاهمند از پیوندهای ساخت یافته میان کنشگران یک گروه یا جامعه است که مبتنی بر هنجارها و قاعده های خاص است و سبب دست یابی به هدفهای فردی و گروهی می شود. مقوله سرمایه اجتماعی با مفهوم رایج سر مایه در جامعه شناسی، حقوق و اقتصاد متفاوت است؛ بهره گیری از آن حالت استعاری دارد واز عینیت کمتری برخوردار است. ویژگیهایی چون همکاری، اعتماد، آگاهی، نگرانی درباره دیگران، مشارکت در مسائل عمومی، انسجام، تحمل دیگری و همبستگی گروهی، نوعی سرمایه گذاری غیر عمدی است که مالک فردی ندارد، از پیشینیان به ارث می رسد، ریشه های آن در گذشته پنهان است، با مراقبت و نه مهندسی پرورش می یابد و استحصال آن نه تنها موجب کاهش نمی شود بلکه حتی افزایش نیز می یابد. بیهقی در گزارش تاریخ نگرانه خود از رخدادهای روزگار مدعی شده است که: «بنایی بزرگ افراشته چنان که ذکر آن تا آخر روزگار باقی بماند»؛ بر این نمط قلم زده است تا ذکری از تلخکامی و دردمندی تاریخ در سراشیب زوال قرار گرفته ایران را روایت کند. در این زمینه که آیا شکلهای خوب یا بد سرمایه اجتماعی وجود دارد یا نه می توان پاسخها و باورهای گوناگون ارائه نمود و حتی سخن از نهادینه سازی بی اعتمادی، بی همکاری، بی آگاهی، بی نگرانی و بی انسجامی به میان آورد. کوشش نگارنده آن است که از متن گزارش تاریخی «فرزانه بیهق»، آنچه را که سبب و نشانه زوال است، بازسازی؛ و دلیل و نشانه دوران صعود وظهور را باز فهمی کند.
معیار فصاحت نزد بیشتر زبان شناسان و علمای بلاغت در زبان عربی مبتنی بر دو عنصر زبان و مکان بوده و به معیارهای درونی واژه ها، نظم درونی، نوع حروف، هم نشینی، همگنی، تنافر و قدرت تاثیر آن توجه نداشته اند. البته علمای بلاغت با زبان شناسان در کارکرد واژه با هم اختلاف داشتند؛ یعنی زبان شناسان به سلامت و زیبایی واژه توجه داشتند، ولی علمای بلاغت به ترکیبها و روانی واژه ها و سازگاری حروف و کلمات با هم عنایت داشته اند.
در این مقاله بخش عمده قصه هایکوتاه صوفیانه، با محوریت کرامات عارفان، مورد بحث قرار گرفته، بین سندیت تاریخیقصه ها با جنبه هایداستانیآن ها ارتباطیبر اساس رویکردهاینوین به تاریخ و روایت برقرار میشود، آن گاه رویدادهایغیرعادیکرامت در فضایروایت به نقد کشیده شده، ساختمان این نوع داستان ها از نظر عناصر طرح، راوی، شخصیت، زاویه دید و ... مورد بررسیقرار میگیرد و در نهایت تناقض هایبیانیعرفا از منظر زبانیبه تفصیل تحلیل میشود.
تاریخ بشریدر تداوم خود شاهد ظهور مردان و زنانیبزرگ بوده که رنج ها و آرزوهایبشر را درصفحات تاریک و روشن آن به نمایش گذاشته است. به همان اندازه که اینان با شجاعت در مقابل سنت هایکهنه و ارتجاعیجامعه خود ایستاده و در برابر ستم گران قد علم کرده اند، سودپرستان عافیت طلب تلاش کرده اند تا آتش فروزان آن ها را خاموش ساخته، شخصیت آنان را وارونه جلوه دهند. بسا انسان هاییبزرگ که تاریخ چهره آنان را منفور ساخته، و بسا انسان هاییناپاک و ستم گر که از آنان به نیکییاد نموده است.یکیاز این مردان بزرگ، ابونواس، شاعر بزرگ ایرانیاست که در عصر عباسی، درقرن دوم هجریمیزیست. او با نبوغ فراوان خود توانست آرا و اندیشه هایمترقیخود را در قالب شعر خمریعرضه کند و برسنت هایقدیمیو ناروا بشورد. او دراین راه تهمت ها، بسیار شنید و زندان ها، بسیار کشید. مقاله حاضر برآن است که با مطالعه مجدد و باز خوانیزندگیشخصیو شخصیت علمیو ادبیابونواس، با استفاده از مراجع و مصادر مهم تاریخی، شخصیت حقیقیو واقعیاو را نمایان ساخته، هاله هایابهام را از زندگیاو بزداید و راه را برایدرک و فهم خمریات او، که از مهم ترین و جاودانه ترین اشعار عربیاست، هم وار سازد.
بشر، از دیرباز در جست و جویسرچشمه حیات خویش و مبدا آفرینش جهان بوده و با تعمق در عالم هستی، سعیدر گشودن راز دهر داشته است. پس از ظهور زرتشت در ایران و پیدایش آیین مزدایی، هم واره «اهورامزدا» و «اهریمن» به عنوان دو مبدا برایکاینات و آفریننده خیر و شر تلقیمیشدند. لیکن شواهد و مدارکیوجود دارد که نشان میدهد پیش از اعتقاد به ثنویت در میان ایرانیان، اندیشه یکتاپرستی(بر مبنایاصالت زمان) نیز ذهن ایرانیان وحدت طلب را مشغول داشته است. اعتقاد به «زروان» (خدایزمان) پیامدهاییبیشمار داشت که بیش از همه اعتقاد به سرنوشت، بخت و سهم از پیش تعیین شده، تا قرن ها اندیشه ایرانیرا تحت سلطه خود داشت. این تفکر در میان شاعران، اندیش مندان و نیز فلاسفه و متکلمان ایرانینفوذ کرد. از این میان، فردوسی، حماسه سرایبزرگ ایرانی، هم چون دیگران از این سرچشمه فکریمستثنینبوده است و فرض آن وجود دارد که جبرگراییدر شاه نامه فردوسیپیش از همه، ریشه در زروانیگریدارد. در این جستار ابتدا گذریخواهیم داشت بر اندیشه و فلسفه زروانیسم در ایران باستان و قبل و بعد از زرتشت، سپس با ذکر شواهدیاز اثر ماندگار حماسیایران - شاه نامه - به بن مایه هایفلسفه زروانیدر این اثر اشاره خواهیم کرد.
مخزن الاسرار، نخستین اثر از پنج گنج نظامیگنجویاست که بسیاریاز محققان به سبب ابهام و پیچیدگیهایفراوان معنایی، به شرح و توضیح ابیات آن همت گمارده اند. در این مقاله به نقد و تحلیل محتوایشروح مخزن الاسرار پرداخته شده است. آشناییبا ابیات مشکل و پیچیده این مثنویو گردآوریو ارزیابیمعانیمختلف شارحان، یادآوریو اصلاح اشتباهات در توضیح برخیابیات، برگزیدن معنیصحیح تر ابیات و هم چنین شناخت منشا اختلاف نظر شارحان در شرح مخزن الاسرار، از اهداف نگارش این مقاله بوده است.