این مقاله سعی دارد وجهی از معماری ایرانی را فراسوی علوم محض، بازخوانی کند. نظام فضایی همان واقعیت روحانی، نقش? پنهان و زیرنقشی بود، که در نسبت با آنچه «جا» می خواندیم «همه جا» بود. نظامی که به جای آنکه «قرار گیرد»، «قرار می داد» و «استقرار می بخشید». کاربردی بودن هنر معماری، تصور خیالی و «صورت» آن را بدون توجه به وجه ملموس و کارکردیش ابترا می نمایاند. نظام فضایی به عنوان حلق? واسط وجه ملموس و غیر ملموس معماری، سازمان یافتگی و الگوی فضایی بود، که واقعه ها و عملکردهایی که «هست بودن» در آنها تحقق می یافت، را قابل حصول می کرد. نظامی که بایدها و نبایدهای الگوهای حرکت و زندگی را نیز فراهم می ساخت. این نظام چیزی فراتر از عملکردگرایی را به ذهن متبادر می سازد. بر اساس مستندات، نظام فضایی معماری ایرانی که با برداشت و الگو پذیری از ساخت و نظام فضایی عالم شکل می گرفت، انواع و ساختاری سه گانه داشته است. انواع آن شامل سلسله مراتب مفهومی، مرکزی و محوری بوده و دارای ساختار جهت گیری، مرکزگرایی و محوریت عمودی بوده است.نظام فضایی پس از تجسد در وجه ملموس و کالبد معماری، «شکل» های مختلفی را می نمایانده است.
تمرکز بیش از حد جمعیت و فعالیت، عمدتاً در بزرگ ترین شهرهای کشورهای در حال توسعه، باعث جذب بخش عمدهای از پتانسیلهای توسعهای این کشورها به این شهرها شده و در نتیجه این شهرها به طور نسبی بیش از حد بزرگ تر از دومین و سومین شهر این کشورها شدهاند. برخی از کشورهای در حال توسعه، برای مقابله با این پدیده نخست شهری و تبعات سوء آن سیاستها و اقدامات مشخصی را به کار گرفتهاند. در ایران نیز برای جلوگیری از رشد شتابان و فزاینده شهر تهران، از اواسط دهه چهل خورشیدی به بعد، سیاستها و اقدامات متعددی به کارگرفته شده است. در این مقاله سعی می شود تا با به کارگیری روشهای بررسی میزان نخست شهری، برای این سئوال که آیا به کارگیری سیاستهای تمرکززدایی توانستهاند از تمرکز بیش از حدّ فعالیت و جمعیت در تهران بکاهند، پاسخی بیابد. نتایج به دست آمده از این بررسی نشان می دهد که نخست شهری کماکان در کشور وجود دارد. علی رغم این، توزیع نظام شهری کشور از سال 1335 تا 1355 با روند تمرکز بیش از حد و یا نخست شهری بیشتر همراه بوده و از سال 1355 به بعد و تا 1375 به تدریج از تمرکز آن کاسته شده و به سمت توزیع متناسب تری در حال حرکت بوده است و اعمال سیاستهای تمرکززدایی از اواسط دهه 1340 به بعد باعث کاهش میزان نخست شهری تهران شده و در شکلگیری نظام شهری موجود کشور تأثیرگذار بوده است. نتایج به دست آمده از این بررسی نشان می دهد که نخست شهری کماکان در کشور وجود دارد. علی رغم این، توزیع نظام شهری کشور از سال 1335 تا 1355 با روند تمرکز بیش از حد و یا نخست شهری بیشتر همراه بوده و از سال 1355 به بعد و تا 1375 به تدریج از تمرکز آن کاسته شده و به سمت توزیع متناسب تری در حال حرکت بوده است و اعمال سیاستهای تمرکززدایی از اواسط دهه 1340 به بعد باعث کاهش میزان نخست شهری تهران شده و در شکلگیری نظام شهری موجود کشور تأثیرگذار بوده است.
ایجاد سایه در فضاهای باز و معابر خصوصاً در اقلیم های گرمسیری، یکی از عوامل مؤثر در تأمین احساس آسایش گرمایی است. ضرورت ایجاد سایه در دو سوم تا سه چهارم از ایام سال، موجب ایجاد نمونه های شاخص معماری سایه ساز در فرهنگ و معماری بومی این مناطق شده است. در راستای ابداع نمونه های معماری سایه ساز، با توجه به تغییرات اقلیمی هر محل و تغییر موقعیت خورشید در آسمان در روزها و ساعات مختلف سال، سئوالات زیر مطرح می شود: 1- چگونه می توان در اقلیم مورد نظر، مواقع نیاز به سایه را برای یک دوره یک ساله مشخص کرد؟ 2- چگونه می توان در این ایام سایه مورد نیاز را به گونه ای تأمین نمود که از آفتاب مطبوع مواقع سرد محروم نگردد؟ مقاله حاضر با توجه به بررسی شرایط اقلیمی یک محل، روش تعیین مواقع نیاز به سایه، روش طراحی سایبان مناسب برای فضاهای باز، و در نهایت نحوه ارزیابی عملکرد سایبان در طول یک سال را با استفاده از روش نقاب سایه الگی معرفی می کند. در خاتمه مزایای روش نقاب سایه الگی در لحاظ نمودن سایر شرایط مؤثر در طرح سایبان را شرح می دهد.
