إن العالم العربی مجتمع لغوی واحد، له لغه واحده هی العربیه، لکن اللهجات العربیه ابتعدت بعضها عن البعض الآخر بمرور الزمن، حتى لیکاد حدیث العراقی مثلاً بلهجته یستغلق علی الجزائری وغیره من أهل العالم العربی، وهکذا بقیه اللهجات. والازدواجیه اللغویه شیء بدیهی فی اللغه العربیه. وفیها نمطان من الأداء اللغوی:
- لغه فصیحه مشترکه، تستعمل فی المحافل العربیه العامه ویکتب بها الشعراء ویخطب بها الخطباء فی المحافل العربیه العامه
- ولهجات عامیه مختلفه، یتحدث بها الناس فی أسواقهم وبیوتهم وشؤون الحیاه الیومیه المعتاده فی المحادثات والبیع والشراء.
هذه المقاله تعالج:
1. مدی الخلاف بین العربیه الفصیحه والعربیات العامیه المتنوعه.
2. آثار هذا الخلاف فی الواقع المعاش وفی العالم العربی.
3. الإشکالیات التی برزت من هذه الازدواجیه بین الأدباء والألسنیین والمواقف المتضاربه التی اتخذتها المجامع اللغویه والمؤسسات اللسانیه والتعلیمیه إزاء هذه الظاهره اللغویه.
4. مدی ضروره تعرف الطلاب والأساتذه الإیرانیین علی هذه اللهجات وهذه الاتجاهات.
نحن نتحدث فی هذه المقاله عن زوایا حیاه شخصیّه علمیّه فذّه وهو عبدالله بن محمد البیتوشی، فإنه کان من أجلّه علماء عصره، ومع فرط ذکائه نشیطاً مقداماً فی میادین العلم والأدب، و انساناً زاهدا متدیّناً کرّس جهوده المتواصله و مواهبه الممتازه لخدمه العلم والدین والأدب، وإفاده طلاب العلوم من الأقاصی والأدانی دون توان أوملل، سواء کان عن طریق التدریس والتقریر أم بالشرح والتفسیر أم بالکتابه والتالیف. ومع أنه عانی من وقائع الأیام وتبلبل الأحوال وعاش بعیدا عن وطنه وأقاربه، بقی کالطود الشامخ فی میدان العلم والعقیده والأدب، وخلّف ورائه تآلیف قیمه جدیره بالاهتمام وطبع ما هو فی متناول الید، وتدریس بعض منها بالجامعات والحوزات العلمیه، فی فروع التخصص.
در این مقاله، ضمن ارایه تعریف های ادیبان گذشته و حال، از قافیه و بررسی جایگاه ادبی، هنری و موسیقایی آن در شعر فارسی، بر این نکته تاکید کرده ایم که قافیه بخشی از واژگان در دسترس هر شاعر است و واژه ای است که از زبان معیار برخاسته است و نقش و ارزشی سبکی دارد و همین که شاعر از میان دهها کلمه هم وزن و هم آهنگ، برخی از آنها را به عنوان قافیه انتخاب می کند و در شعرش می آورد، ناخود آگاه تشخص سبکی خود را نشان داده است. این تشخص سبکی در ویژگی های سبکی شعر آن شاعر و نیز سبک دوره (Period Style) در روزگار او ریشه دارد و شعر شاعر را برجسته می کند. در ادامه مقاله نمونه هایی از کارکردهای سبکی قافیه در شعر شاعران دوره های گوناگون را ارایه کرده ایم. یادآور می شود که در تحقیقات ادیبان معاصر به قافیه از منظر سبک شناسی توجه نشده است.