این مقاله بخشی از مطالعات نگارنده در ارتباط با تاثیرات نانوتکنولوژی بر آینده معماری را ارائه می دهد. در ابتدا جنبه های کاملاً علمی موضوع مورد بررسی قرار می گیرد و با جستاری در مبانی و مفاهیم پایدار معماری و گفتار بزرگان معماری جهان، درگیری موضوع با معماری روشن می شود و در آخر نیز با ارائه ی نمونه ای از دستاوردهای این تکنولوژی، به معرفی ویژگی ها و افق هایی که در پیش روی معماران است، می پردازد. همچنین، دراین نگارش علل اهمیت موضوع با نگاهی به تاثیرات مثبت و منفی و آثار جانبی این تکنولوژی از دید متخصصین امر بیان می شود. دانشمندان و محققین پیش بینی می کنند که نانو تکنولوژی محدودیت هایی مثل استانداردها و ترکیبات غیر قابل بازگشت، همانند بتن و آجر را از سر راه طراحان بر خواهد داشت و مفاهیم معماری را دچار دگرگونی خواهد کرد. با وجود این، مطالعات نشان می دهند نانو مواد که در مقیاس نانو قدرت پخش و واکنش پذیری بالایی دارند، بی خطر نیستند. نانوتکنولوژی نیز مانند هر فناوری پیشرفته دیگر نیز به خودی خود خیر یا شر محسوب نمی شود؛ بدیهی است هر چه قابلیت ها و توانایی های یک فناور بیشتر باشد، اهمیت کنترل و به کار گیری آن در جهت کمک به ارتقاء زندگی انسان ها نیز مهم تر خواهد بود.
همزمان باکاهش سهم جابجایی عابر پیاده در نظام حمل و نقل درشهرهای بزرگ. تلاش زیادی در چند دهه اخیر از سوی مسئولین مدیریت این شهرها در جهت مناسب سازی فضاهای عمومی پایدار آغاز گشته است. هدف از ارایه این مقاله، ارزیابی رفتار عابر پیاده به منظور ارتقای کیفیت سازمان فضایی/ عملکردی در مراکز شهری از طریق بررسی شاخص های موثر در افزایش پیاده روی، اندازه گیری پتانسیل پیاده روی، در ارتباط با مکان های پیاده روی در محیط های مسکونی و تجاری می باشد. در این پژوهش نخست عوامل موثر بر روی حرکت عابر پیاده، شناسایی و سپس از طریق مطالعه موردی، اثرات این عوامل بر روی حرکت عابر پیاده مورد بررسی و حاصل این مطالعه در قالب نقشه های پهنه بندی پیاده روی برای دو کاربری مسکونی و تجاری با استفاده از قابلیت GIS از مکانی نمودن حرکت عابر پیاده نمایش داده شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که شناسایی شاخص های موثر جهت ارزیابی پتانسیل پیاده روی، مناسب صورت پذیرفته است و همچنین نقشه های پتانسیل پیاده روی در دو کاربری مورد مطالعه نشان می دهد که در محیط های مسکونی، شاخص های فیزیکی و در محیط های تجاری، شاخص های فرهنگی/ اجتماعی از عوامل تاثیرگذار بر روی حرکت عابر پیاده می باشند. از سوی دیگر میزان همبستگی بین مقادیر پتانسیل و زمان پیاده روی در چهار معبر مهم تجاری در منطقه بیانگر عملکرد و توجیه مدل انتخابی می باشد.
پایگاه میراث فرهنگی و گردشگری مستقر در روستای میمند در طول فعالیت 5 ساله خود در این روستا، در کنار مرمت و حفاظت از کالبد روستا، در زمینه های مختلف پژوهشی، همچنین پرورش استعدادهای کارشناسان بومی و غیر بومی در زمینه های مختلف پژوهشی و اجرایی نیز فعالیت های عمده ای داشته است. سیاست های مدیریتی در زمینه احیاء بافت میمند که به واسطه دستکند بودن آن، در ردیف بافت های خاص قرار می گیرد، تأثیر بسزایی در معرفی بهتر روستا و خدمات رسانی بهتر به گردشگر و در نهایت رونق زندگی بومی در این روستا دارد. سیاست های خاصی که پایگاه میراث فرهنگی (که نگارنده نیز عضوی از آن بوده) در این زمینه در پیش گرفته، به الگویی برای طراحی در بافت روستا و همچنین استفاده بهینه از فضاهای دستکند متروکه روستا گردیده است. این نتایج و مقاله پیش رو نتیجه پژوهش های میدانی و روش آزمون و خطا، طی سال های گذشته به دست آمده است و در نهایت گویای این مسئله است که با در نظر گرفتن الگوهای اصیل و بومی منطقه میمند، گام های موثری در راه احیاء این روستای تاریخی برداشته شده است؛ و می توان در بافت های روستایی دیگر نیز از این الگوهای بومی الهام گرفت.